خنجر در تاریکی؛ آیا صفحه کلید، حریمِ گناه را میشکند؟
مبلغ – سرویس معارف: تصور کنید در اتاق نشیمن خانه خود نشستهاید، گوشی موبایل در دست شماست و در حال چرخیدن در بخش نظرات یک پست اینستاگرامی هستید. ناگهان خبری درباره یک چهره مشهور، یک سلبریتی یا حتی یکی از همکاران خود میبینید که برایتان خوشایند نیست. بدون لحظهای درنگ، شروع میکنید به تایپ کردن یک نظر تند، نقد غیرمنصفانه یا حتی بازگو کردن عیبی از او که دیگران نمیدانند. در این لحظه، ذهن شما به شما تلقین میکند که این فقط یک متن در فضای مجازی است و هیچکس هم شما را نمیبیند. این حسِ کاذبِ امنیت، بزرگترین تلهای است که انسان مدرن در آن گرفتار شده است. بسیاری از کاربران فضای مجازی با خود میاندیشند که چون فرد مورد نظر حضور ندارد و ارتباط مستقیم برقرار نیست، پس غیبت کردن در اینجا با فضای حقیقی متفاوت است. اما آیا این تصور با مبانی فقهی و اخلاقی اسلام همخوانی دارد؟
برای درک پاسخ، ابتدا باید بازخوانی دقیقتری از ماهیت غیبت داشته باشیم. در فقه شیعه، غیبت به معنای آشکار کردن پنهانیهایی است که اگر فرد دربارهاش بداند، ناراحت میشود. محور اصلی غیبت، خدشهدار شدن آبروی مومن و شکستن حریم خصوصی اوست. وقتی ما در دنیای واقعی در یک جمع دوستانه پشت سر کسی حرف میزنیم، اثر آن محدود به همان جمع است. اما فضای مجازی معادلات را به کلی تغییر داده است. اینجا دیگر خبری از جمعهای محدود نیست. وقتی شما در یک کانال تلگرامی، صفحه اینستاگرامی یا حتی در یک گروه خانوادگی در پیامرسانها مطلبی را علیه کسی مینویسید، شما در حال انجام کاری هستید که اثر آن نه تنها محدود نیست، بلکه میتواند به صورت تصاعدی تکثیر شود.
یکی از تفاوتهای بنیادین فضای مجازی با فضای حقیقی، ماندگاری و قابلیت تکثیرِ گناه است. در دنیای واقعی، صوت و کلام پس از ادا شدن در فضا محو میشود، مگر اینکه کسی آن را ثبت کند. اما در فضای دیجیتال، هر حرفی که تایپ میشود، در سرورهای شرکتهای فناوری ذخیره میگردد و با یک اسکرینشات یا بازنشر ساده، میتواند در تمام دنیا پخش شود. فقه اسلامی همواره بر اصلِ تلافی و جبران حقالناس تاکید دارد. اگر غیبت کردن در دنیای واقعی نیازمند حلالیت طلبیدن از فرد است، در فضای مجازی این کار ده برابر دشوارتر میشود. چگونه میخواهید از کسی حلالیت بطلبید که حرف شما را هزاران نفر خواندهاند؟ اینجاست که مسئله حقالناسِ دیجیتال به یک بحران اخلاقی تبدیل میشود.
برخی استدلال میکنند که چون فلان چهره مشهور، خود را در معرض قضاوت عمومی قرار داده است، پس ما آزادیم که هر چه میخواهیم درباره او بنویسیم. این یک خطای تحلیلی بزرگ است. شهرت به معنای عمومی شدنِ تمام ابعاد زندگی نیست. حتی یک سلبریتی یا یک مسئول سیاسی، در کنارِ بخشهای عمومی زندگیاش، حریمهای شخصی دارد که شرعاً و قانوناً محترم است. نقد عملکرد یک مدیر یا بازیگر با غیبت کردن از او تفاوت ماهوی دارد. نقد باید مبتنی بر دادههای صحیح، در فضای کارشناسی و بدون توهین باشد. اما وقتی بحث به سمتِ افشای رازها، تمسخر ویژگیهای ظاهری یا تهمت زدن به نیتِ قلبی افراد میرود، دیگر نامش نقد نیست، بلکه همان غیبتِ کلاسیک است که در بستر مدرن بازتولید شده است.
تصور کنید یک اینفلوئنسر ویدئویی از سبک زندگی خود منتشر میکند. آیا این اجازه میدهد که ما در بخش نظرات، به حریم خصوصی خانواده او ورود کنیم یا عیبهای پنهانی او را که از طریق منابع غیرموثق شنیدهایم، جار بزنیم؟ پاسخ فقهی روشن است: خیر. اجازه ورود به فضای عمومیِ یک فرد، مجوزی برای ورود به حریم خصوصی یا هتک حیثیت او نیست. گناه غیبت، زمانی که در بستر عمومیِ فضای مجازی رخ میدهد، ابعادِ اجتماعیِ وسیعتری پیدا میکند. امام سجاد علیهالسلام در آموزههای اخلاقی خود همواره بر حفظ زبان و حریمِ حرمتِ مومن تاکید داشتند. در روزگاری که انگشتان ما به جای زبان، مسئولِ انتقالِ سخن هستند، این مسئولیت سنگینتر شده است. هر لایک یا ریپستی که بر یک مطلب غیبتآمیز میزنیم، در واقع مهر تأییدی بر گناهِ منتشر شده است. ما با این کار، نه تنها خود غیبت میکنیم، بلکه در انتشار و گسترش آن نیز شریک میشویم.
باید به این نکته نیز توجه کرد که فضای مجازی، ماهیتِ قضاوتهای ما را تغییر داده است. ما در فضای آنلاین، افراد را نه از طریقِ معاشرت واقعی، بلکه از طریقِ ویترینی که خودشان یا الگوریتمها برایمان ساختهاند، قضاوت میکنیم. این قضاوتها اغلب ناقص و جانبدارانه است. وقتی بر اساس یک تصویر یا یک کلیپِ ده ثانیهای درباره اخلاق یا دیانت کسی حکم صادر میکنیم و آن را در معرض دید دیگران قرار میدهیم، دچار غیبت و تهمت میشویم. این همان خنجری است که در تاریکیِ فضای مجازی به پشتِ افراد میزنیم؛ بدون اینکه حتی چهره آنها را از نزدیک دیده باشیم.
در آموزههای دینی، توبه از غیبت شرایط ویژهای دارد. اگر فردی که از او غیبت شده است زنده است و دسترسی به او ممکن است، باید از او حلالیت طلبید. حال تصور کنید که ما به واسطه یک اکانت ناشناس، کسی را در فضای مجازی تخریب کردهایم. آیا پاک کردن پست یا بستن اکانت، گناه ما را میشوید؟ قطعاً خیر. حقالناسِ دیجیتال، با پاک کردنِ دادهها از بین نمیرود. این گناه در پرونده اعمال ما ثبت شده است. شاید بد نباشد که در کنارِ سوادِ رسانهای، به دنبال آموزشِ سوادِ اخلاقی در فضای مجازی باشیم. سواد اخلاقی یعنی پیش از فشردن دکمه ارسال، از خود بپرسیم که اگر این حرف را در حضور فرد میزدیم، او چه واکنشی داشت؟ آیا این متن، چیزی جز ریختنِ آبروی مومن در ویترینِ نمایشِ عمومی است؟
علاوه بر این، مسئله بازنشر یا فوروارد کردنِ مطالبِ غیبتآمیز، یکی دیگر از گردابهای بزرگ در فضای مجازی است. گاهی ما غیبت نمیکنیم، اما محتوایی را که حاوی غیبت یا هتک حرمت است، برای دیگران ارسال میکنیم. از دیدگاهِ فقهی، فرقی میان کسی که غیبت را آغاز میکند و کسی که آن را به گوشِ دیگران میرساند نیست. هر دو در این گناه شریک هستند. ما باید در برابر اخبار و مطالبی که در گروههای خانوادگی یا کاری رد و بدل میشود، نقشِ یک ترمزِ اخلاقی را ایفا کنیم. نگذاریم زنجیره غیبت به واسطه سکوتِ ما یا اشتراکگذاریِ ما ادامه پیدا کند. سکوت در برابرِ غیبت، تنها راهِ نجاتِ روح در این هیاهوی دیجیتال است.
در نهایت، آنچه باید به آن بیاندیشیم، تقوای دیجیتال است. تقوا در فضای مجازی، به معنایِ یادآوریِ مداومِ حضورِ ناظری است که حتی کدهایِ پنهانِ ما را هم میبیند. خدا در فضای مجازی هم حضور دارد، همانطور که در اتاقِ دربسته ما حاضر است. تفاوتی نمیکند که در یک کنفرانسِ واقعی باشیم یا در یک رومِ گفتوگوی صوتی در کلابهاوس؛ حرمتِ مومن، حرمتِ خداست. کسی که به بهانه آزادیِ بیان یا نقدِ اجتماعی، به راحتی آبروی دیگران را در فضای مجازی میبرد، در واقع در حالِ تخریبِ دیوارهایِ امنیتِ روانیِ جامعه است. امنیتِ روانی که دین به آن بسیار بها میدهد و آن را شرطِ اصلیِ سلامتِ یک جامعه اسلامی میداند.
بیایید کمی به عقب برگردیم و بازنگری کنیم. چند بار در هفته، آگاهانه یا ناآگاهانه، واردِ حریمِ شخصیتهایِ عمومی شدیم و با تندیِ قلمِ خود، زخمی بر آبرویِ آنها وارد کردیم؟ چند بار به خاطرِ اینکه همه در حالِ تخریبِ یک شخص بودند، ما هم همراهِ جریانِ آب شدیم و بدونِ تحقیق، سنگی به سمتِ او پرتاب کردیم؟ فضای مجازی شاید در ظاهر شیشهای و نفوذناپذیر به نظر برسد، اما در باطن، آینهای است که اعمالِ ما را به خودمان بازمیگرداند. این آینه، هرگز دروغ نمیگوید و هیچ چیزی را فراموش نمیکند. امروز اگر فرصتی داریم، بهتر است به جایِ غیبت کردن، به دنبالِ اصلاحِ رفتارهایِ خود در این زیستبومِ جدید باشیم. راهِ توبه باز است و اولین قدم، دست کشیدن از قضاوتهایِ عجولانه و نیشدار در فضایِ بیانتهایِ شبکههایِ اجتماعی است.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0