جادوگران اینستاگرامی چگونه از ترس‌های ما پول درمی‌آورند؟ | وقتی «امید» هم قیمت پیدا می‌کند

از «بازگشت معشوق» و «بخت‌گشایی» تا «طلسم رزق» و «شفای بیماری»؛ بازار رمالی و دعانویسی دیگر محدود به اتاق‌های تاریک و کاغذهای رمزآلود نیست و حالا در اینستاگرام و تلگرام، با چند تصویر شمع، وعده «نتیجه تضمینی» و تعرفه‌های چندمیلیونی به کسب‌وکاری پررونق تبدیل شده است؛ بازاری که در آن، اضطراب‌های اقتصادی، عاطفی و خانوادگی مردم به فرصتی برای فروش یک کالای نامرئی تبدیل می‌شود: اطمینان به آینده.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، از کوچه‌های قدیمی و اتاق‌های تاریک تا صفحات اینستاگرام و کانال‌های تلگرامی، رمالی و دعانویسی شکل تازه‌ای پیدا کرده است؛ بازاری که در آن ترس، عشق، پول و حتی آینده انسان به کالاهایی قابل فروش تبدیل می‌شوند.

تصویری که بسیاری از رمالی در ذهن دارند، هنوز مردی است نشسته پشت میزی قدیمی، با کتابی قطور، کاغذهایی پر از خطوط ناشناخته و ادعاهایی درباره نیروهای ماورایی؛ اما بازار امروز دیگر چنین چهره سنتی و محدودی ندارد. حالا یک صفحه مجازی، چند تصویر از شمع و طلسم، تعدادی پیام ساختگی از مشتریان supposedly راضی و وعده «نتیجه تضمینی» کافی است تا فردی برای خود کسب‌وکاری در این حوزه راه بیندازد.

با این حال، پشت این بازار فقط خرافه قرار ندارد. مجموعه‌ای از اضطراب‌های اقتصادی، عاطفی، خانوادگی و روانی وجود دارد که بخشی از افراد را در لحظات درماندگی به سمت کسانی می‌برد که مدعی‌اند می‌توانند سرنوشت آنها را تغییر دهند.

گزارشی که اخیراً درباره فعالیت فردی با عنوان «حضرت استاد» منتشر شده، نمونه‌ای از تجاری‌شدن این بازار است؛ بازاری که در آن برای خواسته‌هایی از پیدا کردن گمشده و موفقیت در آزمون گرفته تا ازدواج، فرزنددار شدن، درمان بیماری و رونق کسب‌وکار، تعرفه مشخص تعیین شده است. حتی برای مشتریان خارج از کشور نیز امکان پرداخت به دلار و یورو در نظر گرفته شده است.

در این فهرست، قیمت برخی دعاها به ۷ میلیون تومان می‌رسد؛ رقمی که نشان می‌دهد در این بازار حتی «امید» نیز می‌تواند به محصولی با قیمت مشخص تبدیل شود.

ریشه‌های قدیمی یک بازار تازه

رمالی، فالگیری، پیشگویی و باور به نیروهای ماورایی، پدیده‌هایی مختص دوران معاصر نیستند. انسان در فرهنگ‌های مختلف، از گذشته تلاش کرده برای اتفاقاتی که علتشان را نمی‌شناخته توضیحی پیدا کند و برای آینده‌ای که قادر به پیش‌بینی آن نبوده، تصویری بسازد.

در ایران نیز این باورها در دوره‌های مختلف تاریخی به شکل‌های گوناگون وجود داشته‌اند و با وجود گسترش علم، آموزش و دسترسی به اطلاعات، به‌طور کامل از میان نرفته‌اند.

از همین رو، نمی‌توان رواج رمالی را تنها با عباراتی مانند «کم‌سوادی» یا «ساده‌لوحی» توضیح داد. یکی از ویژگی‌های بازار امروز همین است که مشتریان آن الزاماً از یک طبقه اجتماعی خاص نیستند. فردی با تحصیلات دانشگاهی، درآمد مناسب یا جایگاه اجتماعی بالا نیز ممکن است در مقطعی از زندگی به فالگیر یا دعانویس مراجعه کند.

ناصر فکوهی، انسان‌شناس و استاد دانشگاه تهران، در مباحث خود درباره سرمایه اجتماعی بر این نکته تأکید کرده است که کاهش کیفیت روابط اجتماعی و تضعیف شبکه‌هایی که افراد از طریق آنها حمایت دریافت می‌کنند و برای حل مسائل خود راه می‌یابند، می‌تواند انزوا و آسیب‌پذیری افراد را افزایش دهد.

با این حال، او هشدار می‌دهد که نباید میان نااطمینانی اجتماعی و گرایش به رفتارهای جادویی رابطه‌ای ساده و یک‌خطی برقرار کرد؛ چراکه باورهای جادویی ریشه‌ای بسیار قدیمی دارند.

بنابراین، شاید سؤال اصلی این نباشد که چرا انسان هنوز به جادو باور دارد؛ پرسش مهم‌تر این است که چه زمانی و به چه دلیل فرد احساس می‌کند برای حل مسئله خود باید به سراغ جادو برود؟

پاسخ را می‌توان در مفهوم «کنترل» جست‌وجو کرد. فردی که آینده شغلی خود را نامطمئن می‌بیند، کسی که با اختلاف خانوادگی مواجه است، بیماری دارد، از ازدواج نگران است یا ماه‌هاست طلب خود را دریافت نکرده، با شرایطی روبه‌روست که نتیجه آن کاملاً در اختیار خودش نیست.

رمال در چنین موقعیتی یک وعده ساده ارائه می‌دهد: «من می‌توانم کاری انجام دهم.»

این وعده ممکن است در واقعیت هیچ پشتوانه‌ای نداشته باشد، اما برای فرد مضطرب، دست‌کم این احساس را ایجاد می‌کند که برای حل مشکلش اقدامی انجام داده است.

مشتریان رمال‌ها چه کسانی هستند؟

فهرست خواسته‌هایی که در بازار دعانویسی عرضه می‌شود، در واقع می‌تواند تصویری از بخشی از مهم‌ترین نگرانی‌ها و اضطراب‌های جامعه باشد.

«بازگشت معشوق»، «بخت‌گشایی»، «جلوگیری از طلاق»، «سربه‌راه شدن همسر یا فرزند»، «رزق و روزی»، «فروش موفق»، «وصول طلب»، «قبولی در آزمون»، «پیدا کردن شغل» و حتی «شفای بیماری»؛ هرکدام به نوعی نماینده یک مسئله یا بحران واقعی در زندگی انسان هستند.

مصطفی اقلیما، رئیس انجمن علمی مددکاری اجتماعی ایران، در تحلیل گرایش مردم به رمالی و خرافات، مراجعه‌کنندگان را محدود به یک گروه اجتماعی خاص نمی‌داند و از فقر، بیکاری، آسیب‌های اجتماعی و نیاز افراد به شنیدن یک حرف امیدوارکننده، به‌عنوان بخشی از زمینه‌های این گرایش یاد کرده است.

مجید ابهری، رفتارشناس اجتماعی و عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی نیز سال‌ها پیش در بررسی این پدیده، عواملی همچون کنجکاوی، چشم‌وهم‌چشمی و فاصله گرفتن از توکل و ارزش‌های اخلاقی را از زمینه‌های مراجعه به فالگیران و رمالان دانسته بود. او همچنین بر ضرورت اطلاع‌رسانی و برخورد قانونی با افرادی که از این شرایط سوءاستفاده می‌کنند تأکید کرده است.

اما نکته مهم اینجاست که مشتری رمال الزاماً فردی نیست که هیچ راه دیگری نمی‌شناسد. گاهی فرد مسیرهای منطقی را می‌داند، اما توان یا حوصله پرداخت هزینه، صرف زمان و تحمل دشواری آن مسیر را ندارد.

برای حل یک اختلاف خانوادگی، مشاوره لازم است؛ بیماری نیازمند مراجعه به پزشک است؛ مسائل حقوقی مسیر وکیل را می‌طلبد؛ بحران روانی به روان‌شناس نیاز دارد و مشکلات مالی نیز نیازمند برنامه‌ریزی و حمایت اقتصادی است.

با این حال، تمامی این مسیرها زمان‌برند و هیچ‌کدام نیز نتیجه صددرصدی را تضمین نمی‌کنند.

رمال دقیقاً در نقطه مقابل چنین فرآیندی قرار می‌گیرد و می‌گوید: «یک نسخه دارم و نتیجه هم نزدیک است.»

همین وعده کوتاه و قطعی، یکی از عواملی است که می‌تواند بازار رمالی را زنده نگه دارد.

شبکه‌های اجتماعی؛ کارخانه تولید رمال‌های مجازی

اگر رمالی در گذشته به یک اتاق، مغازه یا معرفی از سوی یک آشنا نیاز داشت، امروز کافی است کاربر عباراتی مانند «باطل‌السحر»، «بازگشت معشوق»، «طلسم رزق» یا «رفع بستگی» را در فضای مجازی جست‌وجو کند.

پژوهشی مبتنی بر کلان‌داده‌های شبکه‌های اجتماعی که محمدعلی دادگسترنیا درباره محتوای فارسی در فاصله سال‌های ۱۳۹۵ تا مهر ۱۴۰۲ انجام داده، از وجود نزدیک به یک میلیون محتوای مرتبط با رمالی و دعانویسی در اینستاگرام خبر می‌دهد.

این محتواها بیش از ۳۰۰ میلیون پسند و ۱۳ میلیون دیدگاه دریافت کرده‌اند. در تلگرام نیز نزدیک به چهار میلیون محتوای مرتبط در بیش از ۲۰۰ هزار کانال شناسایی شده که مجموع بازدید آنها از ۱۰ میلیارد عبور کرده است.

این اعداد به معنای تعداد مشتریان این بازار نیستند، اما می‌توانند ابعاد گسترده بازار توجه و تبلیغات در حوزه رمالی و دعانویسی را نشان دهند.

شبکه‌های اجتماعی یک مزیت دیگر نیز برای این کسب‌وکار ایجاد کرده‌اند و آن، امکان ناشناس ماندن است.

رمال امروزی دیگر لزوماً نیازی ندارد مشتری را در خانه‌ای قدیمی یا اتاقی ناشناخته ملاقات کند. او می‌تواند با شماره‌ای مجازی، حسابی ناشناس یا صفحه‌ای با نامی پرطمطراق فعالیت خود را آغاز کند.

در مرحله نخست ممکن است از مخاطب نام، نام مادر، تاریخ تولد، عکس و جزئیات خصوصی زندگی او را بخواهد و سپس همان اطلاعات را با عنوان «کشف اسرار زندگی» به خود فرد بازگرداند.

گاهی نیز ماجرا از یک فال ساده شروع می‌شود و به چرخه‌ای از پرداخت‌ها می‌رسد. به مشتری گفته می‌شود مشکل او یک مسئله معمولی نیست؛ «طلسم سنگین» دارد، گرفتار «بستگی» شده یا فرد دیگری برای او کاری انجام داده است.

بعد از آن، نسخه جدیدی ارائه می‌شود و هزینه نیز افزایش پیدا می‌کند.

در نمونه‌ای که در متن مورد اشاره قرار گرفته، خدمات «حضرت استاد» از دعا برای محافظت و آمرزش گرفته تا ازدواج، افزایش رزق، شفای بیماری، فرزنددار شدن و «پیدا شدن جفت روحی» قیمت‌گذاری شده بود.

همین فهرست نشان می‌دهد که بازار رمالی چگونه می‌تواند تقریباً تمامی نقاط حساس زندگی انسان را به یک خدمت پولی تبدیل کند.

البته خطر این بازار فقط به از دست رفتن پول محدود نمی‌شود. عکس‌ها، اطلاعات خصوصی و مسائل خانوادگی افراد ممکن است در اختیار کسانی قرار گیرد که هیچ نظارت حرفه‌ای بر فعالیت آنها وجود ندارد.

در گزارش‌های مختلف نیز درباره احتمال سوءاستفاده مالی، خانوادگی و جنسی از مراجعه‌کنندگان هشدار داده شده است.

 چرا با وجود افشاگری‌ها، بازار از بین نمی‌رود؟

در سال‌های مختلف، بارها خبر دستگیری رمال‌ها، فالگیران و دعانویسان منتشر شده است؛ اما بازداشت یک فرد الزاماً به معنای پایان این بازار نیست.

ممکن است یک صفحه بسته شود و صفحه‌ای دیگر جای آن را بگیرد؛ یک نفر بازداشت شود و فرد دیگری با نامی جدید فعالیت خود را آغاز کند.

یکی از عوامل مهم، شیوه ذهن انسان در مواجهه با شکست است. فردی که نزد یک رمال نتیجه نگرفته، الزاماً به این نتیجه نمی‌رسد که «رمالی اساساً بی‌اعتبار است». ممکن است تصور کند فردی که به او مراجعه کرده کلاهبردار بوده و شخص دیگری واقعاً قدرت دارد.

همین ویژگی باعث می‌شود این بازار در برابر ابطال ادعاهایش تا حدی مقاوم بماند.

اگر پیشگویی درست از آب دربیاید، رمال آن را نشانه قدرت خود معرفی می‌کند؛ اگر پیشگویی اشتباه باشد، شکست می‌تواند به «طلسم قوی‌تر»، «دخالت فرد دیگر» یا «کافی نبودن مراسم» نسبت داده شود.

در چنین شرایطی، تقریباً هر نتیجه‌ای قابلیت تفسیر به سود مدعی را پیدا می‌کند.

در این میان، شرم قربانی نیز نقش مهمی دارد. فردی که برای بازگشت همسر، درمان بیماری یا رفع طلسم مبلغ زیادی پرداخت کرده است، ممکن است به دلیل ترس از تمسخر یا افشای مسائل خصوصی، موضوع را پیگیری نکند.

بنابراین، نبود آمار دقیق از قربانیان را نمی‌توان به معنای نبود مسئله دانست.

از منظر اجتماعی نیز برخورد صرفاً انتظامی نمی‌تواند تمام مسئله را حل کند. ناصر فکوهی در بحث سرمایه اجتماعی بر اهمیت ایجاد فضاها و شبکه‌های اجتماعی سالم برای کاهش انزوا و تقویت ارتباطات اجتماعی تأکید کرده است.

در واقع، مقابله با رمالی تنها به معنای مسدود کردن چند صفحه اینستاگرامی نیست؛ بخشی از راه‌حل به تقویت خدمات مشاوره‌ای، روان‌شناختی، حقوقی و اجتماعی و همچنین فراهم کردن دسترسی آسان‌تر مردم به این خدمات مربوط می‌شود.

وقتی «جادو» به زمین فوتبال می‌رسد

فوتبال ایران نیز از این بازار بی‌نصیب نمانده است. طی سال‌های گذشته بارها ادعاهایی درباره حضور رمال‌ها و جادوگران در اطراف برخی تیم‌ها، استفاده از دعا برای پیروزی، دفن اشیا در زمین، طلسم کردن دروازه یا تلاش برای تغییر نتیجه مسابقه مطرح شده است.

بخش قابل‌توجهی از این روایت‌ها در رسانه‌ها و گفت‌وگوهای اهالی فوتبال بازتاب پیدا کرده، اما مطرح شدن ادعا درباره یک فرد یا باشگاه، لزوماً به معنای اثبات آن نیست.

در سال‌های اخیر نیز اظهارات برخی مربیان درباره پیشنهاد یا استفاده از جادو و رمالی، بار دیگر این موضوع را به فضای فوتبال بازگردانده است. در برخی پرونده‌ها حتی نهادهای انضباطی فوتبال نیز نسبت به اظهارات مرتبط با جادوگری واکنش نشان داده‌اند.

اما چرا فوتبال؟

زیرا فوتبال یکی از محیط‌هایی است که فشار نتیجه در آن بسیار بالاست. مربی ممکن است پس از یک شکست شغل خود را از دست بدهد، بازیکن ممکن است با یک اشتباه جایگاهش را از دست بدهد و مدیر نیز تحت فشار هواداران قرار بگیرد.

در چنین شرایطی، نسبت دادن شکست به «طلسم» می‌تواند به یک توضیح آماده و حتی راهی برای فرار از پذیرش مسئولیت تبدیل شود.

از سوی دیگر، همان سازوکار روان‌شناختی در فوتبال نیز دیده می‌شود: زمانی که نتیجه غیرقابل پیش‌بینی است، انسان تمایل دارد تصور کند می‌تواند آن را تحت کنترل خود درآورد.

با این حال، در فوتبال حرفه‌ای متغیرهایی مانند تمرین، تاکتیک، آمادگی جسمانی، روان‌شناسی ورزشی، تحلیل داده و کیفیت بازیکنان قابل بررسی‌اند؛ «طلسم» چنین جایگاهی در تحلیل فنی ندارد.

از این منظر، ورود رمالی به فوتبال را نباید صرفاً یک حاشیه عجیب تلقی کرد. مسئله زمانی جدی‌تر می‌شود که باور به نیروهای ناشناخته جای تحلیل فنی را بگیرد؛ یعنی به جای بررسی ضعف خط دفاع، مصدومیت بازیکنان یا اشتباه تاکتیکی، شکست به «جادوی تیم مقابل» نسبت داده شود.

کالایی به نام اطمینان

در نهایت، بازار رمالی بیش از آنکه درباره قدرت رمال‌ها باشد، درباره آسیب‌پذیری مشتریان آنهاست.

انسان در لحظه‌ای که احساس می‌کند کنترل زندگی‌اش را از دست داده، بیش از هر زمان دیگری آماده شنیدن وعده‌ای است که به او می‌گوید: «راهی وجود دارد.»

این وعده ممکن است ۷ میلیون تومان قیمت داشته باشد؛ ممکن است در قالب یک کاغذ رمزآلود عرضه شود، پشت صفحه‌ای مجازی با هزاران دنبال‌کننده پنهان شود و حتی گاهی راه خود را به زمین فوتبال باز کند.

اما پشت تمام این شکل‌های متفاوت، یک نیاز مشترک وجود دارد: نیاز انسان به امید و کنترل در جهانی که همیشه قابل پیش‌بینی نیست.

به همین دلیل، مقابله با رمالی صرفاً با بستن چند صفحه مجازی یا بازداشت چند نفر پایان نمی‌یابد. تا زمانی که اضطراب، تنهایی، بحران‌های خانوادگی، مشکلات اقتصادی و دشواری دسترسی به خدمات تخصصی وجود داشته باشد، بازار وعده‌های جادویی می‌تواند دوباره شکل بگیرد.

رمال‌ها شاید طلسم بفروشند، اما کالای اصلی آنها چیز دیگری است؛فروش اطمینان به آدم‌هایی که از آینده می‌ترسند.

منبع: قدس آنلاین