در محاسبات معمول نظامی، تعداد نیرو، تجهیزات و امکانات، معیار اصلی سنجش قدرت و پیروزی است؛ اما در منطق قرآن، همهچیز به معادلات مادی ختم نمیشود. ممکن است جبهه حق از نظر نفرات در اقلیت باشد، اما وقتی ایمان، اتحاد، مقاومت و نصرت الهی در کنار آن قرار گیرد، همین «قلّت» میتواند به «کثرت» تبدیل شود. آیتاللهالعظمی جوادی آملی با تبیین تفاوت ماهوی سپاه اسلام و جبهه باطل، از حقیقتی سخن میگویند که دشمن از آن بیبهره است: «آنان با خدا هستند و خدا هم با آنان؛ و هرجا خدا هست، کثرت هست.
آیا زیاد بودن طرفداران یک جریان، نشانه حقانیت آن است؟ امیرالمؤمنین(ع) در خطبههای نهجالبلاغه پاسخی روشن به این پرسش میدهد: «در طریق هدایت از کمی نفرات نترسید.» از نگاه امام علی(ع)، اقلیت بودن اهل حق نه دلیل شکست است و نه مجوز عقبنشینی؛ چه بسیار گروههای اندکی که در طول تاریخ، به یاری خدا بر لشکرهای بزرگ باطل پیروز شدهاند.
به باور بسیاری العفاسی مصداق بارز حدیث نبوی است: «رُبَّ قارئ القُرآنِ والقُرآنُ یَلْعَنُه» بسا کسی که قرآن می خواند، اما قرآن او را لعنت میکند.
شناخت ضعف دشمن باید همزمان با تقویت هوشیاری و آمادگی همراه باشد، نه موجب آرامش کاذب.
در قرآن «نور» بهصورت مفرد و «ظلمات» بهصورت جمع آمده تا نشان دهد حق و هدایت واحد است، اما باطل و گمراهی متکثر و پراکندهاند.
در سلسله یادداشتهای تحلیل قرآنیِ تحولات اخیر به بررسی تشخيص حق و باطل میپردازیم؛ در این شماره میخوانیم که يكی از راههای تشخيص حق و باطل، بررسی پيروی كنندگان و طرفداران باطل و دوری از ظالمان و بیگانگان است.
در سنت الهی، حق همچون آب زلال و فلز خالص، ماندگار و سودمند است، در حالی که باطل به کف روی سیلاب یا ناخالصی فلزات میماند که ناپایدار و نابودشدنی است. قرآن با تمثیلهای بدیع، سرنوشت محتوم باطل را زوال و عاقبت حق را ثبات معرفی میکند. روایات معصومین نیز بر این حقیقت تأکید دارند که هرچند باطل گاه قدرتمند مینماید، اما ذاتاً محکوم به فناست و بهمحض ظهور حق، نابودی آن حتمی خواهد بود.
کارشناس علوم قرآن و حدیث در تبیین حکمت ۱۹۸ نهجالبلاغه در برنامه «شنبههای علوی» به یکی از پیچیدهترین آسیبهای فکری و اجتماعی اشاره کرد؛ استفاده از مفاهیم حق برای رسیدن به اهداف باطل، همانگونه که امام علی (ع) دربارهی خوارج فرمودند: «کلمهُ حقٍّ یُرادُ بها باطل».