مهدویت در نگاه شیعه صرفاً روایتی درباره آیندهای دور یا موضوعی برای مناسبتهای مذهبی نیست؛ تصویری از مسیر تاریخ، نسبت حق و باطل و سرانجام جامعه انسانی است. با این حال، در بخش قابل توجهی از ادبیات سیاسی و اجتماعی امروز، آخرالزمان کمتر به عنوان یک مؤلفه مؤثر در فهم رفتار جریانها و تحولات جهانی مورد توجه قرار میگیرد. پرسش اینجاست که اگر مهدی موعود(عج) را نقطه اوج تاریخ بدانیم، چرا هنوز نتوانستهایم معارف مهدوی را از فضای مناسکی و مناسبتی به متن تحلیلهای سیاسی، اجتماعی و تمدنی خود وارد کنیم؟
در کنار وصیتهای رایجی مانند طلب حلالیت و پرداخت بدهی، جملهای نیز بسیار شنیده میشود: «مقداری تربت داخل کفن یا همراه میت بگذارید.» این توصیه از کجا آمده، چه اندازه پشتوانه روایی و فقهی دارد و مرز درست آن با برداشتهای نادرست چیست؟
سفر حضرت مهدی(عج) به تمام نقاطی که ذوالقرنین به آنها سفر کرده بود، غیبت طولانی هر دو، مالک شدن هر دو بر کل سرزمین، یاری خضر نبی(ع) برای هر دو و اقبال عمومی مردم دنیا به ذوالقرنین و امام زمان(عج) از جنبههای مشابهت حضرت مهدی(عج) و ذوالقرنین است.
دکتر سید مرتضی میرسراجی (استادیار دانشگاه): در میان روایات شیعه، اخباری وجود دارد که با رشد تکنولوژی در زمان ما قابل فهم تر شده است در حالی که در گذشته های نه چندان دور مثل همین چند سال پیش، چنین نبوده است.