در هنگامه نبرد، پیش از آنکه غبارِ باروت به هوا برخیزد، این «واژهها» هستند که به صف میشوند تا ارادهها را سست کنند. سواد رسانهای در زمان جنگ، نه یک مهارتِ لوکس، بلکه جلیقهای ضدگلوله برای محافظت از قلب و ذهنِ جامعه در برابر هجمههای پنهان است.
عمده تاکید انیمیشنهای لگویی، بر روی شخص ترامپ و فرهنگ ایالات متحده آمریکا است؛ اظهارات متعدد و بی پایه و اساس رئیس جمهور آمریکا، فضایی را فراهم کرد تا سازندگان این ویدیوها با بهرهگیری از هوش مصنوعی علیه خالقین همان هوشمصنوعی یعنی آمریکاییها، عمل کنند و روایتهای حقیقی درباره ایران را به گوش جهان برسانند.
اولویت در آموزش دانشآموزان کلاس اولی با کاهش استرس و ایجاد حس امنیت است و در این راستا روشهایی مانند «دفتر احساسات»، «بازی احساسات»، یادگیری معکوس و پیامهای دلداری معلم به خانواده، جایگزین نمرهدهی سنتی و تدریس خشک و انعطافناپذیر شده است.
در سالهای اخیر، همزمان با گسترش فناوریهای ارتباطی و افزایش ضریب نفوذ اینترنت، ابعاد جنگ رسانهای علیه ایران وارد مرحلهای تازه شده است.
سکوت نوجوانان این روزها تنها یک رفتار ساده نیست؛ پشت این خاموشی دنیایی از افکار، احساسات و گاه ناامیدی پنهان شده است. نسل زد که درگیر بمباران اطلاعات و فشارهای ارتباطی مداوم است، سکوت را هم ابزار دفاعی و هم راهی برای بازآفرینی خود میداند. حال باید دید, چرا نوجوانان امروز ترجیح میدهند به جای گفتوگو، سکوت کنند؟ آیا این سکوت نشانه ضعف و ناتوانی است یا راهی برای نشان دادن قدرت و استقلال؟
یک کارشناس فضای مجازی از تاثیر انیمیشنهای لِگویی بر افکار عمومی جهان در جریان جنگ تحمیلی سوم گفت.
در دهه اخیر، رشد شبکههای اجتماعی و دسترسی آسان به اطلاعات موجب تغییر رفتار اجتماعی و فرهنگی جوانان شده است.
گوشی را زمین میگذارد تا لقمهای بخورد، اما دوباره وبا عجله برمیدارد. مبادا خبری آمده باشد! باور کنیم پیگیری بیوقفه اخبار نهتنها آرامش نمیآورد، بلکه درصورت عدم داشتن سوادرسانهای میتواند ما را برده رسانهها کند.
چه شد که نسل امروز ایران، مرز میان «خودی» و «غریبه» را که معماری سنتی با دقت تمام آن را با دیوارهای اندرونی و بیرونی ترسیم کرده بود، با یک استوری ساده از میان برداشت؟ در جامعه ای که زمانی «پرده یِ در خانه» نماد حیا و حفظ آبرو بود، حالا به اشتراک گذاشتن زندگی خصوصی به نماد صمیمیت و مدرن بودن تبدیل شده است. این تغییر بزرگ، پرسشی اساسی را پیش می کشد: آیا رسانه ها حجب و حیا را در فرهنگ ایرانی از بین برده اند یا فقط آن را به شکلی دیگر بازتعریف کرده اند؟
جنگ علیه ایران، تنها به میدان نظامی محدود نمیشود؛ در واقع در دنیای جنگهای ترکیبی، رسانهها بهعنوان میدان نبرد جدیدی شناخته میشوند که دشمنان با استفاده از آن به تضعیف روحیه جامعه میپردازند.
یک روانشناس گفت: استفاده ناآگاهانه از فضای مجازی میتواند سلامت روان نوجوانان را تهدید کند، در حالی که استفاده صحیح آن فرصتی برای رشد و ارتباطات سالم فراهم میکند.
در جنگ، شایعات به سرعت منتشر میشوند. به فرزندان بیاموزید که قبل از باور یا بازنشر یک پیام، کمی تحقیق کنند. آموزش سواد رسانهای در شرایط جنگی یک ضرورت است.
در شرایطی که برای کاهش آسیبها به ایران و مردم عزیزمان، اینترنت بینالمللی محدود شده، همچنان بعضی اخبار منفی و جعلی و همنواییهای غیرشرافتمندانه با دشمن آمریکایی صهیونی در فضای مجازی، روح و روان مردم غیور کشورمان را میآزارد. چه کنیم که آسیبهای فضای مجازی در شرایط جنگی کمتر گریبانگیرمان شود؟
خداوند به مؤمنان صدر اسلام هشدار داده است که اگر از دین خود برگردند، خداوند در آینده قومی را خواهد آورد که محبوب پروردگار هستند.
اگر جنگ آشکارترین صورت ناامنی برای کودک باشد، فضای مجازی پیچیدهترین و پنهانترین آن است. جنگ با صدای انفجار شناخته میشود اما جهان دیجیتال با سکوتِ نورانی صفحهنمایشها، با اعلانهای پیدرپی و با الگوریتمهایی که بیوقفه در حال مهندسی توجهاند، ذهن کودک را در معرض نوعی فرسایش تدریجی قرار میدهد.
در روزهایی که وسوسهها از هر سو هجوم میآورند؛ از ترافیک اعصابخردکن گرفته تا مقایسههای تلخ در شبکههای اجتماعی. آیا روزه ما را به تقوا نزدیکتر میکند یا تنها گرسنگی را به همراه دارد؟ یک کارشناس دینی پرده از ابعاد پنهان روزهداری برمیدارد و تأکید میکند که «روزه باید به زبان و چشم برسد.»
در شبکههای اجتماعی، برای گرفتن لایک و تأیید، هر حرفی را میزنی و روی هر موجی سوار میشوی؟ این گدایی «عزت دیجیتال» از مردم است. عزت دست خداست که با صداقت و حقگویی به دست میآید.
این روزها اخبار محدودیت گذاری شبکههای اجتماعی داغ است، بحثها از پذیرایی خانوادهها به پارلمانها و سطوح بینالمللی کشیده شده است.
یک پژوهشگر رسانه گفت: نقش تخصص کمتر از تعهد نیست و هر دوی اینها باید کنار هم باشند تا یک متخصص متعهد و کاربلد پای کار بیاید و از هوش مصنوعی برای ترویج فرهنگ ماه رمضان استفاده کنند.
پشت ترندهای ویروسی، فیلترهای بازیگوشانه و رقصهای جذاب در شبکههای اجتماعی واقعیت تاریکتری نهفته است.
در میدان نبرد دیجیتال امروز، نسل Z و آلفا در خط مقدم مبارزه با اطلاعات نادرست و اخبار جعلی قرار دارند. این نسلهای جوان، به عنوان بومیان دیجیتال، سریعتر از همیشه اطلاعات را دریافت میکنند و یاد میگیرند که چگونه دستکاری، روایتهای دروغین و تبلیغات آنلاین را تشخیص دهند.
طی روزهای اخیر اخبار مهمی از قلب اروپا مخابره شد؛ در جمهوری چک و آلمان، پرونده مسکوتمانده «ممنوعیت استفاده از شبکههای اجتماعی برای کودکان» بار دیگر روی میز سیاستمداران قرار گرفت و موجی از بحثهای داغ را برانگیخت. همین جرقه کافی بود تا نگاهی به نقشه جهان بیندازیم و ببینیم در چهار گوشه دنیا، دولتها چه تدبیری برای رویارویی با این غول دیجیتال اندیشیدهاند.
در گذشته، خانواده مهمترین نقطه اتکای افراد بود. دید و بازدیدهای مکرر، مهمانیهای خانوادگی و دورهمیهای شبانه، فقط یک رسم نبودند؛ بلکه راهی برای حفظ همبستگی و دریافت حمایت عاطفی محسوب میشدند. اما حالا شرایط تغییر کرده است. نسل جدید که در دنیای دیجیتال و تفکرات مدرن رشد کرده، بیش از هر زمان دیگری بر استقلال و حریم شخصی تأکید دارد و بسیاری از آنها دیگر دلیلی برای پایبندی به سنتهای خانوادگی نمیبینند.
اولین تأثیرات محیطی که فرد دریافت میکند از محیط خانواده است و حتی تأثیرپذیری از سایر محیطها میتواند نشأت گرفته از آن باشد، خانواده پایهگذار بخش مهمی از سرنوشت انسان است و در تعیین سبک و خط مشی زندگی، اخلاق، سلامت و عملکرد فرد در آینده نقش بزرگی دارد.
خانواده مؤثرترین نهاد اجتماعی است و فضای مجازی و شبکه های اجتماعی با وسعت روز افزون خود می تواند این نهاد مقدس را تحت تأثیر قرار دهند.
افزایش هزینههای زندگی و محدود شدن فرصتهای شغلی، بسیاری از خانوادهها را به جستوجوی راههای تازهٔ درآمد رسانده است. کسبوکار اینترنتی یکی از جدیترین گزینههاست؛ مسیری که بدون سرمایهٔ سنگین آغاز میشود، اما موفقیت در آن نیازمند آگاهی، تقسیم درست کارها و مدیریت هوشمندانهٔ مرز کار و زندگی است.
مسئولیت اجتماعی در فضای مجازی اهمیت زیادی دارد؛ باید از انتشار اطلاعات نادرست خودداری کرد و به نشر آگاهی و دانش پرداخت.
فضای مجازی تصاویری غیرواقعی میسازد؛ مثلاً از ترامپ، چهرهای بشردوست! وگرنه چطور ممکن است کسی که مرغی را نمیتواند بکشد، در وسط خیابان سر آدمی را ببرد؟! باید اینها را برای فرزندان خود تحلیل کنیم و بگوییم اطلاعاتی که از فضای مجازی میگیرند، گاه چقدر مسموم است.
قطع ناگهانی اینترنت بینالملل در روزهای اخیر، باعث واکنشهای عصبی بسیاری کاربران شده اما عجیب آنجاست که عدهای از این کاربران هیچ ارتباط شغلی و کاری با فضای مجازی ندارند و فقط وابستگی شدید به گوشی و شبکههای اجتماعی باعث شده که ترشح ناقلهای عصبی و عادتهای روزمره را تغییر دهد. این نشان میدهد زندگی دیجیتال مدرن تا چه حد میتواند رفتار و خلقوخو را تحت تأثیر قرار دهد.
با گسترش شبکههای اجتماعی، بسیاری از جوانان مسیر آشنایی خود را آنلاین آغاز میکنند، اما روانشناسان هشدار میدهند که شناخت صرفاً مجازی نمیتواند جایگزین ملاقات حضوری، دخیل کردن خانوادهها و مشاوره پیش از ازدواج شود و در صورت مدیریت نادرست، خطرات روانی و عاطفی برای زوجین به همراه دارد.