خاطرات شهدا | پای سفرهی شام آخر
آخرین شام رو که داشتیم با هم میخوردیم، سر سفره از من پرسید: امکانش هست مثل فاطمه زهرا سلام الله علیها مفقود بشوم و جنازم برنگرده؟گفتم: اینطوری اجرش بیشتره، خدا یه ثوابی هم واسه چشم انتظاریمون مینویسد.
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، خاطرهای از زندگی شهید جاویدالاثر یوسف سجودی که به عنوان گفتگوی دلربایِ شهید سجودی و همسرش منتشر شده است تقدیم شما فرهیختگان می شود.
آخرین شام رو که داشتیم با هم میخوردیم، سر سفره ازم پرسید: اگه شهید بشم، چکار میکنی؟
گفتم: منم مثل بقیه همسران شهدا، مگه اونا چی کار میکنن؟
خدا به هممون صبر میده…
گفت: امکانش هست مثل فاطمه زهرا سلام الله علیها مفقود بشم و جنازم برنگرده؟
خندیدم و گفتم: اینجوری اجرش بیشتره، خدا یه ثوابی هم واسه چشم انتظاریمون مینویسه…
و یوسف رفت و گمنام موند
منبع: حوزه از کنگرهی ملی شهدای مازندران؛ به روایت همسر شهید.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0