سفرنامه ابن‌بطوطه چگونه وحدت جهان اسلام را در قرن هشتم هجری روایت می‌کند؟

سفرنامه ابن‌بطوطه تنها روایت ماجراجویی یک جهانگرد مراکشی نیست؛ این اثر تاریخی تصویری از پیوندهای فرهنگی، اعتقادی و اجتماعی مسلمانان در سرزمین‌هایی ارائه می‌دهد که با وجود فاصله‌های جغرافیایی، تفاوت‌های قومی و اختلافات سیاسی، از نوعی همبستگی تمدنی برخوردار بودند.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، محمد المختار شنقیطی، اندیشمند اسلامی، با بررسی ابعاد تمدنی سفرنامه ابن‌بطوطه تأکید می‌کند که تجربه این جهانگرد در قرن هشتم هجری نشان‌دهنده استحکام پیوندهای جهان اسلام، حتی در دوران ضعف سیاسی و تجزیه سرزمینی بوده است. به گفته او، ابن‌بطوطه در سفر به مناطق مختلف جهان اسلام، بارها با استقبال مردم، حمایت حاکمان و احترام عالمان روبه‌رو شد و در سرزمین‌های دوردست مسلمانان احساس غربت نمی‌کرد.

بنابر روایت ایکنا، شنقیطی در گفت‌وگو با پادکست «مشارق و مغارب» توضیح داد که سفرنامه ابن‌بطوطه، افزون بر ارزش جغرافیایی و تاریخی، سندی مهم برای شناخت هویت مشترک و همبستگی فرهنگی جوامع مسلمان به شمار می‌رود.

 سفرنامه ابن‌بطوطه؛ سندی تاریخی از زندگی مسلمانان در قرن هشتم هجری

ابن‌بطوطه با نام کامل محمد بن عبدالله طنجی، در شهر طنجه مراکش و در خانواده‌ای اهل علم و ادب متولد شد. او در حدود ۲۰ سالگی با هدف انجام مناسک حج سفر خود را آغاز کرد؛ اما این سفر به ماجراجویی گسترده‌ای تبدیل شد که نزدیک به ۲۹ سال ادامه یافت.

این جهانگرد مراکشی در طول سفرهای خود دست‌کم ۱۲۰ هزار کیلومتر پیمود و از ۴۴ کشور امروزی، عمدتاً در قلمرو جهان اسلام، بازدید کرد. گستره این سفر در دورانی که هنوز وسایل حمل‌ونقل مدرن وجود نداشت، کم‌نظیر بود.

شنقیطی می‌گوید سفرنامه ابن‌بطوطه از سه بخش اصلی تشکیل شده است: مشاهدات مستقیم او از سرزمین‌ها و مردمانی که با آنها زندگی کرده، اطلاعاتی که از دیگران شنیده و در سفرنامه آورده و مطالب جغرافیایی، ادبی و تاریخی که ابن‌جزی، فقیه مالکی و تدوین‌کننده اثر، به آن افزوده است.

به گفته این اندیشمند، گزارش‌های مربوط به مشاهدات مستقیم ابن‌بطوطه از اعتبار تاریخی بالایی برخوردارند و می‌توان آنها را با دیگر اسناد و منابع تاریخی مقایسه کرد.

از آسیای مرکزی تا اقیانوس اطلس؛ گستره تمدنی جهان اسلام

یکی از نکات مهم در بررسی سفرنامه ابن‌بطوطه، گستره جغرافیایی جهان اسلام در آن دوران است؛ قلمرویی که از مناطق نزدیک به مرزهای چین در شرق تا سواحل اقیانوس اطلس در غرب امتداد داشت.

این گستره علاوه بر سرزمین‌های پیوسته در خشکی، از آسیای مرکزی تا شمال آفریقا، مناطق دریایی و جزیره‌ای مانند بنگلادش، مالزی، اندونزی، برونئی و مالدیو را نیز در بر می‌گرفت.

شنقیطی معتقد است که با وجود تفاوت‌های زبانی، قومی و جغرافیایی، جوامع این قلمرو از فرهنگ مشترک و پیوندهای اجتماعی نیرومندی برخوردار بودند.

مناسک حج یکی از مهم‌ترین جلوه‌های این همگرایی بود؛ زیرا مسلمانان از سرزمین‌های دور و نزدیک در مکه گرد هم می‌آمدند و از طریق این ارتباط، پیوندهای فرهنگی و اجتماعی خود را تقویت می‌کردند.

جهان اسلام پس از حمله مغول؛ از ویرانی شهرها تا احیای تمدن

ابن‌بطوطه در دوره‌ای سفر می‌کرد که جهان اسلام هنوز از پیامدهای حمله مغول به مراکز مهم تمدنی، از خوارزم و بخارا تا بغداد، حلب و دمشق، رنج می‌برد.

شنقیطی با اشاره به گزارش‌های این جهانگرد از شهرهایی مانند بلخ و بغداد می‌گوید که در برخی مناطق، با وجود پابرجا ماندن ساختمان‌ها، مدارس و مساجد، جمعیت شهرها از میان رفته یا پراکنده شده بود.

برای نمونه، ابن‌بطوطه در توصیف بلخ از شهری سخن می‌گوید که بناهای آن همچنان پابرجا بود، اما نشانی از زندگی عادی و جمعیت گذشته در آن دیده نمی‌شد. بغداد نیز هنوز آثار ویرانی‌های ناشی از حمله مغول را بر پیکر خود داشت.

بااین‌حال، تاریخ این دوره تنها روایتگر شکست و ویرانی نیست. به گفته شنقیطی، اسلام به‌تدریج در میان مغولان گسترش یافت و شماری از حاکمان و نوادگان چنگیزخان به این دین گرویدند.

او با نقل مضمون دیدگاه حسین مؤنس، تاریخ‌نگار مصری، این تحول را چنین توصیف می‌کند: «مغول‌ها بر مسلمانان پیروز شدند، اما اسلام بر مغول‌ها پیروز شد.»

این تحول از دیدگاه شنقیطی نشان‌دهنده ظرفیت تمدنی اسلام برای بازسازی و تأثیرگذاری فرهنگی حتی بر فاتحان نظامی است.

چرا ابن‌بطوطه در سرزمین‌های اسلامی احساس غربت نمی‌کرد؟

یکی از مهم‌ترین محورهای تحلیل شنقیطی، تجربه شخصی ابن‌بطوطه از زندگی در جوامع مختلف مسلمان است.

او سفر خود را از طنجه با امکاناتی محدود آغاز کرد، اما در مسیر حرکت به سرزمین‌های اسلامی، بارها از حمایت مردم، عالمان و حاکمان برخوردار شد.

در قسنطینه الجزایر، حاکم محلی از او استقبال کرد و پول و اسب در اختیارش گذاشت. در تونس به کاروان حج پیوست و به دلیل دانش و جایگاه علمی خود، به‌عنوان قاضی کاروان انتخاب شد.

در مصر با فقیهان مالکی ارتباط برقرار کرد و در دمشق نیز با عالمان دینی نشست‌وبرخاست داشت و از آنان اجازه علمی دریافت کرد.

ابن‌بطوطه در توصیف زندگی اجتماعی دمشق، به سنت مهمان‌نوازی مردم اشاره می‌کند؛ از جمله اینکه افراد ثروتمند و صاحب‌منصب در ماه رمضان تنها افطار نمی‌کردند و فقیران را نیز بر سر سفره خود دعوت می‌کردند.

او در ادامه سفرهایش به آسیای مرکزی، هند و مالدیو نیز به مناصب قضایی دست یافت و در مقطعی به‌عنوان فرستاده پادشاه مسلمان دهلی به دربار چین اعزام شد.

شنقیطی معتقد است که این تجربه‌ها نشان می‌دهد پیوندهای اعتقادی و فرهنگی چگونه می‌توانستند زمینه ادغام اجتماعی یک مسافر را در جوامع مختلف فراهم کنند.

رقابت مردم آناتولی برای میزبانی از ابن‌بطوطه

یکی از جذاب‌ترین روایت‌های سفرنامه ابن‌بطوطه به سفر او در منطقه آناتولی بازمی‌گردد؛ جایی که در آن زمان از امارت‌های کوچک متعددی تشکیل شده بود.

در این منطقه، گروه‌هایی با عنوان «اخیه» فعالیت می‌کردند. این گروه‌ها علاوه بر پیوندهای صنفی و حرفه‌ای، مراکز عبادت، تجمع، مهمان‌پذیری و فعالیت‌های اجتماعی را نیز اداره می‌کردند.

بر اساس روایت ابن‌بطوطه، زمانی که او و همراهانش وارد یکی از شهرهای آناتولی شدند، مردم از مغازه‌های خود بیرون آمدند و به استقبال آنان رفتند.

اما کمی بعد، میان گروه‌های مختلف اختلاف بالا گرفت و حتی برخی افراد سلاح بیرون کشیدند. ابن‌بطوطه ابتدا تصور کرد که ممکن است قصد حمله یا غارت داشته باشند، اما پس از مدتی متوجه شد که علت اختلاف، رقابت برای کسب افتخار میزبانی از مسافران است.

در نهایت، با پیشنهاد قرعه‌کشی تصمیم گرفته شد یک گروه در شب نخست و گروه دیگر در شب بعد از آنان پذیرایی کند.

شنقیطی این ماجرا را نمونه‌ای از اهمیت مهمان‌نوازی در فرهنگ اجتماعی مسلمانان می‌داند؛ ارزشی که می‌توانست میان مردمانی با زبان و قومیت متفاوت نیز پیوند ایجاد کند.

ابن‌بطوطه ملت‌ها را با چه معیارهایی ارزیابی می‌کرد؟

به گفته شنقیطی، ابن‌بطوطه در توصیف مردمان سرزمین‌های مختلف، بیش از هر چیز به معیارهای ارزشی فرهنگ اسلامی توجه داشت؛ معیارهایی مانند تقوا، دانش، عفت، سخاوت، شجاعت و جوانمردی.

او از مردم شام، عراق، یمن، عمان، ایران، آسیای مرکزی و غرب آفریقا به دلیل ویژگی‌هایی مانند مهمان‌نوازی، عبادت، دانش، نظافت و پرهیز از ظلم تمجید می‌کرد.

در توصیف مردم غرب آفریقا نیز بر اهتمام آنان به حفظ و آموزش قرآن، حضور در نماز جمعه و پرهیز از ستم تأکید داشت.

شنقیطی شخصیت اجتماعی، خوش‌بین و سازگار ابن‌بطوطه را نیز در شکل‌گیری این ارزیابی‌های مثبت مؤثر می‌داند؛ هرچند این جهانگرد در مواردی که با رفتارهای مغایر با معیارهای اخلاقی خود روبه‌رو می‌شد، انتقاد می‌کرد.

از قسطنطنیه تا چین؛ تفاوت‌های فرهنگی در نگاه ابن‌بطوطه

در کنار تجربه همبستگی در سرزمین‌های اسلامی، سفرنامه ابن‌بطوطه از مواجهه او با فرهنگ‌ها و جوامع متفاوت نیز روایت‌هایی دارد.

در قسطنطنیه، او با تفاوت‌های مذهبی و فرهنگی روبه‌رو شد. ورود ابن‌بطوطه و همراهان مسلمانش به شهر با تأخیر انجام شد، درحالی‌که همسر امپراتور بیزانس و همراهانش اجازه ورود داشتند.

او همچنین به دلیل خودداری از تعظیم در برابر صلیبی که در ورودی ایاصوفیه قرار داشت، از ورود به این کلیسا صرف‌نظر کرد.

بااین‌حال، ابن‌بطوطه از رفتار محترمانه پدر امپراتور بیزانس نیز یاد می‌کند؛ شخصیتی که پس از کناره‌گیری از قدرت راهب شده بود و هنگام شنیدن خاطرات او از بیت‌المقدس و بیت‌لحم، با احترام واکنش نشان داد.

در هند، مشاهده رسم سوزاندن بیوه‌ها در کنار جسد همسر متوفی، ابن‌بطوطه را به‌شدت متأثر کرد.

در چین نیز با وجود تحسین توانایی‌های صنعتی و هنری مردم، احساس بیگانگی فرهنگی داشت. او مظاهر فرهنگی ناسازگار با اعتقادات خود را نمی‌پسندید و حضور مسلمانان در آن سرزمین را عاملی برای احساس نزدیکی و آرامش می‌دانست.

سه درس تمدنی سفرنامه ابن‌بطوطه برای جهان اسلام امروز

شنقیطی در جمع‌بندی تحلیل خود، سه پیام اصلی از سفرنامه ابن‌بطوطه استخراج می‌کند:

نخست؛ وحدت فرهنگی و اعتقادی فراتر از مرزهای سیاسی است. تجربه ابن‌بطوطه نشان می‌دهد که حتی در شرایط ضعف دولت‌ها، اختلافات سیاسی و تجزیه سرزمینی نیز پیوندهای اجتماعی و فرهنگی مسلمانان می‌توانست پابرجا بماند.

دوم؛ همبستگی امت اسلامی محدود به روابط میان حکومت‌ها نیست.رقابت‌های سیاسی حاکمان لزوماً به معنای از بین رفتن پیوندهای اجتماعی و فرهنگی مردم نیست و جوامع می‌توانند با وجود اختلافات سیاسی، همچنان از هویتی مشترک برخوردار باشند.

سوم؛ تمدن‌ها تنها از طریق قدرت نظامی گسترش نمی‌یابند. تجربه گرویدن بخشی از مغولان به اسلام نشان می‌دهد که تأثیرگذاری فرهنگی و اعتقادی می‌تواند حتی پس از شکست‌های نظامی و سیاسی نیز ادامه پیدا کند.

شنقیطی همچنین با اشاره به تجربه شکل‌گیری اتحادیه اروپا تأکید کرد که احیای میراث و حافظه تاریخی مشترک می‌تواند در تقویت همگرایی میان ملت‌ها نقش داشته باشد.

سفرنامه ابن‌بطوطه؛ میراثی برای شناخت هویت مشترک مسلمانان

از نگاه محمد المختار شنقیطی، سفرنامه ابن‌بطوطه فراتر از خاطرات یک جهانگرد و گزارش مسیرهای طولانی سفر است. این اثر تصویری از جامعه‌ای ارائه می‌دهد که در آن اعتقادات مشترک، دانش، سنت‌های اجتماعی و ارزش‌هایی مانند مهمان‌نوازی، زمینه ارتباط میان مردمان سرزمین‌های مختلف را فراهم می‌کرد.

او معتقد است جهان اسلام برای تقویت همگرایی میان ملت‌های خود باید حافظه تاریخی مشترک و میراث فرهنگی و اعتقادی‌اش را احیا کند و اجازه ندهد تعصب‌های ملی‌گرایانه و قومی بر پیوندهای تمدنی غلبه کنند.

سفرنامه ابن‌بطوطه از این منظر، نه‌فقط سندی برای شناخت گذشته، بلکه روایتی تاریخی از ظرفیت‌های همبستگی و وحدت فرهنگی جهان اسلام است.