مبلغ – سرویس جامعه: در تحلیل ریشههای آسیبهای اجتماعی امروز، از گسترش اختلاس و رشوهخواری گرفته تا بیتفاوتی شهروندان در برابر درد یکدیگر، معمولا نگاهها به سمت ضعف قوانین، ناکارآمدی نهادهای ناظر یا بحرانهای اقتصادی معطوف میشود. گرچه این عوامل غیرقابل انکارند، اما پژوهشهای حوزه جامعهشناسی اخلاق نشان میدهند که پیش از نهاد قانون، این بستر عاطفی افراد است که جهت رفتار اجتماعی آنان را معین میکند. انسانی که از کودکی با نفرت اصیل از خیانت و عشق واقعی به ایثار رشد نکرده باشد، با هزاران اهرم نظارتی و پلیسی نیز در پی یافتن روزنهای برای قانونگریزی خواهد بود. در این نقطه است که کانون خانه و به ویژه جایگاه مادر، به عنوان کارگاه مهندسی عواطف فردی و جمعی رخ مینماید.
عواطف و احساسات، بر خلاف تصور رایج، صرفاً اموری غریزی یا واکنشهای فیزیولوژیک لحظهای نیستند؛ احساسات پدیدههایی اجتماعی و عمیقاً تربیتی هستند. کودک پیش از ورود به مدرسه و جامعه، زبان بدن، لحن صدا و واکنشهای مادر خود را به عنوان مرجع اصلی حقیقت رمزگشایی میکند. وقتی مادری در برابر یک رفتار رانتجویانه یا دروغگویی، واکنش عاطفی همراه با انزجار، تلخی و عدم پذیرش نشان میدهد، ناخودآگاه مرزهای فضیلت و رذیلت را در اعماق روان فرزند خویش میخکوب میکند. در مقابل، تحسین دستاوردهای کاذب مادی که با پایمال کردن حقوق دیگران به دست آمده، سنگبنای شکلگیری شخصیتهایی متجاوز به حقوق عمومی در آینده است. مادر تنها مراقب جسم کودک نیست؛ او جهتدهنده مدار هیجانی و قطبنمای درونی نسلی است که فردا بر مسندهای تصمیمگیری، قضاوت و زیست مدنی تکیه خواهد زد.
دانشمندان علوم تربیتی و روانشناسی رشد، از جمله آلبرت بندورا در نظریه یادگیری اجتماعی، بر این باورند که بیشترین حجم یادگیری انسان نه از راه دستورهای کلامی، بلکه از طریق مشاهده عینی الگوها و پاداشها و هشدارهای عاطفی اطرافیان رخ میدهد. مادر به عنوان نزدیکترین پیوند عاطفی کودک، حامل قدرتمندترین پیامهای ارزشی است. اگر محبت مادری به عنوان پاداش برای راستی، امانتداری، بخشش و همدردی با ضعفا هزینه شود، فضیلت در جان کودک نهادینه خواهد شد. اما اگر این محبت بیقیدوشرط در برابر خطاهای بنیادی اخلاقی سکوت کند یا تنفر از پستی و ظلم را آموزش ندهد، خروجی چنین تربیتی افرادی با هوش شناختی بالا اما دچار فقر شدید در سواد عاطفی و وجدان جمعی خواهد بود.
در اندیشه دینی و ساختار معرفتی اسلام، تربیت بر دو رکن اساسی یعنی جاذبه حق و دافعه باطل استوار شده است. برخلاف رویکردهای نسبیگرا که هرگونه خشم و بیزاری را نشانه عدم تساهل میپندارند، عقلانیت وحیانی صراحتاً نجات فرد و جامعه را در داشتن حب به پاکیها و بغض از پلیدیها میداند. در این دستگاه معرفتی، مؤمن شخصی خنثی، بیتفاوت و بیموضع نیست؛ بلکه عواطف او هدفمند و استوار بر بنیان ارزشهای واقعی تنظیم شده است.
نگاهی به آموزههای پیشوایان معصوم نشان میدهد که دینداری چیزی جز تنظیم احساسات در جهت راستی و دوری از باطل نیست. امام صادق علیهالسلام در پاسخی کوتاه، عمیق و تاریخی به پرسش از ماهیت دین، دینداری را بر محوریت حب و بغض معنا میکنند:
عَنْ فُضَیْلِ بْنِ یَسَارٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ عَنِ الْحُبِّ وَ الْبُغْضِ أَ مِنَ الْإِیمَانِ هُوَ؟ فَقَالَ: وَ هَلِ الْإِیمَانُ إِلَّا الْحُبُّ وَ الْبُغْضُ؟!
ترجمه: فضیل بن یسار نقل میکند که از امام صادق علیهالسلام درباره حب و بغض پرسیدم که آیا این دو از جنس ایمان هستند؟ حضرت فرمود: آیا ایمان چیزی جز دوست داشتن و دشمن داشتن است؟!
پالکافی، ثقة الاسلام الکلینی، جلد ۲، صفحه ۱۲۵
امیرالمؤمنین علی علیهالسلام نیز در نهجالبلاغه، در نامهای تاریخی به فرزند برومند خود امام حسن مجتبی علیهالسلام، این حقیقت تربیتی را گوشزد میکنند که دل انسان در آغاز حیات، لوحی پاک و سرزمینی آماده بذرپاشی عاطفی و اخلاقی است؛ سرزمینی که اگر با محبت به نیکی و پرهیز از زشتی آبیاری نشود، علفهای هرز رذائل آن را به تسخیر درمیآورند:
وَ إِنَّمَا قَلْبُ الْحَدَثِ كَالْأَرْضِ الْخَالِیَةِ مَا أُلْقِیَ فِیهَا مِنْ شَیْءٍ قَبِلَتْهُ، فَبَادَرْتُكَ بِالْأَدَبِ قَبْلَ أَنْ یَقْسُوَ قَلْبُكَ وَ یَشْتَغِلَ لُبُّكَ.
ترجمه: همانا قلب نوجوان مانند زمینی خالی از هر کشت است که هر بذری در آن افکنده شود میپذیرد؛ پس من پیش از آنکه دلت سخت شود و عقلت به امور دیگر مشغول گردد، به تربیت تو پرداختم.
نهج البلاغة، الشریف الرضی، نامه ۳۱
قرآن کریم نیز عالیترین مدار رشد انسان را در گرو ساماندهی این دو گرایش قلبی تصویر میکند؛ جایی که زیبایی ایمان در درون دل کاشته شده و در مقابل، زشتی گناه و طغیان با انزجاری درونی دفع میشود:
وَلَكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَكَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيَانَ أُولَئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ.
ترجمه: لیکن خداوند ایمان را محبوب شما قرار داد و آن را در دلهایتان بیاراست و کفر و پلیدکاری و سرکشی را در نظرتان ناپسند ساخت؛ اینان همان رهیافتگانند.
سوره الحجرات، آیه ۷
تأمل در این متون اصیل آشکار میسازد که مادران درون چهاردیواری خانه، در حقیقت در حال ترسیم خطوط اصلی فرهنگ یک سرزمین هستند. مادری که فرزند خود را در مواجهه با بیپناهی یک انسان دلسوز و غمگین بار میآورد و در برابر رشوه و دزدی سرشار از بیزاری و اکراه تربیت میکند، باارزشترین خدمات امنیتی، اجتماعی و اقتصادی را به آینده کشور خود ارائه داده است. هدایت عاطفی نسل نو، شریان حیاتی تمدنسازی است؛ جریانی که سرچشمه همیشگی آن، دستهای پرمهر و هوشیاری اخلاقی مادران است.