به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، انتظار ظهور امام مهدی(عج) افزون بر بُعد اعتقادی و معنوی، با مسئولیتهای اخلاقی و اجتماعی انسان نیز پیوند دارد. بااینحال، در برخی برداشتها از مهدویت، توجه به نشانههای ظهور و تحولات آخرالزمانی چنان پررنگ میشود که مسئله آمادگی فردی و اجتماعی در حاشیه قرار میگیرد؛ درحالیکه فهم نسبت میان آینده موعود و وضعیت امروز جامعه، به نگاهی جامعتر نیاز دارد.
حجتالاسلام والمسلمین رحیم کارگر، رئیس پژوهشکده آیندهپژوهی و مهدویت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، در نوشتههایی از جمله «آیندهپژوهی چالشهای شیعیان و منتظران در دوران پیش از ظهور» و تحلیلهای خود درباره «منظومه حوادث پیش از ظهور»، بر ضرورت بررسی ارتباط میان تحولات اعتقادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی تأکید کرده است.
در این نگاه، آیندهپژوهی مهدوی صرفاً به شناسایی نشانهها محدود نمیشود؛ بلکه شناخت روندهای پیشرو، ارزیابی آسیبپذیریها، بررسی سناریوهای محتمل و تقویت آمادگی جامعه را نیز دربرمیگیرد. از همین منظر، تطبیق حوادث معاصر با روایات پیش از ظهور باید بر پایه بررسی مستند و روشمند انجام شود و میان متن روایت، تحلیل تاریخی و برداشتهای احتمالی تفاوت گذاشته شود.
بنابر روایت مهر، در گفتوگوی پیشرو، ابعاد آمادگی جامعه منتظر، چالشهای اعتقادی و معرفتی شیعیان، ضرورت حفظ امید و عدالتخواهی و همچنین امکان بررسی ارتباط میان تحولات جهان امروز و روایات پیش از ظهور را با حجتالاسلام کارگر مرور کردهایم.
چرا انتظار ظهور را نمیتوان فقط به باور به آمدن منجی محدود کرد؟
انتظار ظهور امام مهدی(عج) چه نسبتی با مسئولیتهای فردی و اجتماعی انسان دارد؟
انتظار ظهور صرفاً باور به آمدن منجی و امید به پایان یافتن ظلم و بیعدالتی نیست؛ بلکه تعهدی اعتقادی، اخلاقی و اجتماعی برای حرکت در مسیر حق و آمادگی برای آیندهای عادلانه است. دوران غیبت، عرصه آزمون ایمان، بصیرت، صبر، اخلاص و مسئولیتپذیری انسان است. فرد منتظر باید بتواند حق را از باطل تشخیص دهد، در برابر تحریف حقیقت مقاومت کند و جهتگیری اعتقادی و اخلاقی خود را حفظ کند.
انتظار زمانی از یک باور ذهنی فراتر میرود که به مسئولیت عملی تبدیل شود؛ مسئولیتی که از اصلاح خویشتن آغاز میشود، در مناسبات اجتماعی گسترش مییابد و به تلاش برای ساختن جامعهای آگاهتر، اخلاقیتر و عادلانهتر میانجامد. بنابراین، نمیتوان میان آینده موعود و رفتار امروز انسان منتظر گسستی کامل در نظر گرفت.
آمادگی برای ظهور از کجا آغاز میشود؟
با این برداشت، وضعیت امروز جامعه چه ارتباطی با آمادگی برای آینده موعود دارد؟
آیندههای بزرگ تنها با آرزو کردن تحقق نمییابند؛ بلکه ظرفیتها و ضعفهایی که جوامع در زمان حال ایجاد میکنند یا از اصلاح آنها غفلت میورزند، در مسیر آینده آنها تأثیرگذار است. ازاینرو، آینده موعود را نباید صرفاً افقی امیدبخش در دوردست دانست. حرکت به سوی چنین آیندهای به آمادگی تاریخی، توانمندی انسانی، استحکام اجتماعی و شایستگیهای اخلاقی و نهادی نیاز دارد.
در منطق انتظار مهدوی، فاصله میان وضع موجود و آینده مطلوب باید با شناخت واقعبینانه چالشها، اصلاح کاستیها و تقویت ظرفیتهای لازم کاهش یابد. آیندهپژوهی در این زمینه میتواند به شناخت بهتر روندهای پیشرو، تشخیص آسیبپذیریهای جامعه و تبدیل آگاهی از آینده به تصمیمگیری و اقدام در زمان حال کمک کند.
پنج حوزه اصلی چالشهای جامعه منتظر
چالشهای پیش روی شیعیان و منتظران چه ابعادی دارد؟ آیا میتوان آنها را دستهبندی کرد؟
چالشهای جامعه منتظر به یک مسئله یا حوزه خاص محدود نمیشوند. این چالشها با یکدیگر ارتباط دارند و ممکن است در تعامل با هم، آسیبپذیری جامعه را افزایش دهند. در یک صورتبندی راهبردی، میتوان آنها را در پنج حوزه مرتبط بررسی کرد.
حوزه نخست، پایداری اعتقادی و روانی است که تزلزل ایمان، فرسایش امید، گرفتار شدن در یأس تاریخی و نداشتن صبر راهبردی را شامل میشود.
حوزه دوم، بصیرت و سلامت معرفتی است؛ یعنی توانایی تشخیص حقیقت در شرایط پیچیده، مقابله با فتنههای فکری، شناخت تحریف معارف مهدوی، پرهیز از فریب مدعیان دروغین و مقاومت در برابر جنگ روایتها و فریب رسانهای.
حوزه سوم،سلامت اخلاقی و عدالت اجتماعی است. دنیاگرایی و اسارت در جاذبههای قدرت و ثروت، سستی در عمل، مسئولیتگریزی، ضعف آمادگی اخلاقی و تربیتی و عادی شدن بیعدالتی در این حوزه قرار میگیرند.
حوزه چهارم، انسجام اجتماعی و پایداری هویتی است که تفرقه، تضعیف همبستگی اجتماعی و فرسایش هویت دینی و مهدوی در تحولات فرهنگی را دربرمیگیرد.
حوزه پنجم نیز آمادگی راهبردی و ظرفیت تمدنی است؛ به این معنا که جامعه تا چه اندازه میتواند آرمانهای اعتقادی خود را به ظرفیتهای انسانی، اجتماعی و نهادی تبدیل کند.
این صورتبندی، پانزده چالش اساسی را در پنج حوزه بههمپیوسته جای میدهد. اهمیت آن در این است که نشان میدهد مسئله انتظار را باید در پیوند میان باور، شناخت، اخلاق، مناسبات اجتماعی و توانایی اقدام جمعی بررسی کرد.
چرا چالشهای جامعه منتظر باید بهصورت یک منظومه بررسی شوند؟
چرا نمیتوان این چالشها را مشکلاتی مستقل از یکدیگر دانست؟
مسئله فقط وجود چالشها نیست، بلکه ارتباط و تأثیر متقابل آنهاست. ضعف ایمان میتواند امید را فرسوده کند؛ ضعف بصیرت زمینه فریب را فراهم آورد؛ ضعف اخلاقی اعتماد اجتماعی را کاهش دهد و کمبود همکاری و ظرفیتسازی، تحقق آرمانهای بزرگ را دشوار سازد.
ازاینرو، شناخت وضعیت جامعه منتظر نباید به بیان فضیلت انتظار یا شمارش نشانههای ظهور محدود شود. باید بررسی کنیم که جامعه در برابر تحولات فکری، فرهنگی، رسانهای و اجتماعی چه اندازه آمادگی دارد، چگونه حقیقت را از تحریف بازمیشناسد و تا چه حد میتواند ایمان و آرمان خود را به مسئولیتپذیری، همکاری، نهادسازی و اقدام مؤثر تبدیل کند.
در مقابل، معرفت آگاهانه، ایمان پایدار، اخلاق نیک، عدالتخواهی، صبر راهبردی، هویت ریشهدار و همکاری مسئولانه میتوانند زمینه آمادگی عمیقتر فردی و جمعی را فراهم کنند.
چگونه میتوان در شرایط دشوار، امید به آینده را حفظ کرد؟
یکی از چالشهای مورد تأکید شما، فرسایش امید و گرفتار شدن در یأس تاریخی است. جامعه منتظر چگونه میتواند با این وضعیت مقابله کند؟
انتظار به معنای انکار واقعیتهای تلخ جهان نیست؛ همانطور که به معنای تماشای منفعلانه حوادث نیز نیست. انتظار مستلزم تشخیص حق از باطل، حفظ امید در شرایط دشوار، مقاومت در برابر فساد، اصلاح خویشتن و مشارکت در ساختن جامعهای عادلانه است.
امید زمانی استحکام بیشتری پیدا میکند که با شناخت واقعیتها و مسئولیتپذیری همراه باشد. اگر جامعهای صرفاً از آینده مطلوب سخن بگوید، اما برای اصلاح ضعفهای خود اقدامی نکند، میان آرمان و واقعیت آن فاصله خواهد افتاد. انتظار باید انگیزهای برای عمل باشد، نه وسیلهای برای به تعویق انداختن مسئولیتها.
نسبت انتظار ظهور با عدالت اجتماعی چیست؟
آیا میتوان در انتظار تحقق عدالت جهانی بود، اما در برابر بیعدالتیهای روزمره بیتفاوت ماند؟
نمیتوان خواهان جهانی سرشار از عدالت بود، اما در زندگی شخصی و مناسبات اجتماعی خود به بیعدالتی رضایت داد. اگر عدالت، مسئولیتپذیری و حقیقتجویی از ارزشهای اساسی حکومت مهدوی به شمار میروند، باید نسبت این ارزشها را با رفتار فردی و اجتماعی خود نیز بررسی کنیم.
جامعه منتظر باید بتواند در برابر دروغ، تبعیض، تحقیر انسان و تباهی اخلاقی موضع مسئولانه داشته باشد. این مسئله تنها به رفتار فردی محدود نیست؛ مناسبات اجتماعی و ظرفیتهای جمعی نیز اهمیت دارند. انتظار، در این معنا، با اصلاح اخلاقی و مسئولیت اجتماعی پیوند میخورد و از سطح آرزو برای آینده به تلاش برای بهبود وضعیت موجود گسترش مییابد.
چرا بصیرت رسانهای برای جامعه منتظر اهمیت دارد؟
در شرایطی که اخبار و تفسیرهای متعارض بهسرعت منتشر میشوند، چگونه میتوان با جنگ روایتها و فریب رسانهای مقابله کرد؟
یکی از مسائل اساسی در دوران غیبت، توانایی تشخیص حق از باطل در شرایط پیچیده و چندلایه است. در چنین وضعیتی، انسان ممکن است با اطلاعات فراوان روبهرو باشد، اما دسترسی به اطلاعات بهتنهایی به معنای شناخت حقیقت نیست. تحریف معارف، فعالیت مدعیان دروغین و روایتهای گمراهکننده میتوانند تشخیص درست را دشوار کنند.
قرآن کریم در آیه ششم سوره حجرات بر ضرورت بررسی خبر تأکید میکند و میفرماید: «فَتَبَیَّنُوا». این اصل، لزوم تحقیق و روشن شدن حقیقت را یادآوری میکند. بنابراین، جامعه منتظر باید در مواجهه با اخبار و ادعاها رویکردی سنجیده داشته باشد و میان واقعیت، تفسیر و ادعای اثباتنشده تفاوت بگذارد.
این ضرورت هنگامی اهمیت بیشتری پیدا میکند که خبری به مسئلهای اعتقادی یا به نشانهای برای ظهور نسبت داده شود. در چنین شرایطی، هیجان و شتابزدگی نباید جایگزین بررسی معتبر شود.
منظور از «منظومه حوادث پیش از ظهور» چیست؟
در نوشتههای اخیر خود از منظومه حوادث پیش از ظهور سخن گفتهاید. این منظومه چه مفهومی دارد و چرا بررسی ارتباط میان حوادث اهمیت پیدا میکند؟
در روایات مرتبط با دوران پیش از ظهور، از مجموعهای از حوادث و تحولات سخن گفته شده است؛ از جمله «هرج الروم»، «مارقة الروم»، حوادث آذربایجان، فتنههای داخلی، تحولات سرزمین شام، حرکت یمانی و سفیانی و درگیریهای بزرگی مانند قرقیسیا.
پرسش مهم این است که آیا باید این گزارشها را صرفاً نشانههایی پراکنده و مستقل از یکدیگر دانست یا میتوان ارتباط میان آنها را نیز بررسی کرد؟ یکی از موضوعات قابل بررسی، نسبت میان بحرانهای جهانی و منطقهای، آشفتگی در مناسبات قدرت، مداخله نیروهای خارجی، تشدید اختلافات داخلی و تغییر موازنههای سیاسی و نظامی است.
اگر میان حوادث مطرحشده در روایات ارتباطی وجود داشته باشد، بررسی این پیوندها میتواند به فهم بهتر چارچوب گزارشها کمک کند. بااینحال، مطالعه منظومه حوادث به معنای اثبات قطعی ترتیب مشخصی از رویدادها یا پیشبینی حتمی آینده نیست؛ بلکه مستلزم ارزیابی احتمالها و فرضیهها بر پایه شواهد معتبر است.
«هرج الروم» و «مارقة الروم» چه تفاوتی دارند؟
در بررسی این منظومه، دو عنوان «هرج الروم» و «مارقة الروم» چه معنایی دارند؟
در توضیحی که درباره روایت امام باقر(ع) در کتاب «الغیبة» نعمانی مطرح کردهام، این دو عنوان به دو مرحله متفاوت اما مرتبط اشاره دارند. «هرج الروم» ناظر به آشوب، درگیری و کشتار گسترده در جبهه روم و مغرب است؛ درحالیکه «مارقة الروم» به حرکت و ورود نیرویی وابسته به روم اشاره دارد که در روایت، به سمت رَمْله پیش میرود.
بنابراین، نباید این دو اصطلاح را مترادف دانست. یکی بیشتر بر وضعیت آشوب و درگیری دلالت دارد و دیگری ناظر به حرکت یک نیروست. در روایت مورد بحث، میان این حوادث و تحولاتی که در مناطق پیرامونی و سرزمین شام رخ میدهند نیز ارتباطی مطرح شده است.
بااینحال، برای فهم دقیق این گزارشها باید ترتیب حوادث در روایت، معنای اصطلاحات و اعتبار سندی هر گزارش جداگانه بررسی شود. همچنین، نمیتوان بدون دلیل کافی، عنوان «روم» را دقیقاً معادل غرب معاصر یا یک کشور مشخص دانست.
آیا میتوان تحولات امروز جهان را با نشانههای ظهور تطبیق داد؟
با توجه به بحرانها و تنشهای جهان امروز، آیا میتوان گفت حوادثی مانند «هرج الروم» آغاز شدهاند؟
تحولات جهان امروز، از جمله بحرانهای سیاسی و اجتماعی، جنگها، رقابت قدرتهای بزرگ و تغییر در مناسبات منطقهای، این پرسش را مطرح میکند که آیا برخی از روندهای جاری میتوانند با فضای کلی حوادث پیش از ظهور ارتباط داشته باشند.
بااینحال، میان مشاهده یک بحران و اثبات انطباق آن با یک روایت تفاوت وجود دارد. احتمال ارتباط برخی روندهای کنونی با فضای کلی گزارشهای پیشاظهور را نمیتوان از پیش نادیده گرفت؛ اما این احتمال بهتنهایی برای اعلام اینکه حادثهای مشخص همان «هرج الروم» است، کفایت نمیکند.
برای چنین داوریای باید ویژگیهای حادثه در روایات، اعتبار گزارشها و ابعاد واقعی تحولات جاری با دقت بررسی شوند. ممکن است ناآرامیهای امروز مجموعهای از بحرانهای پراکنده باشند؛ همچنین ممکن است بخشی از دگرگونی گستردهتری در نظم سیاسی و اجتماعی جهان به شمار روند. تشخیص میان این احتمالها به شواهد و بررسی روشمند نیاز دارد.
چگونه باید نسبت جنگها و تحولات منطقهای با روایات پیش از ظهور را بررسی کرد؟
برخی تحلیلها از گسترش جنگهای بزرگ، تغییر موازنه قدرتها و تحولات سرنوشتساز در شام و فلسطین سخن میگویند. برای بررسی نسبت این تحولات با روایات پیش از ظهور، چه روشی باید در پیش گرفت؟
در این زمینه باید میان سه سطح تفاوت گذاشت: نخست، آنچه در روایت نقل شده است؛ دوم، تحلیلی که از ارتباط میان حوادث و روندهای تاریخی ارائه میشود؛ و سوم، فرضیهای که درباره مصداقهای احتمالی معاصر مطرح میشود.
ممکن است بحرانهای منطقهای، رقابت قدرتهای جهانی، مداخله نیروهای خارجی و تشدید اختلافات داخلی در کنار یکدیگر اهمیت پیدا کنند؛ اما از این مسئله نمیتوان مستقیماً نتیجه گرفت که یک جنگ مشخص، یک تحول سیاسی معین یا سرنوشت یک کشور، دقیقاً همان حادثهای است که در روایت توصیف شده است.
پیشبینی جنگ جهانی، تعیین ترتیب قطعی حوادث یا اعلام زمان و چگونگی تحولات نهایی، نیازمند شواهد معتبر و بررسی دقیق است. کنار هم قرار دادن چند خبر یا مشاهده شباهت ظاهری میان حوادث، برای اثبات چنین نتیجههایی کافی نیست.
بنابراین، هدف از بررسی منظومه حوادث باید شناخت دقیقتر ارتباطهای احتمالی میان روایات و تحولات تاریخی باشد، نه تطبیق شتابزده نشانهها با رویدادهای روز.
تفاوت آیندهپژوهی مهدوی با پیشبینیهای شتابزده چیست؟
آیندهپژوهی مهدوی چگونه میتواند از تطبیقهای غیرمستند و پیشبینیهای قطعی درباره آخرالزمان فاصله بگیرد؟
آیندهپژوهی مهدوی مستلزم شناخت روندها، ارزیابی خطرها، بررسی سناریوهای محتمل و تقویت آمادگی در برابر آیندههای گوناگون است. در این رویکرد، باید میان روایت معتبر، تحلیل تاریخی و برداشت احتمالی تفاوت گذاشت و در صورت ظهور شواهد تازه، ارزیابیهای قبلی را بازبینی کرد.
پیشبینی شتابزده معمولاً با تکیه بر شباهتهای ظاهری یا کنار هم گذاشتن اخبار پراکنده به نتیجهای قطعی میرسد؛ اما بررسی روشمند، احتمالهای مختلف را در نظر میگیرد و برای داوری به شواهد نیاز دارد.
آیندهنگری مهدوی زمانی ارزشمند است که هم امید را حفظ کند و هم عقلانیت را. نه باید تحولات جهان را بدون بررسی نادیده گرفت و نه باید هر بحران سیاسی یا نظامی را نشانهای قطعی از ظهور معرفی کرد.
مهمترین مسئولیت امروز جامعه منتظر چیست؟
اگر بخواهیم از بحث نشانههای ظهور به مسئولیت امروز جامعه منتظر برسیم، باید بر چه موضوعی تأکید کنیم؟
شاید مهمترین پرسش برای انسان منتظر این باشد که اگر عدالت، مسئولیتپذیری و حقیقتجویی از آرمانهای حکومت مهدوی هستند، امروز چه اندازه از این ارزشها در رفتار ما و مناسبات جامعهمان تحقق یافته است؟
ظهور را نمیتوان به محاسبه زمان فروکاست؛ همانگونه که انتظار را نیز نمیتوان به تماشای نشانهها محدود کرد. جامعه منتظر باید در برابر ظلم مسئولتر، در تشخیص حقیقت دقیقتر و در ساختن زندگی صالحانه جدیتر باشد.
این مسیر از اصلاح خویشتن آغاز میشود، به ساختن جامعهای آگاه و اخلاقی گسترش مییابد و با تقویت همکاری، ظرفیتهای اجتماعی و آمادگی برای آینده ادامه پیدا میکند.
آینده موعود، افق امید و عدالت است؛ اما سهم امروز ما در حرکت به سوی این افق، افزایش آگاهی، تقویت مسئولیتپذیری و تلاش برای اصلاح فرد و جامعه است.