راهکارهای عینی بقای روانی و رفتاری در دل بحران‌های خردکننده با واکاوی سیره امام یازدهم

مهندسی آرامش در عصر ناامنی؛ درس‌های امام عسکری برای انسان مضطرب امروز

زیستن در فضایی که استبداد و ناامنی بر گلوگاه جامعه سایه انداخته است، همواره آزمونی دشوار برای حفظ سلامت روان به شمار می‌رود. امام حسن عسکری علیه السلام با تکیه بر ساماندهی اجتماعی و روشنگری اخلاقی، الگویی عملی برای غلبه بر ترس و اضطراب ترسیم کرد که برای انسان معاصر و خسته از تنش‌های بی‌پایان، درس‌آموز و کاربردی است.

مبلغ – سرویس سبک زندگی: زندگی در جهان معاصر به گونه‌ای پیش رفته است که دلهره و تشویش فکری، بخشی جدایی‌ناپذیر از زیست روزمره به شمار می‌آید. انسان امروز با انبوهی از رویدادها، تلاطم‌های اقتصادی، اصطکاک‌های اجتماعی و تغییرات شتابان روبه‌رو است که مجال تنفس ذهنی را از او سلب می‌کند. صبحگاهان به محض روشن شدن صفحه تلفن همراه، ده‌ها خبر نگران‌کننده از نوسانات بازار تا خطرات ژئوپلیتیک و پیش‌بینی‌های ناامیدکننده درباره آینده بر سر روان انسان آوار می‌شود. در چنین فضایی، روانشناسان از پدیده‌هایی مانند درماندگی آموخته‌شده و فرسودگی روانی سخن به میان می‌آورند؛ حالتی که در آن، فرد گمان می‌کند هیچ اختیاری بر مسیر زندگی خویش ندارد و در نتیجه، امواج رویدادها او را به هر سو پرتاب می‌کنند. با این حال، تاریخ اندیشه دینی نشان می‌دهد که این احساس بلاتکلیفی و خفگی اجتماعی، تجربه‌ای نوظهور نیست. تاریخ شیعه در سده سوم هجری یکی از فشرده‌ترین، سخت‌ترین و هراس‌انگیزترین دوره‌های حیات خود را پشت سر گذاشت. دوره‌ای که با دوران امامت امام حسن عسکری همزمان بود و مرکز حکومت عباسی یعنی شهر سامرا به کانون فشار روانی و نظارت سختگیرانه امنیتی تبدیل شده بود. بازخوانی رفتار فردی و شیوه رهبری آن پیشوای بزرگ، ابعاد بسیار روشنی از هنر زیستن در میان بحران و روش‌های واقعی مهار تشویش را در برابر دیدگان انسان سرگشته امروز قرار می‌دهد.

برای درک درست وضعیت آن دوره، باید تصویری روشن از سامرا ترسیم کرد. سامرا صرفا یک پایتخت سیاسی عادی نبود، بلکه پادگانی نظامی و به شدت امنیتی بود که در آن، خلفای عباسی به دلیل ترس از جایگاه اجتماعی اهل بیت، امام هادی و سپس امام حسن عسکری را زیر نگاه مستقیم نیروهای نظامی و مراقبان درباری قرار داده بودند. یاران و هواداران امام حتی در رفت و آمدهای ساده روزمره خود در بازار یا کوچه‌ها نیز احساس آرامش نداشتند. یک نگاه اشتباه، یک سلام علنی به امام یا یک برگه دست‌نوشته همراه یک تاجر می‌توانست به زندان‌های تاریک بغداد یا ترور شبانه بینجامد. امام عسکری در شرایطی جامعه را هدایت می‌کرد که خود در حصر خانگی قرار داشت و هفته‌ای دو بار ناچار بود خود را به کاخ دارالخلافه معرفی کند تا اطمینان یابند قصدی برای خروج از شهر ندارد. در چنین وضعیتی، بزرگترین تهدید برای بدنه هواداران، نه فقط فقر مالی یا سختی جسمی، بلکه فروپاشی روانی، احساس بی‌پناهی و غلبه یاس مطلق بود. حکومت عباسی دقیقا همین هدف را دنبال می‌کرد؛ آنها می‌خواستند با نمایش مداوم قدرت نظامی و تبلیغات پرهزینه، این باور را القا کنند که ساختار موجود ابدی است و هیچ کورسوی امیدی برای تغییر وجود ندارد. با این حال، امام با راهبردهایی حساب‌شده و بدون درافتادن به بازی‌های تبلیغاتی حاکمیت، سازوکاری به وجود آورد که جامعه شیعی از درون فرو نپاشد و توان ایستادگی و خودسازی خود را حفظ کند.

نخستین رکنی که در سیره مدیریتی امام یازدهم جلب توجه می‌کند، انضباط سختگیرانه در مدیریت جریان اطلاعات و بهداشت روانی ارتباطات است. یکی از عوامل بنیادین تولید وحشت در جوامع تحت فشار، گردش سرسام‌آور شایعات، گمانه‌زنی‌های تاییدنشده و انتشار عمدی اخبار هولناک توسط بنگاه‌های قدرت است تا اراده عمومی را فلج کنند. انسان معاصر نیز به دلیل اعتیاد به اخبار منفی که در اصطلاح رسانه‌ای به آن رژیم خبری مسموم گفته می‌شود، پیوسته هورمون‌های استرس را در بدن خود فعال نگه می‌دارد. وقتی همه شبکه‌ها از بحران دم می‌زنند، ذهن آدمی ناخودآگاه در وضعیت فرار یا مبارزه قرار می‌گیرد. امام عسکری برای نجات یاران از این دام ذهنی، جریان اطلاعات را به شدت کانالیزه و پاکسازی کرد. ایشان به صراحت به یاران نزدیک خود یادآوری می‌کرد که نباید در معابر عمومی به سوی او بشتابند یا با اشاره دست و فریاد زدن نامش، حساسیت بی‌دلیل ایجاد کنند. امام یاران را به سکوت هوشمندانه، تقیه هدفمند و خودداری از هیاهوهای بی‌ثمر فراخواند. این دستورالعمل به این معنا بود که شیعه نباید انرژی روانی خود را در جدال‌های خیابانی و بحث‌های فرساینده که نتیجه‌ای جز هزینه‌تراشی ندارد، تباه سازد. امام به آنها آموخت که در شرایط هجوم تبلیغاتی، بهترین پاسخ، سکوت در برابر عوامل حاشیه‌ای و تمرکز بر ارتباطات امن، دقیق و سازنده در دایره یاران مورد اعتماد است. امروزه نیز کارشناسان سلامت روان تاکید دارند که برای کاهش تنش‌های درونی، باید ورودی‌های رسانه‌ای را محدود کرد و از غوطه‌ور شدن در جریان شایعات بی‌پایان پرهیز نمود.

رکن دوم در رویکرد امام عسکری، انتقال کانون توجه از دغدغه‌های غیرقابل کنترل به وظایف و اقدامات قابل مدیریت بود. یکی از خطاهای شناختی پرتکرار انسان‌ها در دوران بحران‌های اقتصادی و سیاسی این است که بخش اعظم انرژی فکری خود را صرف متغیرهایی می‌کنند که هیچ کنترلی بر روی آنها ندارند؛ پدیده‌هایی مثل سیاست‌گذاری‌های کلان، تصمیم‌های قدرت‌های بین‌المللی یا بحران‌های اقلیمی. این تمرکز بی‌حاصل، نتیجه‌ای جز تولید احساس خشم پنهان و ناتوانی مفرط ندارد. امام عسکری با درک دقیق این آسیب روانی، یاران خود را به سمت تقویت کارهای روزمره، اصلاح روندهای اخلاقی، جدیت در کسب روزی حلال و ارتقای بنیه علمی و فرهنگی سوق داد. او به شیعیان می‌فهماند که فروپاشی یک جامعه از نقطه‌ای آغاز می‌شود که افراد به بهانه شرایط بد پیرامونی، وظایف خرد و فردی خود را رها کنند. امام عسکری از داخل همان خانه تحت نظارت در سامرا، پاسخ به پرسش‌های فقهی، نگارش تفسیر قرآن، حل مسائل کلامی و ساماندهی کمک‌های معیشتی به محرومان را لحظه‌ای متوقف نساخت. وقتی یک فعال مذهبی یا بازاری شیعه در نیشابور، کوفه، قم یا اهواز می‌دید که رهبر او در قلب پادگان دشمن، به جای زانوی غم بغل گرفتن، سرگرم تدوین متون معرفتی و نظارت بر توزیع عادلانه اموال است، نیروی تازه‌ای برای ساماندهی زندگی شخصی خود می‌یافت. این الگوی رفتاری به انسان امروز گوشزد می‌کند که راه رهایی از بن‌بست‌های ذهنی، فراموش نکردن سنگر کار و فعالیت است؛ اگر سیاست‌ها یا نوسانات بازار در اختیار ما نیست، اخلاق در دادوستد، تربیت فرزندان، مطالعه سودمند و رسیدگی به خانواده همچنان در حیطه اختیار ماست و پرداختن به این امور، آرامش از دست رفته را بازمی‌گرداند.

مسئله تاب‌آوری اقتصادی و نقش آن در حفظ آرامش روانی، یکی دیگر از نقاط درخشان سیره امام عسکری به حساب می‌آید. اضطراب معیشتی همواره یکی از فلج‌کننده‌ترین عوامل تهدید سلامت خانواده‌ها بوده است. در دوران حکومت عباسیان، فشارهای شدید مالیاتی و محرومیت‌های عامدانه علیه پایگاه اجتماعی اهل بیت اعمال می‌شد تا آنان را از نظر مادی به زانو درآورند. امام عسکری به خوبی آگاه بود که فقر شدید و دلهره نان فردا، زمینه‌ساز انحرافات عقیدتی و سست شدن پیوندهای ایمانی است. به همین جهت، شبکه مخفی وکالت که ریشه‌های آن در زمان امامان پیشین پی‌ریزی شده بود، در عصر ایشان به بالاترین سطح انسجام و کارایی رسید. کارگزاران امین امام در مناطق گوناگون مانند ری، خراسان، مصر و بصره، پیوندهای مالی را میان بازاریان توانمند و خانواده‌های کم‌بضاعت برقرار می‌کردند. اموال جمع‌آوری‌شده به شکلی دور از چشم ماموران حکومتی به دست نیازمندان واقعی می‌رسید تا عزت نفس آنان مخدوش نشود. نکته جالب توجه در این رفتار این بود که حل بحران معیشتی، نه با خودنمایی و نمایش‌های تحقیرآمیز، بلکه با رعایت کامل کرامت انسانی همراه بود. وقتی انسان احساس کند در سختی‌ها تنها رها نشده و ساختاری نامرئی اما مطمئن وجود دارد که در لحظات بحرانی دستگیر او خواهد بود، فشار روانی ناشی از دغدغه فردا به شدت مهار می‌شود. جامعه شیعه در آن مقطع با لمس این حمایت عینی، اعتماد به نفس پیدا کرد و دریافت که با مشارکت همگانی و پرهیز از خودخواهی، می‌توان از تنگناهای مالی عبور کرد بدون اینکه به ذلت تملق در برابر قدرت حاکم تن داد.

علاوه بر جنبه‌های اقتصادی و رسانه‌ای، مدیریت روابط درون‌گروهی و زدودن تنش‌های میان‌فردی از دیگر اقدامات کلیدی امام عسکری به شمار می‌رفت. وقتی فشار بیرونی افزایش می‌یابد، افراد جامعه تمایل دارند ناکامی‌های خود را بر سر یکدیگر خالی کنند. بدبینی، زودرنجی، قضاوت‌های ناعادلانه، حسادت‌های صنفی و درگیری‌های بیهوده درون‌گروهی، سوغات نامبارک دوران اختناق است. جامعه عباسی سرشار از چاپلوسی، دسیسه‌چینی درباری و رقابت‌های خونین بر سر غنایم بود و این فرهنگ مسموم به آرامی به لایه‌های مردمی نیز نفوذ می‌کرد. امام عسکری در نامه‌های اخلاقی متعددی که به یاران و به ویژه چهره‌های برجسته‌ای مانند علی بن بابویه قمی نگاشت، بر مفاهیمی چون بردباری، فرو بردن خشم، راستگویی، امانتداری و حسن معاشرت با همسایگان تاکید بسیار ورزید. ایشان تصریح می‌کرد که شیعه باید در اخلاق‌مداری و گذشت، سرآمد دیگران باشد تا جایی که مخالفان نیز در امانت و پاکدستی به او اعتماد کنند. امام هشدار می‌داد که اختلافات داخلی و دامن زدن به کینه‌های کهنه، نیروی جمع را از بین می‌برد و روحیه تفاهم را نابود می‌سازد. در دنیای امروز نیز که فضای مجازی به میدان نبردهای لفظی، تحقیر یکدیگر و فرسایش روانی تبدیل شده است، این رهنمودها در حکم یک آب حیات اخلاقی است. جامعه‌ای که افراد آن در محیط خانواده و محیط کار به جای عیب‌جویی، پشت و پناه هم باشند و در سختی‌ها با لحن مهربان و رفتار منصفانه با یکدیگر سخن بگویند، سپری تسخیرناپذیر در برابر امواج ناامیدی بیرونی می‌سازد.

نکته عمیق‌تری که در منظومه فکری امام عسکری وجود دارد، بازتعریف مفهوم امید و رهایی از یاس تاریخی است. ناامیدی عمیق‌ترین زهری است که می‌تواند حیات یک تمدن یا یک گروه اجتماعی را بخشکاند. دستگاه حاکم در سامرا تلاش می‌کرد به همگان بقبولاند که کار تبار علوی به پایان رسیده و سلسله امامت در بن‌بست نهایی گرفتار شده است؛ به ویژه با توجه به اینکه امام حسن عسکری فرزندی آشکار نداشت و در ظاهر وارثی برای ادامه این راه به چشم نمی‌آمد. امام عسکری در برابر این تصویرسازی فریبنده، دکترین امید تاریخی و مهدویت را به اوج وضوح رساند. ایشان در دیدارهای خصوصی با افراد مطمئن، فرزند گرامی خود یعنی امام دوازدهم را به آنان نشان می‌داد و تاکید می‌کرد که دوران غیبت، نه دوران انهدام و فراموشی، بلکه دوران بلوغ، آزمون پایداری و انتظار فعال است. این پیشگویی و ترسیم دورنمای پیروزی حق بر باطل، بار سنگین یاس را از شانه شیعیان برداشت. آنان متوجه شدند که شرایط تاریک کنونی، ایستگاه پایانی تاریخ نیست، بلکه پرده‌ای گذرا از یک تقابل بزرگ است که در نهایت به عدالت جهانی منتهی خواهد شد. باور به وجود آینده‌ای روشن و حضور حجتی الهی که حتی اگر غایب از دیدگان باشد، مانند آفتاب پشت ابر به جهان گرما و زندگی می‌بخشد، به روح و روان یاران امام آرامشی از جنس یقین تزریق می‌کرد. روانپزشکان و متفکران اگزیستانسیالیست از جمله ویکتور فرانکل در کتاب‌های خود اشاره کرده‌اند انسانی که برای زیستن خود چرایی و معنایی داشته باشد، تقریبا هر چگونه‌ای را تاب خواهد آورد. امام عسکری این معنا و جهت غایی را در قالب پیوند با منجی به جامعه مضطرب آن روز هدیه کرد تا بدانند سختی‌های امروز، بخشی از مسیر رشد برای رسیدن به آن فردای بزرگ است.

در ساحت فردی نیز سبک عبادت و اتصال معنوی امام عسکری، شگفت‌انگیز و الهام‌بخش بود. گزارش‌های تاریخی حتی از زبان زندانبانان خشن و سنگدل عباسی نقل می‌کنند که هرگاه امام به بند کشیده می‌شد، رفتار ملایم، سجده‌های طولانی، روزه‌داری مداوم و آرامش باطنی او چنان محیط را دگرگون می‌ساخت که چهره‌های خشن دستگاه شکنجه تحت تاثیر قرار می‌گرفتند و در رفتار خود تجدیدنظر می‌کردند. علی بن اوتامش که یکی از بی‌رحم‌ترین گماشتگان عباسی بود، پس از چند روز همجواری با امام در بازداشتگاه، به کلی تغییر روش داد و غرق در احترام به شخصیت ایشان شد. این آرامش عمیق، ناشی از یک ایمان واقعی و شناخت عمیق از پروردگار بود. امام به انسان‌ها نشان داد که آرامش واقعی پدیده‌ای نیست که بتوان آن را از آسایش بیرونی، ثروت فراوان یا سازش با قدرت‌های ظالم به دست آورد؛ آرامش گوهر گرانبهایی است که از تسلیم در برابر حقیقت و توکل استوار بر خداوند سرچشمه می‌گیرد. بسیاری از اضطراب‌های ویرانگر ما در دوران حاضر، نتیجه تلاش نافرجام برای تبدیل کردن خود به خدایان کوچک است؛ یعنی تمایل به اینکه همه رخدادها، آینده فرزندان، تغییرات سیاسی و تصمیم‌های دیگران دقیقا مطابق میل ما رقم بخورد. وقتی متوجه می‌شویم که مهار همه عالم در دست ما نیست، دچار هراس شدید و وحشت می‌شویم. سیره عبادی و رفتاری امام عسکری یادآوری می‌کند که انسان باید تمام سعی و تدبیر خویش را به کار گیرد، اما فرجام امور را با دلی قرص و وجدانی آسوده به خالق هستی بسپارد.

با این تحلیل درمی‌یابیم که شیوه زیست امام یازدهم نه یک فصل بسته در کتب تاریخی کهن، بلکه یک منشور راهبردی نجات‌بخش برای هر دوره‌ای است که غبار ناامنی و فشار در آن بالا می‌گیرد. امام عسکری به جای انزواطلبی عرفی یا روی آوردن به انفعال، با طراحی دقیق روابط، سازماندهی محرمانه نیروها، پرهیز از هیجانات زودگذر، مدیریت اخبار و اطلاعات، گره‌گشایی از زخم‌های اقتصادی مردم و از همه مهم‌تر، با برافراشتن پرچم امید به منجی موعود، سلامت روان و پیوستگی یک امت را در اوج یورش‌های فکری و سیاسی پاسداری کرد. اگر انسان امروز بخواهد در میان گردباد حوادث و امواج دلهره‌آور روزگار کنونی، استواری خود را از دست ندهد و خانواده و اجتماع پیرامون خود را از افسردگی جمعی نجات بخشد، نیازمند بازگشت به همین منطق رفتاری است؛ منطقی که یاد می‌دهد می‌توان در سخت‌ترین تنگناها نیز خردمندانه زیست، لبخند را فراموش نکرد و چراغ آگاهی و فضیلت را پرفروغ نگه داشت.