عطش دیده‌شدن با عناوین خریداری‌شده و فریب خوردن چهره‌ها در عصر هیاهوهای دیجیتال

پدیده فیک‌پرایز و موج‌آفرینی بر طبل توخالی

میل فزاینده به تصاحب عناوین دهان‌پرکن و جوایز ساختگی، کاریکاتوری مضحک از اعتبار حرفه‌ای در رسانه‌ها ساخته است. چهره‌هایی که سرمایه باطنی ندارند با خرید تندیس‌های فرمایشی و تن دادن به تمجیدهای پولی، توهمی از شایستگی می‌سازند که سرانجامی جز زوال اخلاقی ندارد.

مبلغ – سرویس سبک زندگی: در بازار پرشتاب ارتباطات نوین و صنایع سرگرمی، مفهومی هشداردهنده تحت عنوان فیک‌پرایز یا همان جوایز و القاب ساختگی و سفارشی سر برآورده است. موسساتی قارچ‌گونه و تجاری در گوشه‌وکنار جهان و منطقه شکل گرفته‌اند که کارویژه اصلی آن‌ها برگزاری جشنواره‌های پرزرق‌وبرق، توزیع لوح‌های تقدیر بی‌اعتبار و اهدای نشان‌های صوری به متقاضیان نام و نشان است. خریداران این عناوین پوشالی، از بلاگرهای اینستاگرامی  تا برخی مدیران و حتی فعالان فرهنگی، مبالغ هنگفتی پرداخت می‌کنند تا در شبی رویایی روی سن بروند، جایزه جعلی چهره ماندگار یا برگزیده بین‌المللی را به دست بگیرند و خوراک چند ماه عکس‌ها، کلیپ‌ها و تبلیغات شبکه‌های اجتماعی خود را تامین نمایند. این همان کوبیدن بر طبل توخالی برای تولید صداهای مهیب اما بی‌محتوا است.

این روند ناهنجار، نمونه‌ای عینی از شکل‌گیری بادکنک‌های رسانه‌ای است؛ پدیده‌ای که در آن اشخاص بدون برخورداری از وزن فکری، کارنامه عملی درخشان یا عمق تخصصی، صرفا به مدد سرمایه‌گذاری مالی، تیم‌های روابط عمومی بازاریاب و خرید لشکر دنبال‌کنندگان فیک، به عنوان الگو یا متخصص به افکار عمومی قالب می‌شوند. این بادکنک‌ها تا زمانی که در هوای تمجیدهای خریداری‌شده شناورند زیبا به نظر می‌رسند، اما به دلیل نداشتن اصالت درونی، با کوچک‌ترین برخورد با سنگلاخ واقعیت یا یک مواجهه تخصصی جدی، در کسری از ثانیه می‌ترکند. تراژدی ماجرا آنجاست که بسیاری از این چهره‌ها پس از مدتی بازی در این صحنه تصنعی، دروغ خود را باور می‌کنند و در چنبره‌ای از غرور و استغنای کاذب فرو می‌روند، به گونه‌ای که هر نقد دلسوزانه یا نگاه کارشناسی را ناشی از حسادت و دشمنی می‌پندارند.

سقوط انسانی در این وادی درست از نقطه‌ای آغاز می‌شود که ارزش‌های ذاتی جای خود را به نمایش‌های بیرونی می‌دهند. گوردون آلپورت، روان‌شناس مطرح شخصیت، بر این نکته پای می‌فشارد که انسان‌های برخوردار از پختگی روانی، تکیه‌گاه ارزشی خود را در درون دارند و نیازی نمی‌بینند با گدایی تاییدهای صوری دیگران، حفره‌های درونی خود را پر کنند. اما زمانی که عطش ستایش‌خواهی مرزهای سلامت روان را درمی‌نوردد، فرد تن به تملق‌پروری می‌دهد. او برای آرامش موقت، دور خود را از آدم‌هایی پر می‌کند که کارشان ساختن رزومه‌های دروغین و تعارفات مسموم است؛ پدیده‌ای که نه تنها سرمایه اجتماعی یک صنف یا جامعه را فرسایش می‌دهد، بلکه مسیر رشد شایستگان واقعی و متعهدان بی‌ادعا را مسدود می‌سازد.

قرن‌ها پیش از ظهور شبکه‌های اجتماعی و تجارت جوایز سفارشی، آموزه‌های وحیانی اسلام به رسواترین شکل ممکن این روحیه ریاکارانه را بازشناسی و محکوم کرده‌اند. کلام وحی به شکلی صریح و حیرت‌انگیز انگشت بر همین نقطه می‌گذارد و کسانی را که سرمست از کارهای ناکرده و ستایش‌های ساختگی هستند تهدید به خسران ابدی می‌کند. در آیه ۱۸۸ سوره مبارکه آل عمران می‌خوانیم: لَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَفْرَحُونَ بِمَا أَتَوْا وَيُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا بِمَا لَمْ يَفْعَلُوا فَلَا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفَازَةٍ مِنَ الْعَذَابِ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ( گمان مبر کسانی که به رفتارهای فریبکارانه خود شادمانند و دوست دارند به کارهایی که هرگز انجام نداده‌اند مورد تحسین و ستایش قرار گیرند، در پناهگاهی دور از عذاب الهی هستند؛ بلکه برای آنان شکنجه‌ای دردناک خواهد بود)  این آیه شریفه گویی وصف حال صحنه‌آرایان رویدادهای فیک‌پرایز و خریداران آن تندیس‌های بی‌ریشه است.

در مکتب فکری علوی نیز سازوکار مسموم تعریف‌های نابجا با دقتی شگفت‌آور تشریح شده است. امیرالمومنین علی بن ابی‌طالب علیه السلام در تبیین روان‌شناختی این رفتار در کتاب شریف نهج‌البلاغه ملاک جاودانه‌ای برای مرزبندی میان ستایش حق و مداهنه ارائه می‌فرماید: الثَّنَاءُ بِأَكْثَرَ مِنَ الِاسْتِحْقَاقِ مَلَقٌ وَالتَّقْصِيرُ عَنِ الِاسْتِحْقَاقِ عِيٌّ أَوْ حَسَدٌ ( ستایشگری فراتر از اندازه لیاقت و استحقاق، چاپلوسی و تملق است و کوتاهی کردن از بیان شایستگی واقعی، ناتوانی در بیان حق یا حسادت‌ورزی است) ( نهج البلاغة،  حکمت ۳۴۷). حضرت با این عبارت روشن می‌سازند که تعریف و جایزه‌ای که با سنجه شایستگی همخوانی ندارد، پشیزی نمی‌ارزد و جز زنجیری از خواری بر گردن تاییدطلب و متملق نیست.

علاوه بر این، در منظومه روایات اهل بیت علیهم السلام همواره هشدار داده شده است که تعریف‌های اغراق‌آمیز، عقل را زائل و راه رشد را مسدود می‌گرداند. چنان‌که در بحارالانوار به نقل از کلمات حکمت‌آمیز امیرالمومنین علیه السلام آمده است که چه بسیار افرادی که به واسطه گفتار نیکو و تمجیدهای مردم درباره خودشان فریب خورده و به تباهی کشیده شدند: رُبَّ مَفْتُونٍ بِحُسْنِ الْقَوْلِ فِيهِ (چه بسیارند کسانی که به سبب ستایش‌های نیکوی دیگران نسبت به خود، دچار فتنه، فریب‌خوردگی و سقوط شدند) ( بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج ۷۰، ص ۲۹۵؛ قابل دسترسی در کتابخانه مدرسه فقاهت: https://lib.eshia.ir/71860/70/295). انسان تا زمانی که روزانه به خلوت با خویشتن و حسابرسی صادقانه از ضعف‌ها ننشیند، در هیاهوی این صداهای فریبنده گم خواهد شد؛ همان سنتی که امام موسی کاظم علیه السلام رعایت آن را شرط انتساب به مکتب اهل بیت شمرده و فرموده‌اند کسی که هر روز به محاسبه دقیق افعال خود نپردازد از دایره پیروان راستین ما بیرون است (الکافی، شیخ کلینی، ج ۲، ص ۴۵۳، باب محاسبة العمل، حدیث ۲؛ قابل دسترسی در کتابخانه مدرسه فقاهت: https://lib.eshia.ir/11005/2/453).

رهایی از گرداب فریبندگی بادکنک‌های رسانه‌ای و پدیده فیک‌پرایز، در گرو شجاعت اخلاقی برای رویارویی با اندازه واقعی خود و اتکا به کارآمدی، دانش و فضیلت حقیقی است. جامعه و رسانه‌های دغدغه‌مند وظیفه دارند با افشای ماهیت سوداگرانه جوایز جعلی و پرهیز از ضریب دادن به افراد پوشالی، استانداردهای اصیل ارزیابی را زنده نگه دارند تا میدان برای فریبکاران تنگ شود و ارج و منزلت خدمتگزاران گمنام و بی‌هیاهو محفوظ بماند.