مبلغ – سرویس معارف: در جامعه امروز، وقتی به روابط اجتماعی، تبلیغات تجاری و حتی گپوگفتهای روزمره نگاه میکنیم، ناخودآگاه ثروت به عنوان غایت آرزوها و بالاترین نشان موفقیت بازنمایی میشود. این نگاه ابزاری و مادیگرا به جهان، این پرسش تلخ را در ذهن بسیاری از جوانان و اقشار کمبرخوردار ایجاد میکند که چرا کسانی که اصول اخلاقی را زیر پا میگذارند، در پول و ثروت غوطهورند و انسانهای پاکدست با رنج معاش دستوپنجه نرم میکنند؟ این شبهه ریشهدار، خطای دیدی است که از اصالتبخشی به ظاهر فریبنده مادیات سرچشمه میگیرد و روان انسان را با حسرت و رشک آلوده میکند.
جامعهشناسان و روانشناسان اجتماعی معتقدند که فرهنگ مصرفگرایی مدرن با ترویج تصویرهای لوکس از زندگی دیگران، بیماریِ مقایسه مداوم را در جامعه دامن میزند. در این فضا، ذهن انسان دچار خطای شناختی میشود و برخورداریهای مالی را با رضایت الهی و کرامت انسانی مترادف میپندارد. اما در مکتب اهلبیت، ثروت و دارایی هرگز شاخصی برای سنجش محبوبیت نزد خدا نبوده است. گاهی اموال فراوان نه تنها پاداش نیست، بلکه بلیه، امتحان سخت و ابزار استدراج است؛ یعنی پلهپله سقوط کردن انسان به قعر خودخواهی و گناه در پوشش نعمتهای ظاهری.
تاریخ اسلام و سیره پیشوایان دینی پر از هشدار درباره همین نگاه سطحی است. امیرالمؤمنین و فرزندان معصوم ایشان بارها تأکید کردهاند که ارزش دنیا و مادیات درگاه الهی به قدری ناچیز است که هرگز نباید آن را معیار لطف و کرم پروردگار دانست. در کتابهای معتبر روایی مانند الکافی، بابهای دقیقی وجود دارد که نشان میدهد اعطای مال به انسانهای غافل، نه نشانه خیرخواهی حق تعالی، بلکه مهلتی برای اتمام حجت و سقوط تدریجی آنان است.
در این زمینه، روایتی عمیق و تکاندهنده از امام صادق در کتاب شریف الکافی نقل شده است که فلسفه اعطای نعمت به گنهکاران را به زیبایی تبیین میکند. آن حضرت میفرماید:
إِذا أَرادَ اللَّهُ بِعَبْدٍ خَيْراً فَأَذْنَبَ ذَنْباً أَتْبَعَهُ بِنِعْمَةٍ يَسْتَغْفِرُ مِنْها وَ إِذا أَرادَ اللَّهُ بِعَبْدٍ شَرّاً فَأَذْنَبَ ذَنْباً أَتْبَعَهُ بِنِعْمَةٍ لِيُنْسِيَهُ الِاستِغْفَارَ وَ تَدُومَ عَلَيْهِ مَعْصِيَتُهُ
هنگامی که خداوند خیر بندهای را بخواهد و او گناهی مرتکب شود، او را با نعمتی مواجه میسازد تا از آن گناه استغفار کند، و هنگامی که شر بندهای را بخواهد و او گناهی کند، نعمتی به او میدهد تا استغفار را فراموش کند و معصیتش استمرار یابد.
این روایت نورانی پرده از راز بسیاری از ثروتهای بادآورده برمیدارد که برخلاف ظاهر زیبایشان، عامل دوری از حقاند.
منبع: الکافی، جلد ۲، کتاب الإیمان و الكفر، باب الاستدراج، صفحه ۴۵۲، حدیث ۳، گردآوری ثقةالاسلام کلینی، لینک دسترسی در کتابخانه فقاهت: https://lib.eshia.ir/11005/2/452
همچنین در عوالي اللئالي پیرامون بیارزشی دنیا و عدم تطابق ثروت با ارزش حقیقی انسان آمده است:
وَ لَوْ أَنَّ الدُّنْيَا تَعْدِلُ عِنْدَ اللَّهِ جَنَاحَ بَعُوضَةٍ مَا سَقَى كَافِراً مِنْهَا شَرْبَةَ مَاءٍ
اگر دنیا نزد خداوند به اندازه بال پشه ای ارزش داشت، حتی جرعه آبی به کافر از آن نمینوشانید.
این کلام ژرف، مقیاسهای ساختگی دنیوی را درهم میریزد تا مؤمنان ارزش خود را در ترازوهای مادی سنجش نکنند.
منبع: عوالي اللئالي، جلد 4، صفحه 81، لینک دسترسی در کتابخانه فقاهت: https://lib.eshia.ir/11013/4/81
این آموزههای گرانبها به انسان مؤمن آرامش میبخشد و او را از خطای رشک بردن بر ثروتهای گناهآلود بازمیدارد. ثروتی که انسان را از یاد خدا غافل کند، نقابی زیبا بر چهره یک بحران بزرگ درونی است.