به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، مدرسهای که با درآمد یک ملک وقفی اداره میشود، درمانگاهی که از محل موقوفات به بیماران نیازمند خدمت میکند یا مغازهای که درآمد آن صرف امور مذهبی میشود، نمونههایی از حضور وقف در زندگی اجتماعی هستند. این سنت دیرینه، امکان میدهد دارایی یک فرد برای سالها و حتی نسلهای بعد، منبعی برای تأمین نیازهای عمومی باشد.
بااینحال، وقف تنها به نیت خیر واقف محدود نمیشود. حفظ اصل مال، اداره درست موقوفه، جلوگیری از تضییع حقوق بهرهمندان و مصرف درآمد در مسیر تعیینشده، مسئولیتهایی هستند که پس از تحقق وقف اهمیت پیدا میکنند.
بنابر روایت مهر، امروز پرسشهای مهمی درباره اداره موقوفات مطرح است: اگر ملکی که برای تأمین هزینههای یک مدرسه وقف شده، سالها بلااستفاده بماند، چه باید کرد؟ اگر درآمد یک موقوفه دیگر پاسخگوی نیازهای مورد نظر واقف نباشد، آیا میتوان مصرف آن را تغییر داد؟ متولی تا چه اندازه برای تغییر کاربری یا انتخاب فعالیت اقتصادی جدید اختیار دارد؟
پاسخ به این پرسشها به شناخت احکام فقهی وقف، بررسی وقفنامه و توجه به حقوق واقف و موقوفعلیهم وابسته است.
وقف چه تفاوتی با کمک مالی و صدقه دارد؟
وقف صرفاً وعدهای برای انجام کار خیر در آینده نیست؛ بلکه با تحقق شرایط شرعی، وضعیت مالکیت و نحوه استفاده از مال را تغییر میدهد.
بر اساس احکام بیانشده در توضیحالمسائل آیتالله سیستانی، پس از تحقق وقف، مال از مالکیت واقف خارج میشود و اصل بر این است که نه واقف و نه دیگران نمیتوانند آن را مانند اموال شخصی بفروشند یا ببخشند. همچنین مال وقفی به ارث منتقل نمیشود؛ هرچند در شرایط استثنایی، احکام خاصی درباره فروش یا تبدیل موقوفه وجود دارد.[۱]
تفاوت اصلی وقف با کمک مالی معمولی در همین موضوع است. در کمک مالی، مبلغ اهداشده میتواند برای مصرف مشخصی هزینه شود؛ اما در بسیاری از انواع وقف، اصل دارایی حفظ میشود و منافع حاصل از آن در مسیر تعیینشده به مصرف میرسد.
برای مثال، ممکن است فردی زمینی را وقف کند تا درآمد اجاره آن صرف آموزش دانشآموزان نیازمند شود. در این شرایط، اصل زمین باید در چارچوب احکام وقف حفظ شود و درآمد آن نیز نمیتواند به دلخواه متولی در زمینهای دیگر هزینه شود.
البته همه موقوفات ساختار یکسانی ندارند. برخی برای استفاده مستقیم افراد یا گروههای مشخص اختصاص مییابند؛ مانند خانهای که برای سکونت دانشجویان وقف شده است. برخی دیگر نیز با هدف حفظ اصل مال و مصرف درآمد آن در امور معین شکل میگیرند.
شناخت این تفاوتها برای تعیین حدود اختیارات متولی و نحوه اداره هر موقوفه ضروری است.
آیا میتوان نیت واقف را در گذر زمان تغییر داد؟
یکی از مهمترین چالشهای مدیریت موقوفات، تعیین حدود الزامآور بودن شرایطی است که واقف در وقفنامه مشخص کرده است.
در برخی وقفنامهها، هدف وقف کاملاً روشن است؛ برای مثال، درآمد یک ملک فقط باید صرف آموزش دانشآموزان یک منطقه شود. در مقابل، بعضی وقفنامهها از عبارتهای کلی مانند «امور خیر»، «ترویج دین» یا «کمک به نیازمندان» استفاده میکنند.
این تفاوت بر میزان اختیار متولی برای انتخاب محل مصرف درآمد تأثیر میگذارد.
در احکام آیتالله سیستانی، اگر مالی برای عنوانی کلی مانند امور خیر یا احیای دین وقف شده باشد، متولی میتواند با رعایت شرایط شرعی، درآمد آن را در مصادیق سازگار با همان عنوان هزینه کند. اما اگر واقف مصرف مشخصی را تعیین کرده باشد، صرف مناسببودن یک هدف دیگر برای تغییر مصرف کافی نیست.[۲]
برای نمونه، اگر درآمد موقوفه برای آموزش دینی اختصاص یافته باشد، استفاده از آن برای انتشار کتابهای دینی یا برگزاری برنامههای آموزشی ممکن است با توجه به عبارت وقفنامه قابل بررسی باشد. اما اختصاص آن به فعالیتی نامرتبط، صرفاً به دلیل مفیدبودن آن فعالیت، مجاز نخواهد بود.
این مسئله درباره موقوفات قدیمی پیچیدگی بیشتری دارد؛ زیرا ممکن است وقفنامه در دسترس نباشد یا هدف واقف در شرایط اجتماعی امروز به شکل سابق قابل اجرا نباشد.
در چنین مواردی، بررسی متن وقفنامه، قرائن موجود، سابقه مصرف درآمد و نظر فقهی معتبر اهمیت دارد.
پژوهشی با عنوان «امکانسنجی تعمیم مصارف موقوفه در وقف خاص بر اساس اطلاق یا انصراف جهت وقف نزد عرف» نیز به این موضوع پرداخته است که تعیین حدود مصرف موقوفه به فهم عبارت واقف و تشخیص دامنه آن در عرف وابسته است. در صورت ناممکنشدن اجرای هدف اولیه نیز دیدگاههای فقهی درباره مصرف درآمد در نزدیکترین هدف به نظر واقف یکسان نیستند.[۳]
بنابراین، نمیتوان برای همه موقوفات یک حکم واحد درباره تغییر مصرف صادر کرد.
متولی وقف چه وظایفی دارد و چه اختیاراتی ندارد؟
متولی، مسئول اداره موقوفه است؛ اما این مسئولیت به معنای مالکیت یا اختیار نامحدود بر مال وقفی نیست.
وظایف متولی میتواند شامل حفظ ملک، دریافت اجارهبها، انجام تعمیرات، تنظیم قراردادهای اجاره، پرداخت هزینههای ضروری و رساندن درآمد به مصرف تعیینشده باشد.
اگر واقف در وقفنامه وظایف مشخصی برای متولی تعیین کرده باشد، اداره موقوفه باید در همان چارچوب انجام شود. در غیر این صورت، وظایف متعارف مربوط به حفظ و اداره موقوفه ملاک خواهد بود.
یکی از مسائل مهم در این زمینه، تعارض منافع است. برای مثال، اگر متولی ملکی را به یکی از بستگان خود اجاره دهد، باید مشخص باشد که قرارداد با رعایت مصلحت موقوفه و شرایط متعارف منعقد شده است.
اجارهدادن ملک با قیمتی پایینتر از ارزش متعارف، صرفاً به دلیل رابطه شخصی، میتواند به منافع وقف و حقوق بهرهمندان آسیب بزند.
از سوی دیگر، ثبت دقیق درآمدها و هزینهها، نگهداری اسناد قراردادها و ارائه گزارش روشن از وضعیت مالی موقوفه، امکان نظارت بر عملکرد متولی را فراهم میکند.
قانون تشکیلات و اختیارات سازمان حج و اوقاف و امور خیریه نیز برای مواردی که متولی یا ناظر نسبت به موقوفه تعدی یا تفریط کند یا در انجام وظایف خود مسامحه داشته باشد، سازوکارهای قانونی پیشبینی کرده است.
البته هر زیان اقتصادی یا اختلاف مدیریتی به معنای تخلف متولی نیست. ممکن است کاهش درآمد ناشی از شرایط بازار یا افزایش هزینه تعمیرات باشد. بنابراین، باید میان خسارت ناشی از شرایط بیرونی و زیان حاصل از تعدی، تفریط یا کوتاهی در انجام وظایف تفاوت قائل شد.
چگونه میتوان وقف را با نیازهای امروز جامعه هماهنگ کرد؟
وقف ظرفیت گستردهای برای حمایت پایدار از نیازهای اجتماعی دارد. آموزش، سلامت، حمایت از اقشار نیازمند و فعالیتهای فرهنگی از جمله زمینههایی هستند که میتوانند از منافع موقوفات بهرهمند شوند.
اما پاسخگویی به نیازهای جدید جامعه به معنای اختیار نامحدود برای تغییر هدف وقف نیست.
اگر واقف درآمد موقوفه را برای امور خیر یا گسترش آموزش اختصاص داده باشد، ممکن است بتوان مصادیق جدیدی را در چارچوب همان هدف بررسی کرد. اما اگر مصرف مشخصی در وقفنامه تعیین شده باشد، تغییر شرایط اجتماعی بهتنهایی مجوز کنارگذاشتن آن نخواهد بود.
در کنار این موضوع، حفظ ارزش اقتصادی موقوفات نیز اهمیت زیادی دارد.
ملکی که بهموقع تعمیر و نگهداری نشود، ممکن است بهتدریج فرسوده و کمدرآمد شود. در چنین شرایطی، نهتنها درآمد فعلی کاهش مییابد، بلکه نسلهای آینده نیز از منافع آن محروم خواهند شد.
تعمیر بهموقع، اجارهدادن ملک با شرایط متناسب، جلوگیری از تصرف غیرمجاز و پیگیری حقوق موقوفه، از اقداماتی هستند که میتوانند به حفظ ظرفیت اقتصادی وقف کمک کنند.
بااینحال، افزایش درآمد نباید تنها معیار موفقیت در مدیریت موقوفات باشد. هر تصمیم اقتصادی باید با چهار معیار سنجیده شود:
– حفظ اصل مال وقفی؛ – رعایت نیت و شرایط واقف؛ – تأمین حقوق و منافع موقوفعلیهم؛ – انطباق با احکام شرعی و مقررات قانونی.
احکام آیتالله خامنهای و امام خمینی درباره حفظ موقوفات چیست؟
در احکام شهید آیتالله خامنهای، رعایت نیت واقف و حفظ جهت تعیینشده برای وقف اهمیت ویژهای دارد.
برای نمونه، در پاسخ به استفتایی درباره تبدیل کتابخانهای که برای استفاده بهعنوان کتابخانه وقف شده بود، به مسجد، تصریح شده است که اگر وقف برای همین منظور احراز شود، تغییر آن به مسجد جایز نیست.
همچنین درباره تفسیر ابهامهای موجود در وقفنامه تأکید شده است که باید به قرائن، شواهد و عرف مراجعه کرد و هیچکس نمیتواند مفاد وقفنامه را صرفاً بر اساس برداشت شخصی خود تفسیر کند.[۴]
در احکام امام خمینی(ره) نیز با تحقق وقف، مال موقوفه از مالکیت واقف خارج میشود و فروش یا بخشیدن آن مانند اموال شخصی جایز نیست؛ مگر در موارد استثنایی که در احکام فقهی مشخص شده است.[۵]
همچنین در پاسخ به استفتایی درباره تصرف بدون اجازه در زمین وقفی، بر لزوم رعایت اجازه متولی شرعی تأکید شده است. تصرف غیرمجاز در موقوفه میتواند موجب ضمان و پرداخت اجرتالمثل شود. فروش و تبدیل موقوفهای که امکان بهرهبرداری در جهت وقف را دارد نیز مجاز نیست.
این احکام نشان میدهند که موقوفات را نمیتوان اموالی بدون صاحب یا داراییهایی با اختیار نامحدود مدیران آنها دانست.
متولی در حقیقت امانتدار مالی است که باید اصل آن را حفظ کند و منافعش را مطابق شرایط وقف به مصرف برساند.
آینده وقف به شفافیت و امانتداری وابسته است
وقف زمانی میتواند به سرمایهای ماندگار برای جامعه تبدیل شود که حفظ نیت واقف با مدیریت مسئولانه و نظارت مؤثر همراه باشد.
نه میتوان به نام حفظ سنت، موقوفات را بدون توجه به شرایط واقعی رها کرد و نه میتوان به بهانه افزایش درآمد و کارآمدی اقتصادی، شرایط تعیینشده در وقفنامه را نادیده گرفت.
راهکار اصلی، ایجاد تعادل میان حفظ ماهیت شرعی وقف و اداره صحیح داراییهای وقفی است؛ تعادلی که با مستندسازی وقفنامهها، شفافیت مالی، نظارت بر عملکرد متولیان و جلوگیری از تصرفات غیرمجاز تقویت میشود.
در نهایت، ارزش واقعی وقف تنها به میزان داراییهایی که در گذشته اهدا شدهاند وابسته نیست؛ بلکه به این بستگی دارد که این داراییها تا چه اندازه درست اداره شوند و منافع آنها به نسلهای امروز و آینده برسد.
وقف زمانی میراثی زنده خواهد بود که امانت نیکوکاران در مسیر تعیینشده حفظ شود و ثمره آن در زندگی جامعه ادامه پیدا کند.
منابع
۱. سیستانی، سید علی حسینی، «احکام وقف»، توضیحالمسائل و پرسشوپاسخهای فقهی، پایگاه اطلاعرسانی دفتر مرجع عالیقدر آیتالله سیستانی: https://www.sistani.org/persian/book/۵۰/۱۳۴/
https://www.sistani.org/persian/qa/۰۱۰۸۱/
۲. سیستانی، سید علی حسینی، «تغییر دادن عنوان موقوفه یا شرایط آن»، توضیحالمسائل جامع، جلد چهارم، چاپ ۱۴۰۳، مسائل ۹۰۹ و ۹۱۰: https://www.sistani.org/persian/book/۲۶۵۷۸/۷۰۶۰/
۳. پژوهش «امکانسنجی تعمیم مصارف موقوفه در وقف خاص بر اساس اطلاق یا انصراف جهت وقف نزد عرف».
۴. دفتر حفظ و نشر آثار آیتالله خامنهای، «احکام عین موقوفه و عایدات آن»، بخش احکام وقف، پایگاه حوزهنت.
۵. امام خمینی(ره)، «احکام وقف»، مسئله ۲۶۷۶، پایگاه حوزهنت.