به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، ذکر کثیر در آموزههای اسلامی تنها به تکرار فراوان اذکار محدود نمیشود، بلکه استمرار یاد خدا، حضور قلب و اخلاص نیز در تحقق این فضیلت نقش اساسی دارد. روایات اهلبیت(ع) چهار راهکار عملی برای بهرهمندی از این فضیلت معرفی میکنند؛ از تسبیح حضرت زهرا(س) و ذکر پس از نمازهای واجب تا یاد روزانه خداوند و مناجات در خلوت؛ اعمالی که میتوانند یاد پروردگار را به بخشی مستمر از زندگی روزمره تبدیل کنند.
ذکر کثیر در روایات؛ فراتر از تکرار الفاظ
بنابر روایت حوزه، بسیاری از مؤمنان در پی شناخت راههایی برای رسیدن به مقام «ذاکران کثیر» و بهرهمندی از آثار معنوی یاد خداوند هستند. بررسی روایات اهلبیت(ع) نشان میدهد که ذکر کثیر تنها به تعداد دفعات ذکر گفتن وابسته نیست، بلکه مداومت بر یاد خدا و توجه به نیت و کیفیت ذکر نیز در تحقق این فضیلت اهمیت دارد.
خداوند در قرآن کریم مؤمنان را به یاد فراوان خود سفارش کرده است. در روایات اهلبیت(ع) نیز مصادیق متعددی برای این دستور قرآنی بیان شده که برخی از آنها به اعمالی ساده و قابل اجرا در برنامه روزانه اشاره دارند.
پرسش: بر اساس روایات، مصداق ذکر کثیر چیست و در چه زمانهایی باید به آن پرداخت؟
پاسخ: با بررسی روایات میتوان چند مصداق مشخص برای ذکر کثیر معرفی کرد که در ادامه به آنها پرداخته میشود.
۱. تسبیح حضرت زهرا(س)؛ از برجستهترین مصادیق ذکر کثیر
یکی از مصادیق برجسته ذکر کثیر در روایات، تسبیح حضرت فاطمه زهرا(سلاماللهعلیها) است. این ذکر شامل ۳۴ مرتبه «اللهاکبر»، ۳۳ مرتبه «الحمدلله» و ۳۳ مرتبه «سبحانالله» است که در مجموع، صد ذکر را تشکیل میدهد.
امام صادق(ع) در این باره میفرمایند:
«تَسْبِیحُ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ علیها السلام مِنَ الذِّکْرِ الْکَثِیرِ الَّذِی قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْراً کَثِیراً»
ترجمه: تسبیح حضرت فاطمه(س) از مصادیق ذکر کثیری است که خداوند در قرآن به آن فرمان داده است؛ یعنی خدا را فراوان یاد کنید. (۱)
در روایت دیگری از امام صادق(ع) نقل شده است که هر کس این تسبیح را در شب و روز، هر کدام یک مرتبه انجام دهد، در شمار ذاکران کثیر قرار میگیرد. (۲)
این روایت به معنای محدود شدن تسبیح حضرت زهرا(س) به دو مرتبه در شبانهروز نیست، بلکه حدی را بیان میکند که با رعایت آن، عنوان ذکر کثیر تحقق مییابد. ازاینرو، میتوان این تسبیح را پس از نمازهای واجب، پیش از خواب یا در دیگر زمانهایی که زمینه توجه و حضور قلب فراهمتر است، بهجا آورد.
۲. سی مرتبه «سبحانالله» پس از هر نماز واجب
یکی دیگر از مصادیق ذکر کثیر، گفتن سی مرتبه «سبحانالله» پس از هر نماز واجب است. در روایتی، امام صادق(ع) در پاسخ به پرسشی درباره معنای ذکر کثیر میفرمایند:
«… أَنْ یُسَبِّحَ فِی دُبُرِ الْمَکْتُوبَهِ ثَلَاثِینَ مَرَّةً»
ترجمه: … اینکه پس از نماز واجب، سی مرتبه «سبحانالله» بگوید. (۳)
عبارت «دُبُرِ المکتوبه» به معنای پس از نماز واجب است. بر این اساس، نمازگزار میتواند با افزودن سی مرتبه تسبیح به برنامه پس از هر نماز واجب، یکی از مصادیق روایی ذکر کثیر را در زندگی روزانه خود اجرا کند.
با توجه به پنج نماز واجب روزانه، انجام این عمل در مجموع به ۱۵۰ مرتبه تسبیح در شبانهروز میرسد. این شیوه، برنامهای منظم برای استمرار یاد خدا در طول روز فراهم میکند.
۳. صد مرتبه یاد خدا در روز؛ راهکاری برای ذکر مستمر
برخی روایات، ذکر کثیر را با معیار یاد کردن خداوند در صد نوبت طی روز توضیح دادهاند. امام صادق(ع) در این باره میفرمایند:
«إِذَا ذَکَرَ الْعَبْدُ رَبَّهُ فِی الْیَوْمِ مِائَةَ مَرَّةٍ کَانَ ذَلِکَ کَثِیراً»
ترجمه: هرگاه بنده در طول روز صد مرتبه پروردگارش را یاد کند، این مقدار ذکر بسیار به شمار میآید. (۴)
در این روایت، ذکر کثیر به یاد کردن خداوند در صد نوبت روزانه پیوند خورده است؛ با این حال، لفظ خاصی برای تمام این دفعات تعیین نشده است. بنابراین، اصل یاد خدا میتواند با اذکاری همچون «سبحانالله»، «الحمدلله»، «اللهاکبر»، «لا إله إلا الله»، استغفار، صلوات و دیگر ذکرهای مأثور تحقق یابد.
این روایت همچنین میتواند مبنایی برای تنظیم برنامه روزانه ذکر باشد. برای نمونه، فرد میتواند بخشی از اذکار خود را پس از نماز صبح، بخشی را هنگام رفتوآمد، بخشی را پس از دیگر نمازهای روزانه و بخشی را در ساعات پایانی شب انجام دهد.
تقسیم ذکرها در طول روز، از محدود شدن یاد خدا به یک زمان خاص جلوگیری میکند و زمینه استمرار آن را در موقعیتهای مختلف زندگی فراهم میسازد.
۴. یاد خدا در خلوت؛ اهمیت اخلاص در ذکر کثیر
یکی دیگر از نکاتی که در روایات درباره ذکر کثیر مورد توجه قرار گرفته، یاد کردن خداوند در پنهانی و دور از نگاه دیگران است.
امیرالمؤمنین(ع) میفرمایند:
«مَنْ ذَکَرَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِی السِّرِّ فَقَدْ ذَکَرَ اللَّهَ کَثِیراً إِنَّ الْمُنَافِقِینَ کَانُوا یَذْکُرُونَ اللَّهَ عَلَانِیَةً وَ لَا یَذْکُرُونَهُ فِی السِّرِّ فَقَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: یُراؤُنَ النَّاسَ وَ لا یَذْکُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِیلًا»
ترجمه: هر کس خداوند را در پنهانی یاد کند، خدا را فراوان یاد کرده است؛ زیرا منافقان در جمع، خدا را یاد میکردند، اما در خلوت به یاد او نبودند. ازاینرو، خداوند درباره آنان میفرماید که در برابر مردم ریا میکنند و خدا را جز اندک یاد نمیکنند. (۵)
این روایت نشان میدهد که در بررسی حقیقت ذکر، تنها تعداد دفعات آن مطرح نیست؛ بلکه موقعیت ذکر و انگیزه فرد نیز اهمیت دارد. ذکری که با هدف جلب توجه دیگران انجام شود، ممکن است از نظر ظاهری فراوان باشد، اما از ارزش معنوی مورد انتظار برخوردار نباشد.
در مقابل، یاد خدا در خلوت و با نیت خالص، نشانهای از پیوند درونی انسان با پروردگار است. بر این اساس، توجه به اخلاص در کنار مداومت بر ذکر، یکی از نکات مهم در بهرهمندی از آثار معنوی یاد خداوند به شمار میرود.
جمعبندی؛ ذکر کثیر چگونه در زندگی روزمره محقق میشود؟
روایات اهلبیت(ع) مصادیق گوناگونی برای ذکر کثیر معرفی میکنند که تسبیح حضرت زهرا(س)، گفتن سی مرتبه «سبحانالله» پس از نمازهای واجب و یاد کردن خداوند در صد نوبت روزانه از جمله آنهاست. همچنین، یاد خدا در خلوت و توجه به اخلاص، در تبیین جایگاه و ارزش معنوی ذکر اهمیت ویژهای دارد.
بر این اساس، میتوان با اختصاص دادن زمانهایی مشخص در طول روز به ذکر، از فرصتهای پس از نمازهای واجب بهره برد و در کنار آن، یاد خدا را در خلوت و دیگر موقعیتهای زندگی حفظ کرد.
در نهایت، ذکر کثیر تنها به فراوانی الفاظ محدود نمیشود؛ بلکه استمرار یاد پروردگار، توجه قلبی و پرهیز از ریا، ابعاد مهمی از این فضیلت را تشکیل میدهند. چنین رویکردی میتواند زمینه حضور بیشتر یاد خدا در زندگی روزمره را فراهم کند.
پینوشتها
۱. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، تصحیح علیاکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران: دارالکتب الإسلامیه، ۱۴۰۷ق، ج ۲، ص ۵۰۰، ح ۴.
۲. علی استرآبادی، تأویل الآیات الظاهره فی فضائل العترة الطاهره، تصحیح حسین استادولی، قم: مؤسسه النشر الإسلامی، ۱۴۰۹ق، ص ۴۴۶.
۳. محمد بن الحسن طوسی، تهذیب الأحکام، تصحیح حسن الموسوی خرسان، تهران: دارالکتب الإسلامیه، ۱۴۰۷ق، ج ۲، ص ۱۰۷، ح ۴۰۵.
۴. احمد بن محمد بن عیسی اشعری قمی، النوادر، قم: مدرسه الإمام المهدی(عج)، ۱۴۰۸ق، ص ۱۳۷، ح ۳۵۷.
۵. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۲، ص ۵۰۱، ح ۲.