کینه چگونه شکل میگیرد و چه بر سر فرد و جامعه میآورد؟
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، کینه و دشمنی کردن، یکی از صفات ناپسند اخلاقی است که در آموزه های اسلامی، بسیار نسبت آن نکوهش شده و عواقب ناگوار آن، دامنگیر فرد و اجتماع می شود. در روایات اهل بیت (ع)، به برخی از عوامل کینه توزی و پیامدهای آن اشاره شده که در این متن، مواردی از آن ها ذکر می شود.
بنابر روایت الشیعه، در ادامه به پیامدهای آن در دو حوزه فردی و اجتماعی اشاره می گردد.
معناشناسی کینه
کینه در لغت به معنی «عداوت، دشمنی، نفرت و انتقام» است.[1] همچنین به معنای کین، دشمنی، عداوت و بغض نیز آمده است.[2] و در اصطلاح یعنی این که «هرگاه فرو خوردن خشم لازم باشد و آدمی از انتقام گرفتن در همان حال ناتوان شود، خشم در درون جایگزین می شود و به صورت کینه در می آید و معنای آن این است که سنگینی خشم و تنفر از شخصی در دل بماند.»[3] و نیز آمده است که کینه «دشمنی نهفته است در دل از کسی که به وی بدی کرده یا کسی از او را کشته و یا از روی بخل و حسد و مانند آن، و این صفت از صفات رذیله و اخلاق ذمیمه و خوی های نکوهیده است».[4]
عوامل کینه و دشمنی
زیاد شدن کینه و دشمنی در جامعه، عوامل و علل مختلفی دارد. در ادامه با توجه به روایات اهل بیت (ع) به برخی از این عواملی که زمینه کینه توزی را فراهم می کند، اشاره می کنیم:
۱. خصومت
خصومت که نزد دانشمندان اخلاق به معنای پیکار لفظی با دیگران به قصد تحصیل مال یا استیفای حق است، یکی از بیماری های زبان است که مایه پدید آمدن دشمنی و از هم گسیختگی جامعه بشری می شود. از همین رو یکی از عوامل کینه و دشمنی در جامعه را می توان خصومت دانست؛ زیرا نزاع با دیگران، باعث پیدایش کینه و دشمنی در آن ها می شود. امام صادق (ع) در حدیثی نورانی نسبت به خصومت در جامعه هشدار می دهند و آن را یکی از علل کینه و دشمنی معرفی می کنند: «إِيَّاكُمْ وَ اَلْخُصُومَةَ فَإِنَّهَا تَشْغَلُ اَلْقَلْبَ وَ تُورِثُ اَلنِّفَاقَ وَ تَكْسِبُ اَلضَّغَائِنَ[5]؛ از ستيزه و خصومت بپرهيزید؛ زيرا دل را به خود مشغول و نفاق پديد می آورد و سبب كينه توزى می شود».[6]
۲. خشم و غضب
یکی از مهمترین عوامل حقد و کینه، خشم و غضب است؛ چرا که غضب وقتی به دلیل عجز و ناتوانی نتواند التیام پیدا کند، ناگزیر فرو خورده شده، در باطن ته نشین می شود و در آن موضع به شکل حقد و کینه در می آید.[7] در حدیثی از حضرت علی (ع) آمده: «اَلْغَضَبُ يُثِيرُ كَوَامِنَ اَلْحِقْدِ؛[8] خشم، کینه های پنهان را برمی انگیزد». نیروی خشم، آدمی را برای انتقام جویی از مخالفان به جنبش آورد و این خود موجب کینه و دشمنی است. بنابراین خشم افزون بر این که خود مذموم است، علت به وجود آمدن برخی دیگر از صفات ناپسند نیز می شود. یکی از این صفات مذموم، کینه و دشمنی است.
۳. حسادت
حسادت نیز عامل کینه و دشمنی بین افراد جامعه است. امیرالمؤمنین علی (ع) می فرماید: «شِدَّةُ اَلْحِقْدِ مِنْ شِدَّةِ اَلْحَسَدِ؛[9] شدت کینه ناشی از شدت حسد است». همچنین می فرماید: «اَلْحِقْدُ شِيمَةُ اَلْحَسَدَةِ؛[10] کینه سجیه حسودان است». به باور برخی از علمای اخلاق، مهمترین عامل تولید کینه در نفس آدمی، بیماری حسد است.[11] همبستگی بین این دو بیماری نفسانی، چنان محکم است که کینه با شدت حسد، شدید و با ضعف آن ضعیف می شود.
۴. شوخی های بی جا
یکی دیگر از عواملی که موجب کینه و دشمنی می شود، مزاح های بی جا و بی ادبانه است. در روایتی حضرت علی (ع) می فرماید: «دَعِ اَلْمِزَاحَ فَإِنَّهُ لِقَاحُ اَلضَّغِينَةِ؛[12] مزاح و شوخی [بی جا] را رها کن؛ چرا که آبستن کینه است.» در روایت دیگری حضرت می فرمایند: «اَلْمَزَاحُ فِرْقَةٌ تَتْبَعُهَا ضَغِينَةٌ؛[13] مزاح جدایی افکن است و کینه و دشمنی در پی دارد.» در روایتی دیگر از آن حضرت آمده: «مَنْ كَثُرَ مِزَاحُهُ لَمْ يَخْلُ مِنْ حِقْدٍ عَلَيْهِ أَوْ إسْتِخْفَافٍ بِهِ؛[14] هر كه بسيار مزاح كند از اين بيرون نيست كه يا كينه بر وى ورزيده شود يا آنكه سبكش بشماراند».
معنای کلام این است که هر کس عادتش شوخی کردن باشد، از آزار دادن کسی که با او مزاح می کند و دل شکستگی او، باکی ندارد و نیز به راست بودن یا دروغ بودن سخنش اهمیت نمی دهد. بنابراین خالی از آن نیست که بر آن کینه گرفته شود تا در هر فرصتی که به دست آورد از او انتقام گیرد. این که امام، مزاح را مقید به کثرت فرمود برای این است که هر کس کم مزاح کند، مزاح او غالبا حق و راست است و از کینه و استخفاف خالی است بلکه چنین مزاحی مباح است.[15]
۵. ملامت و سرزنش شدید دیگران
زیاده روی در سرزنش کردن، یکی از عوامل ایجاد کینه و دشمنی است. بدزبانی نه تنها موجب هدایت گمراهان نمی شود بلکه از ایشان افرادی کینه توز و خودخواه می سازد. بدیهی است چنین افرادی چون در برابر حق، موضع گرفته اند دیگر به آسانی هدایت نخواهند شد و امیدی به اصلاح ایشان نخواهد بود. لذا حضرت امیر (ع) در بخشی از وصیت خود می فرماید: «لاَ تُكْثِرَنَّ اَلْعِتَابَ فَإِنَّهُ يُورِثُ اَلضَّغِينَةَ؛[16] در زیادی سرزنش و نکوهش، زیاده روی مکن که موجب کینه و دشمنی می شود.» این لجاجت و کینه توزی بدان سبب در ایشان پدید آمده که آن ها را بر خلاف تمایل فطری خودشان، که هر چند مجرم باشند، علاقه مند محبت و تشنه احترام هستند، مورد بی مهری و اهانت قرار داده و جایگاهی که باید داشته باشند، پایین آورده اند.
پیامدهای کینه و دشمنی
کینه و دشمنی میان افراد، پیامدهای شومی هم برای خود فرد و هم برای جامعه دارد. در ادامه به برخی از پیامدهای فردی و اجتماعی کینه توزی می پردازیم.
پیامدهای فردی کینه توزی
بیماری نفسانی کینه و دشمنی، آثار مخرب فراوانی بر روح و روان فرد کینه توز بر جای می گذارد که گاه بسیار خطرناک و جبران ناپذیر است. از باب نمونه به دو پیامد از پیامدهای فردی کینه توزی اشاره می کنیم:
۱. قساوت قلب
یکی از آثار فردی کینه توزی، قساوت قلب است. قساوت قلب به معنای سنگ دلی و مقابل نرم دلی است. انسان سنگ دل از مشاهده مناظر رقت آور و از شنیدن سخنانی که معمولا شنونده را متأثر می کند، متأثر نمی شود.[17]
مرحوم نراقی منشأ این صفت را، غلبه غریزه حیوانیت می داند. هنگامی که حالت درنده خویی و حیوانیت بر عقل غلبه کند، افعالی مانند ظلم و اذیت دیگران و به فریاد مظلومان نرسیدن و دستگیری نکردن از فقرا و محتاجان، امری عادی می شود. این حالت قلب بر اثر انبو گناهانی به وجود می آید که حاصل شدت کینه توزی می باشد. قلب آدمی، قادر است ضمن پذیرش مسائل عاطفی گوناگون، به طرف احساسی میل کند که نفوذ بیشتری دارد. اگر فردی پیوسته سخن و رفتار دیگران را به خود بگیرد و ناراحت شود، قلبش خشونت و دشمنی را جایگزین مهربانی و گذشت می کند. افراد کینه توز، به لحاظ این که، قلبی پر از احساس نفرت دارند، تمایلی برای احساس محبت و رحمت ندارند و دچار سنگ دلی و بدرفتاری با دیگران می شوند.[18]
۲. حبط اعمال
یکی دیگر از پیامدهای کینه و دشمنی، حبط و از بین رفتن اعمال نیک است. پدیده کینه توزی تا زمانی که در حد یک احساس باشد و بروز و تجلی خارجی نداشته باشد، معصیت تلقی نمی شود، ولی همین که از مرحله احساس گذشت و به عمل منجر شد، آدمی را به طرف گناه سوق داده است. با انجام گناه، گاه اعمال نیک در محاق قرار می گیرند و حتی نابود می شوند.
پیامبر اسلام (ص) می فرمایند: «کینه، اعمال خوب را می خورد، چنان که آتش، هیزم را می خورد.»[19] همانطور که در روایتی از حضرت امیر (ع) داریم: «اَلْغِلُّ يُحْبِطُ اَلْحَسَنَاتِ؛[20] كينه حسنات را نابود می کند.» در واقع فرد کینه توز با عملی کردن کینه خود، بسیاری از گناهان، اعم از کبیره و صغیره را مرتکب می شود و با این کار افزون بر مشکلاتی که برای خود به وجود می آورد اعمال نیک خود را نیز از بین خواهد برد.
پیامدهای اجتماعی کینه و دشمنی
کینه و دشمنی علاوه بر پیامدهای فردی، دارای پیامدهای ناگوار اجتماعی زیادی است که از باب نمونه به دو پیامد مهم آن اشاره می کنیم:
۱. درگیری و نزاع
کینه و دشمنی در سطح زندگی اجتماعی، موجب درگیری و نزاع می شود. انسان کینه ای همچون یک بیمار بر اثر کینه ای که از شخص مورد کینه می برد، ممکن است در راه آزار و اذیت او بکوشد، درباره او سخنان ناروا مانند دروغ، غیبت و بهتان بگوید، اسرارش را فاش کند، معایبش را آشکار سازد، در مصیبت هایش شادی و شماتت کند، از لغزش هایش خوشحال شود، مسخره اش کند، از ادای حقوقش سر باز زند و اگر بتواند با او به طور فیزیکی درگیر شود.
۲. فتنه و آشوب
بر اساس آنچه که گذشت، کینه موجب انگیزش فتنه در جامعه می شود، حتی جنگ ها به راه می اندازد و نفوس بی گناه زیادی را تلف می کند. امیر المومنین (ع) می فرماید: «سَبَبُ اَلْفِتَنِ اَلْحِقْدُ؛[21] كينه توزى، باعث فتنهها است.»
جمع بندی
کینه از صفات رذیله اخلاقی و به معنای خشم و تنفر پنهان شده در دل آدمی است. کینه و دشمنی، عوامل مختلفی مثل خصومت، غضب، حسادت، شوخی های نامناسب و ملامت و سرزنش شدید می تواند داشته باشد. کینه توزی همچنین پیامدهای بسیاری در سطح فردی و اجتماعی دارد که از جمله می توان به قساوت قلب و حبط اعمال در سطح فردی و نزاع و آشوب در سطح اجتماعی اشاره کرد.
پی نوشت ها
[1] معین، فرهنگ فارسی، ص ۳۱۵۹.
[2] عمید، فرهنگ عمید، ص ۱۶۷۰.
[3] فیض کاشانی، راه روشن، ص ۴۳۶.
[4] حسینی دشتی، معارف و معاریف نهج البلاغه، ص ۲۶۸۸.
[5] کلینی، الکافی، ج ۲، ص ۳۰۱.
[6] تهرانی، اخلاق الهی، آفات زبان، ج ۴، ص ۲۲.
[7] نراقی، جامع السعادات، ص ۴۲۴.
[8] آمدی، غرر الحکم، ص ۱۲۵.
[9] آمدی، غررالحکم، ص ۴۱۳.
[10] آمدی، غررالحکم، ص ۳۳.
[11] تهرانی، اخلاق الهی، مباحث قوه غضبیه، ج ۷، ص ۱۰۸.
[12] آمدی، غررالحکم، ص ۸۱۸.
[13] آمدی، غرر الحکم، ص ۹۴.
[14] آمدی، غررالحکم، ص ۶۶۵.
[15] ابن میثم، ترجمه شرح صد کلمه امیرالمومنین، ص ۳۵۳.
[16] آمدی، غررالحکم، ص ۷۶۴.
[17] طباطبایی، المیزان، ج ۷، ص ۱۲۹.
[18] نراقی، معراج السعاده، ج ۲، ص ۳۰۹.
[19] احمدیان، ترجمه نهج الفصاحه، ص ۵۸۶.
[20] آمدی، غرر الحکم، ص ۴۱.
[21] آمدی، غررالحکم، ج ۱، ص ۳۹۵.
فهرست منابع
آمدی، عبدالواحد بن محمد، غرر الحکم، قم، درالکتب الإسلامي، ۱۴۱۰ ق.
ابن میثم، میثم ابن علی، ترجمه شرح صد کلمه امیرالمومنین، مشهد، آستان قدس رضوی (بنیاد پژوهش های اسلامی، ۱۳۷۵ش.
احمدیان، ابراهیم، ترجمه نهج الفصاحه، قم، شهاب الدین، ۱۳۸۵.
تهرانی، مجتبی، اخلاق الهی، آفات زبان، جلد چهارم، تهران، سازمان انتشارات پژوهشکده فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۸۷
تهرانی، مجتبی، اخلاق الهی، مباحث قوه غضبیه، جلد ششم و هفتم، تهران، سازمان انتشارات پژوهشکده فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۹۵.
حسینی دشتی، مصطفی، معارف و معاریف نهج البلاغه، بی جا، سپیدموی اندیشه، ۱۳۹۳ش.
طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه سید محمدباقر موسوی همدانی، جامعه مدرسین قم، ۱۳۷۴.
عمید، حسن، فرهنگ عمید، تهران، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۳ش.
فیض کاشانی، ملامحسن، راه روشن، ترجمه ، مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی، ۱۳۷۲ش.
معین، محمد، فرهنگ معین، تهران، انتشارات امیرکبیر، بی تا.
نراقی، محمدمهدی، جامع السعادات، بی جا، انتشارات قائم آل محمد، بی تا.
نراقی، ملااحمد، معراج السعاده، تهران، هجرت، ۱۳۷۷.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0