به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، مسئله مهدویت در کلام امام صادق(ع)، یکی از آموزههای مهم اعتقادی است که در امتداد رسالت انبیا و در چارچوب نظام پیوسته هدایت بشر معنا پیدا میکند. امام صادق(ع) در روایات متعددی، با بهرهگیری از آیات قرآن کریم، ابعاد مختلف شباهت حضرت مهدی(عج) با انبیا و اولیای الهی را بیان کردهاند که در ادامه به برخی از این موارد اشاره میشود.
شباهت حضرت مهدی(عج) به انبیا و اولیای الهی
شباهت حضرت مهدی(عج) به انبیا و اولیای الهی، از جمله موضوعاتی است که در روایات تفسیری امام صادق(ع) و با استناد به آیات قرآن کریم مورد توجه قرار گرفته است.
بنابر روایت الشیعه، در این روایات برخی ویژگیهای دوران غیبت، ولادت و قیام حضرت مهدی(عج) با حوادث و ویژگیهای زندگی پیامبران و اولیای الهی مقایسه شده است. در ادامه، برخی از این موارد بررسی میشود:
الف) شباهت حضرت مهدی(عج) به حضرت عزیر(ع)
امام صادق(ع) در بیان شباهت حضرت مهدی(عج) در دوران غیبت به حضرت عزیر(ع)، به آیه «أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلَى قَرْيَةٍ وَ هِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّى يُحْيِي هَذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِنَةً عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ كَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قَالَ بَل لَبِثْتَ مِئَةَ عَامٍ فَانظُرْ إِلَى طَعَامِكَ وَ شَرَابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهُ وَ انظُرْ إِلَى حِمَارِكَ وَ لِنَجْعَلَكَ آيَةً لِّلنَّاسِ وَ انظُرْ إِلَى العِظَامِ كَيْفَ نُنشِزُهَا ثُمَّ نَكْسُوهَا لَحْمًا فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِیر؛[1]» استناد کردهاند.
مضمون این آیه چنین است: «یا چون آن کسی که به دهکدهای گذر کرد، در حالی که دیوارهای آن بر روی سقفهایش فرو ریخته بود [و اجساد ساکنانش پوسیده و متلاشی به نظر میآمد] گفت: خدا چگونه اینان را پس از مرگشان زنده میکند؟ پس خدا او را صد سال میراند، سپس وی را برانگیخت، به او فرمود: چه مقدار [در این منطقه] درنگ کردهای؟ گفت: یک روز یا بخشی از یک روز درنگ کردهام [خدا] فرمود: بلکه صد سال درنگ کردهای! به خوراکی و نوشیدنی خود بنگر که [پس از گذشت صد سال و رفتوآمد فصول چهارگانه] تغییری نکرده.
و به درازگوش خود نظر کن [که جسمش متلاشی شده، ما تو را زنده کردیم تا به پاسخ پرسشت برسی و به واقع شدن این حقیقت مطمئن شوی]، و تا تو را نشانهای [از قدرت و ربوبیت خود] برای مردم [در مورد زنده شدن مردگان] قرار دهیم، اکنون به استخوانهای [درازگوشت] بنگر که چگونه آنها را برمیداریم و به هم پیوند میدهیم، سپس بر آنها گوشت میپوشانیم. چون [کیفیت زنده شدن مردگان] بر او روشن شد، گفت: اکنون میدانم که یقیناً خدا بر هر کاری تواناست.»
امام صادق(ع) در تبیین این آیه فرمودند: «قائم مانند همان کسی است که خداوند او را صد سال میراند و سپس زنده گردانید.»[2]
در این تشبیه، تنها اصل غیبت مورد نظر نیست، بلکه طولانی شدن دوران غیبت نیز مورد توجه قرار گرفته است؛ زیرا طولانی شدن غیبت حضرت عزیر(ع) سبب شد پیروان و مریدان او به مرور زمان او را فراموش کنند. بر همین اساس، طولانی شدن غیبت حضرت مهدی(عج) نیز میتواند موجب شود که برخی از یاران و پیروان، آن حضرت را فراموش کنند.
روایتی دیگر از امام صادق(ع) نیز این معنا را تأیید میکند. از آن حضرت نقل شده است: «چون قائم ما قیام کند، مردم میگویند چطور ممکن است این قائم باشد؛ حال آنکه استخوانهای او سالهاست پوسیده است.»[3]
ب) شباهت حضرت مهدی(عج) به حضرت موسی(ع)
یکی دیگر از وجوه شباهت حضرت مهدی(عج) با انبیا، به امداد الهی در زمان ولادت ایشان و شباهت این مسئله با حضرت موسی(ع) مربوط میشود. همانگونه که خداوند با یاری خود، نقشه فرعونیان برای قتل تمام پسران بنیاسرائیل را ناکام گذاشت، ولادت حضرت مهدی(عج) نیز به گونهای از دید حاکمان جور پنهان ماند.
امام صادق(ع) این پنهان ماندن ولادت حضرت را از مظاهر امداد الهی دانسته و با استناد به آیه «يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَ يَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ؛[4] همواره میخواهند نور خدا را با سخنان باطل [و تبلیغات بیپایه] خود خاموش کنند؛ ولی خدا جز این که نور خود را کامل کند، نمیخواهد، هر چند کافران خوش نداشته باشند» بر این نکته تأکید کردهاند که با وجود مکر و توطئه مخالفان، اراده خداوند بر کامل شدن نور الهی قرار گرفته است.[5]
ج) شباهت حضرت مهدی(عج) به حضرت یوسف(ع)
ناشناخته بودن حضرت مهدی(عج) برای مردم، یکی دیگر از شباهتهایی است که در روایات تفسیری امام صادق(ع) میان آن حضرت و حضرت یوسف(ع) بیان شده است.
امام صادق(ع) با استناد به آیه «فَعَرَفَهُمْ وَ هُمْ لَهُ مُنْكِرُونَ؛[6] پس او آنان را شناخت و آنان او را نشناختند»، که درباره حضرت یوسف(ع) و برادرانش است، حضرت مهدی(عج) را از این جهت شبیه حضرت یوسف(ع) معرفی کردهاند؛ به این معنا که حضرت مهدی(عج) مردم را میشناسد، اما مردم او را نمیشناسند.[7]
د) شباهت حضرت مهدی(عج) به حضرت عیسی(ع)
غیبت حضرت عیسی(ع) یکی دیگر از نمونههایی است که در روایات تفسیری امام صادق(ع) با غیبت حضرت مهدی(عج) مقایسه شده است.
پس از غیبت حضرت عیسی(ع)، یهودیان و مسیحیان بر این باور بودند که ایشان کشته شده است. قرآن کریم این تصور را رد کرده و میفرماید: «وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ؛[8] در صورتی که او را نکشتند و به دار نیاویختند، بلکه بر آنان مشتبه شد.»
بر اساس این روایت، غیبت حضرت مهدی(عج) نیز چنین وضعیتی دارد و طولانی شدن دوران غیبت میتواند سبب شود برخی افراد اصل وجود آن حضرت را انکار کنند و برخی دیگر چنین تصور کنند که حضرت از دنیا رفته است.[9]
ه) شباهت حضرت مهدی(عج) به حضرت خضر(ع) و حضرت نوح(ع)
طولانی شدن دوران غیبت حضرت مهدی(عج)، یکی دیگر از وجوه شباهت ایشان با حضرت خضر(ع) است که در روایات تفسیری امام صادق(ع) به آن اشاره شده است.
امام صادق(ع) با استناد به آیه «حَتَّى إِذَا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا جَاءَهُمْ نَصْرُنا؛[10] [پیامبران، مردم را به خدا خواندند و مردم هم حق را منکر شدند] تا زمانی که پیامبران [از ایمان آوردن اکثر مردم] مأیوس شدند و گمان کردند که به آنان [از سوی مردم در وعده یاری و حمایت] دروغ گفته شده است. [ناگهان] یاری ما به پیامبران رسید» فرمودند: «خداوند به عبد صالح [خضر] عمر طولانی داده است. … همچنین عمر قائم در دوران غیبتش طولانی خواهد شد تا جایی که مردم ممکن است آن را به واسطه طولانی شدنش انکار کنند. خداوند عمر بنده صالح خود را طولانی کرد تا از طول عمر او به طول عمر قائم استدلال شود و حجت معاندان منقطع گردد.»[11]
علاوه بر این، در سخنان تفسیری امام صادق(ع)، استمرار و طولانی شدن غیبت حضرت مهدی(عج) با حضرت نوح(ع) نیز مقایسه شده است. آن حضرت با استناد به آیه «وَ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَ وَحْيِنا؛[12] و به ساختن کشتی در حضور و مشاهده ما و به دستور ما مشغول شو» میفرمایند: «قائم نیز چنین است؛ زیرا ایام غیبت او طولانی میشود تا حق محض و ایمان محض از غیر آن مشخص شود».[13]
بنابراین، همانطور که دوران حضرت نوح(ع) زمینهای برای آشکار شدن ایمان و جدایی مؤمنان از دیگران بود، طولانی شدن غیبت حضرت مهدی(عج) نیز میتواند موجب آشکار شدن ایمان حقیقی و تمایز آن از ادعاهای ظاهری شود.
و) شباهت حضرت مهدی(عج) به حضرت صالح(ع)
تکذیب حضرت صالح(ع) از سوی مردم، یکی دیگر از موضوعاتی است که در روایات تفسیری امام صادق(ع) برای بیان شباهت آن حضرت با حضرت مهدی(عج) مورد توجه قرار گرفته است.
امام صادق(ع) با اشاره به تکذیب مردم در آیات «قالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ أَ تَعْلَمُونَ أَنَّ صالِحاً مُرْسَلٌ مِنْ رَبِّهِ قَالُوا إِنَّا بِمَا أُرْسِلَ بِهِ مُؤْمِنُونَ قَالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا بِالَّذِي آمَنْتُمْ بِهِ كَافِرُونَ؛[14] اشراف و سران قومش که تکبر و سرکشی میورزیدند به مستضعفانی که ایمان آورده بودند، گفتند: آیا شما یقین دارید که صالح از سوی پروردگارش فرستاده شده؟
گفتند: به طور یقین ما به آیینی که فرستاده شده مؤمنیم. مستکبران گفتند: ما به آیینی که شما به آن ایمان آوردید، کافریم» به این موضوع پرداختهاند.
آن حضرت فرمودند: هنگامی که صالح نزد قوم خود بازگشت، مردم او را از چهره و ظاهرش نشناختند. او به سوی قوم خویش بازگشت، در حالی که مردم سه گروه شده بودند: گروهی او را انکار کردند و هرگز از انکار خود بازنگشتند؛ گروهی در شک و تردید بودند و گروهی نیز به او ایمان آوردند و اهل یقین شدند. سپس فرمودند: «همانا مثل قائم، مثل صالح است.»[15]
از این روایت میتوان دریافت که یکی از شباهتهای حضرت مهدی(عج) به حضرت صالح(ع)، واکنش متفاوت مردم در برابر حجت الهی و شکلگیری گروههای مختلف در مواجهه با ایشان است.
ز) شباهت حضرت مهدی(عج) به رسول اکرم(ص)
در روایات تفسیری امام صادق(ع)، شباهت حضرت مهدی(عج) به رسول اکرم(ص) نیز مطرح شده است؛ از جمله از جهت تکذیب ایشان از سوی مردم.
در دوران رسالت پیامبر اکرم(ص)، گروهی از مردم آن حضرت را تکذیب میکردند. خداوند در این باره میفرماید: «وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ؛[16] وای در آن روز بر تکذیبکنندگان.»
امام صادق(ع) درباره تکذیب حضرت قائم(عج) با استناد به این آیه فرمودند: «تکذیب آنها نسبت به حضرت قائم است؛ زیرا به او میگویند ما تو را نمیشناسیم و تو از اولاد فاطمه(س) نیستی؛ همانطور که مشرکان به حضرت محمد(ص) چنین میگفتند.»[17]
ح) شباهت حضرت مهدی(عج) به حضرت علی(ع)
رعایت مصالح و حکمت در برخورد نظامی با مخالفان، از دیگر مواردی است که در روایات امام صادق(ع) به عنوان وجه شباهت حضرت مهدی(عج) با حضرت علی(ع) مورد توجه قرار گرفته است.
فردی از امام صادق(ع) پرسید: «قُلْتُ لَهُ مَا بَالُ أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ لَمْ يُقَاتِلْ مُخَالِفِيه…؟ چرا امیرالمؤمنین(ع) با همه مخالفان خود جنگ نکرد و همه آنان را از دم شمشیرش نگذراند؟»
امام(ع) در پاسخ، به آیه «لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَاباً أَلِيماً؛[18] اگر مؤمنان و کافران [در مکه] از هم جدا میشدند، کافران را عذابی دردناک میکردیم» استناد کردند.
مضمون این آیه آن است که اگر مؤمنان و کافران از یکدیگر جدا بودند، امکان برخورد با کافران وجود داشت؛ اما به دلیل درهمآمیختگی آنان، عذاب و برخورد با همه، با مصلحت و حکمت الهی سازگار نبود. زیرا در نسل و صلب برخی از مردان و زنان کافر، مؤمنانی به عنوان امانت و ودیعه الهی وجود داشتند که هنوز به دنیا نیامده بودند. در صورت کشته شدن همه کفار، این مؤمنان نیز به تبع آنان از بین میرفتند و چنین امری با حکمت الهی سازگار نبود.
امام صادق(ع) پس از بیان این نکته و با استناد به همین آیه، در پاسخ به پرسش مطرحشده، سیره حضرت مهدی(عج) را نیز همانند سیره حضرت امیرالمؤمنین(ع) دانستهاند.[19]
نتیجهگیری
امام صادق(ع) با بیان شباهتهای حضرت مهدی(عج) با شماری از انبیا و اولیای الهی، موضوعاتی همچون غیبت، طولانی شدن دوران غیبت، ولادت پنهانی و سنتهای الهی را تبیین کردهاند. بر اساس این روایات، مهدویت ادامه و امتداد منطقی زنجیره هدایت الهی است و نمیتوان آن را جدا از مسیر رسالت انبیا و اولیای خدا بررسی کرد.
این شباهتها که با استناد به آیات قرآن کریم بیان شدهاند، نشان میدهند حضرت مهدی(عج) وارث انبیا و میراثدار مسیر هدایت آنان است؛ مسیری که مقصد نهایی آن، تحقق وعده قطعی خداوند و برپایی حق و عدالت است. از این منظر، ظهور حضرت مهدی(عج) نه یک رویداد جدا از تاریخ هدایت بشر، بلکه تحقق نهایی وعدهای است که در امتداد سنت الهی درباره آینده انسان قرار دارد.
پینوشتها
[1] بقره/259.
[2] طوسی، الغیبه، باب7، ص422، ح404.
[3] نعمانی، الغیبه، ص154، ح13.
[4] توبه/32.
[5] نعمانی، الغیبه، ص141، باب 10، ح2.
[6] یوسف/58.
[7] نعمانی، الغیبه، ص141، باب 10، ح2.
[8] نسا/157.
[9] شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج2، ص354.
[10] یوسف/110.
[11] طوسی، الغیبه، ص167-173، ح129.
[12] هود/37.
[13] صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج2، ص356.
[14] اعراف/76-75.
[15] صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج1، باب 3، ص136.
[16] مرسلات/15.
[17] استرآبادی، تاویل الآیات الظاهره، ص747-748.
[18] فتح/25.
[19] قمی، تفسیر قمی، ج2، ص316، ح12.