این بازی‌ها را گوشی و تبلت از بچه‌ها گرفتند!

سال‌ها پیش، صدای خنده، دویدن و بازی کودکان بخشی جدانشدنی از فضای کوچه‌ها بود؛ اما امروز تلفن همراه و تبلت جای بسیاری از بازی‌های جمعی گذشته را گرفته‌اند؛ بازی‌هایی ساده که در کنار سرگرمی، بخشی از فرهنگ و خاطرات نسل‌های پیشین را نیز با خود به همراه داشتند.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، کوچه‌های قدیمی بوشهر روزگاری با صدای خنده و دویدن بچه‌ها زنده بود؛ از «شَنداز» و «تیر بیا» تا «سنگ‌بازی»؛ بازی‌هایی ساده که نه اینترنت می‌خواستند و نه صفحه‌نمایش، اما امروز جای بسیاری از آنها را گوشی و تبلت گرفته است.

بازی‌های محلی را می‌توان بخشی از حافظه فرهنگی هر جامعه دانست؛ بازی‌هایی که در گذشته کودکان یک محله را کنار هم جمع می‌کردند و علاوه بر ایجاد شادی و سرگرمی، مفاهیمی مانند همکاری، رقابت، مشارکت و ارتباط با دیگران را نیز به آنها می‌آموختند. هر منطقه متناسب با فرهنگ، اقلیم و شیوه زندگی مردم خود، بازی‌های مخصوصی داشت؛ بازی‌هایی که نسل به نسل منتقل می‌شدند و به مرور، خاطرات مشترک ساکنان یک محله را شکل می‌دادند.

بنابر روایت مهر، کوچه‌های قدیمی شهرهای ایران زمانی پر بود از صدای خنده و هیاهوی کودکانی که مشغول بازی و دویدن بودند. بسیاری از این بازی‌ها به امکانات ویژه‌ای احتیاج نداشتند و تنها با چند وسیله ساده و حضور چند کودک شکل می‌گرفتند. قوانین آنها نیز پیچیده نبود و همین سادگی باعث می‌شد کودکان ساعت‌ها سرگرم شوند.

امروز اما شکل سرگرمی و بازی کودکان تغییر کرده است. تلفن همراه، تبلت، بازی‌های دیجیتال و انواع صفحه‌نمایش، سهم زیادی از اوقات فراغت کودکان را به خود اختصاص داده‌اند و کوچه‌ها دیگر مانند گذشته از صدای بازی و هیاهوی آنها پر نمی‌شوند. البته تنها تغییر سبک زندگی عامل این اتفاق نیست؛ گاهی بزرگ‌ترها نیز ترجیح می‌دهند کودکان در خانه و با تلفن همراه یا تبلت سرگرم باشند تا اینکه صدای بازی و سر و صدای آنها در کوچه بپیچد.

با این همه، بازی‌های محلی همچنان می‌توانند فرصتی برای بازگشت به شادی‌های ساده و جمعی باشند؛ بازی‌هایی که با امکاناتی اندک شکل می‌گیرند، کودکان را کنار یکدیگر قرار می‌دهند و می‌توانند نشاط و تحرک بیشتری برای آنها به همراه داشته باشند. در ادامه این گزارش، سه بازی قدیمی و محلی بوشهر، یعنی «تیر بیا»، «شَنداز» و «سنگ‌بازی» را مرور می‌کنیم؛ بازی‌هایی که بخشی از خاطرات و میراث فرهنگی نسل‌های قدیمی ایران به شمار می‌روند.

 دزد را چَش کنم؟

«شَنداز» یکی از بازی‌های محلی بوشهر است که بیشتر در فصل تابستان انجام می‌شود و معمولاً نوجوانان و جوانان ۱۵ سال به بالا در آن شرکت می‌کنند. بازیکنان زیر سایه یک درخت، دور هم و به شکل دایره می‌نشینند و در هر نوبت، سه نفر بازی را در دست می‌گیرند.

وسیله مورد استفاده در این بازی، چهار عدد «گُرز» است؛ شاخه‌هایی از درخت نخل که هرکدام حدود ۱۲ سانتی‌متر طول دارند. یک طرف این گرزها سبز تیره و طرف دیگر آنها سبز روشن است. بازیکنان به نوبت گرزها را به شکل موازی در دست گرفته و روی زمین می‌اندازند.

برای شروع بازی، سه نفر با سه نقش متفاوت «شاه»، «دزد» و «وزیر» مشخص می‌شوند. کسی که هنگام افتادن گرزها، به شکل اتفاقی رنگ سبز تیره گرزهای او رو به بالا باشد، «شاه» می‌شود. اگر رنگ سبز روشن به سمت بالا قرار گرفته باشد، فرد نقش «وزیر» را می‌گیرد و کسی که در هیچ‌یک از این دو حالت قرار نگیرد، «دزد» خواهد بود.

بازی از لحظه مشخص‌شدن دزد آغاز می‌شود. در این مرحله، وزیر رو به شاه می‌کند و می‌پرسد:

«شَنداز»

شاه جواب می‌دهد: «داد و بیداد.»

وزیر دوباره می‌پرسد: «چَش کنم؟»

از اینجا به بعد، شاه می‌تواند هر دستوری که بخواهد به دزد بدهد و دزد نیز موظف است آن را انجام دهد. این دستورها معمولاً در عین داشتن جنبه تنبیهی، با شوخی و خنده همراه هستند. برای نمونه، شاه ممکن است از دزد بخواهد «سیبیل مال» بدهد یا «سقل مچی» بزند. گاهی نیز برای سرگرمی، از دزد خواسته می‌شود صدای یکی از حیوانات را تقلید کند.

جذاب‌ترین بخش «شَنداز» همان لحظه‌ای است که نقش دزد مشخص می‌شود؛ چراکه از آن لحظه، او باید منتظر بماند تا ببیند شاه چه دستوری برایش در نظر گرفته است.

دکه سلام

با فرارسیدن شب، چهار یا پنج نفر از بچه‌های محل در کوچه دور هم جمع می‌شوند و برای آغاز بازی، شعری را با یکدیگر تکرار می‌کنند:

«چی چی سنگ‌ترازی، بچه‌ها چی بخورین بیاین به بازی»

این شعر آن‌قدر تکرار می‌شود تا تعداد بازیکنان به حد کافی برسد. پس از جمع‌شدن افراد، دو نفر از میان آنها به عنوان «اوسا» انتخاب می‌شوند. سایر بازیکنان نیز دو به دو به «چُرچُر» می‌روند تا هر یک از دو اوسا، یاران خود را انتخاب کند.

در مرحله بعد، با «تر یا خشک» یا «پر یا خالی» مشخص می‌شود کدام «بیله» باید از محل دور شود و خود را پنهان کند. سپس نقطه‌ای مشخص در کوچه، مانند تیر برق یا نبش یک خانه، به عنوان «دکه» تعیین می‌شود.

بیله‌ای که نوبت پنهان‌شدن با آن است، به همراه اوسا از دکه حرکت می‌کند. اوسا با مشورت یاران خود محلی را برای مخفی‌شدن انتخاب می‌کند و بر اساس شرایط، حتی می‌تواند افراد گروه را در دو نقطه متفاوت پنهان کند.

پس از اینکه همه بازیکنان مخفی شدند، چند سوت که با دهان زده می‌شود، به عنوان علامت آغاز بازی برای بیله مقابل فرستاده می‌شود.

با شنیدن سوت‌ها، بیله دیگر وارد بازی می‌شود. اوسا در ابتدا یکی از بچه‌ها را که ترسوتر است به عنوان «دکه‌پا» در محل دکه نگه می‌دارد و سپس سایر یاران خود را با توجه به مسیر سوت‌هایی که از سوی بیله پنهان‌شده شنیده می‌شود، تقسیم می‌کند.

بیله‌ای که مخفی شده، معمولاً بیشتر از یک ربع ساعت در محل اختفا نمی‌ماند. اگر در اطراف خود صدایی بشنوند و متوجه شوند که صدا متعلق به اعضای بیله رقیب است، واکنشی نشان نمی‌دهند و منتظر می‌مانند تا افراد مقابل کاملاً از آن محدوده عبور کنند.

در همین زمان، اوسای بیله پنهان‌شده با شناختی که از کوچه‌ها و گذرگاه‌های مختلف دارد، یاران خود را به سمت دکه هدایت می‌کند.

اگر یکی از اعضای بیله پنهان‌شده در مسیر با بیله رقیب روبه‌رو شود اما بتواند از دست آنها فرار کند و خود را به دکه برساند و با غافلگیرکردن «دکه‌پا» او را لمس کند، باید با صدای بلند فریاد بزند: «دکه سلام!»

این جمله به معنای پیروزی بیله پنهان‌شده است. پس از آن، بازیکن با چند سوت پشت سر هم، سایر یاران خود را از نتیجه بازی مطلع می‌کند. از آنجا که این سوت‌ها معمولاً بدون هشدار قبلی زده می‌شوند، بازیکنان هرجا که باشند متوجه پایان بازی شده و خود را به دکه می‌رسانند.

پس از مشخص‌شدن برنده، بیله پیروز مانند مرحله قبل در فاصله‌ای دور از دکه پنهان می‌شود و بازی دوباره از سر گرفته می‌شود.

این بازی که با عنوان «تیر بیا» شناخته می‌شود، بیشتر مخصوص جوانان بوده و در گذشته گاهی تا پاسی از شب ادامه پیدا می‌کرده است؛ بازی‌ای که کوچه را به میدان رقابت، تعقیب و پنهان‌شدن تبدیل می‌کرد.

سنگ را کی می‌برد؟

«سنگ‌بازی» یکی دیگر از بازی‌های محلی بوشهر است که در گذشته کودکان و نوجوانان حتی آن را در دریا نیز انجام می‌دادند. این بازی علاوه بر سرعت، به دقت و توانایی تشخیص موقعیت حریف نیاز داشت.

برای شروع، بازیکنان شیئی مشخص، معمولاً یک سنگ سخت و سفیدرنگ را که همه آن را می‌شناسند، انتخاب می‌کنند و همراه با یکی از بازیکنان به داخل آب می‌اندازند. پس از آن، بازیکنان به دو «بیله» مساوی تقسیم می‌شوند و هم‌زمان در زیر آب به دنبال سنگ می‌گردند.

هر بازیکنی از هر بیله که سنگ را پیدا کند، باید بدون اینکه اعضای بیله مقابل متوجه شوند، آن را به ساحل برساند.

اگر بازیکن بتواند سنگ را به ساحل منتقل کند، بیله او برنده بازی خواهد شد و طبق رسم این بازی، اعضای بیله بازنده باید بازیکن یا بازیکنان بیله پیروز را سوار کنند و مسافتی را در دریا یا خشکی طی کنند.

اما پایان بازی همیشه به این سادگی نیست. اگر هنگام پیدا کردن سنگ، یکی از بازیکنان بیله مقابل متوجه این موضوع شود، بلافاصله سایر اعضای گروه خود را مطلع می‌کند و آنها از زیر آب به دنبال بازیکنی می‌روند که سنگ را پیدا کرده است.

اگر بیله دوم بتواند خود را به او برساند و سنگ را از دستش بگیرد، این بار آنها برنده بازی می‌شوند و بازی دوباره از ابتدا آغاز خواهد شد.

بازی‌های محلی بخشی از فرهنگ و خاطرات مردم ایران هستند؛ بازی‌هایی که در آنها کودک برای سرگرم‌شدن به صفحه نمایش، اینترنت یا وسیله‌ای گران‌قیمت نیاز نداشت و کافی بود چند هم‌بازی در اطراف خود پیدا کند.

امروز اما بسیاری از این بازی‌ها جای خود را به صفحه گوشی و تبلت داده‌اند و کودکان در دنیای دیجیتال سرگرم می‌شوند؛ به همین دلیل در بسیاری از محله‌ها دیگر مانند گذشته صدای بازی، خنده و دویدن کودکان به گوش نمی‌رسد.

البته فناوری و بازی‌های دیجیتال به بخشی از زندگی امروز تبدیل شده‌اند و نمی‌توان آنها را به طور کامل از زندگی کودکان حذف کرد؛ اما مسئله زمانی جدی می‌شود که سرگرمی‌های دیجیتال جای بازی‌های جمعی و ارتباط مستقیم کودکان با یکدیگر را بگیرند.

به همین دلیل، احیای بازی‌های بومی و محلی و معرفی آنها به کودکان و نوجوانان اهمیت زیادی دارد. باید تلاش کرد فرصت تجربه این بازی‌ها را برای نسل جدید فراهم کرد تا کودکان در کنار دنیای دیجیتال، شادی و لذت بازی‌های جمعی و ساده را نیز تجربه کنند.