به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، اگر والدین بخواهند با همان ابزارها و شیوههایی که در دوران کودکی فرزندشان به کار میبردند، وارد مرحله نوجوانی شوند، ممکن است فضای خانه به تدریج به عرصهای برای کشمکش قدرت و فرسایش عاطفی تبدیل شود.
اتاق خوابی که ناگهان در آن بسته میشود، هندزفریهایی که فاصلهای میان نوجوان و اعضای خانواده ایجاد میکنند و پاسخهای کوتاه و یککلمهای به پرسشهای مملو از نگرانی والدین؛ این صحنهها برای خانوادههایی که نوجوان دارند، چندان ناآشنا نیست.
در چنین شرایطی، بسیاری از والدین احساس خطر میکنند و در واکنش به تغییر رفتار فرزندشان، میزان کنترل، نصیحت و نظارت را افزایش میدهند. با این حال، روانشناسی نوین فرزندپروری و یافتههای جدید بنیادهای بینالمللی حوزه رشد کودک نشان میدهد که بخشی از چالشهای این دوره، نه لزوماً ناشی از بدرفتاری نوجوان، بلکه حاصل برداشت نادرست والدین از مفهوم «تربیت» است.
نوجوانی مرحلهای از گذار شناختی و عصبی است. مغز نوجوان در این دوره در حال بازسازماندهی است تا فرد بتواند استقلال خود را به دست آورد، هویت خویش را شکل دهد و مهارت تصمیمگیری را در خود تقویت کند. بنابراین، اگر والدین با ابزارهای مخصوص دوران کودکی با نوجوان برخورد کنند، احتمال دارد رابطه میان آنها به میدان جنگ قدرت و خستگی عاطفی تبدیل شود.
برای ساختن آیندهای محکمتر، گاهی لازم است پیش از آنکه بدانیم چه اقداماتی باید انجام دهیم، ابتدا بدانیم چه رفتارهایی اساساً تربیت محسوب نمیشوند و باید از شیوه برخورد والدین حذف شوند.
بخش اول: چه رفتارهایی تربیت نیستند؟
پژوهشهای دانشگاهی مختلف در حوزه فرزندپروری بر این نکته تأکید دارند که برخی رفتارهای اضافی نهتنها کمکی به رشد نوجوان نمیکنند، بلکه میتوانند زمینه آسیب به سلامت روان و افزایش فاصله او از خانواده را فراهم کنند.
کنترل مداوم
والدینی که تلاش میکنند از تمام پیامها، دوستان و لحظههای زندگی فرزندشان اطلاع داشته باشند، ممکن است به شکل ناخواسته این پیام را منتقل کنند: «من به توانایی و تشخیص تو اعتماد ندارم.»
دخالت و ریزبینی دائمی میتواند حس خودکارآمدی نوجوان را کاهش دهد و در نهایت او را به سمت پنهان کردن مسائل از والدین سوق دهد.
اصلاح همیشگی شخصیت
جملاتی مانند «تو کلاً بیمسئولیتی» یا «چرا اینقدر تنبلی؟» به جای یک رفتار مشخص، شخصیت نوجوان را مورد حمله قرار میدهند.
وقتی هویت فرد هدف انتقاد قرار میگیرد، واکنش دفاعی او فعال میشود و در نتیجه، پذیرش نقد درباره یک رفتار مشخص نیز دشوارتر خواهد شد.
اطاعت بدون چونوچرا
انتظار از نوجوان برای اینکه بدون دانستن دلیل یک دستور، صرفاً از آن پیروی کند، میتواند فرصت رشد تفکر نقادانه را از او بگیرد.
اطاعت کورکورانه شاید کودکی مطیع ایجاد کند، اما در ادامه ممکن است نوجوانی شکل بگیرد که در برابر فشار همسالان، قدرت تصمیمگیری مستقل و مقاومت کمتری داشته باشد.
مقایسه با دیگران
مقایسه نوجوان با دوستان، همکلاسیها یا خواهر و برادر میتواند احساس «کافی نبودن» را در او ایجاد و تقویت کند.
مقایسههای پیدرپی ممکن است به جای ایجاد انگیزه، انگیزه درونی نوجوان را کاهش دهد و زمینه شکلگیری خشم و دلخوری پنهان نسبت به والدین را فراهم کند.
نادیده گرفتن احساسات ناخوشایند
عبارتهایی مانند «اینقدر بیخود شلوغش نکن» یا «چیزی نشده که غصه میخوری»، میتواند مسیر ارتباط عاطفی میان نوجوان و والدین را مسدود کند.
سرکوب احساسات ناخوشایند، مهارت مدیریت صحیح هیجان را به نوجوان آموزش نمیدهد؛ بلکه ممکن است این تصور را در او ایجاد کند که احساساتش ارزشمند یا قابل پذیرش نیستند.
استفاده از ترس و تهدید
ترساندن نوجوان برای رسیدن به اهداف تربیتی شاید در کوتاهمدت باعث اطاعت ظاهری شود، اما در بلندمدت میتواند امنیت عاطفی رابطه را تضعیف کند.
نوجوانی که از واکنش والدین میترسد، ممکن است در زمان بروز مشکلات جدی، والدین را آخرین گزینه برای دریافت کمک و مشورت بداند.
تبدیل فرزند به پروژه موفقیت والدین
گاهی والدین تلاش میکنند آرزوهای محققنشده خود را از مسیر فرزندشان دنبال کنند. اما نوجوان قرار نیست نسخهای اصلاحشده برای جبران گذشته والدین باشد.
او انسانی مستقل با تواناییها، علایق و مسیر اختصاصی خود است و نباید بار تحقق آرزوهای والدین بر دوش او قرار گیرد.
قهر و قطع ارتباط به عنوان تنبیه
قهر کردن و ایجاد سردی عاطفی، میتواند شدیدترین پیام طرد را به نوجوان منتقل کند.
اصلاح رفتار زمانی امکانپذیرتر است که رابطه والد و فرزند همچنان برقرار باشد. وقتی ارتباط عاطفی قطع میشود، نفوذ تربیتی والد نیز به شدت کاهش پیدا میکند.
تکگوییهای طولانی
سخنرانیهای طولانی والدین درباره تجربههای زندگی، اشتباهات نوجوان و توصیههای مختلف، ممکن است این احساس را در او ایجاد کند که دیده و شنیده نمیشود.
نوجوانی که فرصت بیان نظر و پاسخ دادن نداشته باشد، ممکن است واکنش خود را در قالب سکوت عاطفی یا پرخاشگری نشان دهد.
بخش دوم: راهکارها و مهارتهای جایگزین
برای عبور از شیوههای ناکارآمد، رویکردهای جدید روانشناسی مجموعهای از مهارتها و روشهای جایگزین را پیشنهاد میکنند.
«نظارت محترمانه» به جای کنترلگری
به جای تفتیش وسایل شخصی یا بازجویی مستقیم، بهتر است والدین مرزهای مشخصی تعیین کنند. حریم خصوصی نوجوان، از اتاق گرفته تا تلفن همراه، باید مورد احترام قرار گیرد؛ در عین حال، درباره خطوط قرمز مرتبط با سلامت و امنیت، مانند افت شدید تحصیلی یا رفتارهای پرخطر، لازم است توافقی روشن و شفاف شکل بگیرد.
جدا کردن «هویت» از «رفتار»
زمانی که نوجوان مرتکب خطایی میشود، رفتار اشتباه او را مورد نقد قرار دهید، نه شخصیت و ذات او را.
به جای جمله «تو آدم بیملاحظهای هستی»، میتوان گفت: «اینکه دیر وقت به خانه برگشتی و به من اطلاع ندادی، باعث نگرانیام شد و این رفتار مسئولانه نبود.»
گفتوگوی دوطرفه و شنیدن فعال
در ارتباط با نوجوان، بهتر است بیشتر شنونده باشید تا سخنران. میتوان قانون ۸۰ به ۲۰ را در نظر گرفت؛ یعنی ۸۰ درصد زمان را به شنیدن و ۲۰ درصد را به صحبت کردن اختصاص دهید.
پرسشهای باز مانند «فکر میکنی بهترین راه برای حل این مشکل چیست؟» به نوجوان فرصت میدهد دیدگاه خود را بیان کند و همزمان مهارت حل مسئله او را تقویت میکند.
اعتبار دادن به احساسات
پیش از آنکه برای مشکل نوجوان راهکار ارائه کنید، ابتدا احساس او را به رسمیت بشناسید.
برای نمونه میتوان گفت: «میفهمم که از این اتفاق چقدر عصبانی یا ناراحتی. اگر من هم جای تو بودم، شاید همین احساس را داشتم.»
جایگزین کردن پیامدهای منطقی با تنبیه و ترس
به جای تهدید و مجازات، اجازه دهید نوجوان با پیامدهای طبیعی و منطقی انتخابهای خود مواجه شود.
برای مثال، اگر استفاده بیش از حد از تلفن همراه باعث شود نوجوان دیر بخوابد و صبح احساس خستگی کند، میتواند پیامد این انتخاب را تجربه کند. والد نیز میتواند بدون سرزنش و با صبوری، در کنار او برای تنظیم یک برنامه بهتر حضور داشته باشد.
تربیت نوجوان به معنای شبیهسازی او مطابق خواستههای والدین نیست؛ بلکه به معنای ایجاد محیطی امن است که نوجوان بتواند در آن اشتباه کند، سؤال بپرسد، مخالفت کند و در عین حال مطمئن باشد که همچنان مورد پذیرش خانواده قرار دارد.
نوجوانی که فرصت شنیده شدن پیدا میکند، کمتر وارد جنگ و تقابل میشود و نوجوانی که احترام دریافت میکند، آمادگی بیشتری برای پذیرفتن مسئولیت رفتارهای خود خواهد داشت.
منبع:فارس