مبلغ – سرویس معارف: در منظومه معرفت دینی و فلسفه تاریخ تشیع، مسئله نجات اخروی و چگونگی پیوند میان اعمال ناقص انسان و رحمت بیکران خداوند، از بنیادیترین دغدغههای الهیاتی به شمار میرود. انسان معاصر در جهانی زندگی میکند که از همه سو با بمباران اطلاعاتی، اضطرابهای طاقتفرسای زیستی، پوچانگاریهای مدرن و احساس سردرگمی اخلاقی محاصره شده است. در چنین وضعیتی، روح خسته آدمی به شدت در جستوجوی مفری برای ترمیم شکستهای روحی، التیام زخمهای معنوی و بازیابی آرامش از دست رفته خویش است. در طول تاریخ تفکر دینی، دو گرایش افراطی و تفریطی همواره این نیاز اصیل را با انحراف روبهرو کردهاند. از یک سو، قرائتهای خشک و متحجرانهای قرار دارند که با تفسیری خشن و تکبعدی از عدالت الهی، راه هرگونه دستگیری، وساطت و فیض واسطهها را مسدود میدانند و انسان خطاکار را در باتلاق بیپایان ناامیدی و یأس رها میسازند؛ و از سوی دیگر، جریانهای سطحینگری وجود دارند که آموزههای دینی را به شکل اماننامهای بیقاعده برای گناهورزی تفسیر میکنند و مفهوم شفاعت را تا سرحد نوعی امتیازطلبی قبیلهای و نقض آشکار قوانین اخلاقی تنزل میدهند. در میانه این دو بیراهه فکری، مکتب اهل بیت علیهم السلام قرائتی عمیق، متعالی و نظاممند از مقوله شفاعت ارائه داده است که هم کرامت و عدالت پروردگار را در کانون توجه مینشاند و هم دریچهای لبریز از امید، پویایی و تکامل اخلاقی به روی بندگان میگشاید. اوج و شکوه این حقیقت ناب را میتوان در روایت تاریخی، شگفتانگیز و تکاندهنده رئیس مذهب جعفری پیرامون بانوی کرامت، حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها، بازخوانی کرد.
برای دریافت ژرفای این مسئله، باید به قرن دوم هجری و محفل نورانی حضرت امام جعفر صادق علیه السلام بازگشت؛ زمانی که هنوز نه تنها حضرت فاطمه معصومه به دنیا نیامده بودند، بلکه حتی والد گرامی ایشان، امام موسی کاظم علیه السلام، نیز دیده به جهان نگشوده بودند. در چنین بستری، امام صادق پرده از یک حقیقت تکوینی و آینده تمدنی برداشتند و سخنی بر زبان آوردند که نشاندهنده احاطه علمی و ملکوتی امامت بر سرنوشت پیروان حق است. در منابع معتبر روایی، از جمله کتاب بحارالانوار علامه مجلسی و تاریخ قم، این عبارت درخشان ثبت شده است:
«إِنَّ لِلَّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَكَّةُ، أَلَا إِنَّ لِرَسُولِ اللَّهِ حَرَماً وَ هُوَ الْمَدِينَةُ، أَلَا وَ إِنَّ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ حَرَماً وَ هُوَ الْكُوفَةُ، أَلَا وَ إِنَّ قُمَّ الْكُوفَةُ الصَّغِيرَةُ، أَلَا إِنَّ لِلْجَنَّةِ ثَمَانِيَةَ أَبْوَابٍ ثَلَاثَةٌ مِنْهَا إِلَى قُمَّ، تُقْبَضُ فِيهَا امْرَأَةٌ مِنْ وُلْدِي اسْمُهَا فَاطِمَةُ بِنْتُ مُوسَى، وَ تُدْخَلُ بِشَفَاعَتِهَا شِيعَتِي الْجَنَّةَ بِأَجْمَعِهِمْ.»
ترجمه این کلام عرشی چنین است: همانا برای خداوند حرمی است و آن مکه است، بدانید که برای رسول خدا حرمی است و آن مدینه است، بدانید که برای امیرالمؤمنین حرمی است و آن کوفه است، و آگاه باشید که قم کوفه کوچک ماست، همانا برای بهشت هشت در است که سه در از آنها به سوی قم باز میشود؛ در این شهر بانویی از فرزندان من به نام فاطمه دختر موسی قبض روح خواهد شد، و با شفاعت او همه شیعیان من وارد بهشت خواهند شد.
تأمل در این واژگان آسمانی، شگفتی هر پژوهشگر اهل اندیشه را برمیانگیزد. عبارت «تُدْخَلُ بِشَفَاعَتِهَا شِيعَتِي الْجَنَّةَ بِأَجْمَعِهِمْ» صرفاً یک تعارف محبتآمیز خانوادگی یا تحسین عاطفی ساده نیست، بلکه یک اعلامیه رسمی کلامی درباره اعطای موقعیتی استثنایی در ساختار شفاعت کبرای اخروی به یک بانو است. این حد از شفاعت عام که در کلام امام معصوم با قید همگی شیعیان مطرح گردیده، امتیازی است که در متون دینی جز برای رسول اعظم، امیرالمؤمنین، حضرت زهرای مرضیه و سیدالشهدا علیهم السلام برای کمتر شخصیتی با این صراحت بیان شده است. این بشارت، فراتر از یک پیشگویی ساده تاریخی، بیانگر جایگاه منحصربهفرد حضرت معصومه در سلسله مراتب ولایت الهی و مدیریت باطنی نظام آفرینش است.
اما از منظر کلام شیعی، مکانیزم این شفاعت چگونه عمل میکند و چرا نباید آن را با توهمات سطحی عوامانه اشتباه گرفت؟ واژه شفاعت در لغت از ریشه شفع به معنای جفت شدن، ضمیمه گشتن و همراهی دو پدیده است. در تبیین فلاسفه و متکلمان بزرگ شیعه، شفاعت یعنی اینکه یک روح قدسی، متعالی و سرشار از نور الهی، به روحی ناقص، ضعیف اما دارای مایههای ایمانی متصل شود تا آن روح ضعیف را از مرتبه نقص به کمال برساند و موانع دریافت رحمت الهی را برطرف سازد. به بیان دیگر، شفاعت هرگز به معنای دور زدن اراده پروردگار، نقض عدالت تکوینی یا پارتیبازی در محکمه عدل الهی نیست؛ بلکه شفاعت عین جریان یافتن رحمت و مغفرت پروردگار از مجرای پاکترین و مقربترین بندگان اوست. بنابراین، شفاعت نیاز به قابلیت و سنخیت دارد. امام صادق نمیفرمایند همه انسانها بدون هیچ قید و شرطی، بلکه تصریح میکنند شیعیان من با شفاعت او وارد بهشت میشوند. شیعه در منطق اهل بیت، کسی است که اصل پیوند ولایی، اخلاص توحیدی و طلب هدایت را در جان خود زنده نگه داشته است، هرچند در میدان عمل دچار لغزشها و کاستیهایی شده باشد که نیازمند شستوشو در زلال شفاعت اولیای خداست.
پرسش بسیار مهمی که در اینجا رخ مینماید این است که راز برخورداری حضرت معصومه سلام الله علیها از چنین شأن و منزلت بیبدیلی چیست؟ برای پاسخ به این پرسش باید به متن زیارتنامه مأثور ایشان که به انشای حضرت امام علی بن موسی الرضا علیه السلام صادر شده مراجعه کرد؛ آنجا که میخوانیم: «یا فاطِمَةُ اشْفَعِی لِی فِی الْجَنَّةِ فَإِنَّ لَکِ عِنْدَ اللَّهِ شَأْناً مِنَ الشَّأْنِ». تعبیر «شأناً من الشأن» نشاندهنده مرتبهای فوقالعاده و رازی باطنی میان این بانو و پروردگار است. حضرت معصومه در دوران عمر کوتاه اما پربرکت خویش، قلههای طهارت، اجتهاد، فقاهت، بصیرت سیاسی و جهاد تبیین را فتح کردند. ایشان در شرایط خفقان شدید عباسی، بار سنگین حفظ شبکه شیعه و پاسخگویی به پرسشهای دینی را به دوش کشیدند و در ادامه با هجرتی تمدنساز از مدینه به ایران، امتداد جغرافیایی و گفتمانی ولایت را تثبیت کردند. ایشان با فدا کردن جان پاک خویش در این مسیر، به مقام فنای فی الله رسیدند. این شأن قدسی و عصمت اکتسابی سبب شد تا پروردگار، کلید گشایش درهای رحمت اخروی را به دستان کریمانه ایشان بسپارد.
طرح این حقایق در فضای زیست امروز و بازنشر آن در رسانهها، کارکردهای روانشناختی، اخلاقی و اجتماعی فوقالعادهای به همراه دارد. در روزگاری که فرهنگ مصرفی و فضاهای دیجیتال مدام در حال القای حس ناکامی، پوچی و اضطراب گناه به نسل جوان هستند، پیام شفاعت حضرت معصومه نوری در تاریکی است. این آموزه به انسان خطاکار میآموزد که درگاه الهی هرگز بر روی بندگان بسته نیست و سرمایه گرانبهایی به نام ولایت و محبت اهل بیت میتواند انسان را از گردابهای سهمگین نجات دهد. با این حال، کارکرد دیگر این آموزه، مسئولیتآفرینی است. مؤمنی که خود را امیدوار به شفاعت شفیعه روز جزا میداند، نمیتواند نسبت به احکام الهی، حیای فردی، اخلاق در کسبوکار، انصاف در تعاملات اجتماعی و پاکدستی در زندگی روزمره بیتفاوت باشد؛ زیرا او میداند که شرط جفت شدن روح با شفیع پاک، داشتن حداقلهایی از طهارت، همرنگی و سنخیت با سیره آن الگوی طهارت است.
علاوه بر ابعاد فردی و اخروی، نگاه تمدنی به روایت امام صادق نشان میدهد که شهر قم و بارگاه ملکوتی حضرت معصومه، جغرافیای ظهور و تجلی این شفاعت در بستر تاریخ بوده است. این که فرمودند سه در از درهای بهشت از قم گشوده میشود، اشاره به برکات معرفتی، علمی و معنوی این آستان مقدس دارد. در طول بیش از دوازده قرن، این حرم مطهر به مأمن بزرگترین مراجع، فقها، مفسران، فیلسوفان و مجاهدان تاریخ تبدیل شد. انقلاب اسلامی و خیزشهای فکری ضد استکباری از جوار همین بارگاه سر برآوردند و پیام توحید و مکتب اهل بیت را به اقصی نقاط جهان مخابره کردند. در حقیقت، شفاعت باطنی حضرت معصومه در قیامت، امتداد هدایتگری، آرامشبخشی و تمدنسازی ظاهری ایشان در تاریخ است که عقلها را نورانی و قلبها را احیا ساخته است.
از این رو، کلام امام صادق علیه السلام جلوهای درخشان از تکریم جایگاه زن در هندسه هستی است. این بشارت جاودانه به ما یادآوری میکند که زیارت این بانو در قم و زمزمه زیارتنامه ایشان، فرصتی بینظیر برای تجدید پیمان با امامت، خروج از گرداب غفلتهای زمانه و اتصال به دریای لایتناهی شفاعتی است که میتواند انسان را از حضیض خاک به اوج افلاک و بهشت رضوان الهی رهنمون سازد.