به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، گاهی قرآن را میخوانیم، اما از آن سؤال نمیکنیم. آیهای را میبینیم، میخوانیم و از کنار آن عبور میکنیم، بیآنکه از خود بپرسیم این آیه برای مسئلهای که امروز با آن مواجهیم چه پیامی دارد؛ برای اختلافی که در خانواده داریم چه میگوید؟ برای تربیت فرزند، روابط اجتماعی، سبک زندگی، امید، خشم، موفقیت و شکست چه راهی پیش روی ما میگذارد؟
بنابر روایت ایکنا، درست از همین نقطه است که رابطه انسان با قرآن میتواند از «خواندن» به «مکالمه» تبدیل شود؛ مکالمهای که در آن انسان سؤال میکند و برای یافتن پاسخ، به سراغ خود قرآن میرود.
«فَاسْتَنْطِقُوهُ»؛ قرآن را به سخن وادارید
امیرالمؤمنین علی(ع) در توصیف قرآن تعبیر قابل تأملی دارد: «ذَلِکَ الْقُرْآنُ فَاسْتَنْطِقُوهُ، وَلَنْ یَنْطِقَ، وَلَکِنْ أُخْبِرُکُمْ عَنْهُ…»؛ این قرآن است، پس آن را به سخن وادارید؛ البته قرآن خود سخن نمیگوید، اما من شما را از آن خبر میدهم.
«استنطاق» یعنی انسان با مسئله و پرسش به سراغ قرآن برود و از آن طلب پاسخ کند؛ اما این مفهوم به معنای تحمیل پاسخ دلخواه بر آیات نیست. استنطاق، ساختن پاسخ برای قرآن نیست؛ بلکه فراهم کردن زمینهای برای آشکار شدن پیام و جهت هدایت آن است.
از این منظر، وقتی جامعه با مسئلهای مواجه میشود، یکی از نخستین پرسشها میتواند این باشد: قرآن درباره این مسئله چه میگوید؟
پس از طرح پرسش، باید آیات مرتبط را جستوجو کرد، آنها را در کنار یکدیگر دید، به سیاق و فضای سخن توجه داشت و در نهایت، پیام و جهت هدایت قرآن را از مجموعه آیات به دست آورد.
مسئله را به قرآن عرضه کنیم
یکی از راههای مهم برای گفتمانسازی قرآن این است که مسئله از زندگی آغاز شود، اما پاسخ در قرآن جستوجو شود.
برای مثال، اگر مسئله ما «ضعف روابط خانوادگی و افزایش رنجش میان اعضای خانواده» باشد، نباید با عجله یک آیه را جدا کنیم و همان را پاسخ نهایی بدانیم. ابتدا باید مسئله را دقیقتر کنیم: قرآن درباره شیوه سخن گفتن با یکدیگر چه میگوید؟ درباره اختلاف چه میگوید؟ درباره سوءظن، عفو و گذشت و حفظ حرمت دیگران چه آموزهای دارد؟
در همین مسیر، قرآن میفرماید: «وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ»؛ یکدیگر را با لقبهای زشت مورد خطاب قرار ندهید.(حجرات/۱۱)
اینجاست که استنطاق آغاز میشود: «تَنابُز» چه نوع رفتاری را دربرمیگیرد؟ چرا قرآن از «القاب» سخن گفته است؟ آیا این نهی فقط درباره توهینهای آشکار است یا رفتارهایی را نیز شامل میشود که شخصیت و حرمت دیگری را هدف قرار میدهد؟ این آیه در فضای خانواده چه پیامی دارد؟ در مدرسه و محیط کار چطور؟ و در فضای مجازی امروز چه نسبتی با رفتار ما پیدا میکند؟
پرسش، جای پاسخ را نمیگیرد؛ بلکه ما را برای شنیدن پاسخ قرآن آماده میکند. پاسخ نیز باید از خود آیه، آیات مرتبط، سیاق و مجموعه معارف قرآن جستوجو شود، نه از پیشفرضهای شخصی ما.
از یک سؤال تا منظومهای از پاسخها
گاهی یک مسئله تنها یک پاسخ ندارد. قرآن ممکن است برای یک موضوع اجتماعی، اخلاقی یا خانوادگی، مجموعهای از پاسخهای مرتبط ارائه کند.
فرض کنیم مسئله ما «خشم در روابط اجتماعی» است. کافی نیست یک آیه درباره خشم پیدا کنیم و پرونده را ببندیم. باید پرسش را مرحلهبهمرحله ادامه دهیم: قرآن درباره خشم چه میگوید؟ انسان هنگام خشم چه باید بکند؟ آیا فقط فروبردن خشم کافی است؟ پس از کنترل خشم چه مرحلهای مطرح میشود؟ رابطه خشم با بخشش چیست؟
قرآن درباره «کاظمین غیظ» و «عافین عن الناس» میفرماید: «وَالْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ»(آلعمران/۱۳۴).
در اینجا پرسش عمیقتر میشود: آیا هدف فقط فروبردن خشم است یا باید گامی فراتر رفت و از دیگری نیز گذشت؟ اگر این آیه را در کنار دیگر آیات مرتبط قرار دهیم، قرآن چه منظومهای برای مدیریت خشم، اختلاف و روابط انسانی پیش روی ما میگذارد؟
این همان معنای استنطاق است: یک سؤال، یک آیه، یک پاسخ و سپس ادامه پرسش تا رسیدن به تصویری منسجمتر از هدایت قرآن.
چرا این واژه؟ چرا این تعبیر؟
استنطاق فقط به معنای حرکت از یک مسئله زندگی به سوی قرآن نیست. گاهی خود آیه ما را به پرسش وامیدارد: چرا این واژه انتخاب شده است؟ چرا این تعبیر به کار رفته؟ چرا آیه با این ساختار آمده است؟ ارتباط آن با آیه قبل و بعد چیست؟
بنابراین، وقتی آیهای را پیدا میکنیم، نباید بلافاصله آن را از متن جدا کنیم. باید درنگ کنیم، آیات اطراف را ببینیم، ارتباط آنها را بررسی کنیم و از خود آیه نیز سؤال بپرسیم.
گاهی پاسخ یک آیه را باید از آیه دیگری شنید.
قرآن؛ فقط پاسخدهنده نیست، پرسشساز هم هست
ممکن است تصور کنیم قرآن زمانی برای ما مفید است که از قبل سؤال و پاسخ مشخصی داشته باشیم؛ اما قرآن گاهی حتی نوع پرسیدن ما را نیز اصلاح میکند.
انسان ممکن است درباره موفقیت بپرسد: «چگونه بیشتر به دست بیاورم؟» اما قرآن او را به پرسشی بنیادیتر برساند: «برای چه زندگی میکنم؟»
ممکن است درباره تربیت فرزند بپرسیم: «چگونه او را کنترل کنم؟» اما قرآن پرسشهایی عمیقتر درباره مسئولیت، محبت، الگو بودن و هدایت پیش روی ما بگذارد.
از این منظر، قرآن فقط پاسخدهنده نیست؛ گاهی پرسشهای درست را نیز در ذهن انسان زنده میکند. چهبسا تغییر زندگی، پیش از آنکه با تغییر رفتار آغاز شود، با تغییر سؤال آغاز شود.
امام رضا(ع)؛ از کنار هیچ آیهای ساده نمیگذشت
در سیره امام رضا(ع) نیز نمونهای قابل تأمل از این نوع مواجهه با قرآن نقل شده است. از آن حضرت گزارش شده است که میتوانست قرآن را در زمانی کوتاهتر از سه روز ختم کند، اما فرمود نباید از کنار آیهای گذشت مگر اینکه درباره آن اندیشید: «فِی أَیِّ شَیْءٍ أُنْزِلَتْ وَفِی أَیِّ وَقْتٍ»؛ این آیه درباره چه چیزی نازل شده و در چه زمانی؟
این روایت، تصویری از یک مواجهه فعال با قرآن ارائه میدهد؛ مواجههای که در آن خواندن، تنها عبور از صفحات نیست. گاهی باید کنار یک آیه ایستاد، درباره آن پرسید و در آن تأمل کرد.
میان «دیدن آیه» و «فهمیدن آیه» فاصلهای وجود دارد و بخشی از این فاصله با پرسش، تفکر و تدبر پر میشود.
هر آیه یک گنجینه است
امام سجاد(ع) درباره آیات قرآن تعبیر زیبایی دارد: «آیَاتُ الْقُرْآنِ خَزَائِنُ، فَکُلَّمَا فُتِحَتْ خَزَانَةٌ یَنْبَغِی لَکَ أَنْ تَنْظُرَ مَا فِیهَا»؛ آیات قرآن گنجینههایی هستند؛ هرگاه گنجینهای گشوده شد، شایسته است ببینی در آن چیست.
اگر آیه را تنها بخوانیم و از آن عبور کنیم، شاید فقط درِ گنجینه را دیده باشیم. اما وقتی سؤال میکنیم، ارتباط آیات را میبینیم، در پیام آنها تأمل میکنیم و آن را به مسائل واقعی زندگی پیوند میزنیم، تازه وارد گنجینه میشویم.
از استنطاق تا استنباط؛ مرز پرسش و برداشت
در اینجا باید میان «استنطاق» و «استنباط» تفاوت گذاشت.
استنطاق یعنی پرسیدن و طلب پاسخ از قرآن؛ اما استنباط، مرحلهای تخصصیتر و ضابطهمندتر برای نتیجهگیری از مجموعه آیات و معارف دینی است.
بنابراین، هر برداشت شخصی را نمیتوان «پاسخ قرآن» نامید. همه مردم میتوانند از قرآن سؤال کنند، درباره آیات بیندیشند و با آن گفتوگو کنند؛ اما نسبت دادن یک حکم یا نظریه دقیق به قرآن، نیازمند رعایت قواعد فهم قرآن، توجه به ارتباط آیات، سیاق، روایات معتبر و دیگر ضوابط علمی است.
به بیان سادهتر: ما حق داریم از قرآن بپرسیم؛ اما حق نداریم پاسخ خودمان را به قرآن نسبت دهیم.
وقتی قرآن پاسخ داد، من چه کنم؟
مکالمه با قرآن زمانی کامل میشود که سؤال از «قرآن چه میگوید؟» به سؤال دیگری برسد: «حالا که قرآن این را گفت، من چه باید بکنم؟»
اگر درباره خشم از قرآن پرسیدیم، پاسخ باید در رفتار ما دیده شود. اگر درباره خانواده پرسیدیم، باید در خانه اثر بگذارد. اگر درباره صداقت پرسیدیم، باید در معامله، کار و روابط اجتماعی خود را نشان دهد. اگر درباره بخشش پرسیدیم، باید در یک رابطه واقعی امکان بخشیدن را پیدا کند.
اینجاست که استنطاق به تدبر، تدبر به کشف پیام و کشف پیام به عمل پیوند میخورد.
از «مسئله» تا «پاسخ قرآن»؛ یک مسیر ساده
اگر بخواهیم این مسیر را برای عموم مردم ساده کنیم، میتوان آن را چنین ترسیم کرد:
مسئله زندگی ← طرح پرسش ← یافتن آیات ناظر ← مکالمه با آیات ← بررسی سیاق و ارتباط آیات ← استخراج پیامهای محوری ← بازگرداندن پیام به زندگی ← عمل
این مسیر میتواند قرآن را از کتابی که تنها در لحظات خاص زندگی گشوده میشود، به مرجع هدایت در مسائل واقعی زندگی تبدیل کند.
جامعه قرآنی، صرفاً جامعهای نیست که بیشتر قرآن بخواند؛ جامعهای است که هنگام مواجهه با یک مسئله، بپرسد: «قرآن درباره این مسئله چه میگوید؟»
سپس به سراغ قرآن برود، آیات را بیابد، درباره آنها سؤال کند، پاسخها را با دقت و روشمندی بررسی کند و آنچه را فهمیده است دوباره به زندگی بازگرداند.
شاید گفتمانسازی قرآن دقیقاً از همین نقطه آغاز شود؛ از زمانی که قرآن دوباره وارد گفتوگوی روزمره مردم شود؛ زمانی که خانواده، مدرسه، مسجد، محیط کار و جامعه برای مسائل واقعی خود به سراغ قرآن بروند و آن را طرف گفتوگوی خود ببینند.
پس بیاییم فقط قرآن را نخوانیم؛ از قرآن بپرسیم.
از آنچه میخوانیم عبور نکنیم؛ در آن درنگ کنیم.
پاسخ را به قرآن تحمیل نکنیم؛ پاسخ را از قرآن بجوییم.
و آنچه را از قرآن فهمیدیم، در زندگی جاری کنیم.
قرآن، زمانی وارد زندگی میشود که وارد گفتوگوی ما با زندگی شود.