مبلغ – سرویس سبک زندگی: جمله «وقت ندارم» احتمالا پرتکرارترین عبارت در مکالمات روزمره مردم جهان در سده حاضر است. از صبح که زنگ ساعت گوشی به صدا درمیآید تا پاسی از شب که آخرین پیامهای کاری و کانالهای خبری در صفحه نمایش گوشی بالا و پایین میشوند، انسان معاصر همواره در حال دویدن است. اما نکته عجیب ماجرا اینجاست که وقتی پای کارهای روزمره، تماشای بخشهای کوتاه ویدیویی، گپهای بیهوده مجازی، یا بررسی مداوم نرخ دلار و طلا به میان میآید، ساعتها زمان بی آنکه متوجه شویم دود میشود و به هوا میرود؛ اما همین که نوبت به یک نماز با آرامش، خواندن چند آیه قرآن، یا پنج دقیقه خلوت خالصانه با پروردگار میرسد، ناگهان احساس کمبود شدید وقت و خستگی مفرط بر روح و جسم سنگینی میکند. این تناقض آشکار، همان چیزی است که کارشناسان اخلاق و روانشناسی از آن با عنوان توهم کمبود وقت یاد میکنند.
در فرهنگ و معارف اسلامی، مفهوم فراغت معنایی بسیار فراتر از بیکار ماندن یا تعطیلی کار دارد. قرآن کریم در آیه شریفه «فإذا فرغت فانصب» پیام بسیار روشنی دارد؛ پیامی که نشان میدهد فراغت یک وضعیت بیرونی در تقویم نیست، بلکه یک مهارت درونی برای آزاد کردن جان از بند وابستگیهاست. معنای این دستور قرآنی این است که هرگاه از کاری مهم فارغ شدی، بلافاصله در مسیر بندگی و پیوند با پروردگار بکوش تا روح تازه شود. اهل بیت علیهمالسلام هیچگاه انسان را به گوشهنشینی و ترک تلاش اقتصادی و خانوادگی دعوت نکردهاند. امیرالمومنین علی علیهالسلام خود مظهر تلاش، کار تولیدی و رسیدگی به امور جامعه بودند، اما همان شخصیت در دل شلوغترین روزهای خلافت، اهل عمیقترین خلوتها بودند. این توازن نشان میدهد که خلوت با خدا ربطی به خلوت بودن تقویم کاری ندارد، بلکه به ساماندهی درون بازمیگردد.
یکی از بزرگترین موانع خلوت در جهان امروز، اضطراب معیشتی و پراکندگی ذهنی است. فرد احساس میکند اگر یک لحظه نایستد، کنترل زندگی از دستش خارج میشود. در سنت شیعه، امام به عنوان یک راهبلد مهربان معرفی میشود که دست انسان را میگیرد تا او را از این تلههای فکری نجات دهد. در بیانات پیشوایان دینی آمده است که خدای متعال میفرماید: «ای فرزند آدم، خود را برای عبادت من فارغ کن تا قلبت را از بینیازی پر کنم و دستانت را از روزی بگشایم، و اگر این کار را نکنی، قلبت را پر از اشتغال و دستانت را پر از گرفتاری میکنم بی آنکه نیازت برطرف شود». این حدیث قدسی، تصویری بسیار زنده از انسان امروز را ترسیم میکند؛ انسانی که هرچه بیشتر میدود، احساس فقر و گرفتاری بیشتری دارد، زیرا جان خود را برای تماس با منبع آرامش خالی نکرده است.
در روزگار ما چهرههای موفق در حوزههای علمی، صنعتی و مهارتی بارها اعلام کردهاند که برای حفظ تمرکز، ساعاتی از روز را به سکوت و دوری از نمایشگرها اختصاص میدهند. پدیدهای که در روانشناسی جدید به عنوان سمزدایی دیجیتال شناخته میشود، در واقع نسخه تغییرشکلیافته همان سنت دیرین خلوت و تهجد در اخلاق دینی است. با این تفاوت که در اخلاق دینی، این سکوت یک امر توخالی نیست، بلکه سرشار از گفتوگو با مبدا آفرینش است. وقتی انسان سجاده را پهن میکند و پشت به تمام پیامها و دغدغههای کاری میایستد، در حقیقت در حال انجام نوعی بازسازی عمیق شخصیتی است.
بسیاری از مردم میگویند ما تمایل به دعا داریم، اما ذهنمان در نماز پرواز میکند و مدام به یاد چکها، خریدهای خانه و گفتوگوهای روزمره میافتد. برای شکستن این بنبست، نیازی به طراحی برنامههای طاقتفرسا نیست. سیره تربیتی اهل بیت علیهمالسلام بر پایه واقعبینی و گامهای تدریجی استوار است. کسی که ذهنش شبانهروز در معرض بمباران خبرهای تلخ و اضطرابهای اقتصادی است، نمیتواند در یک لحظه به اوج حضور قلب برسد. هنر سلوک روزمره این است که انسان ایستگاههای سکوت کوچک طراحی کند. ایستگاه سکوت یعنی چه؟ یعنی پیش از ورود به نماز، دو دقیقه تلفن همراه را در اتاق دیگری بگذارد، چند نفس عمیق بکشد، عظمت خدایی را که روزیرسان واقعی است یادآوری کند و سپس وارد محراب بندگی شود.
در ادبیات و حکمتهای ریشهدار، بارها بر این نکته تاکید شده که رهایی از مشغله، نیازمند تصمیم است نه انتظار کشیدن برای خلوت شدن دنیا. دنیا در ذات خود پر از هیاهو و دوندگی است و هیچکس در طول تاریخ به نقطهای نرسیده که بگوید کارها تمام شد و اکنون زمان خلوت است. اگر انسان زمان عبادت را به انتهای شب و هنگامی که تمام توان ذهنی و جسمی او تحلیل رفته موکول کند، طبیعی است که جز خستگی بهرهای نخواهد برد. ارزش نماز اول وقت و اهمیت ویژه دقایق سحر در همین نکته نهفته است؛ یعنی اختصاص دادن باکیفیتترین دقایق روح به پیشگاه الهی، نه موکول کردن آن به زمانهای فرسودگی و بیحوصلگی.
نکته مهم دیگری که امروزه سلامت معنوی را تهدید میکند، رفتارهای نمایشی و شوآف معنوی در فضای مجازی است. شبکههای اجتماعی بستری ساختهاند که گاهی حتی زیارت، انفاق و لحظات نیایش شخصی نیز به کالایی برای دیده شدن بدل میشود. در فرهنگ اصیل شیعی، زیباترین و خالصترین نیایشها در پنهانترین و خلوتترین لحظات رقم میخورد؛ جایی که هیچ دوربینی نیست و جز نگاه پرمهر خداوند، هیچ چشمی نظارهگر راز و نیاز بنده نیست. بازگشت به این خلوت بیپیرایه، انسان را از ریاکاری و فشار روانی جلب تایید دیگران نجات میدهد و آرامشی عمیق در جان او میکارد.
اگر به سیره مومنان در گذشته نگاه کنیم، متوجه میشویم که آنان با وجود مشغلههای سنگین معیشتی، آرامشی پایدار داشتند. آن آرامش ناشی از تعطیلی کار نبود، بلکه ریشه در نظمی داشت که بر مدار نماز تنظیم میشد. نماز به عنوان ستون روزمرگی، چند بار در شبانهروز جریان پرشتاب زندگی را متوقف میکرد تا جان انسان بازآفرینی شود و جایگاه حقیقی خود را در هستی بازیابد. با کمرنگ شدن این پیوند، انسان در گرداب دوندگیهای بیپایان حل شده و احساس پوچی میکند.
شکستن توهم کمبود وقت نیازمند شجاعت در بازنگری سبک زندگی است. اگر هر فرد دقایق صرفشده در گشتزنیهای بیهدف فضای مجازی را محاسبه کند، درمییابد که وقت خالی نه تنها وجود دارد، بلکه بسیار هم چشمگیر است. مسئله این است که ذهن انسان به راحتی اسیر جذابیتهای گذرا میشود، در حالی که نیایش نیازمند سکون و حضور قلب است. برای رسیدن به این سکون، باید از قدمهای کوچک آغاز کرد. حتی یک سلام کوتاه و با توجه به حضرت صاحبالزمان در آغاز روز، یک یاد خدا در میانه مشغلهها و یک درددل صادقانه با پروردگار در مسیر برگشت از کار، میتواند رشته پیوند بنده با آسمان را محکم نگه دارد.
جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری به احیای این هنر نیازمند است. اضطرابها، تنشهای ارتباطی و احساس پوچی، همگی نشانههای دوری از مبدا آرامشاند. با تغییر زاویه دید و پذیرش این واقعیت که وقت برای آنچه حقیقتا دوستش داریم همیشه فراهم است، میتوان توهم کمبود زمان را شکست و در میان شلوغترین ساعتهای روز، پنجرهای به سوی آرامش بیکران الهی گشود.