زیست علوی در تقابل با توجیه خیانت به بهانه عمل متقابل

تقاص به وقت نامردی ممنوع؛ آزمون وفاداری در هنگامه نامردمی ها

جامعه ای که در آن بدی با خیانت پاسخ داده شود و شکستن عهدها به بهانه رفتار دیگری توجیه پیدا کند، شیرازه اخلاق انسانی و ثبات مدنی خود را از دست می دهد.

مبلغ – سرویس سبک زندگی:  در مناسبات پیچیده دنیای امروز، یکی از رایج ترین دام های اخلاقی، پدیده ای است که روان شناسان اجتماعی و فیلسوفان اخلاق آن را عمل متقابل ویرانگر می نامند. بارها در محیط های کاری، بازار، شرکت های تجاری، نزاع های سیاسی یا حتی در حریم روابط خانوادگی شنیده ایم که فردی خیانت، فریبکاری یا نقض آشکار عهد خود را این گونه توجیه می کند که طرف مقابل پیش تر به من خیانت کرد یا در موقعیت مشابه زیر پای مرا خالی نمود، پس من هم حق دارم همان بلا را سر او بیاورم. این شیوه تفکر که تلافی نامردی را با نامردی مشروع می شمارد، اخلاق را از یک اصل بنیادین انسانی و استوار به ابزاری معامله پذیر و متغیر تقلیل می دهد. وقتی افراد باور کنند مجاز هستند در برابر نارو زدن دیگران نقاب اعتماد به چهره بزنند و در فرصت مناسب خنجر خیانت فرود آورند، دیگر هیچ حریم امنی برای پیمان ها، قراردادها و حتی رازهای درونی انسان ها باقی نخواهد ماند.

در تئوری بازی ها و مباحث مدیریت رفتار، بازی های مکرر اجتماعی نشان داده است که چرخه انتقام کور، سیستم را وارد یک مدار فرسایشی سقوط آزاد می کند. زمانی که کارمند، شریک اقتصادی یا یک کنشگر سیاسی رفتار ناشایست طرف مقابل را مجوزی برای شکستن اصول انسانی خود بداند، در واقع استاندارد اخلاقی خود را به سطح پست ترین رفتار جامعه تنزل داده است. فرد در چنین تله ای می پندارد که زرنگی کرده و حق پایمال شده اش را پس گرفته است، در حالی که در باطن ماجرا، مرز حیاتی میان انسان درستکار و انسان خائن محو شده و او به تصویری دیگر از همان هیولایی بدل گشته که از آن آسیب دیده بود. انسان صاحب کرامت و اصالت، شرافت خویش را از رفتار محیط و واکنش آدم ها وام نمی گیرد؛ او بر مداری از اصول درونی است که حتی طوفان بی وفایی ها و نامردمی ها هم نمی تواند قبله نمای اخلاقی او را منحرف کند.

این تلاطم اخلاقی در بستر جامعه شناسی مدرن، همان مسئله ای است که اریک فروم از آن به عنوان تسلیم شدن به ابتذال  یاد می کند؛ جایی که انسان مسئولیت کنش خود را فراموش کرده و صرفا به پژواک تاریکی های پیرامون خود تبدیل می شود. در نقطه مقابل، سنت زیست اصیل و جوانمردانه تاکید می کند که امانت، اعتبار شخصی و وفای به عهد، قراردادی مشروط به خوش رفتاری طرف مقابل نیست، بلکه صفت ذاتی یک شخصیت سالم است. اگر کسی اعتماد کرد و امانتی، مالی، رازی، جایگاهی یا دل آزردگی خویش را به امانت سپرد، حتی اگر خود آن فرد پیشینه ای سراسر تاریک در پایبندی به عهدها داشته باشد، پاسخ دادن به او با نیرنگ، نابودکننده فضیلت و عزت نفس انسانی است. این جاست که تفاوت میان حسابگری فرصت طلبانه با شجاعت اخلاقی آشکار می شود؛ شجاعتی که به انسان جرئت می دهد در میان بدترین ناروها، به مرام جوانمردی وفادار بماند.

سیره عملی و مکتب فکری امیرالمؤمنین بیانگر اوج این نگاه استوار و سازش ناپذیر است. در جهانی که سیاست مداران و جنگاوران پیروزی را به هر قیمتی می خواستند و پیمان شکنی به بهانه منافع توجیه می شد، علی ابن ابی طالب تابلوی تمام عیار جوانمردی بود. او هیچ گاه حاضر نشد در برابر عهدشکنی های مکرر معاویه و پیمان شکنان، به حیله و خدعه پناه ببرد یا امانت و سری را به بهانه تقاص فاش سازد. او مظهر این حقیقت است که انسانیت با سقوط دیگران نباید سقوط کند. این منش علوی نشان داد که وفاداری به پیمان و دوری از خیانت، امری مشروط به سلامت طرف مقابل نیست، بلکه تکلیفی اخلاقی و وجودی است که انسان موحد و آزاده را از فروافتادن در مرداب رذیلت نجات می دهد.

اندیشه نابی که این گونه بر ثبات اخلاقی و جوانمردی پای می فشارد، ریشه در متون درخشان و اصیل حدیثی ما دارد. پیشوای آزادگان عالم در وصایای گران سنگ خویش صریحا پیروان خود را از آلوده شدن به خیانت، حتی در واکنش به خائنان برحذر داشته و پرده از این راز برمی دارد که اصالت اخلاقی با عمل متقابل رذیلانه سازگار نیست:

امیرالمؤمنین علی علیه السلام در وصیتی به فرزند گران قدر خود امام حسن مجتبی علیه السلام می فرمایند:

وَ لَا تَخُنْ مَنْ ائْتَمَنَكَ وَ إِنْ خَانَكَ، وَ لَا تُذِعْ سِرَّهُ وَ إِنْ أَذَاعَ سِرَّكَ

به کسی که به تو اعتماد کرده و تو را امین شمرده خیانت مکن، اگرچه او به تو خیانت کرده باشد؛ و راز او را فاش مساز، هرچند او راز تو را فاش کرده باشد.

آدرس: مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، محدث نوری، جلد ۹، کتاب الحج، احکام العشرة، باب ۱۳۷، حدیث ۱۰۴۷۶، صفحه ۱۳۶

لینک دسترسی کتابخانه فقاهت:

https://lib.eshia.ir/11015/9/136

همچنین در کلامی دیگر از امیرالمؤمنین علی علیه السلام درباره حفظ شرافت اخلاقی در برابر خطاکاران آمده است:

لَا تَخُنْ مَنِ ائْتَمَنَكَ وَ إِنْ خَانَكَ، وَ لَا تَشِنْ عَدُوَّكَ وَ إِنْ شَانَكَ

به کسی که تو را امین دانسته خیانت مکن هرچند او به تو خیانت کرده باشد؛ و عیب دشمن خود را آشکار مکن و او را رسوا مساز هرچند او در پی عیب جویی و رسوایی تو برآمده باشد.

آدرس: میزان الحکمة، محمد محمدی ری شهری، جلد ۱، باب الخیانة، فصل النهی عن الخیانة ولو بالخائن، حدیث ۵۱۴۶ (به نقل از غرر الحکم، حدیث ۱۰۴۱۸)، صفحه ۸۳۵

لینک دسترسی کتابخانه فقاهت:

https://lib.eshia.ir/11023/1/835

همچنین در روایتی معتبر پیرامون حرمت شکستن پیمان و خیانت در امانت حتی نسبت به سرسخت ترین دشمنان، امام صادق علیه السلام از امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل می کنند:

أَدُّوا الْأَمَانَةَ وَ لَوْ إِلَى قَاتِلِ وُلْدِ الْأَنْبِيَاءِ

امانت را بپردازید و بازگردانید، حتی اگر به قاتل فرزندان پیامبران باشد.

آدرس: الکافی، ثقة الاسلام کلینی، جلد ۵، کتاب المعیشة، باب أداء الأمانة، حدیث ۳، صفحه ۱۳۳

لینک دسترسی کتابخانه فقاهت:

https://lib.eshia.ir/11005/5/133