به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در اندیشه امیرالمؤمنین علی(ع)، قدرت نظامی تنها با شمار نیروها و تجهیزات سنجیده نمیشود؛ بلکه ایمان و تقوای رزمندگان، آمادگی دفاعی و شایستگی فرماندهان، سه پایه اصلی اقتدار و بازدارندگی را شکل میدهند. نگاهی به آموزههای علوی و آیات قرآن کریم نشان میدهد که از منظر امام علی(ع)، برخورداری از تجهیزات نظامی بدون پشتوانه معنوی و فرماندهی شایسته، برای دستیابی به قدرتی پایدار و تأمین امنیت جامعه کافی نیست.
قدرت نظامی در اندیشه علوی؛ فراتر از سلاح و تجهیزات
در فرهنگ علوی، سخن گفتن از قدرت و لشکر، صرفاً به معنای پرداختن به شمشیر، نیزه و ابزارهای جنگی نیست؛ بلکه به تبیین منظومهای فکری بازمیگردد که در آن، توان نظامی در خدمت حق، عدالت و تأمین امنیت مردم قرار دارد.
بنابر روایت ابنا، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع)، که در غزوات صدر اسلام حضور داشت و در میدانهای نبرد نقش برجستهای ایفا کرد، در خطبهها و نامههای خود، بهویژه در نهجالبلاغه، اصول و الزامات دستیابی به قدرت نظامی را تبیین کرده است.[۱]
بر این اساس، پرسش اساسی آن است که از دیدگاه امام علی(ع)، یک لشکر برای دستیابی به اقتدار دفاعی، ایجاد بازدارندگی و پیروزی در میدان نبرد، به چه مؤلفههایی نیاز دارد؟ بررسی آموزههای علوی در کنار آیات قرآن کریم نشان میدهد که این اقتدار بر سه پایه اصلی استوار است: ایمان و تقوای الهی بهعنوان زیربنای معنوی، آمادگی نظامی و برخورداری از تجهیزات بهعنوان ابزار مادی، و فرماندهی شایسته همراه با توجه به نیازهای نیروها بهعنوان عامل انسجام و همبستگی.[۲]
ایمان و تقوا؛ زیربنای معنوی اقتدار نظامی
در نگاه امیرالمؤمنین علی(ع)، قدرت یک لشکر پیش از آنکه به شمار نیروها و میزان تجهیزات وابسته باشد، از باورهای دینی، تقوا و روحیه پایدار رزمندگان سرچشمه میگیرد. از این منظر، برخورداری از آمادگی روحی و حفظ آرامش در شرایط دشوار، از عوامل مهم ایستادگی در برابر دشمن است.
امام علی(ع) در خطبه ۶۶ نهجالبلاغه، در جریان جنگ صفین، سپاهیان خود را چنین سفارش میکند: «مَعَاشِرَ الْمُسْلِمِینَ! اِسْتَشْعِرُوا الْخَشْیَةَ وَ تَجَلْبَبُوا السَّکِینَةَ»؛ یعنی: «ای مسلمانان! لباس زیرین خود را ترس از خدا و لباس رویین خود را آرامش قرار دهید.»[۳]
این تعبیر، جایگاه بنیادین تقوای الهی و آرامش روانی را در آمادگی رزمندگان نشان میدهد. بر اساس این آموزه، نیروی نظامی تنها به ابزارهای بیرونی متکی نیست، بلکه برخورداری از انضباط درونی، تسلط بر هیجانات و حفظ ثبات در موقعیتهای دشوار نیز در توانایی مقابله با دشمن نقش دارد. امام(ع) در ادامه همین خطبه، بر ضرورت صبر و استقامت تأکید میکند و آن را عاملی برای نزدیکتر شدن به پیروزی میداند.[۴]
قرآن کریم نیز در سوره انفال، پایداری در برابر دشمن و یاد خدا را از عوامل رستگاری معرفی میکند. خداوند متعال میفرماید:
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا لَقِیتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَاذْکُرُوا اللَّهَ کَثِیرًا لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»
«ای کسانی که ایمان آوردهاید، هرگاه با گروهی از دشمن روبهرو شدید، پایداری کنید و خدا را بسیار یاد کنید، باشد که رستگار شوید.»[۵]
این آیه، پیوند میان ایمان، یاد خدا و پایداری در میدان نبرد را برجسته میکند. در چارچوب اندیشه علوی، تقوا تنها یک فضیلت فردی نیست، بلکه میتواند در شکلگیری روحیه مسئولیتپذیری، استقامت و پایبندی به هدف نیز نقشآفرین باشد. رزمندهای که انگیزه خود را در انجام وظیفه و دفاع از حق میبیند، از پشتوانهای معنوی برخوردار است که در مواجهه با دشواریها به او توان ایستادگی میبخشد.[۶]
از این رو، در منظومه فکری امام علی(ع)، آمادگی معنوی و روحی در کنار تواناییهای مادی قرار میگیرد و یکی از پایههای اصلی اقتدار نظامی را تشکیل میدهد.[۷]
آمادگی نظامی و تجهیزات؛ ضرورت پیشبینی تهدیدها
تأکید امیرالمؤمنین علی(ع) بر ایمان و تقوا، به معنای نادیده گرفتن ضرورت آمادگی مادی و نظامی نیست. در آموزههای ایشان، برخورداری از تجهیزات مناسب و فراهم کردن مقدمات دفاع، جایگاهی اساسی دارد و آمادگی برای مواجهه با تهدیدها باید پیش از وقوع بحران مورد توجه قرار گیرد.
امام علی(ع) در خطبه ۲۶ نهجالبلاغه، خطاب به مردم کوفه، میفرماید: «خُذُوا لِلْحَرْبِ أَهْبَتَهَا وَ أَعِدُّوا لَهَا عُدَّتَهَا»؛ یعنی: «برای جنگ، ساز و برگ آن را فراهم آورید و ابزار و ادوات جنگی را آماده کنید.»[۸]
این سفارش بر اهمیت آمادگی قبلی و پرهیز از غافلگیری تأکید دارد. از این منظر، توان دفاعی زمانی میتواند نقش بازدارنده خود را ایفا کند که نیروها، امکانات و تجهیزات مورد نیاز، متناسب با شرایط و تهدیدهای پیشرو فراهم شده باشند.[۹]
قرآن کریم نیز در آیه ۶۰ سوره انفال، مسلمانان را به آمادهسازی حداکثری توان دفاعی فرمان میدهد:
«وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ»
«و در برابر آنان، هر چه میتوانید از نیرو و اسبان آماده، فراهم سازید تا به وسیله آن، دشمن خدا و دشمن خود را بترسانید.»[۱۰]
مفهوم محوری این آیه، ضرورت بهرهگیری از تمام ظرفیتهای در دسترس برای تقویت توان دفاعی است. همچنین، ایجاد بازدارندگی و جلوگیری از طمعورزی دشمن، از اهداف چنین آمادگیای به شمار میرود؛ مفهومی که در ادبیات امروز نظامی و امنیتی نیز با عنوان بازدارندگی شناخته میشود.[۱۱]
در روایتی منسوب به امام علی(ع) نیز آمده است: «خُیُولُ الْغُزَاةِ فِی الدُّنْیَا هِیَ خُیُولُهُمْ فِی الْجَنَّةِ»؛ یعنی: «اسبهای رزمندگان در دنیا، همان اسبهای آنان در بهشت است.»[۱۲]
افزون بر تأکید بر اصل آمادگی، آموزههای نظامی امام علی(ع) به جزئیات عملی نبرد نیز توجه دارد. در یکی از توصیههای منقول از ایشان به سپاهیان آمده است که دندانهای خود را بر هم بفشارند تا در برابر ضربات دشمن مقاومت بیشتری داشته باشند، زرههای خود را کامل کنند و پیش از بیرون کشیدن شمشیر از نیام، آن را آماده سازند.[۱۳]
اگرچه این توصیهها در بستر شرایط و فناوری نظامی روزگار خود بیان شدهاند، پیام اصلی آنها همچنان بر دقت، آمادگی، انضباط و استفاده صحیح از امکانات موجود استوار است. بر این اساس، برخورداری از تجهیزات زمانی میتواند به افزایش توان رزمی منجر شود که با آمادگی عملی و شناخت الزامات میدان نبرد همراه باشد.[۱۴]
فرماندهی شایسته و توجه به سربازان؛ عامل انسجام و اقتدار
سومین مؤلفه قدرت نظامی در اندیشه امیرالمؤمنین علی(ع)، به شیوه فرماندهی و نوع رابطه میان فرماندهان و نیروهای تحت امر آنان بازمیگردد. در این نگاه، اقتدار لشکر تنها به ایمان رزمندگان و کیفیت تجهیزات وابسته نیست؛ بلکه نحوه مدیریت نیروها، توجه به نیازهای آنان و ایجاد همدلی در مجموعه نظامی نیز نقشی تعیینکننده دارد.
امام علی(ع) در نامه ۵۳ نهجالبلاغه، خطاب به مالک اشتر، درباره ویژگیهای فرماندهان شایسته میفرماید:
«وَ لْیَکُنْ آثَرُ رُءُوسِ جُنْدِکَ عِنْدَکَ مَنْ وَاسَاهُمْ فِی مَعُونَتِهِ، وَ أَفْضَلَ عَلَیْهِمْ مِنْ جِدَتِهِ، بِمَا یَسَعُهُمْ وَ یَسَعُ مَنْ وَرَاءَهُمْ مِنْ خُلُوفِ أَهْلِیهِمْ، حَتَّی یَکُونَ هَمُّهُمْ هَمًّا وَاحِدًا فِی جِهَادِ الْعَدُوِّ»
مضمون این فراز آن است که برترین فرماندهان باید کسانی باشند که با نیروهای خود همراهی و همیاری کنند و از امکانات و تواناییهای خویش برای تأمین نیازهای آنان و خانوادههایشان بهره بگیرند؛ بهگونهای که دغدغههای معیشتی، مانع تمرکز آنان بر وظیفه مشترک نشود.[۱۵]
این رهنمود، معیاری مهم برای انتخاب و ارزیابی فرماندهان ارائه میکند. فرمانده شایسته کسی نیست که صرفاً دستور صادر کند، بلکه باید نسبت به وضعیت نیروهای خود احساس مسئولیت داشته باشد و شرایط لازم برای انجام وظیفه آنان را فراهم سازد. توجه به معیشت و آرامش خانوادههای نیروها، در این چارچوب، عاملی برای تقویت اعتماد، همدلی و انسجام در مجموعه نظامی است.[۱۶]
امام علی(ع) در همان نامه، جایگاه سپاهیان را چنین توصیف میکند:
«فَالْجُنُودُ بِإِذْنِ اللَّهِ حُصُونُ الرَّعِیَّةِ، وَ زَیْنُ الْوُلَاةِ، وَ عِزُّ الدِّینِ، وَ سُبُلُ الْأَمْنِ»
«سپاهیان به اذن خدا، دژهای مردم، زینت زمامداران، عزت دین و راههای امنیت هستند.»[۱۷]
این تعبیر، جایگاه نیروهای نظامی را در منظومه حکمرانی علوی روشن میکند. سپاه در این نگاه، نهادی برای حفاظت از مردم، پاسداری از امنیت و پشتیبانی از نظم جامعه است؛ نه ابزاری مستقل از مسئولیتهای اخلاقی و اجتماعی خود.
بر این اساس، قدرت نظامی زمانی از پایداری بیشتری برخوردار خواهد بود که میان فرماندهان و نیروها اعتماد متقابل وجود داشته باشد و سربازان، علاوه بر برخورداری از امکانات لازم، از حمایت و همراهی مسئولان خود نیز اطمینان داشته باشند. در چنین شرایطی، همدلی و احساس مسئولیت مشترک میتواند به تقویت انسجام و کارآمدی مجموعه نظامی کمک کند.[۱۸]
سه رکن بههمپیوسته در شکلگیری قدرت لشکر اسلام
مرور آموزههای امیرالمؤمنین علی(ع) نشان میدهد که اقتدار لشکر اسلام را میتوان در سه محور اساسی جمعبندی کرد:
نخست؛ بنیاد معنوی: ایمان، تقوای الهی و صبر و استقامت، پشتوانه روحی رزمندگان را شکل میدهد و به آنان در مواجهه با دشواریها و شرایط سخت، توان پایداری میبخشد.[۱۹]
دوم؛ آمادگی نظامی و تجهیزاتی: فراهم کردن نیرو، سلاح و امکانات متناسب با نیازهای دفاعی، از الزامات مقابله با تهدیدها و ایجاد بازدارندگی است. در این نگاه، آمادگی دفاعی باید متناسب با ظرفیتها و شرایط موجود دنبال شود.[۲۰]
سوم؛ فرماندهی شایسته و انسجام نیروها:** انتخاب فرماندهان توانمند و مسئولیتپذیر، توجه به نیازهای نیروها و ایجاد پیوند مبتنی بر اعتماد و همدلی، زمینه وحدت هدف و افزایش انسجام لشکر را فراهم میکند.[۲۱]
این سه مؤلفه را نمیتوان مستقل از یکدیگر ارزیابی کرد؛ زیرا ایمان و انگیزه معنوی، بدون آمادگی عملی و تجهیزاتی، برای پاسخگویی به همه الزامات دفاعی کافی نیست و برخورداری از تجهیزات نیز بدون فرماندهی شایسته و انسجام درونی، لزوماً به اقتدار پایدار منجر نمیشود.
در نهایت، میراث فکری و عملی امیرالمؤمنین علی(ع) در حوزه نظامی، الگویی است که در آن، معنویت، آمادگی و مدیریت مسئولانه در کنار یکدیگر قرار میگیرند. بر پایه این نگاه، قدرت واقعی لشکر اسلام تنها در توان رویارویی با دشمن خلاصه نمیشود، بلکه در توانایی پاسداری از حق، حفظ امنیت مردم و انجام مسئولیتهای اخلاقی و اجتماعی نیز معنا پیدا میکند.[۲۲]
پینوشتها
[۱] نهجالبلاغه، مقدمه ابنابیالحدید، شرح حال امیرالمؤمنین (ع).
[۲] مطهری، مرتضی، سیری در نهجالبلاغه، تهران: صدرا، ص ۷۵.
[۳] نهجالبلاغه، خطبه ۶۶، ترجمه محمد دشتی.
[۴] همان، خطبه ۶۶.
[۵] سوره انفال، آیه ۴۵.
[۶] طباطبائی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم: دفتر انتشارات اسلامی، ج ۹، ص ۱۰۲.
[۷] جوادی آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی قرآن کریم، ج ۱۰، ص ۲۳۴.
[۸] نهجالبلاغه، خطبه ۲۶.
[۹] شریف رضی، محمد بن حسین، نهجالبلاغه، تصحیح صبحی صالح، قم: هجرت، ص ۶۸.
[۱۰] قرآن کریم، سوره انفال، آیه ۶۰.
[۱۱] مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ج ۷، ص ۲۲۵.
[۱۲] قاضی نعمان مغربی، دعائم الاسلام، ج ۱، ص ۳۴۴.
[۱۳] نهجالبلاغه، خطبه ۱۲۱.
[۱۴] ابنابیالحدید، شرح نهجالبلاغه، ج ۸، ص ۲۴۵.
[۱۵] نهجالبلاغه، نامه ۵۳.
[۱۶] همان، نامه ۵۳.
[۱۷] همان، نامه ۵۳.
[۱۸] مطهری، مرتضی، سیری در نهجالبلاغه، ص ۸۹.
[۱۹] نهجالبلاغه، خطبه ۶۶.
[۲۰] نهجالبلاغه، خطبه ۲۶ و نامه ۵۳.
[۲۱] نهجالبلاغه، نامه ۵۳.
[۲۲] جمعی از نویسندگان، مؤسسه تحقیقات و نشر معارف اهلالبیت (ع)، «سپاه در احادیث».