نهجالبلاغه، یکی از برجستهترین آثار ادبی و دینی جهان اسلام، چگونه شکل گرفت؟ سید رضی که در جوانی سودای گردآوری فضائل و سخنان اهلبیت(ع) را در سر داشت، به درخواست دوستانش دست به تألیف مجموعهای زد که با گزینش خطبهها، نامهها و حکمتهای امام علی(ع)، جلوهای کمنظیر از فصاحت، بلاغت و ژرفای اندیشه آن حضرت را به نمایش گذاشت.
وقتی دخلوخرج زندگی با هم جور درنمیآید، شاید آخرین چیزی که به ذهنمان برسد، بخشیدن دارایی اندکمان باشد؛ اما امام علی (ع) در حدیثی تأملبرانگیز، توصیهای متفاوت برای روزهای تنگدستی دارد: با صدقه دادن، با خدا معامله کنید!
امیرالمؤمنین امام علی(ع) در حدیثی کوتاه، به دو نکته کلیدی برای زندگی بهتر اشاره میکنند؛ انفاق مال مازاد و نگهداشتن زبان از گفتار اضافی. این روایت در بحارالأنوار نقل شده است.
حضرت زینب کبری(س) در خانهای چشم به جهان گشود که مهد ایمان، شجاعت و حقیقت بود؛ بانویی که نامش با صبر در سختترین مصیبتها و ایستادگی در برابر ظلم گره خورد. در سالروز ولادت این بانوی بزرگ، مروری بر زندگی، ویژگیهای اخلاقی و نقش ماندگار او در زنده نگهداشتن پیام عاشورا داریم.
امیرالمؤمنین امام علی(ع) در روایتی تأملبرانگیز از کتاب «غررالحکم»، بهتان زدن را اوج بیشرمی معرفی میکنند؛ رفتاری غیراخلاقی که با نسبت دادن ناروا به دیگران، حرمت و آبروی آنان را هدف قرار میدهد.
اگر روزی انسان از سوی خداوند مقدر شده است، پس تلاش و کوشش چه جایگاهی در زندگی دارد؟ آیا میتوان به امید رزق الهی دست از کار کشید و منتظر گشایش ماند؟ قرآن کریم و روایات اسلامی با تأکید بر پیوند میان توکل و تلاش، به این پرسش پاسخ میدهند؛ پاسخی که روشن میکند چرا ایمان به روزیرسان بودن خداوند، نه مجوز تنبلی است و نه به معنای نادیده گرفتن نقش اراده انسان در ساختن زندگی.
امیرالمؤمنین امام علی (ع) در خطبه ۲۲۲ نهجالبلاغه، یاد خدا را عاملی برای روشنشدن دلها، بیداری عقل و رهایی انسان از غفلت معرفی میکنند؛ ایشان با ترسیم ویژگیهای اهل ذکر، از انسانهایی سخن میگویند که در میان مشغلههای دنیا، از یاد پروردگار غافل نمیشوند، به عدالت فرمان میدهند، از ناپسندیها دوری میکنند و پیش از آنکه در قیامت مورد حسابرسی قرار گیرند، به محاسبه اعمال خویش میپردازند.
چه چیزی یک لشکر را واقعاً قدرتمند میکند؟ آموزههای امیرالمؤمنین علی(ع) در نهجالبلاغه نشان میدهد که اقتدار نظامی تنها به سلاح و تجهیزات وابسته نیست؛ بلکه ایمان و تقوا، آمادگی دفاعی و فرماندهی شایسته، سه رکن اساسی قدرت را شکل میدهند. نگاهی به کلام امام علی(ع) و آیات قرآن کریم، از الگویی سخن میگوید که در آن، معنویت و آمادگی نظامی در کنار انسجام نیروها، زمینهساز قدرت بازدارنده میشوند.
چرا با وجود تلاش برای داشتن زندگی بهتر، گاهی خودمان را درگیر سختگیریها و پیچیدگیهای غیرضروری میکنیم؟ امیرالمؤمنین علی(ع) در سخنی کوتاه و تأملبرانگیز، یکی از رازهای گواراتر شدن زندگی را بیان کردهاند؛ توصیهای درباره رهایی از تکلّف که میتواند نگاه ما را به شیوه زندگی روزمره تغییر دهد.
محمدعلی انصاری، مفسر قرآن و مؤلف تفسیر مشکاة، با تشریح آموزههای علوی در زمینه صلح، جنگ و مدیریت نیروهای انسانی تأکید کرد: در سیره امام علی(ع)، مذاکره و صلح بر درگیری اولویت دارد و حضور نیروهای سستعنصر و بیانگیزه در میدان، نهتنها کمکی به پیشبرد اهداف نمیکند، بلکه میتواند آسیبزا باشد.
در روزهایی که اضطراب و نگرانی از آینده، افراد را به سمت طالعبینی، رمالی و پیشگویی سوق میدهد، سخنان امام علی(ع) در نهجالبلاغه بار دیگر اهمیت پیدا میکند؛ جایی که ایشان با نقد ادعای پیشبینی سرنوشت از طریق ستارگان، نسبت به تضعیف توکل، عقلانیت و مسئولیتپذیری انسان هشدار میدهند. اما مرز میان دانش نجوم و ادعای آگاهی از آینده کجاست و چرا اعتماد به پیشگوها میتواند به جای آرامش، نگرانی و انفعال به همراه بیاورد؟
امیرالمؤمنین(ع) در روایتی تأملبرانگیز، علم و ادب را «بهای جان» انسان معرفی میکنند و بر تلاش برای آموختن و کسب فضایل تأکید دارند؛ نگاهی که نشان میدهد ارزش حقیقی انسان نه به داشتههای مادی، بلکه به میزان رشد علمی، اخلاقی و شخصیتی او وابسته است.
اگر قرار باشد امیرالمؤمنین علی(ع) یک انسان شایسته را برای ما تصویر کند، چه ویژگیهایی را در او برجسته میکند؟ پاسخ در حکمت ۲۸۹ نهجالبلاغه، تصویری متفاوت از «انسان تراز» ارائه میدهد؛ انسانی که دنیا در نگاهش کوچک است، اسیر شکم و هوای نفس نیست، پیش از قضاوت به دنبال شنیدن حقیقت میرود، بیشتر گوش میدهد تا سخن بگوید و میان حرف و عملش فاصلهای نیست؛ الگویی که شاید بیش از هر زمان دیگری برای زندگی امروز حرف برای گفتن داشته باشد.
نهجالبلاغه بهعنوان یکی از ارزشمندترین میراثهای بهجامانده از امیرالمؤمنین(ع)، مجموعهای از آموزههای عمیق اعتقادی، اخلاقی و اجتماعی را در خود جای داده است؛ آموزههایی که از شناخت خداوند و بیان صفات الهی تا شیوه صحیح زندگی و تعالی انسان را دربرمیگیرد و میتواند الگویی برای مهارتهای زندگی و بهتر زیستن باشد.
تفاوت در میزان روزی، ثروت و امکانات زندگی انسانها همواره یکی از پرسشهای مهم درباره عدالت الهی بوده است؛ امام علی(ع) در خطبه ۹۱ نهجالبلاغه با تبیین فلسفه تفاوت در روزی بندگان، تأکید میکند که عدالت الهی به معنای برخورداری یکسان همه انسانها نیست، بلکه فقر و غنا، سلامت و بیماری و فراخی و تنگی روزی، هر یک میتوانند عرصهای برای آزمون صبر، شکر و مسئولیتپذیری انسان باشند.
محبوبیت در میان مردم فقط با تلاش برای جلب رضایت آنها به دست نمیآید؛ دستکم از نگاه امیرالمؤمنین(ع)، ریشه این اتفاق را باید جای دیگری جستوجو کرد. حضرت در حکمت ۴۲۳ نهجالبلاغه میفرمایند هر کس رابطه خود با خداوند را اصلاح کند، خداوند رابطه او با مردم را اصلاح خواهد کرد؛ آموزهای که نشان میدهد صداقت، محبت، درستکرداری و حسن رابطه با دیگران، میتواند از اصلاح درون و استحکام پیوند انسان با خداوند سرچشمه بگیرد.
در نگاه دین، دنیا نه دشمن انسان است و نه چیزی که باید از آن گریخت؛ مال، خانه، شغل و رفاه میتوانند نعمتهایی الهی باشند. مسئله از جایی آغاز میشود که «داشتن دنیا» به «هدف زندگی» تبدیل شود و انسان برای رسیدن به خواستههای مادی، خدا و آخرت را به فراموشی بسپارد. امیرالمؤمنین(ع) در سخنانی هشدار میدهند که آرامش واقعی در انباشتن بیشتر نیست؛ بلکه در آن است که دنیا در دست انسان باشد، نه در دل او.
«مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ»؛ هرکس خود را بشناسد، پروردگارش را شناخته است. این سخن منسوب به امیرالمؤمنین(ع) قرنهاست یکی از بحثبرانگیزترین عبارات در حوزه خودشناسی و خداشناسی به شمار میرود. اما شناخت «نفس» چگونه میتواند به شناخت خداوند منتهی شود؟ در تفسیر این کلام، چهار نگاه مطرح شده است؛ از تأمل در شگفتیهای بدن انسان و رابطه علت و معلول گرفته تا درک فقر و نیازمندی انسان و رسیدن به معرفت قلبی و شهود.
تعبیر «طبیب دوّار» در نهجالبلاغه، تصویری متفاوت از خدمت به انسانها ارائه میکند؛ الگویی که در آن، یاریرسان منتظر نمیماند تا فرد گرفتار برای کمک مراجعه کند، بلکه خود به سراغ او میرود. استاد یساولی با اشاره به این مفهوم و با تکیه بر حکایت حضرت عیسی(ع) در مثنوی مولانا، «دوّار بودن» را بهعنوان یک منش انسانی مطرح میکند؛ فرهنگی که در آن، دیدن دردهای پنهان و پیشقدم شدن برای گشودن گره از زندگی دیگران، بخشی از مسئولیت انسان در برابر انسان است.
این کتاب تلاشی برای کشف دوباره ظرفیتهای نهجالبلاغه است؛ به گونهای که مخاطب بتواند میان سخنان حکیمانه امام علی(ع) و مسائل و نیازهای زندگی معاصر ارتباطی ملموستر برقرار کند.
پس از رحلت پیامبر اکرم(ص)، انتظار میرفت با توجه به زمینهسازیهایی که از سوی پیامبر(ص) صورت گرفته بود، امیرالمؤمنین(ع) مسئولیت اداره جامعه اسلامی را بر عهده بگیرد؛ اما در عمل، اتفاقی متفاوت رخ داد و جریان سیاسی جدیدی در سقیفه بنیساعده شکل گرفت. این حادثه در نهایت موجب شد امام علی(ع) از روند اصلی تصمیمگیری سیاسی کنار گذاشته شود و مسیر خلافت به شکلی متفاوت ادامه پیدا کند.
امیرالمؤمنین امام علی(ع) در میدان نبرد تنها با شمشیر و توان نظامی بر دشمنان خود غلبه نمیکرد؛ هیبت و اقتدار روحی آن حضرت چنان در دل رقیبان نفوذ کرده بود که برخی از آنان پیش از آغاز رویارویی، بخشی از توان و روحیه خود را از دست میدادند؛ نکتهای که امام(ع) در حکمت ۳۱۸ نهجالبلاغه با جملهای کوتاه اما معنادار به آن اشاره کرده است: «ما لَقِیتُ رَجُلاً إِلّا أَعانَنِي عَلَی نَفسِهِ»؛ «با هیچکس روبهرو نشدم، مگر اینکه مرا بر ضد خودش یاری کرد.»
یک روایت از امیرالمؤمنین(ع) درباره تأثیر افراد بخیل بر روح انسان؛ گاهی معاشرت با یک رفتار اخلاقی میتواند بیش از آنچه تصور میکنیم بر دل و روح ما اثر بگذارد.
رزق و روزی در نگاه امام علی(ع) تنها نتیجه تلاش مستقیم انسان نیست؛ بخشی از آن با کوشش و تدبیر به دست میآید و بخشی دیگر بیآنکه انسان در پی آن باشد، به سراغش میآید. امیرالمؤمنین(ع) در نامه ۳۱ نهجالبلاغه با تبیین این دو گونه روزی، انسان را از حرص و ناامیدی برحذر میدارد و بر ضرورت تلاش همراه با امید به فضل الهی تأکید میکند.
در نگاه پیامبر اکرم(ص) و امام علی(ع)، علم تنها وسیلهای برای افزایش دانستهها نیست؛ بلکه چراغی برای تشخیص راه درست، رسیدن به سعادت و دور ماندن از جهل و گناه است. در احادیث فراوانی بر ضرورت دانشآموزی، یادگیری از کودکی، پرسیدن بدون خجالت و بهرهگیری از دانش دیگران تأکید شده و حتی «طلب دانش» از وظایف مسلمان دانسته شده است.
یک منظومه کردی که بیش از یک قرن پیش بازسرایی و کتابت شده، حالا در قالب کتاب «جنگنامه امام علی(ع) و محمد حنیفه با کفار» بازخوانی شده است؛ اثری که روایتهای حماسی درباره امیرالمؤمنین(ع) و محمد حنیفه را با عناصر تخیلی و باورهای عامه درهم آمیخته و تصویری از حضور گسترده قصههای اهلبیت(ع) در فرهنگ شفاهی کردستان به دست میدهد. این کتاب علاوه بر روایت داستان، به بررسی زبان کردی گورانی، سنت نقالی و جایگاه این منظومه در ادبیات شفاهی و دینی ایرانیان نیز پرداخته است.
امام علی(ع) فقر را تنها یک مشکل اقتصادی نمیدانست و نسبت به پیامدهای آن بر دین، عقل و روابط اجتماعی هشدار میداد. امیرالمؤمنین(ع) در سخنان خود، ثروتمندان را در برابر وضعیت نیازمندان مسئول میدانست و تأکید میکرد که در اموال آنان حقی برای فقرا وجود دارد؛ نگاهی که حمایت از محرومان را بخشی از عدالت اجتماعی و مسئولیت جامعه میداند.
عدالت آنجا معنا پیدا میکند که حاکمیت حاضر باشد برای اجرای آن هزینه بدهد؛ حتی اگر این هزینه، از دست دادن حمایت صاحبان نفوذ و ایستادن در برابر برخورداران از امتیازهای ویژه باشد. سیره امام علی(ع) نشان میدهد که در حکومت علوی، نه سابقه و شهرت، نه خویشاوندی و نه قدرت و نفوذ سیاسی نمیتوانست مجوز سهم بیشتر از بیتالمال باشد؛ رویکردی که اگرچه زمینه رویارویی با برخی صاحبان قدرت را فراهم کرد، اما معیار روشنی برای مقابله با تبعیض، ویژهخواری و دستاندازی به اموال عمومی به شمار میآید.
ممکن است یک تصمیم مهم، نه بهخاطر ناآگاهی، بلکه بهدلیل مشورت با فردی نامناسب به مسیر اشتباه کشیده شود. امام علی(ع) در توصیهای قابل تأمل، از مشورت با چهار گروه پرهیز دادهاند؛ افرادی که بخل، ترس، دروغگویی یا آزمندی میتواند نگاه انسان را تغییر داده و او را از تصمیم درست و میانهروی دور کند.
در نگاه امیرالمؤمنین علی(ع)، مردم ابزاری برای حفظ قدرت نیستند؛ بلکه قدرت و حکومت باید در خدمت آنان و برای برقراری عدالت، حفظ کرامت و رفع نیازهایشان باشد. این نگاه در نهجالبلاغه، بهویژه در فرمان امام علی(ع) به مالک اشتر، جلوهای ویژه دارد؛ جایی که حضرت حاکم را به توجه جدی به محرومان، نیازمندان، یتیمان، سالمندان و کسانی فرا میخواند که حتی توان بیان خواستههای خود را ندارند. در مکتب علوی، صدای طبقات فرودست نباید زیر هیاهوی مسائل کلان حکومت گم شود؛ چراکه رسیدگی به آنان نه لطف حاکم، بلکه حقی است که بر عهده حکومت قرار دارد.