تا چه زمانی بعد از گناه فرصت توبه داریم؟

برخی انسان‌ها که فرصت کافی برای بندگی ندارند، همواره در جست‌وجوی فرصتی برای عبادت هستند و از خداوند مهلت می‌خواهند؛ اما در مقابل، کسانی که فرصت در اختیار دارند، با بهانه‌های مختلف انجام کارهای نیک را به آینده موکول می‌کنند.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، این موضوع در روایات اسلامی نیز مورد توجه قرار گرفته و می‌توان آن را یکی از جلوه‌های لطف و رحمت گسترده خداوند نسبت به مؤمنان دانست. در همین زمینه، روایات متعددی از ائمه(ع) نقل شده است.

بنابر روایت حوزه، در روایتی از امام صادق(ع) آمده است:

«مَنْ عَمِلَ سَیئَةً أُجِّلَ فـِیهَا سَبْعَ سَاعَاتٍ مِنَ النَّهَارِ فَإِنْ قَالَ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَی الْقَیومُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ لَمْ تُکْتَبْ عَلَیهِ.»(1)

امام صادق(ع) فرمودند: هر کس مرتکب گناهی شود، هفت ساعت از روز به او مهلت داده می‌شود. اگر در این مدت سه بار بگوید: «استغفر الله الذی لا إله إلا هو الحی القیوم»، آن گناه برای او نوشته نخواهد شد.

در روایت دیگری نیز امام صادق(ع) می‌فرمایند:

«الْعَبْدُ الْمُؤْمِنُ إِذَا أَذْنَبَ ذَنْباً أَجَّلَهُ اللَّهُ سَبْعَ سَاعَاتٍ فـَإِنِ اسـْتـَغـْفـَرَ اللَّهَ لَمْ یـُکـْتـَبْ عـَلَیـْهِ شـَیءٌ وَ إِنْ مـَضَتِ السَّاعَاتُ وَ لَمْ یسْتَغْفِرْ کـُتِبَتْ عـَلَیهِ سَیئَةٌ وَ إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَیذَکَّرُ ذَنْبَهُ بَعْدَ عِشْرِینَ سَنَةً حَتَّى یسْتَغْفِرَ رَبَّهُ فَیغْفِرَ لَهُ وَ إِنَّ الْکَافِرَ لَینْسَاهُ مِنْ سَاعَتِهِ.»(2)

ایشان فرمودند: هنگامی که بنده مؤمن مرتکب گناه می‌شود، خداوند هفت ساعت به او مهلت می‌دهد. اگر در این مدت از خداوند طلب آمرزش کند، چیزی برای او نوشته نمی‌شود؛ اما اگر این ساعات سپری شود و استغفار نکند، گناه برای او ثبت خواهد شد. با این حال، مؤمن ممکن است حتی پس از گذشت بیست سال گناه خود را به یاد آورد و از پروردگارش طلب بخشش کند و خداوند نیز او را بیامرزد؛ در حالی که کافر همان لحظه گناه را فراموش می‌کند.

فرصت توبه حتی پس از گذشت سال‌ها

در روایت دیگری از امام صادق(ع) آمده است:

«مَا مِنْ مُؤْمِنٍ یذْنِبُ ذَنْباً إِلَّا أَجَّلَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ سَبْعَ سَاعَاتٍ مِنَ النَّهَارِ فَإِنْ هُوَ تَابَ لَمْ یکْتَبْ عَلَیهِ شَیءٌ وَ إِنْ هُوَ لَمْ یفْعَلْ کـَتـَبَ اللَّهُ عـَلَیـْهِ سـَیئَةً…»(3)

امام صادق(ع) فرمودند: هیچ مؤمنی نیست که مرتکب گناه شود، مگر اینکه خداوند عزوجل هفت ساعت از روز به او مهلت می‌دهد. اگر در این مدت توبه کند، چیزی برای او نوشته نمی‌شود و اگر توبه نکند، خداوند یک گناه برای او ثبت می‌کند.

در ادامه این روایت آمده است که عباد بصری نزد امام صادق(ع) رفت و گفت: به ما خبر رسیده که شما فرموده‌اید هر بنده‌ای که گناه کند، خداوند هفت ساعت به او مهلت می‌دهد. امام(ع) فرمودند: من چنین نگفتم؛ بلکه گفتم «هیچ مؤمنی نیست» که گناه کند، و سخن من همین بوده است.

چرا حال توبه همیشه آسان به سراغ انسان نمی‌آید؟

البته رسیدن به حال و هوای واقعی توبه پس از ارتکاب گناه، همیشه برای انسان آسان نیست. هنگامی که فرد مرتکب گناه می‌شود، تیرگی و آثار آن می‌تواند بر قلب او بنشیند و حتی زمینه حرکت او به سوی سقوط و قهقرا را فراهم کند.

از سوی دیگر، اگر حالت حقیقی توبه در انسان شکل بگیرد، می‌تواند چنان خوشایند و تحول‌آفرین باشد که مسیر زندگی او را به کلی دگرگون کند. همین موضوع از گذشته ذهن بسیاری از انسان‌های کمال‌جو را به خود مشغول کرده است. شاعران نیز اشعار فراوانی درباره این حالت سروده‌اند و از نداشتن چنین حالی، غفلت از یاد خدا و از دست رفتن فرصت بازگشت به سوی پروردگار ابراز تأسف کرده و هشدار داده‌اند.

ائمه معصومین(ع) نیز درباره این مسئله سخن گفته‌اند؛ تا آنجا که اشک، آه، ناله و ندبه برای گرفتار شدن در این وضعیت در سخنان و مناجات آنان دیده می‌شود.(4)

به تأخیر انداختن توبه؛ بیماری خطرناک

به‌صراحت می‌توان گفت به تأخیر انداختن توبه، بیماری خطرناکی است که اگر انسان اندک غفلتی نسبت به آن داشته باشد، می‌تواند همچون خوره وجود او را درگیر کند و حتی آثار آن به دیگران نیز سرایت کند.

سرعت گسترش این بیماری در میان افراد تحصیل‌کرده نیز بیشتر دانسته شده است. خطر این وضعیت تا اندازه‌ای جدی است که ائمه معصومین(ع) برای هشدار دادن درباره آن از واژه «إیّاک» استفاده کرده‌اند.(5)

این واژه زمانی به کار می‌رود که خطری جدی و نزدیک وجود داشته باشد؛ برای نمونه، هنگامی که حیوانی درنده در حال حمله باشد، آتشی شعله‌ور شده باشد یا خطری مرگبار در حال وقوع باشد. در چنین شرایطی، هشدار باید فوری و جدی باشد تا فرد بتواند هرچه سریع‌تر خود را از خطر دور کند.

اصطلاح «تسویف» نیز در جایی به کار می‌رود که دامنه یک بیماری در حال گسترش است، اما فرد مبتلا همچنان در درمان آن تعلل می‌کند. از همین رو، به بیماری شدید نیز «تسویف» گفته شده است؛ چرا که سلامت و درمان به تأخیر افتاده است.(6)

وقتی «امروز» به فردا و «فردا» به پس‌فردا موکول می‌شود

به بیان ساده‌تر، هنگامی که بیماری تسویف بر انسان غلبه کند، کار امروز به فردا، کار فردا به پس‌فردا و همین‌طور کارها به آینده‌ای نامعلوم منتقل می‌شوند. در نتیجه، عمر انسان در سایه این بیماری صرف بطالت و اتلاف وقت می‌شود.

در چنین شرایطی، فرد همواره منتظر زمانی مناسب برای انجام کار خود است، اما آن زمان ایده‌آل هیچ‌گاه از راه نمی‌رسد. فرصت‌ها یکی پس از دیگری از دست می‌روند و ارزشمندترین سرمایه انسان، یعنی عمر، در حالی سپری می‌شود که توشه‌ای از آن برای آینده باقی نمانده است.

دردناک‌تر اینکه انسان می‌توانست همین فرصت‌ها را در مسیر خدا و برای رضای او صرف کند.

 تسویف؛ یکی از ابزارهای شیطان برای بازداشتن انسان از رشد

تسویف را می‌توان یکی از ابزارهای شیطان برای جلوگیری از رشد و کمال انسان دانست؛ ابزاری که با وعده‌های بی‌اساس، انجام کار خیر را به تعویق می‌اندازد.

در کلمات نورانی امیرالمؤمنین(ع) آمده است که نباید فریب آرزوها، حیله‌ها و نیرنگ‌های شیطان و وعده‌های او برای به تأخیر انداختن کارها را خورد؛ زیرا شیطان دشمن انسان است و برای هلاکت و نابودی او تلاش می‌کند:

«لاتغتروا بالمنی و خدع الشیطان و تسویفه فإن الشیطان عدوکم، حریص علی أهلاکم.»(8)

امیرالمؤمنین(ع) در سرزنش کسانی که کار خیر را به موقع انجام نمی‌دهند نیز می‌فرماید:

«کل معالج یسأل الانظار و کل مؤجل یتحلل بالتسویف»

یعنی کسانی که فرصت ندارند، در جست‌وجوی فرصت هستند و از خدا مهلت می‌خواهند تا به بندگی و عبادت بپردازند؛ اما کسانی که فرصت دارند، با بهانه‌تراشی کارها را به تأخیر می‌اندازند.(9)

وقتی عالمان هم گرفتار «تسویف» می‌شوند

امیرالمؤمنین(ع) یکی از مشکلات جامعه اسلامی را گرفتار شدن عالمان و دانایان در دام تسویف می‌داند و می‌فرماید:

«جاهلکم مزداد و عالمکم مسوف»(10)

یعنی جاهلان شما به بیماری زیاده‌روی و عالمان شما به بیماری تسویف گرفتارند.

چنین وضعیتی جامعه را از مسیر اعتدال و توازن خارج کرده و به سمت افراط و تفریط می‌کشاند. به تأخیر انداختن کارها تا رسیدن یک زمان مناسب، انتظار برای یک فرصت استثنایی و طلایی و پیدا کردن بهانه برای انجام ندادن وظایف، اگر به یک فرهنگ تبدیل شود، می‌تواند جامعه را به سمت تعطیلی، تنبلی و در نهایت عقب‌ماندگی تمدنی سوق دهد.

برای نمونه، اگر مهم‌ترین وظیفه یک طلبه یا دانشجو به دلایل مختلف مرتب به تعویق بیفتد؛ یک روز به دلیل دلتنگی، روز دیگر به دلیل مشکلات اقتصادی و روزی دیگر به دلیل نامناسب بودن شرایط مطالعه، ممکن است فرد همیشه امیدوار باشد که در آینده مشکلات برطرف می‌شوند، شرایط اقتصادی بهتر می‌شود و دغدغه‌های ذهنی و فکری پایان می‌یابد.

اما در این میان، فرصت‌ها یکی پس از دیگری از دست می‌روند و در نهایت ممکن است فرد از حوزه یا دانشگاه خارج شود، بدون آنکه توشه علمی و عملی شایسته‌ای به دست آورده باشد.

اما آیا واقعاً روزی فرا خواهد رسید که دیگر هیچ مشکل، نابسامانی یا دغدغه ذهنی و فکری وجود نداشته باشد؟ هرگز.

«وعده‌ی فردا و پس فردای تو
انتظار حسرت آید وای تو»(11)

مبارزه با تسویف؛ راهی برای پیشرفت علمی و عملی

کسانی که با بیماری تسویف مبارزه کرده و توانسته‌اند آن را درمان کنند، به درجات بالای علمی و عملی دست یافته‌اند؛ اما کسانی که گرفتار این بیماری شده‌اند، از بسیاری از زمینه‌های پیشرفت محروم مانده‌اند.

یکی از دلایل تأکید دستورات دینی بر سرعت بخشیدن به انجام کارهای خیر، همین است که تأخیر می‌تواند آفت ایجاد کند و پس از آن موانع متعددی یکی پس از دیگری شکل بگیرند تا انجام کار خیر با مشکل مواجه شود.

جدیت و تلاش علمی و عملی بزرگان و همچنین مدیریت صحیح زمان از سوی آنان، نمونه‌ای روشن برای اهمیت این مسئله است.

امیرالمؤمنین(ع) و یک درس مهم درباره از دست ندادن فرصت

حکایتی از زندگی امیرالمؤمنین(ع) نیز نشان می‌دهد که آن حضرت در سیره خود اجازه نمی‌داد کار خیر به دلیل تسویف و بهانه‌تراشی به تأخیر بیفتد.

در یکی از شب‌ها، اموال فراوانی نزد آن حضرت آوردند. امام علی(ع) همان لحظه دستور دادند اموال تقسیم شود. برخی افرادی که گرفتار تسویف بودند، عرض کردند: «یا امیرالمؤمنین! اکنون شب است، این کار را به فردا موکول کنید.»

امیرالمؤمنین(ع) که تعجیل در انجام کار خیر را شایسته می‌دانستند، در پاسخ پرسیدند: «آیا ضمانت می‌کنید که تا فردا زنده باشم؟»

آنان پاسخ دادند که این موضوع در اختیار ما نیست. پس امیرالمؤمنین(ع) شمعی خواستند و همان شب شخصاً اموال را تقسیم کردند و آنها را به صاحبانشان، یعنی فقرا و ایتام، رساندند.(12)

این روایت نشان می‌دهد که در نگاه دینی، فرصت‌ها قابل اعتماد نیستند و انسان نباید انجام کار خیر، توبه، عبادت و اصلاح خود را به فردایی نامعلوم واگذار کند. گاهی بهترین زمان برای بازگشت و جبران، همین لحظه‌ای است که در اختیار انسان قرار دارد.

 پی‌نوشت‌ها

[1]. الکافی، ج 2، ص 437، روایة 2.

[2]. الکافی، ج 2، ص 437، روایة 3.

[3]. الکافی، ج 2، ص 439، روایة 9.

[4]. مفاتیح الجنان، «وأعنی علی البکاء علی نفسی فقد أفنیت بالتّسویف والإمال عمری».

[5]. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 75، ص 164.

[6]. التحقیق، ج 5 و 6، ص 287.

[8]. بحارالانوار، ج 81، ص 100.

[9]. نهج البلاغه، فیض الاسلام، ص 1224، حکمت 227.

[10]. همان، ص 1223، حکمت 275.

[11]. مثنوی معنوی مولوی.

[12]. بحارالانوار، ج 41، ص 43.