صحیفه زندگی | امام سجاد(ع) چرا از خدا می‌خواهد عافیت دنیا، تمام رحمت او نباشد؟

امام سجاد(ع) در دعای هجدهم صحیفه سجادیه از خداوند می‌خواهد که عافیت و آسایش دنیا، تنها بهره او از رحمت الهی نباشد. این دعا یادآوری می‌کند که هر آنچه در زندگی دوست داریم، لزوماً به سعادت ما نمی‌انجامد و گاهی آنچه ناخوشایند می‌دانیم، می‌تواند زمینه رشد معنوی و نزدیک‌تر شدن به خداوند را فراهم کند.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، آیا هر آنچه در زندگی دوست داریم، به نفع ماست؟ و آیا هر اتفاق ناخوشایندی الزاماً به زیان ما تمام می‌شود؟ امام سجاد علیه‌السلام در دعای هجدهم صحیفه سجادیه، با نگاهی عمیق به مفهوم رحمت الهی، از خداوند می‌خواهد عافیت و آسایش دنیوی، تنها بهره انسان از رحمت او نباشد؛ چراکه گاهی آنچه خوشایند ماست، می‌تواند زمینه غفلت و دوری از خدا را فراهم کند و آنچه از آن ناخشنودیم، زمینه‌ساز رشد و سعادت ما شود.

 امام سجاد علیه‌السلام درباره عافیت و رحمت الهی چه می‌فرماید؟

امام زین‌العابدین علیه‌السلام در دعای هجدهم صحیفه سجادیه، خداوند را به خاطر نیکویی تقدیر و بلاهایی که از انسان دور کرده است، ستایش می‌کند و می‌فرماید:

«اَللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ عَلَی حُسْنِ قَضَائِکَ وَ بِمَا صَرَفْتَ عَنِّی مِنْ بَلَائِکَ»

خدایا، تو را سپاس بر نیکویی تقدیرت و بر بلاهایی که از من دور کرده‌ای.

سپس با دعایی تأمل‌برانگیز، از خداوند می‌خواهد:

«فَلاَ تَجْعَلْ حَظِّی مِنْ رَحْمَتِکَ مَا عَجَّلْتَ لِی مِنْ عَافِیَتِکَ فَأَکُونَ قَدْ شَقِیتُ بِمَا أَحْبَبْتُ وَ سَعِدَ غَیْرِی بِمَا کَرِهْتُ»

خدایا، چنان مباد که بهره من از رحمت تو تنها همین عافیتی باشد که اکنون به من عطا کرده‌ای؛ تا آنچه را دوست داشته‌ام، سبب بدبختی من شود و دیگری به سبب آنچه ناخوش داشته‌ام، به سعادت برسد.

این فراز از دعا، نگاه انسان را از خواسته‌های زودگذر فراتر می‌برد و به پرسشی اساسی می‌رساند: آیا هر آنچه امروز برای ما خوشایند است، در نهایت به سعادت ما منتهی می‌شود؟

چرا امام سجاد علیه‌السلام خدا را بر نیکویی تقدیرش حمد می‌کند؟

امام علیه‌السلام دعای خود را با حمد و سپاس آغاز می‌کند؛ اما این سپاسگزاری تنها به نعمت‌های آشکار و خوشایند محدود نیست، بلکه تقدیر الهی و دور شدن بلاها را نیز در بر می‌گیرد.

تعبیر «حُسْنِ قَضَائِکَ» بر نیکویی و حکمت تقدیر خداوند دلالت دارد. این نگاه به معنای آن نیست که انسان همیشه باید از هر اتفاقی احساس رضایت کند یا برای مشکلات خود به دنبال توجیه باشد؛ بلکه یادآوری می‌کند که شناخت انسان محدود است و ممکن است همه ابعاد یک رویداد را در همان لحظه درک نکند.

معمولاً زمانی احساس خوشبختی می‌کنیم که زندگی مطابق میل ما پیش می‌رود؛ سلامت هستیم، مشکلاتمان کمتر می‌شود، عزیزانمان در کنارمان هستند و برنامه‌هایمان به نتیجه می‌رسد. در چنین شرایطی، شکرگزاری آسان‌تر است.

اما ایمان عمیق‌تر زمانی خود را نشان می‌دهد که انسان، در کنار بهره‌مندی از نعمت‌ها، هنگام روبه‌رو شدن با ابهام‌ها و دشواری‌ها نیز ارتباط خود را با خداوند حفظ کند و برای یافتن راه درست بکوشد.

 آیا عافیت و آسایش دنیا برای خوشبختی کافی است؟

امام سجاد علیه‌السلام پس از حمد خداوند، از او می‌خواهد که مبادا عافیت دنیوی، تمام بهره او از رحمت الهی باشد.

عافیت در این فراز، مفهومی گسترده دارد و می‌تواند سلامت، امنیت، آسایش و رهایی از گرفتاری‌های دنیوی را شامل شود. امام علیه‌السلام این نعمت‌ها را بی‌ارزش نمی‌داند؛ بلکه از خداوند می‌خواهد که رحمت او به آسایش ظاهری و زودگذر دنیا محدود نماند.

تصور کنید انسانی از سلامت، ثروت و امکانات فراوان برخوردار باشد، اما این آسایش او را به غرور، غفلت، بی‌توجهی به دیگران و فراموشی خداوند بکشاند. در مقابل، ممکن است فرد دیگری با دشواری‌هایی روبه‌رو شود و در این مسیر، صبر، همدلی، توکل و توجه بیشتری به مسئولیت‌های خود پیدا کند.

آیا می‌توان تنها بر اساس میزان آسایش ظاهری، درباره سعادت نهایی این دو انسان قضاوت کرد؟

پیام این دعا آن است که خوشبختی را نباید فقط با میزان برخورداری از امکانات یا دوری از مشکلات سنجید. آنچه اهمیت دارد، سرانجام انسان و کیفیت رابطه او با خداوند و دیگران است.

البته این سخن به معنای آن نیست که هر فرد گرفتار، الزاماً به خدا نزدیک‌تر است یا هر فرد برخوردار، از رحمت الهی دور شده است. رنج به‌خودی‌خود فضیلت نیست و آسایش نیز به‌تنهایی نشانه غفلت نیست. مهم آن است که انسان چگونه با شرایط زندگی مواجه می‌شود و این شرایط چه تأثیری بر ایمان، اخلاق و رفتار او می‌گذارد.

 آیا ممکن است چیزی که دوست داریم، ما را از سعادت دور کند؟

یکی از نکات مهم این دعا، فاصله میان خواسته‌های انسان و خیر حقیقی اوست.

ما معمولاً بر اساس اطلاعات محدود، احساسات لحظه‌ای و نیازهای نزدیک خود تصمیم می‌گیریم. چیزی را دوست داریم، چون برایمان لذت‌بخش است؛ از چیزی دوری می‌کنیم، چون آسایشمان را مختل می‌کند. اما همه خواسته‌های ما لزوماً به نفعمان نیستند و هر اتفاق ناخوشایندی نیز الزاماً به زیان نهایی ما تمام نمی‌شود.

برای مثال، ممکن است رسیدن به یک موقعیت مطلوب، انسان را به بی‌انصافی یا نادیده گرفتن حقوق دیگران بکشاند. در مقابل، ممکن است ناکامی در رسیدن به همان موقعیت، فرصتی برای بازنگری در رفتار و انتخاب مسیری درست‌تر فراهم کند.

این مثال‌ها به معنای خوب بودن هر ناکامی یا بد بودن هر موفقیت نیستند؛ بلکه نشان می‌دهند که برای ارزیابی یک اتفاق، باید فراتر از احساس رضایت یا نارضایتی اولیه نگاه کنیم.

امام سجاد علیه‌السلام از خداوند می‌خواهد که مبادا آنچه دوست داشته است، در نهایت سبب شقاوت او شود؛ در حالی که دیگری از چیزی که او ناخوش می‌داشته، به سعادت برسد.

بنابراین، معیار نهایی خوشبختی، صرفاً رسیدن به خواسته‌های شخصی نیست؛ بلکه باید دید این خواسته‌ها انسان را به کدام مسیر می‌برند و چه پیامدی برای زندگی معنوی و اخلاقی او دارند.

چگونه عافیت را به فرصتی برای نزدیک شدن به خدا تبدیل کنیم؟

این دعا تنها درباره نگرش انسان به مشکلات نیست؛ بلکه درباره چگونگی استفاده از نعمت‌ها نیز سخن می‌گوید.

سلامتی، امنیت، آرامش و امکانات زندگی، فرصت‌هایی ارزشمند هستند. انسان می‌تواند از این فرصت‌ها برای خدمت به دیگران، انجام مسئولیت‌ها، تقویت روابط خانوادگی، کمک به نیازمندان و رشد معنوی استفاده کند.

از سوی دیگر، اگر آسایش موجب غفلت، خودخواهی یا فراموشی مسئولیت‌ها شود، ممکن است همان نعمتی که می‌توانست زمینه خیر باشد، به عاملی برای دور شدن از هدف اصلی زندگی تبدیل شود.

در این نگاه، عافیت زمانی ارزشمندتر می‌شود که انسان را به شکرگزاری، مهربانی و بندگی آگاهانه نزدیک کند. همچنین، هنگام مواجهه با دشواری‌ها، می‌توان در کنار تلاش برای حل مشکلات و استفاده از راه‌های درست، از تجربه‌های زندگی برای شناخت بهتر خود و اصلاح رفتار بهره گرفت.

چرا امام سجاد علیه‌السلام از فنا و بقا سخن می‌گوید؟

در پایان این دعا، امام علیه‌السلام با عبارتی تأمل‌برانگیز، ارزش واقعی امور را به سرانجام آن‌ها پیوند می‌زند:

«فَغَیْرُ کَثِیرٍ مَا عَاقِبَتُهُ الْفَنَاءُ وَ غَیْرُ قَلِیلٍ مَا عَاقِبَتُهُ الْبَقَاءُ»

چیزی که سرانجامش فناست، هرچند بسیار باشد، اندک است؛ و چیزی که سرانجامش بقاست، هرچند اندک باشد، بسیار است.

این فراز یادآوری می‌کند که ارزش امور را نمی‌توان فقط با اندازه، فراوانی یا لذت زودگذر آن‌ها سنجید. بسیاری از چیزهایی که در دنیا برای ما اهمیت فراوان دارند، موقتی هستند؛ در مقابل، کارهای نیک، اخلاق پسندیده و اعمالی که با نیت درست انجام می‌شوند، می‌توانند ارزشی فراتر از دستاوردهای زودگذر داشته باشند.

پیام دعای هجدهم صحیفه سجادیه، دعوت به نادیده گرفتن نعمت‌های دنیا یا بی‌توجهی به مشکلات نیست؛ بلکه دعوت به نگاهی عمیق‌تر به زندگی است. امام سجاد علیه‌السلام به ما می‌آموزد که از خداوند هم عافیت بخواهیم و هم مراقب باشیم این عافیت، ما را از او دور نکند؛ از نعمت‌ها بهره ببریم و در عین حال، سعادت خود را تنها در آسایش امروز خلاصه نکنیم.

منبع:حوزه