ابلیس و شیطان اگرچه از منظر حقیقت و کارکرد، دو مفهوم متفاوت به شمار میروند، اما در یک هدف مشترکاند؛ ایجاد وسوسه و شبهه برای دور کردن انسان از مسیر الهی و ایجاد فاصله میان او و خداوند؛ مسیری که میتواند از تضعیف ارتباط انسان با حقیقت الهی آغاز و به لغزش و سقوط او منتهی شود.
ابلیس سالها خدا را عبادت کرد، اما تنها یک نافرمانی، همه آن عبادتها را بر باد داد. چرا عبادت طولانی شیطان نتوانست او را نجات دهد؟ پاسخ قرآن روشن است: ارزش عبادت تنها به رکوع و سجود نیست؛ آنچه انسان را به سعادت میرساند، اطاعت بیچونوچرای فرمان خدا و دوری از تکبر است؛ درسی که سرنوشت ابلیس برای همیشه پیش روی انسان قرار داده است.
«ابلیس فرشته نبود، اما مأمور به سجده شد! چرا سرپیچی کرد و سقوط کرد؟ پاسخ در روایات اهلبیت(ع) نهفته است.»
خداوند پس از خلقت آدم (ع) همگان را امر به سجده کرد، اما ابلیس با بهانهتراشی و تفاخر نسبت به نوع خلقتش با آدم (ع)، تن به این فرمان نداد.
رویارویی شگفتانگیز میان حق و باطل در آخرالزمان، هرچند به ظاهر با معیارهای عقل مادی ناممکن مینماید، اما ریشه در حقایق وحیانی دارد. امروز غرب این مفاهیم و صحنهها را در قالبهای گوناگون بازآفرینی و تصویرسازی میکند.
چرا با آن که ابلیس صریحا اعلام کرد که قصد فریب فرزندان آدم را دارد و خداوند نیز میدانست که چنین میکند، به او مهلت داد و او را در همان آغاز نافرمانی به هلاکت نرسانید؟
شهید سید حسن نصرالله واقعه کربلا را به مثابه تجلی یکی از مراحل نزاع تاریخی میان جبهه ایمان و جبهه شیطان روایت میکند و از لزوم دشمنشناسی و خودشناسی برای پیروزی در این نزاع مستمر میگوید.
داستان خلقت انسان در قرآن،روایتی حکیمانه،هدفمند و سراسر آموزههای روانشناختی،اخلاقی و تربیتی است. این داستان تصویری روشن از رابطه خدا با انسان را ارائه میدهد.
مس شیطان، نوعی ضرب و زدن به نفس با شدتی است که گاهی فرد، تعادل خود را از دست میدهد و توهّم پیدا میکند و واژگون و بههمریخته سخن میگوید.
خداوند شیطان را پلید و برای گمراهی انسانها نیافرید بلکه او در آغاز پاک آفریده شد، ولی از اختیار خود که خداوند به او داده بود سوء استفاده کرد و در زمره گناهکاران قرار گرفت.