زینب البدری میگوید: «چفیه آقا را که گرفتم با ذوق عکسش را استوری کردم. همین که فامیلهایمان در عراق استوری را دیدند، کلی به من پیام دادند. اصرار میکردند که اجازه بده این چفیه را از نزدیک ببینیم. حتی چند نفر خواهش کردند که یک تکه کوچک از چفیه را به ما بده.»
داستان زندگی دنیوی سراسر مبارزه و جهاد و لطافت رهبر امت اسلامی حضرت سیدعلی خامنهای رهبر شهید از مشهد الرضا علیهالسلام شروع شد و در جوار مضجع مطهر امامش، حضرت شمسالشموس علیهالسلام به سرانجام رسید.
آخرین دیدار، همیشه سختترین است؛ حتی اگر چهار ماه از داغ گذشته باشد. تهران امروز، در امتداد خیابانهای منتهی به میدان آزادی، برای آخرین بار پیکر رهبرش را بدرقه کرد.
دوست داشتنیهای ما با مامان و بابا و پدربزرگهایمان معمولا فرق دارد. اما خیال کنید کسی باشد که دل یک ملت را با تمام تفاوتها، یک جور به تپش دربیاورد. مردی که نه فقط ما ایرانیها، بلکه از تمام ملتها پیرو و هوادار داشته باشد.
برای تشییع میلیونی امروز، داشتن یک استراتژی درست از روز قبل به ما کمک میکند تا تمرکز و آرامش درونی خود را در طول مسیر حفظ کنیم.
در این مراسم قطعا با زائران و مسافرانی روبهرو میشوید که با تحمل سختی راه، از شهرها یا روستاهای دور و نزدیک خود را به محل تشییع رساندهاند. با روی گشاده با آنها برخورد کنید.
آقای امام رضایی ما آرزویی جز شهادت نداشت و فراموش نمیکنیم روزی که با خواندن شعر «از آخر مجلس شهدا را چیدند» اشک ریخت.