مبلغ – سرویس سبک زندگی: اگر در میانه پیمایش صفحات شبکههای اجتماعی ناگهان با خبر ترفیع شغلی یک همکار قدیمی، خرید خانه مجلل یک دوست دوران کودکی، یا درخشش علمی و هنری فردی همسنوسال خود روبهرو شوید، نخستین واکنش درونی شما چیست؟ آیا از ته دل شادمان میشوید یا گرهای ناپیدا در گلو و سنگینی مبهمی در قفسه سینه حس میکنید؟ این احساس ناخوشایند، یعنی رنج کشیدن از شادی و کامیابی دیگران و تمایل پنهان به زوال نعمت از دست آنان، همان بیماری کهنهای است که در سنت اخلاقی ما حسد نامیده میشود. انسان معاصر در جهانی زندگی میکند که پیوسته او را به تماشا، سنجش و رقابت فرا میخواند. فرهنگ مقایسه بیپایان، آتش خاموش حسادت را در جانها شعلهور ساخته و آرامش روانی را از فرد و امنیت عاطفی را از جامعه سلب کرده است. برای رهایی از این تله روانی، مراجعه به گنجینههای حکمت و علم اخلاق شیعی، به ویژه شاهکار بیبدیل علامه محمد مهدی نراقی یعنی کتاب جامعالسعادات، میتواند چراغی روشنگر برای بازسازی روابط انسانی و سامانبخشی به روان ناآرام ما باشد.
ملا مهدی نراقی، فقیه و حکیم بزرگ قرن دوازدهم هجری، در کتاب شریف جامعالسعادات با نگاهی طبیبانه و دقیق به کالبدشکافی رذایل اخلاقی پرداخته است. او حسد را یکی از مهلکترین بیماریهای قوه غضبیه و شهویه معرفی میکند و آن را چنین تعریف مینماید: تمنای زوال نعمتی از برادر مسلمان، چه آن نعمت به حسود برسد و چه نرسد. نراقی تفاوت بسیار ظریفی میان حسد و غبطه ترسیم میکند. در غبطه، انسان آرزو دارد مانند نعمتی که به دیگری رسیده به او نیز داده شود، بدون آنکه خواهان نابودی یا از دست رفتن آن موهبت از دست طرف مقابل باشد. غبطه نه تنها مذموم نیست، بلکه مایه پویایی و پیشرفت است؛ اما در حسد، تمام تمرکز و رنج انسان بر این نقطه قرار دارد که چرا دیگری این موقعیت، زیبایی، ثروت یا آبرو را داراست و کاش از او سلب گردد.
نراقی در جامعالسعادات با استناد به متون وحیانی و احادیث اهلبیت علیهمالسلام، پرده از خطرات سهمگین این رذیله برمیدارد. او روایتی تکاندهنده از امام صادق علیهالسلام نقل میکند که فرمودند: «الحسد یاکل الایمان کما تاکل النار الحطب»؛ حسد ایمان را میبلعد و نابود میکند، همانگونه که آتش هیزم را خاکستر میسازد. صاحب جامعالسعادات توضیح میدهد که چرا حسد ایمان را تباه میکند؛ زیرا شخص حسود در واقع به تقدیر، حکمت و عدل الهی در تقسیم مواهب اعتراض دارد. کسی که از گشایش زندگی دیگری به خشم میآید، در عمق باطن خویش پروردگار را در اعطای نعمتها غیرحکیم میانگارد و این خشم درونی، بنیان توحید و تسلیم در برابر حق را میسوزاند.
یکی از درخشانترین فصول کتاب جامعالسعادات، بخش ریشهیابی انگیزهها و علل پیدایش حسادت است. نراقی معتقد است حسد از هفت خصلت زشت درونی سرچشمه میگیرد: خباثت نفس و بخل به بندگان خدا، عداوت و دشمنی، تکبر، خودبزرگبینی و تعزز، ترس از نرسیدن به اهداف و مقاصد، حب ریاست و جاهطلبی، و تعجب از رسیدن نعمت به دیگری. او تاکید میکند که گاهی انسان نه دشمنی خاصی با طرف مقابل دارد و نه به دنبال جایگاه اوست، اما دچار خباثت طینت است؛ یعنی روان او به گونهای بیمار گشته که ذاتا از رسیدن خیر به هر انسانی رنج میبرد و از مشاهده تنگدستی و مصیبت دیگران شکفته میشود. این تحلیل نراقی دقیقا منطبق بر مفاهیم روانشناختی نوینی است که از دگرآزاری (سادیسم روانی) سخن میگویند.
در جامعه امروز، این انگیزههای هفتگانه در قالب رفتارهای روزمره به وضوح مشاهده میشود. در محیطهای کاری، وقتی همکاری شایستهتر تشویق میشود، حب ریاست و ترس از افتادن از چشم مدیران، برخی افراد را به زیرآبزنی، شایعهپراکنی و حسادتهای مخرب وامیدارد. در جمعهای فامیلی، چشموهمچشمیهای تجملی و مقایسه وسایل زندگی یا مدارک تحصیلی فرزندان، بستر مناسبی برای رشد تعزز و تکبر فراهم میکند. تماشای قابهای شیک و گزینششده از خوشبختی افراد در فضای مجازی، احساس محرومیت نسبی و به دنبال آن رنجش ناخودآگاه از موفقیت دیگران را تشدید مینماید. ما در عصری زندگی میکنیم که انسانها مدام داراییهای خود را به رخ میکشند و این خودنمایی، جامعه را در معرض ابتلای عمومی به آتش حسد قرار داده است.
ملا مهدی نراقی اما به بیان آسیبها بسنده نمیکند، بلکه مانند یک درمانگر حاذق، نسخهای جامع مشتمل بر دو پایه علم و عمل برای ریشهکنی حسد ارائه میدهد. در بخش درمان علمی، نراقی انسان را به تامل عقلانی پیرامون سود و زیان رفتارش فرا میخواند. او بیان میکند که حسود باید بداند حسادتش کوچکترین ضرری به دین و دنیای شخص محسود نمیزند، بلکه اتفاقا در دنیا و آخرت به سود او تمام میشود. از جهت دنیوی، نعمتی که خداوند برای کسی مقدر کرده با حسادت دیگری زائل نمیشود و تا زمان بقای تقدیر، باقی خواهد ماند. از جهت اخروی نیز گناهان حسود به نامه اعمال محسود منتقل میشود و ثوابهای او به پای طرف مقابل نوشته میشود، یا به سبب غیبت و تهمتی که به او روا داشته، باید در قیامت پاسخگو باشد. در سوی دیگر، حسود با دستان خود آتش را به جان خویش میاندازد؛ پیوسته در غم، خشم، پریشانی و تنگی سینه به سر میبرد و آرامش خواب و خوراک را از دست میدهد بدون آنکه اندکی از موفقیت رقیب کاسته شود. نراقی مینویسد: کدام عاقلی را دیدهای که با دشمن خود کاری کند که نفعش به دشمن برسد و ضررش سراسر گریبان خودش را بگیرد؟
در بخش درمان عملی، صاحب جامعالسعادات دستوری بسیار دقیق و شجاعانه مطرح میکند که میتوان آن را روش رفتاردرمانی متضاد نامید. نراقی دستور میدهد که هرگاه حسد انسان را به رفتاری منفی فراخواند، فرد باید دقیقا عکس آن عمل کند. اگر حسادت به او میگوید پشت سر فلانی بدگویی کن و عیبهایش را برملا ساز، زبان خود را به مدح، ستایش و برشمردن صفات نیک او بگشاید. اگر حسادت میخواهد با آن شخص متکبرانه و سرد برخورد کند، با تواضع، لبخند و احترام پیشقدم شود. اگر حسادت مانع از کمک مالی یا خدمترسانی به او میگردد، انسان دست به جیب شود و به او هدیه دهد و در حل مشکلاتش بکوشد. نراقی تصریح میکند که این اقدامات در ابتدا بسیار دشوار، سنگین و تلخ خواهد بود، اما اگر انسان بر این مخالفت با نفس مداومت ورزد، به تدریج آن کدورتهای باطنی به محبت و همدلی واقعی بدل خواهد شد و شیطان از وسوسه روان ناامید میگردد.
پذیرش سهم دیگران از مواهب عالم، والاترین میوه درمان حسادت است. هنگامی که انسان درمییابد ظرفیتها، آزمونها و مقدرات هر فرد با دیگری متفاوت است، دیگر به نعمت دیگران به عنوان سهم غصبشده خویش نگاه نمیکند. در نگاه توحیدی، ثروت، زیبایی، هوش یا جایگاه اجتماعی، لزوما نشانه برتری نزد پروردگار نیستند، بلکه ابزارهایی برای سنجش میزان بندگی و شکرگزاری هر انسان به شمار میآیند. چه بسیار نعمتهایی که در باطن خود مایه ابتلائات سنگین هستند و چه بسا محرومیتهایی که سپر محافظت از لغزشهای هلاککننده بودهاند.
بازخوانی آموزههای جامعالسعادات به ما یادآوری میکند که جهان عرصه مسابقه برای غارت سهم دیگران نیست، بلکه ضیافتی گسترده است که هر کسی بر سر سفره تقدیر و نتیجه تلاش خویش نشسته است. خاموش کردن آتش حسادت در سینه، درهای بهشت آرامش باطنی را حتی پیش از فرا رسیدن آخرت بر روی انسان میگشاید و روابط آسیبدیده فردی، خانوادگی و اجتماعی را بر مدار صمیمیت، خیرخواهی و سلامت اخلاقی بازسازی میکند.