استراتژی روشنگری حضرت صدیقه طاهره در مواجهه با انفعال نخبگان و پدیده مارپیچ سکوت

تک‌صدایی که تاریخ را بیدار کرد؛ جهاد در برابر فراموشی آگاهانه جامعه

خطبه فدکیه تنها یک دادخواهی بر سر زمینی مصادره شده نبود، بلکه بیانیه‌ای تمدنی علیه محافظه‌کاری و نسیان تاریخی نخبگان بود؛ خروشی که انفعال عمومی را به چالش کشید و مسئولیت اخلاقی در برابر تحریف را جاودانه ساخت.

مبلغ – سرویس معارف: یکی از پیچیده‌ترین بحران‌های تاریخ بشر زمانی رخ می‌دهد که جامعه با وجود اشراف به حقیقت، دست به نوعی نسیان جمعی و خودخواسته می‌زند. جامعه‌شناسان و نظریه‌پردازان حوزه افکار عمومی، از جمله الیزابت نوئل نئومان، از پدیده‌ای به نام مارپیچ سکوت یاد می‌کنند؛ وضعیتی که در آن افراد به سبب ترس از انزوا، محاسبه هزینه‌های مادی و هراس از طرد شدن از سوی جریان مسلط، عقاید واقعی خود را پنهان می‌سازند و با انفعال خود، اقلیت پرسروصدا یا جریان حاکم را اکثریت مطلق جلوه می‌دهند. تاریخ اسلام نیز تنها چند روز پس از رحلت پیامبر، در همین گرداب انفعال و عافیت‌طلبی فرو رفت. نخبگانی که تا دیروز در رکاب پیامبر شمشیر می‌زدند و پیمان‌های متعددی چون غدیر را با چشمان خود دیده بودند، ناگهان ترجیح دادند در برابر دگرگونی بنیادین مسیر خلافت و ارزش‌های دینی روزه سکوت بگیرند.

در چنین فضای سنگینی از رخوت، بی‌تفاوتی و مصلحت‌اندیشی‌های زودگذر، فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها نه به عنوان دختر پیامبر، بلکه به عنوان یک کنشگر بیدارگر و الگوی کنشگری مدنی و دینی، وارد میدان شد. اقدام تاریخی ایشان در مسجد پیامبر نشان داد که گاهی حتی اگر تمام یک جامعه به واسطه ارعاب یا تطمیع دچار فلج اراده شود، فرد مؤمن و آگاه حق ندارد تماشاگر انحراف باشد. موضع‌گیری شجاعانه بانوی مدینه خط بطلانی کشید بر توجیهاتی که سکوت را تحت پوشش حفظ آرامش صوری یا مصلحت عمومی تئوریزه می‌کردند. این حرکت اعتراضی نشان داد که تسلیم شدن در برابر تحریف، آغاز فروپاشی بنیادهای اخلاقی یک امت است و آرامش حاصل از سازش با باطل، توهمی بیش نیست.

نکته بنیادین در جهاد روشنگری حضرت زهرا، جامعیت و سطح تحلیل ایشان بود. مخالفان و دستگاه وقت تلاش داشتند ماجرا را به یک دعوای ملکی و مالی تقلیل دهند تا از این طریق ارزش سخنان ایشان را فروکاهند. اما ادبیات بانو نشان داد که مسئله فراتر از چند قطعه نخلستان در فدک است. ایشان در خطبه خود ابتدا فلسفه احکام را با نگاهی عمیق صورت‌بندی کرد و سپس نشان داد که هدف اصلی از شریعت و احکام الهی، رهایی انسان از استبداد، خودخواهی، انحطاط و تفرقه بوده است. هنگامی که شاکله عدالت و رهبری شایسته از جایگاه خود خارج شود، حتی عبادت‌های فردی مانند نماز و روزه نیز معنای تحول‌آفرین خود را از دست می‌دهند و به مناسکی بی‌اثر تبدیل می‌شوند.

این شیوه مبارزه درس بزرگی برای دوران ما دارد؛ دورانی که در آن بسیاری از روشنفکران، اهالی رسانه و نخبگان جامعه، در برابر تحریف واقعیت‌ها یا پایمال شدن ارزش‌های انسانی و دینی، سیاست عافیت‌طلبی پیشه می‌کنند. فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها با شجاعت تمام، مخاطبان خود را به یاد گذشته حقارت‌بار و جاهلی‌شان انداخت و یادآوری کرد که کرامت و عزت کنونی آنان تنها در سایه راستی، عدالت و جانفشانی پیشگامان راستین دین به دست آمده است. ایشان با به کارگیری برهان‌های دقیق، خطاب به مهاجران و انصار یادآور شد که سکوت در برابر انحراف، راه را برای بازتولید ساختارهای جاهلی هموار می‌کند؛ سخنی که تنها چند دهه بعد، با حاکمیت چهره‌های فاسد بر سرنوشت جهان اسلام، پیش‌بینی دقیق آن آشکار شد.

درس دوم این جهاد تاریخی، نقش و وزن مسئولیت فردی در تحولات اجتماعی است. گاهی یک انسان به تنهایی می‌تواند پرچمدار آگاهی باشد، حتی اگر هیچ‌کس در آن لحظه او را همراهی نکند. تاریخ بارها نشان داده است که حقیقت با تعداد همراهان سنجیده نمی‌شود، بلکه ماندگاری آن به پایمردی اهل آن بستگی دارد. کلماتی که بانوی دو عالم در آن فضای خفقان‌زده بر زبان جاری ساخت، در همان دیوارهای مسجد مدینه محبوس نماند؛ بلکه به عنوان سندی انکارناپذیر، مسیر تاریخ را شکافت و تا امروز معیاری قطعی برای تشخیص حقیقت از فریب باقی ماند. ایشان نشان دادند که برای ادای وظیفه دینی و انسانی، نباید منتظر همراهی موج عمومی نشست، بلکه باید با زبان منطق، استدلال و شهامت، خودِ جامعه را از خواب غفلت تکان داد.

علاوه بر این، در جهان معاصر که  رسانه ها تلاش می‌کنند سکوت اجتماعی را نشانه رضایت بنامند، استراتژی فاطمی اهمیت دوچندان می‌یابد. بانو با حضور آگاهانه و بی‌پروای خود، اجماع دروغین ساخته‌شده پیرامون رویدادهای پس از پیامبر را درهم شکست و ثابت کرد که آنچه جریان دارد، نه یک پذیرش عمومی، بلکه تحمیل اراده به پشتوانه انفعال است. این روشنگری به انسان معاصر می‌آموزد که همواره باید مرز میان سازش‌کاری به نام مصلحت و قیام برای حقیقت به نام مسئولیت را بازشناسد و وجدان جمعی را در برابر فراموشی‌های سازمان‌یافته، زنده نگه دارد.

روایتی که مربوط به بخشی از خطبه فدکیه است که در آن بانوی بزرگوار، حقیقت امامت و پیوند آن با انتظام اجتماعی را تشریح فرموده و سکوت‌کنندگان را به پایبندی به فرمان‌های الهی فرا می‌خوانند:

فَجَعَلَ اللَّهُ الإِيمانَ تَطْهيراً لَكُمْ مِنَ الشِّرْكِ وَ الصَّلاةَ تَنْزيهاً لَكُمْ عَنِ الْكِبْرِ… وَ الْعَدْلَ تَنْسيقاً لِلْقُلُوبِ وَ طاعَتَنا نِظاماً لِلْمِلَّةِ وَ إِمامَتَنا أَماناً مِنَ الْفُرْقَةِ.

خداوند ایمان را برای پاک ساختن شما از آلودگی شرک، نماز را برای پیراستن شما از گردن‌کشی، عدالت را برای پیوند دل‌ها، پیروی از ما را برای انتظام یافتن جامعه، و پیشوایی ما را برای در امان ماندن از تفرقه و جدایی قرار داد.

منبع: علامه مجلسی، بحارالانوار، جلد ۲۹، صفحه ۲۲۳

لینک دسترسی کتابخانه فقاهت: https://lib.eshia.ir/11008/29/223

آیه مبارکه قرآن کریم در سرزنش کسانی که با وجود علم، حق را انکار و از پذیرش آن سرباز زدند:

وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ

و آن نشانه‌ها و حقایق را از روی ستم و برتری‌جویی انکار کردند، در حالی که در عمق جانشان به آن یقین قطعی داشتند؛ پس بنگر که فرجام تباهکاران چگونه بود.

منبع: قرآن کریم، سوره مبارکه نمل، آیه ۱۴

لینک دسترسی کتابخانه فقاهت: https://lib.eshia.ir/10041/1/377