سيمای امام حسين(ع) در احاديث پيامبر (ص)
پيغمبر صلى الله عليه و آله درباره امام حسين(ع) میفرمایند: اگر او را وابگذارند، خداوند آنها را تا روز قيامت يارى نخواهد كرد.
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، پيغمبر صلى الله عليه و آله اين گونه در حق على، فاطمه، حسن و حسين عليهم السلام دعا كرد:
اللَّهُمَّ إِنَّكَ جَعَلْتَ صَلَوَاتِكَ وَرَحْمَتَكَ وَمَغْفِرَتَكَ وَرِضْوَانَك عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَآلِ إِبْرَاهِيمَ اللَّهُمَّ إِنَّهُمْ مِنِّي وَأَنَا مِنْهُمْ فَاجْعَلْ صَلَوَاتِكَ وَرَحْمَتَكَ وَمَغْفِرَتَكَ، وَرِضْوَانَكَ عَلَيَّ وَعَلَيْهِمْ (يَعْنِي: عَلِيّاً، وَفَاطِمَةَ، وَحَسَناً وَحُسَيْناً)؛(۱)
«خدايا! تو قرار دادى صلوات، رحمت، مغفرت و خشنودى ات را بر ابراهيم و آل ابراهيم. خدايا! ايشان (يعنى على، فاطمه، حسن و حسين عليهم السلام) از من اند، و من از ايشان هستم. پس صلوات، رحمت، آمرزش و خشنودى ات را بر من و بر آنها قرار بده».
بنابر روایت شفقنا، در روایتی که از ازپیامبر (ص) درباره امام حسین (ع) آمده است:
عبدالله بن عمر میگوید، شنيدم رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«حُسَيْنٌ مَقْتُولٌ فَلَئِنْ خَذَلُوهُ وَلَمْ يَنْصُرُوهُ لَيَخْذُلَنَّهُمُ اللهُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ»؛(۲)
«حسين كشته مى شود پس اگر او را وابگذارند، و يارى اش نكنند خدا آنها را تا روز قيامت يارى نخواهد كرد».
جابر مى گويد: پيغمبر صلى الله عليه و آله در عرفات بود و على عليه السلام روبه روى آن حضرت قرار داشت. پيامبر صلى الله عليه و آله به من و على عليه السلام اشاره فرمود و ما خدمت او رفتيم، پس فرمود: «يا على! نزديك من بيا». على عليه السلام نزديك رفت؛ فرمود: «دستت را در دست من بگذار!»، سپس فرمود: «يا على! من و تو از يك درختيم، من اصل و ريشۀ آن و تو فرع آن و حسن و حسين شاخه هاى آن؛ هركس به يكى از شاخه هاى آن متعلّق گردد خدا او را داخل بهشت نمايد. يا على! اگر امّت من روزه بگيرند به قدرى كه مثل كمان ها خميده شوند و نماز بخوانند به قدرى كه مثل ميخ ها خشك و بى حركت گردند امّا تو را دشمن بدارند، خداوند آنها را به رو در آتش اندازد».(۱)
ابن اثير(۱) و سبط ابن جوزى(۲) و طبرى(۳) نقل كرده اند كه: وقتى سرهاى شهدا را نزد ابن زياد آوردند با شمشير يا چوب به لب هاى مبارك حسين عليه السلام مى زد؛ زيد بن ارقم وقتى ديد ابن زياد، دست از اين بى ادبى برنمى دارد، گفت: چوبت را برگير! قسم به آن كسى كه غير از او خدايى نيست! من در زمانى طولانى مى ديدم پيغمبر صلى الله عليه و آله ميان اين دو لب را مى بوسيد. زيد گريست و ابن زياد با او درشتى كرد و او را به كشتن تهديد نمود و گفت: خدا چشمانت را بگرياند! اگر پير خرفتى نبودى گردنت را مى زدم.
زيد از مجلس ابن زياد برخاست، و مى گفت: مردم!، شما از اين پس بندگانيد (يعنى بايد غلام و بندۀ بنى اميه و كارگزاران آنها باشيد)، پسر فاطمه عليها السلام را كشتيد و پسر مرجانه را زمامدارى و حكومت داديد. به خدا نيكانِ شما را مى كشند، و بدان شما را بنده مى سازند. پس دور باد از عزّت،
آن كسى كه راضى به ذلّت و عار گردد. سپس بازگشت و به ابن زياد گفت:
حديثى براى تو بگويم كه خشم تو از آن بيشتر شود: ديدم پيغمبر صلى الله عليه و آله حسن را بر پاى راستش نشانده بود، و حسين را بر پاى چپ، پس دست خود را بر سر آنها گذارد و گفت:
«اَللَّهُمَّ إِنِّي أَسْتَوْدِعُكَ إِيَّاهُمَا وَصَالِحَ الْمُؤْمِنِينَ»؛(۱)
«خدايا! من اين دو و صالح المؤمنين (على) را نزد تو وديعه و سپرده گذاردم».
پس وديعۀ رسول خدا در نزد تو چگونه است اى پسر زياد؟».
ابن زياد به خشم آمد و تصميم به قتل زيد گرفت.
انتخاب شفقنا از کتاب سيماي امام حسين(ع) در احاديث پيامبر (ص):


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0