به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، قیامت روزی است که انسان برای رهایی از سرنوشت خود، حتی از نزدیکترین افراد زندگیاش نیز چشم میپوشد. با این حال، قرآن تأکید دارد که در آن روز نه فرزند و همسر و برادر و نه هیچ رابطه دیگری نمیتواند جای ایمان و عمل انسان را بگیرد؛ چراکه سرنوشت هر فرد با آنچه در دنیا انجام داده است رقم خواهد خورد.
بنابر روایت فارس، آیات ۱۱ تا ۳۹ سوره معارج، تصویری تکاندهنده از وضعیت انسان در قیامت ارائه میدهد؛ روزی که معیار نجات، خانواده، جایگاه اجتماعی یا تعلقات دنیوی نیست، بلکه حقیقت ایمان و عملکرد انسان است. این آیات ابتدا درماندگی مجرمان را در آن روز به تصویر میکشند و سپس ویژگی کسانی را بیان میکنند که از چنین سرنوشت هولناکی نجات مییابند.
روزی که انسان حاضر میشود عزیزترین افرادش را فدا کند
قرآن درباره وضعیت مجرمان در قیامت میفرماید: «يُبَصَّرُونَهُمْ»؛ آنان یکدیگر را میبینند، اما این دیدن هیچ سودی برایشان ندارد. شدت درماندگی انسان در آن روز به اندازهای است که آرزو میکند برای رهایی از عذاب، نزدیکترین عزیزان خود را فدای نجات خویش کند.
در چنین شرایطی، مجرم حتی حاضر است فرزندان، همسر و برادر خود و حتی همه انسانهای روی زمین را برای نجات خود فدا کند: «يَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ يَفْتَدِي… بِبَنِيهِ… وَصَاحِبَتِهِ وَأَخِيهِ».
از نگاه علامه طباطبایی در «المیزان»، این آیات نشان میدهد روابط خانوادگی که در دنیا زمینه محبت، حمایت و همراهی هستند، در قیامت نمیتوانند جای مسئولیت و عمل فردی را بگیرند. انسان در آن روز با حقیقت اعمال خود روبهرو میشود و دیگر فرصتی برای جبران گذشته در اختیار ندارد.
حتی آرزوی فدا کردن «مَن فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا» نیز نمیتواند راه نجاتی برای او ایجاد کند؛ چراکه قرآن بلافاصله در پاسخ میفرماید: «كَلَّا إِنَّهَا لَظَى»؛ هرگز! آن آتش شعلهور است.
جهنم؛ سرانجام کسانی که پشت کردند و فقط به جمعآوری مال پرداختند
آیات ۱۵ تا ۱۸ سوره معارج، جهنم را با واژه «لَظَى» معرفی میکند؛ آتشی شعلهور که «نَزَّاعَةً لِلشَّوَى» است. سپس قرآن درباره کسانی سخن میگوید که گرفتار این آتش میشوند؛ کسانی که «أَدْبَرَ وَتَوَلَّى»؛ پشت کردند و روی گرداندند و «جَمَعَ فَأَوْعَى»؛ به جمع کردن مال پرداختند و آن را در خود انباشته و نگهداری کردند.
در اینجا قرآن صرفاً داشتن ثروت را مورد انتقاد قرار نمیدهد؛ مسئله اصلی آن است که مالاندوزی به سبک زندگی و هدف اصلی انسان تبدیل شود.
کسی که در دنیا از حقیقت روی میگرداند و تمام توان خود را برای جمعآوری و نگهداری ثروت صرف میکند، سرانجام با سرمایهای مواجه خواهد شد که در آن لحظه دیگر توان نجات او را ندارد.
انسان ذاتاً بیقرار است؛ مگر آنکه مسیر درست را پیدا کند
یکی از بخشهای مهم این آیات، توصیف ویژگی درونی انسان است: «إِنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا»؛ انسان حریص و بیقرار آفریده شده است.
قرآن بلافاصله دو جلوه این حالت را نیز بیان میکند: «إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا»؛ هنگامی که بدی و سختی به او میرسد، بیتاب میشود و «إِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعًا»؛ و زمانی که خیری به او میرسد، از بخشش خودداری میکند.
این آیات به یکی از ضعفهای اساسی انسان اشاره دارند؛ او در برابر سختیها گرفتار جزع و بیتابی میشود و در برابر نعمتها ممکن است به بخل روی آورد. اما قرآن بلافاصله راه رهایی از این وضعیت را نیز معرفی میکند: «إِلَّا الْمُصَلِّينَ»؛ مگر نمازگزاران.
نجات تنها به عبادت محدود نیست؛ باید شخصیت مؤمن را ساخت
قرآن پس از معرفی نمازگزاران، ویژگیهای آنان را یکی پس از دیگری برمیشمارد. آنان کسانی هستند که «عَلَىٰ صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ»؛ بر نماز خود مداومت دارند. با این حال، شخصیت یک مؤمن تنها در عبادت خلاصه نمیشود.
آنان در اموال خود «حَقٌّ مَعْلُومٌ»؛ حقی مشخص برای سائل و محروم قرار دادهاند. به این ترتیب، رابطه آنان با مال صرفاً شخصی و مبتنی بر منفعت فردی نیست.
آنان همچنین به روز جزا باور دارند و از عذاب پروردگار بیمناکاند: «وَالَّذِينَ يُصَدِّقُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ» و «مُشْفِقُونَ».
در ادامه، قرآن از پاکدامنی، رعایت امانت و عهد و پایبندی به شهادت حق سخن میگوید. بنابراین مجموعه این آیات نشان میدهد که انسان نجاتیافته کسی است که ایمانش در رفتار و زندگی اجتماعی او نیز نمود پیدا میکند؛ از نماز و ارتباط با خدا گرفته تا نحوه برخورد با مال، غریزه، امانت و مسئولیتهای اجتماعی.
چرا برخی خود را شایسته بهشت میپندارند؟
در پایان این بخش، خطاب قرآن دوباره متوجه کافران میشود: «فَمَالِ الَّذِينَ كَفَرُوا قِبَلَكَ مُهْطِعِينَ»؛ چرا کافران شتابان و گروهگروه به سوی تو میآیند؟
سپس قرآن با لحنی هشدارآمیز میپرسد: «أَيَطْمَعُ كُلُّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ أَن يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٍ»؛ آیا هر یک از آنان انتظار دارد وارد بهشت پرنعمت شود؟
پاسخ قرآن روشن است: «كَلَّا»؛ هرگز چنین نیست.
ورود به بهشت با ادعا و انتظار بدون پشتوانه امکانپذیر نیست. آیه ۳۹ نیز با یادآوری منشأ آفرینش انسان میفرماید: «إِنَّا خَلَقْنَاهُم مِّمَّا يَعْلَمُونَ». این تعبیر غرور انسان را در هم میشکند و به او یادآوری میکند که صرفاً آفریده شدن، دلیلی برای برتری یا مصون ماندن از حسابرسی نیست.
در قیامت، هیچکس نمیتواند مسئولیت دیگری را بر عهده بگیرد
در مجموع، آیات ۱۱ تا ۳۹ سوره معارج یک پیام روشن دارند: در قیامت هیچ انسانی نمیتواند مسئولیت اعمال فرد دیگری را بر دوش بگیرد.
در آن روز، خانواده، ثروت، جایگاه اجتماعی و ادعاهای ظاهری نمیتوانند جای عمل صالح را پر کنند. قرآن در برابر تصویر انسان «هَلُوع» و بیقرار، الگوی دیگری را قرار میدهد؛ انسانی که با نماز، بخشش، ایمان به قیامت، پاکدامنی، امانتداری و پایبندی به حق، خود را از این بیقراری نجات داده است.
پیام این آیات آن است که انسان باید پیش از فرارسیدن روز حساب، مسیر زندگی خود را اصلاح کند؛ چراکه زمانی که پردهها کنار برود و حقیقت اعمال آشکار شود، دیگر خانواده و ثروت و موقعیت نمیتوانند کاری برای او انجام دهند.
تلاوت آیات ۱۱ تا ۳۹ سوره مبارکه معارج را که در صفحه ۵۶۹ قرآن کریم قرار دارد، ببینید و بشنوید.