به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، سیره امیرالمؤمنین علی(ع) نشان میدهد که دینداری تنها به عبادتهای فردی محدود نمیشود، بلکه رعایت حقوق مردم، پرهیز از تبعیض و بازگرداندن حق مظلوم نیز از مهمترین معیارهای بندگی است؛ معیاری که در نگاه امام، حتی خویشاوندی و جایگاه اجتماعی نیز نمیتواند آن را تحتتأثیر قرار دهد.
راه خدا از حق مردم میگذرد
امیرالمؤمنین(ع) در سخنی میفرمایند: «خدا حقوق بندگان را مقدم بر حقوق خود قرار داده است.» (غررالحکم، ج ۱، ص ۴۸۰)
این بیان، جایگاه ویژه حقوق مردم را در مسیر بندگی روشن میکند. بر این اساس، رعایت حق دیگران نه در برابر عبادت، بلکه بخشی جداییناپذیر از آن و معیاری برای سنجش صداقت انسان در دینداری است. نمیتوان از تقرب به خدا سخن گفت، اما در برابر حقوق مردم بیتفاوت بود.
گناهی که بدون جبران باقی میماند
در آموزههای امیرالمؤمنین(ع)، ستم به سه دسته تقسیم میشود: ستمی که بخشوده نمیشود، ستمی که امکان بخشایش آن وجود دارد و ستمی که خداوند آن را رها نمیکند. شرک در دسته نخست، گناهان انسان در حق خویش در دسته دوم و ظلم بندگان به یکدیگر در دسته سوم قرار میگیرد؛ چراکه پای حق دیگران در میان است و رسیدگی به آن، حسابوکتاب ویژهای دارد.
امام علی(ع) در خطبه ۱۷۶ نهجالبلاغه بر این نکته تأکید میکنند که ظلم به دیگران از جمله مواردی نیست که بتوان بهسادگی از کنار آن گذشت. در این نگاه، توبه و طلب بخشایش زمانی با مسئولیتپذیری همراه میشود که فرد برای جبران حقی که ضایع کرده نیز اقدام کند.
مال ناحق با گذشت زمان حلال نمیشود
امیرالمؤمنین(ع) در آغاز حکومت خود، درباره زمینهایی که پیشتر از اموال عمومی به افراد واگذار شده بود، موضعی قاطع گرفتند و بر بازگرداندن حقوق عمومی تأکید کردند.
ایشان در خطبه ۱۵ نهجالبلاغه میفرمایند که حتی اگر با آن اموال ازدواج کرده یا کنیزانی خریده باشند، آنها را به بیتالمال بازخواهند گرداند؛ زیرا به باور امام، گشایش و رهایی واقعی در گرو برقراری عدالت است.
این رویکرد نشان میدهد که گذشت زمان، تغییر شکل دارایی یا استفاده از مال نامشروع، حقی را که از دیگران گرفته شده از بین نمیبرد. عدالت در سیره علوی، با بازگرداندن حقوق تضییعشده معنا پیدا میکند؛ اصلی که در نامه ۴۱ نهجالبلاغه نیز در چارچوب مقابله با خیانت در اموال عمومی مورد تأکید قرار گرفته است.
در عدالت علوی، خویشاوندی امتیاز نیست
ماجرای عقیل، برادر تنگدست امام علی(ع)، نمونه روشنی از پایبندی ایشان به عدالت است. هنگامی که عقیل درخواست سهم بیشتری از بیتالمال داشت، امام برای نشان دادن سنگینی عذاب الهی، آهنی را گداخت و به او نزدیک کرد. سپس فرمودند: «تو از آتشی که انسانی به بازی افروخته است مینالی و من از آتشی که خدای جبار برافروخته است نترسم؟» (نهجالبلاغه، خطبه ۲۲۴)
این برخورد بیانگر آن است که در نگاه امیرالمؤمنین(ع)، رابطه خانوادگی و نزدیکی به حاکم نمیتواند مجوز بهرهمندی ناعادلانه از اموال عمومی باشد. عدالت، زمانی معنا دارد که قانون و حق برای نزدیکان و دیگران یکسان اجرا شود.
حتی گرفتن حق یک مورچه نیز پذیرفتنی نیست
تأکید امام علی(ع) بر رعایت حقوق، به روابط انسانی و اموال عمومی محدود نمیشود. ایشان در خطبه ۲۲۴ نهجالبلاغه سوگند یاد میکنند که اگر هفت اقلیم و هر آنچه زیر آسمانهاست به ایشان داده شود تا با گرفتن پوست جوی از دهان مورچهای خدا را نافرمانی کنند، چنین کاری را نخواهند پذیرفت.
این سخن، تصویری روشن از حساسیت امام نسبت به کوچکترین مصداق ستم ارائه میدهد. وقتی تضییع حق موجودی به کوچکی مورچه نیز در نگاه ایشان پذیرفتنی نیست، رعایت حقوق مالی، حیثیتی و اجتماعی انسانها اهمیت دوچندانی پیدا میکند.
سیره امیرالمؤمنین(ع) یادآور این حقیقت است که حقالناس با ادعا و شعار حفظ نمیشود؛ بلکه به انصاف، مسئولیتپذیری و جبران نیاز دارد. از همین رو، هر فرد میتواند با بازنگری در رفتار و تصمیمهای خود از این پرسش آغاز کند: چه حقی از دیگران بر عهده من باقی مانده است و برای جبران آن چه اقدامی انجام دادهام؟
منبع:تبیان