مبلغ – سرویس معارف: یک عکس از صبحانه، تصویری از سفر، نتیجه یک آزمون، خرید یک لباس، حضور در یک رستوران یا حتی لحظهای معمولی از زندگی روزمره، میتواند به محتوایی برای نمایش عمومی تبدیل شود. شبکههای اجتماعی مرز میان زندگی خصوصی و عرصه عمومی را تا حد زیادی جابهجا کردهاند. آنچه پیشتر بخشی از تجربه شخصی انسان بود، اکنون میتواند به تصویر، استوری، پست و ویدئو تبدیل شود و در معرض قضاوت دیگران قرار گیرد.
در مرکز این فرایند، یک میل قدیمی قرار دارد: میل به دیدهشدن و تأیید شدن.
اینستاگرام و دیگر شبکههای اجتماعی این میل را اختراع نکردهاند. انسان همواره خواسته است مورد توجه قرار گیرد، تحسین شود و جایگاه خود را در میان دیگران پیدا کند. تفاوت در این است که فناوری امروز امکان اندازهگیری و نمایش عمومی این تأیید را فراهم کرده است. تعداد لایکها، دنبالکنندگان، بازدیدها و واکنشها به عددهایی تبدیل شدهاند که ظاهراً میتوانند میزان توجه دیگران به یک فرد را نشان دهند.
در این میان، اخلاق اسلامی مفهومی قدیمی دارد که میتواند برای فهم این وضعیت قابل تأمل باشد: عُجب.
عجب در ادبیات اخلاقی اسلامی، صرفاً دوست داشتن خود یا برخورداری از اعتمادبهنفس نیست. مسئله زمانی آغاز میشود که انسان به تصویری که از خود ساخته دل ببندد و فضیلت، موفقیت، ظاهر، توانایی یا موقعیت خود را چنان ببیند که از نقد خویش غافل شود.
اگر شبکههای اجتماعی میل به دیدهشدن را به یک چرخه دائمی تبدیل کرده باشند، پرسش این است که این چرخه چه نسبتی با عجب دارد؟
از دیدهشدن تا نیاز به تأیید
شبکه اجتماعی تنها محلی برای انتشار محتوا نیست. این پلتفرمها ساختاری برای دریافت بازخورد مداوم ایجاد کردهاند.
کاربر تصویری منتشر میکند، منتظر واکنش میماند، واکنش را میبیند و سپس محتوای دیگری تولید میکند. این چرخه میتواند بارها تکرار شود. در این میان، لایک و کامنت فقط واکنش اجتماعی نیستند؛ به شاخصهایی برای سنجش میزان دیدهشدن تبدیل میشوند.
در این وضعیت، فرد ممکن است به تدریج به جای آنکه صرفاً از تجربه زندگی لذت ببرد، به ثبت و نمایش آن نیز فکر کند.
غذا خوردن، سفر کردن، ورزش کردن، مطالعه کردن و حتی کمک به دیگران میتواند به محتوایی برای ارائه به مخاطب تبدیل شود.
مسئله در اینجا خودِ انتشار محتوا نیست. بسیاری از افراد شبکههای اجتماعی را برای ارتباط، آموزش، کار یا سرگرمی استفاده میکنند. مسئله زمانی شکل میگیرد که تجربه زیسته، به ماده اولیهای برای دریافت تأیید اجتماعی تبدیل شود.
فرد دیگر فقط نمیپرسد «آیا این تجربه برای من ارزشمند است؟» بلکه ممکن است به این پرسش نیز وابسته شود که «دیگران درباره آن چه خواهند گفت؟»
در این نقطه، زندگی از درون به بیرون منتقل میشود.
»دوپامین»؛ توضیحی ساده برای مسئلهای پیچیده
در سالهای اخیر، عبارت «فیک دوپامین» یا «دوپامین مصنوعی» به توضیحی رایج برای وابستگی انسان به شبکههای اجتماعی تبدیل شده است. این تعبیر برای توصیف تجربه کاربر قابل فهم است، اما از نظر علمی نباید آن را به معنای ترشح «دوپامین تقلبی» یا وجود مادهای به نام دوپامین مصنوعی در شبکههای اجتماعی گرفت.
دوپامین یک انتقالدهنده عصبی است که در فرایندهای مختلفی از جمله یادگیری، انگیزش و پردازش پاداش نقش دارد. مسئله اصلی در شبکههای اجتماعی، بیشتر به سیستمهای پاداش و یادگیری تقویتی مربوط است تا یک «ماده مخدر دیجیتال» ساده.
پاداش نیز همیشه قابل پیشبینی نیست. یک بار پست منتشرشده واکنش زیادی دریافت میکند، بار دیگر تقریباً هیچ واکنشی نمیگیرد. یک ویدئو ناگهان بازدید گسترده پیدا میکند و محتوای بعدی دیده نمیشود. همین عدم قطعیت میتواند کاربر را به بررسی دوباره و دوباره صفحه، اعلانها و واکنشها ترغیب کند.
در ادبیات علمی نیز درباره نقش سازوکارهای پاداش، یادگیری تقویتی و نشانههای اجتماعی در استفاده از شبکههای اجتماعی بحث شده است. بنابراین بهتر است به جای تعبیر مبهم «فیک دوپامین»، از چرخه پاداش و تقویت رفتار سخن بگوییم.
اما مسئله اخلاقی از همینجا آغاز میشود: اگر فرد دائماً منتظر یک پاداش اجتماعی باشد، چه اتفاقی برای رابطه او با تصویر خویش میافتد؟
عُجب؛ وقتی تصویر انسان از خودش جای خود او را میگیرد
عجب در سنت اخلاقی اسلامی با مفاهیمی مانند غرور، تکبر و ریا مرتبط است، اما با آنها یکی نیست.
انسانِ گرفتار عجب ممکن است الزاماً دیگران را تحقیر نکند. ممکن است حتی ظاهری متواضع داشته باشد. مسئله در درون او اتفاق میافتد: تصویری از خود ساخته و آن تصویر را چنان میپسندد که توانایی دیدن نقصهای خویش کاهش مییابد.
در اخلاق علوی، این وضعیت خطرناک است زیرا رشد اخلاقی نیازمند امکان نقد خویشتن است.
انسانی که خود را بینیاز از نقد میبیند، دیگر دلیلی برای اصلاح خود ندارد.
از همین منظر، سخن امام علی(ع) درباره محاسبه نفس اهمیت پیدا میکند. در سنت علوی، انسان باید به جای اشتغال دائمی به عیب دیگران، خود را نیز در معرض حسابرسی قرار دهد. در نهجالبلاغه آمده است:
«طُوبَى لِمَنْ شَغَلَهُ عَيْبُهُ عَنْ عُيُوبِ النَّاسِ.»
خوشا به حال کسی که پرداختن به عیب خویش او را از پرداختن به عیب دیگران بازدارد.
این سخن نقطه مقابل سازوکاری است که شبکههای اجتماعی میتوانند ایجاد کنند: دیگران را ببین، خودت را نمایش بده و دائماً واکنش دیگران را اندازه بگیر.
در اولی، نگاه اخلاقی به درون بازمیگردد؛ در دومی، نگاه دائماً به بیرون وابسته میشود.
«فَلَا تُزَكُّوا أَنفُسَكُمْ»
قرآن در آیه ۳۲ سوره نجم میگوید:
«فَلَا تُزَكُّوا أَنفُسَكُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقَى»
خودتان را پاک و برتر نشمارید؛ او به کسی که تقوا پیشه کرده داناتر است.
این آیه لزوماً به معنای نفی هر نوع معرفی توانایی یا موفقیت نیست. انسان میتواند درباره کار خود سخن بگوید، رزومه ارائه کند، دستاوردی را معرفی کند یا حتی تصویری از زندگی خود منتشر کند. مسئله، تبدیل این معرفی به خودستایی و تزکیه خویشتن است.
در شبکههای اجتماعی، این مرز میتواند بسیار باریک شود.
فرد ممکن است ابتدا فقط یک تجربه را با دیگران به اشتراک بگذارد. اما اگر ارزش آن تجربه به تعداد واکنشها وابسته شود، به تدریج خودِ تصویر اجتماعی اهمیت پیدا میکند.
در این شرایط، انسان دیگر فقط محتوا تولید نمیکند؛ خودش را به عنوان محصول ارائه میکند.
ظاهر، سبک زندگی، روابط، موفقیت شغلی، سفر، بدن و حتی نگرشهای اخلاقی میتوانند بخشی از این محصول باشند.
کاربر باید دائماً نسخهای قابل عرضه از خود بسازد.
اقتصاد توجه و بازارِ خود
شبکههای اجتماعی بر پایه اقتصاد توجه عمل میکنند. توجه کاربران محدود است و پلتفرمها برای به دست آوردن و حفظ آن رقابت میکنند.
در چنین اقتصادی، هرچه یک محتوا بیشتر بتواند نگاه را متوقف کند، واکنش ایجاد کند یا کاربر را به ادامه مصرف محتوا ترغیب کند، ارزش بیشتری پیدا میکند. در نتیجه، انسان فقط مصرفکننده محتوا نیست؛ خودش نیز به تولیدکننده تبدیل شده است. این وضعیت تفاوت مهمی با رسانههای سنتی دارد. در گذشته، برای تبدیل شدن به چهرهای عمومی به رسانه، سرمایه یا جایگاه اجتماعی خاصی نیاز بود. اکنون هر فرد میتواند در مقیاس وسیع دیده شود.
این اتفاق از یک جهت دموکراتیککننده است. اما هزینهای نیز دارد: فشار دائمی برای دیدهشدن.
کاربر ممکن است به تدریج تصور کند اگر دیده نشود، از میدان اجتماعی حذف شده است.
از همینجا میل به تأیید میتواند به چرخهای فرساینده تبدیل شود.
چرا تأیید دیگران اینقدر مهم است؟
نیاز به تأیید اجتماعی بخشی از ساختار زندگی انسانی است. انسان موجودی اجتماعی است و ارزیابی دیگران برای او اهمیت دارد. بنابراین نباید هر نوع علاقه به لایک یا توجه را نشانه بیماری یا ضعف اخلاقی دانست.
مشکل زمانی ایجاد میشود که تأیید بیرونی به معیار اصلی ارزشمندی خود تبدیل شود.
اگر فرد برای کاری که انجام داده ارزش قائل باشد، واکنش دیگران ممکن است خوشایند یا ناخوشایند باشد، اما تمام ارزش آن کار را تعیین نمیکند. اما اگر ارزش شخصی فرد با واکنش مخاطب گره بخورد، هر کاهش در توجه دیگران میتواند به تهدیدی برای تصویر او از خودش تبدیل شود.
در این وضعیت، کاربر ممکن است محتوای خود را نه براساس آنچه واقعاً میخواهد، بلکه بر اساس آنچه بیشتر دیده میشود تنظیم کند.
این همان نقطهای است که فناوری از یک ابزار ارتباطی به عاملی برای شکلدهی رفتار تبدیل میشود.
عجب دیجیتال؟
نباید با شتاب هر رفتار شبکههای اجتماعی را «عجب» بنامیم. انتشار عکس شخصی، نمایش موفقیت یا علاقه به دریافت بازخورد، به خودی خود عجب نیست.
اما میتوان از یک همپوشانی اخلاقی سخن گفت.
عجب زمانی شکل میگیرد که انسان به تصویر مطلوبی که از خود ساخته وابسته شود و از دیدن نقصهای خویش بازبماند. شبکههای اجتماعی نیز میتوانند محیطی فراهم کنند که این تصویر دائماً ساخته، ویرایش و تأیید شود.
فرد تصویری از خود انتخاب میکند که میخواهد دیگران ببینند. تصویرهای نامطلوب را حذف میکند. لحظههای شکست، ملال، ترس و تردید کمتر نمایش داده میشوند. در مقابل، موفقیت، زیبایی، شادی و سبک زندگی مطلوب برجسته میشوند. به تدریج ممکن است خودِ واقعی با خودِ ارائهشده فاصله بگیرد.
این فاصله الزاماً دروغگویی آگاهانه نیست. انسان به صورت طبیعی تمایل دارد بخشهای مطلوب خود را نشان دهد. اما اگر این تصویر به تنها روایتی تبدیل شود که فرد از خودش میشناسد، امکان خودشناسی کاهش پیدا میکند.
خطر اصلی فقط اتلاف وقت نیست
بحث درباره شبکههای اجتماعی معمولاً با مسئله زمان آغاز میشود: چند ساعت در روز در اینستاگرام هستیم؟ چند بار تلفن همراه را بررسی میکنیم؟ چه میزان از وقت روزانه صرف اسکرول کردن میشود؟
این پرسشها مهماند، اما مسئله عمیقتر از مدیریت زمان است.
ممکن است فرد دو ساعت از روز را در شبکه اجتماعی بگذراند، اما مسئله اصلی این باشد که در این دو ساعت چه نوع رابطهای با خود و دیگران پیدا میکند.
اگر دائماً در حال مقایسه خود با دیگران باشد، اگر ارزشمندی خود را با میزان توجه مخاطبان بسنجد، اگر برای دریافت واکنش بیشتر تصویری مصنوعی از زندگی بسازد و اگر مدام در انتظار تأیید باشد، مسئله دیگر صرفاً «وقت تلف کردن» نیست.
در اینجا شبکه اجتماعی میتواند به ساختار شکلدهنده به عزتنفس و هویت تبدیل شود و اینجاست که مفهوم عجب دوباره اهمیت پیدا میکند.
از نمایش خود تا غفلت از خود
پارادوکس شبکههای اجتماعی این است که هرچه بیشتر درباره خود نمایش میدهیم، لزوماً خودمان را بهتر نمیشناسیم.
ممکن است فرد هزاران عکس از زندگی خود داشته باشد اما نداند چرا به تأیید دیگران نیازمند است. ممکن است درباره علایق، سفرها، دوستان و موفقیتهای خود صدها پست منتشر کرده باشد، اما نتواند پاسخ دهد اگر هیچکس آنها را نبیند، آیا همچنان برای خودش ارزشمند خواهند بود؟
این پرسش، نقطهای است که اخلاق علوی میتواند وارد گفتوگوی معاصر شود.
مسئله، حذف شبکههای اجتماعی نیست
راه حل اخلاقی الزاماً ترک شبکههای اجتماعی نیست. همانطور که مشکل عجب با حذف آینه حل نمیشود، مسئله وابستگی به تأیید نیز صرفاً با حذف یک اپلیکیشن از میان نمیرود.
اگر فرد برای دیدهشدن در شبکه اجتماعی به نمایش وابسته باشد، ممکن است همان نیاز را در محیط دیگری دنبال کند.
مسئله اصلی، منبع ارزشمندی انسان است.
اگر ارزش فرد وابسته به تعداد دنبالکنندگان باشد، افزایش فالوئر نیز الزاماً رضایت پایدار ایجاد نمیکند. عددها میتوانند دائماً بیشتر شوند و نیاز به عدد بیشتر نیز ادامه پیدا کند.
اما اگر انسان بتواند میان «دیدهشدن» و «ارزشمند بودن» فاصله بگذارد، شبکه اجتماعی جایگاه خود را از دست نمیدهد؛ فقط جایگاه درستتری پیدا میکند.
در این نگاه، فناوری ابزار میماند، نه داور ارزش انسان.
از «لایک شدن» تا دیده شدن خود واقعی
اخلاق علوی در برابر مسئله امروز نسخهای برای حذف فناوری ارائه نمیکند. مسئله آن، نسبت انسان با خویشتن است.
عجب زمانی خطرناک میشود که انسان به تصویر مطلوبی که از خود ساخته وابسته شود و دیگر توان دیدن ضعفها و نیاز به اصلاح را نداشته باشد. اقتصاد توجه نیز میتواند دقیقاً همین تصویر را تقویت کند: تصویری انتخابشده، پالایششده و دائماً در معرض تأیید دیگران.
در چنین شرایطی، آیه «فَلَا تُزَكُّوا أَنفُسَكُمْ» معنایی قابل تأمل پیدا میکند. نه به این معنا که انسان نباید درباره خود سخن بگوید یا موفقیتش را نشان دهد، بلکه به این معنا که تصویری که از خود به دیگران ارائه میکند نباید جای حقیقت خویشتن را بگیرد.
و سخن امام علی(ع) درباره پرداختن به عیب خود نیز یادآور همین نکته است: رشد اخلاقی از جایی آغاز میشود که انسان بتواند نگاه خود را از نمایش بیرونی به ارزیابی درونی بازگرداند.
شبکههای اجتماعی به انسان امکان دادهاند بیش از همیشه دیده شود. مسئله اما این نیست که انسان دیده میشود؛ مسئله این است که در این فرایند، چه چیزی از خودش را میبیند و چه چیزی را پنهان میکند.
شاید یکی از پرسشهای جدی عصر اقتصاد توجه همین باشد: اگر روزی هیچ لایکی وجود نداشت، هیچ دنبالکنندهای نبود و هیچکس تصویری را که از خود ساختهایم نمیدید، آیا هنوز میدانستیم چه کسی هستیم؟
در اخلاق علوی، پاسخ را نمیتوان از میزان تحسین دیگران به دست آورد. راه، از محاسبه نفس میگذرد: از اینکه انسان پیش از آنکه نگران تصویر خود در چشم دیگران باشد، توان دیدن خود در آینه نقد و مسئولیت را داشته باشد.
مسئله انسان امروز شاید کمبود دیدهشدن نباشد؛ کمبود دیدن خویشتن است.