تشویق و قدردانى نیروهاى خفته آدمى را بر مىانگیزد و میل به تلاش و شادابى را فراهم مىسازد و این بهترین زمینه سیر دادن انسان به سوى مطلوبِ تربیت است؛ به بیان مولای متقیان: «هر كه مشتاق باشد، اوّل شب به راه افتد».
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، پاسخهای استاد شیخ حسین انصاریان را به پرسشهای مطرح از سوی جوانان میخوانید:
بهترین راه، قدر دانی است! تشویق عاملى است در برانگیختن انسان به سوى اهداف تربیت، که قدمتی به وسعت تاریخ تعلیم و تربیت انسان دارد و نیز وسیلهاى براى تقویت انسان در فراهم كردن نشاط و ترغیب آن ها به تلاش است. در تربیت انسان، اصل بر تشویق و ترغیب است، زیرا انسان به خاطر فطرتش عاشق کمال، و مایل به نیكویى و دوستدار تشویق است و بر این اساس بهترین روش در برانگیختن انسانها به سوى كمال و دور كردن از نقص، قدردانى است. امیرمومنان على علیه السلام، در این باره به مالك اشتر چنین فرموده است : «آنان را به نیكویى یاد كن و پیوسته تشویقشان نما و كارهاى مهمى را كه انجام دهندهاند بر شمار؛ زیرا یاد كردن كارهاى نیكِ آنان، دلیرشان را [ به كوشش و حركت بیشتر ] برانگیزاند و از كار مانده را به خواست خدا [ به كار و تلاش ] ترغیب نماید». باید میان نیكان و بدان، تفاوت قائل شد! هنر مربّیان و مادران و پدران، برانگیختن و بازداشتن است؛ برانگیختن به سوی کمال و هشیاری از تباهى؛ و در این باره باید میان نیكان و بدان، تفاوت قائل شد، با هریك به تناسب وضع و حالش رفتار نمود و به وسیله تشویق و تنبیه مناسب آنان را راه نمود، چنانكه امیرمومنان علیه السلام، فرمود: در کنار تشویق، تنبیه کردن نیز در فراهم كردن بیم از پلیدی ها، نقش ایمنسازانه دارد. چنان که امیر مومنان علیه السلام، فرمود: « كسى كه با خوشرفتارى اصلاح نشود، با خوب كیفر كردن اصلاح مىشود». «هرگز نباید نیكوكار و بدكار در نزد تو یكسان باشند، كه آن، رغبت نیكوكار را در نیكى كم كند، و بدكار را به بدى وادار نماید، و هر یك از ایشان را مطابق كارش جزا ده». روش تشویق، در میدان عمل به شناخت، محبّت، ظرافت و دقّتى دلسوزانه نیاز دارد تا نقش خود را در تربیت به درستى ایفا نماید. تشویق برای بدکاران هم سودمند است! نقش تربیتى مثبتِ تشویق و قدردانى فقط بر نیكوكاران نیست، بلكه در صورت اصل قرار دادن فضایى محبّت آمیز، مىتوان بدكاران را نیز ـ با توجّه به فطرت ایشان ـ به درستى و نیكى متمایل ساخت، چنانكه امیرمومنان علیه السلام، در حكمتى نورانى فرموده است: «گنهكار را به وسیله پاداش دادن به نیكوكار [از بدی] باز دار». تشویق و قدردانى نیروهاى خفته آدمى را بر مىانگیزد و میل به تلاش و شادابى را فراهم مىسازد و این بهترین زمینه سیر دادن انسان به سوى مطلوبِ تربیت است؛ به بیان مولای متقیان: «هر كه مشتاق باشد، اوّل شب به راه افتد». بنابراین، تشویق فقط نقش قدردانى ندارد، بلكه نقش آن، برانگیختن قواى بیشتر در جهت مطلوب و تحوّل در انسان است. پیامبر انسان ها را تشویق کرد مربّیان الهى بیش از هر چیز با ایجاد شوق به اصلاح مردمان پرداختند و با انذارِ صحیح آنان را از بدى پیراستند. پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله، نیز در رسالت تربیتى خود، مردمان را با راغب ساختن و شایق نمودن به سوى حق برانگیخت، و با هشیار ساختن و ادب نمودن از هلاكت دور ساخت. امیرمومنان علیه السلام، در این باره فرموده است: «هرگز نباید نیكوكار و بدكار در نزد تو یكسان باشند، كه آن، رغبت نیكوكار را در نیكى كم كند، و بدكار را به بدى وادار نماید، و هر یك از ایشان را مطابق كارش جزا ده». «او طبیبى بود كه به وسیله طب و معالجه خویش براى بهبودى امراض مهلك و بیماریهاى گوناگون در میان مردم همواره گردش مىكرد، و مرهمهایش را به خوبى آماده ساخته و ابزارها را سرخ كرده و تافته بود. آن را به هنگام حاجت بر دلهایى مىنهاد كه [از دیدن حقیقت] نابینا بود و گوشهایى كه [بر شنیدن حق] ناشنوا بود و زبانهایى كه [در بیان حق] گنگ بود. با داروى خود دلهایى را مىجست كه در غفلت و حیرت فرو رفته بود». ایشان، در توصیف حركت تربیتى پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله، نیز فرموده است : «رسالت پروردگار را چنان رساند كه براى كسى جاى عذر نماند؛ و امّت خود را اندرز گفت و ترساند، و مژده بهشتشان داد و بدان خواند». حرف آخر؛ تشویق یا تنبیه؟ در کنار تشویق، تنبیه کردن نیز در فراهم كردن بیم از پلیدی ها، نقش ایمنسازانه دارد، البته تنبیه به معنای تخریب شخصیت و تنبیه بدنی نیست، بلکه طیف وسیعی از رفتارها از جمله؛ تغافل، بی اعتنایی، جریمه، محروم سازی و… را در بر می گیرد، و آنجا كه راهى دیگر براى بیدار كردن و درمان نمودن، وجود ندارد، به كار گرفته مىشود. چنان که امیر مومنان علیه السلام، فرمود: « كسى كه با خوشرفتارى اصلاح نشود، با خوب كیفر كردن اصلاح مىشود». البتّه چه تشویق و چه تنبیه، اگر با آداب صحیح انجام نگیرد، نتیجهاى نخواهد داشت، بلكه به آسیبهاى جبرانناپذیر شخصیتى، روحى و اجتماعى منجر خواهد شد. منابع: – نهج البلاغه ، نامه ۵۳ ، خطبۀ ۱۰۹و ۱۰۸ ، حکمت ۱۷۷ – شرح غررالحکم ، خوانساری ، ج ۵ ، ص ۴۵۷و ص ۲۴۹؛ ج ۳ ، ص ۹۱
فرآوری: حامد رفیعی منبع : عرفان