تجلی توحید بیهمتای علوی در آینه مناجاتهای سجاد زمان
مبلغ – سرویس یاد: امروزه در دنیایی زندگی میکنیم که انسان معاصر بیش از هر زمان دیگری با بحران هویت، اضطرابهای وجودی و دوری از معنا دستوپنجه نرم میکند. مکاتب فکری مدرن و شبهعرفانهای نوظهور که این روزها در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام و یوتیوب طرفداران زیادی پیدا کردهاند، تلاش میکنند با ارائه فرمولهای سادهسازانه و گاه مادیگرایانه، آرامش را به بشر هدیه دهند. اما در این میان، گنجینههای معرفتی شیعه همچون صحیفه سجادیه امام زینالعابدین علی بن الحسین (ع) بستری پایدار و عمیق برای اتصال به منبع بیکران هستی فراهم میسازند. برای درک عمیق معارف صحیفه سجادیه، ابتدا باید خط ارتباطی و ریشههای فکری آن را در کلام جد بزرگوارشان، حضرت علی بن ابیطالب (ع) جستوجو کنیم. بازتاب توحید علوی در نیایشهای امام سجاد (ع) نشاندهنده یک جریان فکری پیوسته و زنده است که از سرچشمه وحی آغاز شده و در هر دوره تاریخی متناسب با اقتضائات آن عصر، بازتولید میشود.
امیرالمؤمنین علی (ع) در خطبههای بینظیر نهجالبلاغه، بهویژه بهویژه خطبه اول نهجالبلاغه و نیز خطبه اشباح، توحید ناب اسلامی را به اوج تبیین عقلی رساندند. ایشان در دورانی که تفکرات انحرافی، تشبیه و تعطیل صفات الهی در حال شکلگیری بود، با تکیه بر عقلانیت وحیانی، خدایی را معرفی کردند که فراتر از زمان و مکان است، در عین حال که با همه چیز هست اما جفت و قرین چیزی نیست، و از همه چیز جداست اما نه به گونهای که از آنها فاصله مادی داشته باشد. این نگاه دقیق عقلی به توحید، پایهگذار تفکر کلامی و فلسفی شیعه شد. سالها بعد، زمانی که خفقان اموی پس از واقعه جانسوز کربلا سایه سنگین خود را بر جامعه اسلامی افکنده بود و حاکمان اموی تلاش میکردند تا یاد و نام اهلبیت و حقیقت اسلام را به فراموشی بسپارند، امام سجاد (ع) رسالت بزرگی بر عهده داشتند. ایشان در دورانی که حتی تشکیل یک کلاس درس ساده یا سخنرانی عمومی برایشان غیرممکن بود، سلاح دعا را برگزیدند. نیایشهای امام چهارم، در واقع بازخوانی و ترجمان همان توحید عمیق علوی در قالب کلمات سوزناک، دقیق و انسانساز مناجات بود.
وقتی به دعای اول صحیفه سجادیه نگاه میکنیم، توصیفاتی از ذات اقدس الهی میبینیم که مستقیماً یادآور خطبههای توحیدی نهجالبلاغه است. امام سجاد (ع) سپاس و ستایش را مخصوص خدایی میدانند که اولی است که پیش از او اولی نبوده و آخری است که پس از او آخری نخواهد بود. این بیان، دقیقاً همان توصیف حضرت امیر (ع) است که میفرمایند او اولی است که آغازی برایش متصور نیست. امام زینالعابدین (ع) با این تعابیر، ذهن مخاطب را از قالبهای مادی و محدود ذهن بشری فراتر میبرند و به سوی خدایی سوق میدهند که فراتر از هرگونه تصور، توصیف و تحدید است. در جامعهای که حاکمان اموی تلاش میکردند با ترویج تفکر جبرگرایی، جنایات خود را به خواست و مشیت الهی منتسب کنند، ترویج این توحید ناب و منزه از هرگونه عیب و نقص، بزرگترین مبارزه فکری و عقیدتی به شمار میرفت.
یکی از جلوههای مهم توحید علوی در صحیفه سجادیه، تبیین رابطه میان خالق و مخلوق است. در نگرش امیرالمؤمنین (ع)، بندگان در برابر عظمت الهی هیچ استقلالی از خود ندارند و سراسر نیاز و فقر هستند. این فقر وجودی انسان در دعاهای امام سجاد (ع) با ظرافت و زیبایی خاصی به تصویر کشیده شده است. امام در دعای ابوحمزه ثمالی که از برترین نمونههای نیایش شیعی است، با لحنی سرشار از ادب و نیاز، بر ناتوانی انسان و بینیازی مطلق پروردگار تاکید میکنند. این دقیقاً همان رویکردی است که حضرت علی (ع) در مناجات مسجد کوفه با عباراتی چون مولای من ای مولای من، تو نیرومندی و من ناتوانم، تو بینیازی و من نیازمندم، به تصویر کشیدهاند. در دنیای امروز که اومانیسم و خودمحوری انسان مدرن را به سمت غرور کاذب و در نهایت افسردگی و تنهایی سوق داده است، این مدل از رابطه با خدا میتواند نجاتبخش باشد. این دعاها به انسان یادآوری میکنند که آرامش حقیقی در بریدن از تکیهگاههای پوشالی و متصل شدن به قدرت مطلق و بیپایان الهی است.
تأثیر توحید علوی بر نیایشهای امام سجاد (ع) تنها به جنبههای نظری محدود نمیشود، بلکه در ساحت رفتارهای اجتماعی و اخلاقی نیز بازتاب دارد. امام سجاد (ع) در دعای معروف مکارمالاخلاق، از خداوند میخواهند که ایمان ایشان را به کاملترین مرتبه ایمان و یقینشان را به برترین یقینها برساند. این درخواست برای رسیدن به یقین ناب، ریشه در همان کلام معروف حضرت علی (ع) دارد که فرمودند اگر پردهها کنار روند، بر یقین من افزوده نخواهد شد. در واقع، امام سجاد (ع) در این نیایشها، الگوهای عملی زیست موحدانه را ترسیم میکنند. کسی که به توحید حقیقی باور دارد، در برابر ظالمان سر خم نمیکند، به مال و منال دنیا بیتوجه است، در خدمت به خلق خدا از هیچ کوششی دریغ نمیورزد و همواره در جهت پیادهسازی عدالت اجتماعی قدم برمیدارد. این سبک زندگی موحدانه، دقیقاً همان چیزی است که جامعه امروز ما برای برونرفت از بحرانهای اخلاقی و رفتاری به آن نیاز مبرم دارد.
علاوه بر این، در صحیفه سجادیه شاهد هستیم که چگونه معارف توحیدی با مسائل روزمره زندگی انسان پیوند میخورند. امام سجاد (ع) برای سلامتی، مرزداران، پدر و مادر، فرزندان، همسایگان و حتی رفع بدهکاریها و بیماریها دعا میکنند. اما در تمام این دعاها، محور اصلی و غایی، خداوند و رضایت اوست. این روش به ما میآموزد که توحید یک بحث ذهنی و انتزاعی در حجرههای علمی و کتب فلسفی نیست، بلکه جریانی است که باید در تکتک لحظات زندگی، از روابط خانوادگی گرفته تا مناسبات سیاسی و اقتصادی، جاری و ساری باشد. ارتباطی که امام سجاد (ع) میان توحید و زندگی روزمره برقرار میکنند، همان سیره عملی امیرالمؤمنین (ع) در دوران حکومتشان است که عدالت، دستگیری از محرومان و تربیت فرزندان را در سایه بندگی خدا معنا میکردند.
بررسی عمیق صحیفه سجادیه نشان میدهد که امام سجاد (ع) چگونه توانستند در تاریکترین دوران تاریخ اسلام، مشعل توحید علوی را روشن نگه دارند و آن را به نسلهای بعدی منتقل کنند. نیایشهای آن حضرت، مکتب درسی بود که شاگردان بزرگی را تربیت کرد و زمینهساز نهضت علمی عصر امام باقر(ع) و امام صادق(ع) شد. امروز نیز صحیفه سجادیه برای ما یک متن زنده، پویا و راهگشاست. در روزگاری که رسانههای جمعی و ابزارهای نوین ارتباطی ذهن و روان انسانها را بمباران میکنند، پناه بردن به این نیایشهای سرشار از معرفت و توحید، میتواند روح تشنه انسان را سیراب کرده و او را در مسیر درست کمال و بندگی هدایت کند. یادگیری و تدبر در این کلمات نورانی، گامی اساسی در جهت احیای فرهنگ اصیل اسلامی و مقابله با هجمههای فرهنگی و فکری معاصر است.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0