بازیِ بخشندگی؛ تمرین عملی کمک به دیگران به یاد کریم اهلبیت (ع)
مبلغ – سرویس کودک: آموزشِ مهربانی به کودکان، در دنیایی که ابزارهای دیجیتال و فرهنگِ سلبریتیمحورِ امروز مدام آنها را به سمتِ دریافتکردن، دیده شدن و داشتنِ بیشترینها تشویق میکنند، به یک چالشِ بزرگ تبدیل شده است. وقتی کودکِ شما در فضای اینستاگرام یا یوتیوب با ویدیوهای آنباکسینگ و نمایشِ داراییها مواجه میشود، ذهنِ او ناخودآگاه شرطی میشود که ارزشِ انسانی با میزانِ دریافتِ مادی تعریف میشود. در این فضایِ سنگینِ رسانهای، سخن گفتن از انفاق و ایثار، اگر فقط در حدِ سخنرانی و نصیحت باقی بماند، نه تنها تأثیرگذار نیست، بلکه ممکن است باعثِ دلزدگیِ کودک شود. ما باید برای تربیتِ نسلِ آینده، از الگوهایِ عملی و تجربه شده استفاده کنیم و چه الگویی برتر از کریمِ اهلبیت، امام حسن مجتبی (ع)، که بخشندگی را نه به عنوانِ یک کارِ جانبی، بلکه به عنوانِ نبضِ تپندهیِ زندگیِ خود میدانستند.
ضرورتِ این موضوع در جامعهی امروز ما دوچندان است. کودکانِ ما در معرضِ اضطرابِ معیشتیِ پنهان هستند. آنها میبینند که والدینشان برای تهیه ملزوماتِ زندگی دغدغه دارند و به همین دلیل، ناخودآگاه یاد میگیرند که منابع باید برایِ بقایِ خودِ فرد حفظ شود. انباشتگرایی و ترس از دست دادن، ریشههایِ اولیهِ خساستِ عاطفی و مادی در بزرگسالی هستند. بازیِ بخشندگی برای این طراحی شده است که به کودکِ ما بیاموزد، شادیِ واقعی نه در انباشتن، بلکه در توزیعِ مهربانی است. وقتی کودک یاد میگیرد که از داراییِ خودش چیزی را به دیگری ببخشد، در واقع دارد یک مهارتِ شناختیِ بزرگ را تمرین میکند: گذشتن از «من» برای رسیدن به «ما». این همان تفکری است که میتواند جامعهای پویا و همدل بسازد، جامعهای که در آن همسایه از حالِ همسایه خبر دارد و نیازهایِ هم به راحتی برطرف میشود.
برای شروعِ این مسیر، بیایید از دو تمرینِ عملی شروع کنیم که میتوانند در هر خانهای با کمترین هزینه و بیشترین بازدهی اجرا شوند. اولین بازی، بازیِ مامورِ مخفیِ مهربانی است. در این بازی، هدف این است که به کودک یاد بدهیم لذتِ بخشش در دیده شدن نیست، بلکه درِ اثری است که بر زندگیِ دیگری میگذارد. به کودکِ خود بگویید که او امروز مامورِ یک ماموریتِ ویژه است. باید یک هدیه، یک خوراکی یا حتی یک یادداشتِ تشویقکننده تهیه کند و آن را به گونهای به دستِ یک نفر برساند که او متوجه نشود فرستنده کیست. این کار را میتوان با گذاشتنِ یک خوراکی در کیفِ همکلاسی، چسباندنِ یک یادداشت رویِ درِ خانه همسایه، یا قرار دادنِ یک هدیه کوچک در گوشهای از خانه که پدربزرگ یا مادربزرگ آن را پیدا کنند، انجام داد.
ضرورتِ این بازی در عصرِ شوآف و نمایشگریِ افراطی بسیار حیاتی است. امروزه بسیاری از انفاقها برای انتشار در شبکههای اجتماعی انجام میشود؛ یعنی نیتِ خیر با آفتِ ریا و نمایش درآمیخته است. با بازیِ مامورِ مخفی، ما به کودک میآموزیم که ارزشِ کارِ خیر به ذاتِ آن است، نه به بازتابِ آن در نگاهِ دیگران. این تمرین، اعتمادبهنفسِ کودک را نیز تقویت میکند؛ زیرا او متوجه میشود که میتواند بدونِ نیاز به تاییدِ دیگران، منشاءِ تغییر و شادی در زندگیِ یک نفر دیگر باشد. این دقیقاً همان نگاهِ امام حسن (ع) به انفاق است که در پنهانترین حالتِ ممکن انجام میشد تا عزتِ نفسِ دریافتکننده حفظ شود.
تمرینِ دوم، بازیِ جعبهیِ اشتراکِ شادی است. بسیاری از کودکان به اسباببازیهایِ خود وابستگیِ شدیدی دارند و جدایی از آنها برایشان دردناک است. در این بازی، یک جعبهیِ زیبا انتخاب کنید و آن را جعبهیِ شادی بنامید. از کودک بخواهید هر ماه یا هر مناسبت، یکی از اسباببازیهایی که خیلی دوست دارد، اما دیگر از آن استفاده نمیکند یا حتی اسباببازیای که هنوز دوست دارد اما میخواهد لذتِ آن را با کسی شریک شود، در این جعبه بگذارد. نکتهیِ کلیدی در اینجا این است که پدر و مادر هم باید در این بازی شریک باشند. یعنی پدر یا مادر هم باید چیزی از داراییِ موردِ علاقهیِ خود را در این جعبه بگذارند تا کودک بفهمد که بخشندگی یک قاعده برای همه است، نه فقط برایِ بچهها.
این بازی، ضرورتِ درکِ تفاوتِ بینِ زباله و هدیه را تبیین میکند. متاسفانه بسیاری از ما عادت کردهایم که وقتی میخواهیم انفاق کنیم، اشیاءِ کهنه، شکسته و بلااستفادهیِ خود را جمع میکنیم. این کار پیامِ درستی به کودک نمیدهد؛ پیامِ این کار این است که چیزی که برایِ من بیارزش است، برایِ دیگری خوب است. اما بازیِ جعبهیِ اشتراکِ شادی، به کودک یاد میدهد که انفاق باید از داراییهایِ ارزشمند باشد. همانطور که در سیره اهلبیت میخوانیم که بهترین داراییِ خود را در راهِ خدا انفاق میکردند. وقتی کودک میبیند که پدر یا مادرش اسبابِ موردِ علاقه یا وسیلهای که خودش دوست دارد را میبخشد، الگوگیریِ عمیقی در ذهنِ او شکل میگیرد که تا آخرِ عمر باقی میماند.
یکی دیگر از نکاتِ مهم در تربیتِ کریمانه، توجه به این است که بخشندگی فقط مادی نیست. در فضایِ امروزِ تربیتی، گاهی ما یادمان میرود که همدلی، وقت گذاشتن برایِ دیگری، یا حتی گوش دادن به درددلِ یک دوست، خودش نوعیِ از بزرگترین بخشندگی است. میتوان بازیِ بخشندگی را به بخشندگیِ عاطفی هم گسترش داد. مثلاً درِ خانه، بازیِ ده دقیقهِ طلایی را اجرا کنید. در این بازی، هر یک از اعضایِ خانواده موظف است ده دقیقه از وقتِ خود را کاملاً در اختیارِ یکی دیگر از اعضایِ خانواده قرار دهد تا هر بازی یا گفتوگویی که او دوست دارد، انجام شود. این یعنی بخششِ زمان، که در دنیایِ پرمشغلهیِ امروز، گاهی از بخششِ پول هم سختتر است.
در فرآیندِ این بازیها، باید حواسمان به روانشناسیِ کودک باشد. نباید او را مجبور به بخشش کنیم. اجبار، حسِ مالکیت را در او تقویت میکند و باعث میشود او در بزرگسالی دچارِ لجبازیِ عاطفی شود. بخشش باید با انتخابِ خودِ کودک اتفاق بیفتد. ما فقط باید فضا را برایِ انتخابِ او فراهم کنیم. مثلاً اگر کودکی نمیخواهد اسباببازیِ موردِ علاقهاش را ببخشد، نباید او را سرزنش کرد. بلکه باید با گفتگو و تعریفِ قصههایی از زندگیِ امام حسن (ع) و تأثیرِ مهربانیهایِ ایشان بر قلبِ مردم، میلِ درونی را در او بیدار کرد. وقتی کودک خودش انتخاب میکند که ببخشد، یک پیروزیِ بزرگ در ساحتِ شخصیتِ اخلاقیِ او رخ داده است.
ارتباط دادنِ این فعالیتها با مفاهیمِ دینی، نباید به شکلِ وعظ و خطابه باشد. وقتی کودک هدیهای را به کسی میدهد، به او یادآوری کنید که این کار چقدر خدا را خوشحال میکند و چقدر به قلبِ امامِ زمان (عج) شادی میبخشد. این پیوندِ عاطفی بینِ کودک و امرِ قدسی، بسیار قویتر از هر آموزشی است. ما باید نشان دهیم که بخشندگی یک ابزارِ اجتماعی برایِ زنده نگه داشتنِ روحِ جامعه است. وقتی فرزندِ ما یاد میگیرد که در برابرِ نیازِ دیگران بیتفاوت نباشد، در واقع او را برایِ زندگی در جامعهای که در آن حقالناس حرفِ اول را میزند، آماده کردهایم.
امروزه در دنیا، مفهومِ اقتصادِ اشتراکی یا اقتصادِ همدلی بسیار موردِ توجه است. شرکتهایِ بزرگِ تکنولوژی سعی میکنند با الگوریتمهایِ خود، رفتارهایِ اجتماعیِ ما را مهندسی کنند. ما نیز باید با استفاده از همین مفاهیمِ مدرن اما با محتوایِ اصیلِ دینی، رفتارهایِ فرزندانمان را مهندسیِ معکوس کنیم. بازیِ بخشندگی، یک الگوریتمِ تربیتی برایِ پرورشِ یک انسانِ ترازِ مکتبِ اهلبیت است. انسانی که نه تنها در فکرِ خود است، بلکه دردِ دیگران را دردِ خود میداند. در دنیایِ سردِ امروز، تربیتِ نسلِ کریم، تنها راهِ نجاتِ انسانیت است.
علاوه بر این، درگیر کردنِ کودک در فعالیتهایِ اجتماعیِ محلی، مثلِ شرکت در آمادهسازیِ بستههایِ معیشتی یا کمک در خیریههایِ محله، میتواند ادامهیِ طبیعیِ همین بازیهایِ خانگی باشد. وقتی کودکِ شما میبیند که چگونه خانوادهاش در یک پروژهیِ بزرگتر برایِ کمک به نیازمندانِ شهرِ خود مشارکت میکنند، درکِ او از مفهومِ جامعه و مسئولیتِ اجتماعی کامل میشود. او دیگر خودش را نه به عنوانِ یک جزیرهیِ تنها، بلکه به عنوانِ بخشی از یک پیکرهیِ بزرگتر میبیند که اگر بخشی از آن رنج بکشد، کلِ پیکره باید برایِ درمانِ آن تلاش کند.
بنابراین، ضرورتِ اجرایِ این بازیها و تمرینها فقط به خاطرِ خوب بودنِ اخلاقیِ کودک نیست؛ بلکه یک ضرورتِ اجتماعی برایِ بقایِ اخلاق در آینده است. اگر ما امروز فرزندانی سخاوتمند و همدل تربیت نکنیم، فردا با جامعهای روبرو خواهیم بود که در آن خودخواهی و انزوا، بنیانهایِ خانواده و اجتماع را تهدید میکند. بازیِ بخشندگی، دریچهای است که ما از طریقِ آن، نورِ معارفِ حسنی را به خانههایمان میآوریم و نسلی را تربیت میکنیم که در هر شرایطی، دستِ یاریگرِ دیگران است. این سرمایهگذاریِ تربیتی، درخشانترین دارایی است که میتوانیم برایِ آیندهیِ آنها و خودمان به جای بگذاریم.
آموزشِ مفاهیمِ اخلاقی به کودکان نیازمندِ صبر است. ما نباید انتظار داشته باشیم که با یک بار انجامِ این بازیها، کودکِ ما تبدیل به یک قهرمانِ ایثار شود. این یک فرایندِ تدریجی است. ممکن است بارها شکست بخوریم، ممکن است کودک در ابتدا مقاومت کند یا حتی از بخششِ چیزی پشیمان شود. این لحظات، بهترین فرصت برایِ گفتگو و همدلی است. به جایِ دعوا کردن، باید با او صحبت کرد و حسِ او را درک کرد. همدلیِ والدین با ترسهایِ کودک از بخشش، خود یک درسِ بزرگِ اخلاقی است. وقتی کودک میبیند که والدینش هم برایِ بخشش تلاش میکنند و گاهی تردید دارند، او احساسِ تنهایی نمیکند و با اعتمادِ بیشتری به مسیرِ کریمانه ادامه میدهد.
بازیِ بخشندگی، سفری است که از خانه آغاز میشود و به قلبِ جامعه میرسد. این سفر، بهترین هدیهای است که ما میتوانیم به فرزندانمان بدهیم تا آنها با طعمِ شیرینِ مهربانیِ امامِ کریمِ خود آشنا شوند و این طعم را برایِ همیشه در روحِ خود حفظ کنند. نسلی که با این بازیها بزرگ شود، نه تنها در دنیایِ خود، بلکه در دنیایِ دیگر نیز جایگاهِ ویژهای نزدِ اهلبیت (ع) خواهد داشت، چرا که آنها یاد گرفتهاند چگونه با دستانِ کوچکِ خود، دلهایِ بزرگ بسازند و دنیایی سرشار از عطوفت و گذشت را برایِ آیندگان به ارمغان بیاورند. این دقیقاً همان میراثی است که ما باید با دقت و عشق، به دستِ فرزندانمان بسپاریم تا در پیچوخمهایِ روزگار، چراغِ ایمان و انسانیت را روشن نگه دارند.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0