از تبعیدهای پی‌درپی تا شهادت در محراب؛ روایت زندگی عالمی که هر شهر را به کانون مبارزه تبدیل کرد

آیت‌الله سیداسدالله مدنی از همان سال‌های جوانی قدم در مسیر مبارزه با رژیم پهلوی گذاشت؛ مسیری که برای او تبعیدهای پی‌درپی، مراقبت و فشار ساواک و سال‌ها فعالیت انقلابی را به همراه داشت. او در هر شهری که تبعید می‌شد، به جای سکوت، مردم را به ادامه مبارزه و پیروی از امام خمینی(ره) دعوت می‌کرد تا اینکه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در جایگاه نماینده ولی‌فقیه و امام جمعه تبریز به خدمت ادامه داد و سرانجام در ۲۰ شهریور ۱۳۶۰، هنگام اقامه نماز جمعه، به دست منافقین به شهادت رسید.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، شهید آیت‌الله «سید اسدالله مدنی» در سال ۱۲۹۳ در روستای دهخوارقان آذرشهر از توابع آذربایجان‌شرقی متولد شد. او از سال‌های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی مبارزه با رژیم پهلوی را آغاز کرد و در کنار دیگر مبارزان انقلابی، تا پیروزی انقلاب به فعالیت‌های خود ادامه داد. پس از پیروزی انقلاب نیز به عنوان نماینده ولی‌فقیه در آذربایجان‌شرقی و امام جمعه تبریز منصوب شد و سرانجام این عالم مجاهد و خستگی‌ناپذیر، ۲۰ شهریور سال ۱۳۶۰ هنگام اقامه نماز جمعه، به دست منافقین کوردل به شهادت رسید.

بنابر روایت حوزه، شهید «سید اسدالله مدنی» در سال ۱۲۹۳ در روستای دهخوارقان آذرشهر چشم به جهان گشود. پدرش «آقا میرعلی بزاز» بود. او در چهار سالگی مادر و در ۱۶ سالگی پدر خود را از دست داد و پس از آن، در سال‌های جوانی برای فراگیری علوم و معارف اسلامی راهی شهر قم شد.

آیت‌الله مدنی فعالیت‌های مبارزاتی خود علیه رژیم پهلوی را از شهر قم آغاز کرد. این فعالیت‌ها موجب شد از سوی رژیم به آذرشهر تبعید شود. او در آذرشهر، مبارزه با فرقه ضاله بهائیت را در دستور کار قرار داد و همچنین مردم را برای برچیدن کارخانه مشروب‌سازی این شهر دعوت کرد.

ادامه مبارزات و فعالیت‌های سیاسی و مذهبی، سرانجام او را ناگزیر به ترک آذرشهر کرد و به نجف اشرف عزیمت کرد. پس از تبعید امام خمینی(ره)، آیت‌الله مدنی همواره در کنار ایشان حضور داشت و بارها به ایران بازگشت و در شهرهای مختلف، پیام مبارزه و ادامه نهضت را به مردم منتقل کرد.

همین فعالیت‌ها سبب شد ساواک به شدت او را زیر نظر داشته باشد. آیت‌الله مدنی در سال ۱۳۵۱ راهی خرم‌آباد شد و در آنجا به عنوان نماینده و وکیل تام‌الاختیار امام در امر مبارزه فعالیت کرد. ساواک که از نفوذ این عالم مبارز در میان مردم بیمناک بود، با انتشار شبنامه و نامه‌های توهین‌آمیز تلاش کرد شخصیت او را تخریب کند؛ اما هوشیاری مردم و علما موجب شد این نقشه به نتیجه نرسد.

در سال ۱۳۵۴، آیت‌الله مدنی به نورآباد ممسنی تبعید شد. با این حال، سخنرانی‌ها، افشاگری‌ها و محبوبیت او در میان مردم باعث شد رژیم بار دیگر محل تبعیدش را تغییر دهد و او را به گنبدکاووس بفرستد. اما حضور او در هر منطقه، زمینه‌ای برای گسترش جریان مبارزه فراهم می‌کرد؛ از همین رو ساواک وی را ابتدا به بندر کنگان و پس از آن به مهاباد تبعید کرد.

آیت‌الله مدنی در تمام این شهرها، مردم را به پیروی و تقلید از حضرت امام خمینی(ره) دعوت می‌کرد و با وجود همه محدودیت‌های اعمال‌شده از سوی رژیم، رساله امام را میان مردم توزیع می‌کرد.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، آیت‌الله مدنی به عنوان نماینده مردم همدان در مجلس خبرگان قانون اساسی انتخاب شد. پس از شهادت نخستین شهید محراب، آیت‌الله سیدمحمدعلی قاضی طباطبایی، که امامت جمعه تبریز را برعهده داشت، امام خمینی(ره) آیت‌الله مدنی را به عنوان نماینده ولی‌فقیه در آذربایجان‌شرقی و امام جمعه تبریز منصوب کردند.

او در آن دوران در مقابله و خنثی‌سازی فتنه‌های حزب خلق در تبریز نقش مهمی ایفا کرد. همچنین با حضور در جبهه‌ها و شرکت در مراسم دعا و نیایش، در کنار رزمندگان حضور می‌یافت و برای آنان مایه دلگرمی و انگیزه بود.

سرانجام این عالم مجاهد و خستگی‌ناپذیر، در ۲۰ شهریور سال ۱۳۶۰، در حالی که مشغول اقامه نماز جمعه بود، هدف حمله منافقین قرار گرفت و به شهادت رسید.

 وصیت‌نامه شهید آیت‌الله مدنی

بسم الله الرحمن الرحیم

«الحمدلله الاول قبل الانشاء والاخر بعد فناء الاشیاء وصلی الله علی خلقه محمد و اوصیائه الاتقیاء»

اما بعد، از آنجا که هیچ انسانی را گریزی از مرگ نیست و هر فرد دیر یا زود این شربت را خواهد نوشید و به لقای پروردگار جل جلاله خواهد رسید، پس از مرگ دست انسان از دنیا کوتاه می‌شود و اگر در انجام وصیت کوتاهی کرده باشد، ممکن است با گرفتاری‌هایی مواجه شود. بنابراین، اینجانب میر اسدالله مدنی دهخوارقانی، فرزند مرحوم مبرور مشهدی میرعلی آقا مدنی طاب ثراه، ابتدا خدای توانا و تمامی انبیا و مرسلین و ملائکه مقربین و مؤمنان را گواه می‌گیرم که به خدای توانا جل جلاله ایمان داشته و هیچ فرد و موجودی را شریک او ندانسته‌ام.

حال و گفتارم بیانگر «لا اله الا الله الحق المبین» است و همچنین به رسالت و حاکمیت وجود مقدس رسول گرامی، حضرت محمد بن عبدالله صلی‌الله علیه و آله، اقرار داشته و همه آنچه را که آن بزرگوار از سوی پروردگار احدیت آورده، تصدیق و قبول دارم. وجود مقدس مولی‌الموالی حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام را وصی بلافصل و امام واجب‌الاطاعه می‌دانم و یازده فرزند آن حضرت را نیز یکی پس از دیگری امامان بر حق می‌شمارم. همچنین در انتظار ظهور حضرت حجة بن الحسن العسکری عجل‌الله فرجه هستم و امیدوارم به زودی چشم ما به جمال مبارک ایشان روشن شود.

مرگ، سؤال قبر، عالم برزخ، رجعت، بعثت در روز قیامت، میزان، صراط، بهشت، جهنم و کتب را حق می‌دانم و به رحمت گسترده الهی امیدوارم که در روز حشر، نامه اعمالم را به دست راستم عطا فرماید.

اما وصیت من این است که تمامی وراث و دخترانم را سفارش می‌کنم خدا را فراموش نکنند و همواره او را ناظر بر احوال خود بدانند و مانند من غافل نباشند.

در مورد اموالم، منزل نجف را خودم از سهم مبارک تهیه کرده‌ام و هیچ‌گاه آن را تملک نکرده‌ام. همچنین منزل همدان را دوستان همدانی، به امر مرحوم مبرور سیدنا الاستاد حضرت آیت‌الله حکیم قدس سره، از سهم مبارک تهیه کرده و در اختیار من قرار داده‌اند. بنابراین هر دو منزل متعلق به وجوه مقدس حضرت حجت ابن‌الحسن عجل‌الله تعالی فرجه است و باید به دستور حضرت آیت‌الله خمینی مدظله در امر مهمی به مصرف برسد. اینجانب هیچ‌یک از این دو منزل را تملک نکرده‌ام و تصرفم در آنها نیز با این عنوان بوده که از سهم مبارک هستند.

همان‌گونه که در وصیت‌نامه قبلی نیز تصحیح کرده‌ام، تمامی کتاب‌های موجود در نجف و قم از سهم مبارک تهیه شده‌اند و باید در یکی از کتابخانه‌های دینی عمومی نجف یا قم قرار داده شوند. کتاب‌هایی که اخیراً در ایران تهیه کرده‌ام نیز باید به همین شیوه مورد استفاده قرار گیرند.

مبلغ دویست و بیست هزار تومان بابت پول منزل تهران و قم، به وجود مقدس حضرت بقیةالله(عج) بدهکار هستم و امیدوارم در زمان حیات خود توفیق پرداخت آن را پیدا کنم؛ در غیر این صورت، این مبلغ به عنوان قرض بر عهده من باقی خواهد ماند و برای ورثه، بدون پرداخت آن، باقی است.

جمادی‌الاول ۱۳۹۶ هجری قمری
اسدالله مدنی