نماز می‌خوانیم، اما چرا «معراج» را تجربه نمی‌کنیم؟

نماز را هر روز می‌خوانیم؛ می‌ایستیم، رکوع می‌کنیم و به سجده می‌رویم، اما آیا این تکرار روزانه واقعاً در زندگی و رفتار ما تغییری ایجاد کرده است؟ در آموزه‌های اسلامی، نماز صرفاً مجموعه‌ای از حرکات عبادی نیست؛ فرصتی برای مهار نفس، دوری از گناه، آرامش دل و حرکت انسان به سوی کمال است. شاید مسئله این نباشد که چرا نماز می‌خوانیم، بلکه این است که چگونه نماز می‌خوانیم و چرا هنوز «معراج» را درک نکرده‌ایم؟

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، نمازگزاران و اولیای الهی کسانی هستند که بر افکار و اندیشه‌های خود تسلط دارند و اجازه نمی‌دهند ذهن و دلشان اسیر وسوسه‌ها شود. آنان در سایه بندگی خداوند به چنان قدرتی در کنترل نفس دست می‌یابند که نمی‌گذارند وسوسه‌ها بر قلب و جانشان چیره شود. این بندگان با اقامه نماز از سر معرفت و عشق، نفس خود را مهار کرده و روح خویش را در مسیر رضایت الهی قرار می‌دهند و به تدریج به مرتبه‌ای می‌رسند که بر وجود خویش و حتی مسیر زندگی خود تسلط بیشتری پیدا می‌کنند. از همین روست که در فرهنگ دینی، برای بندگان خاص خداوند آثار و برکاتی همچون استجابت دعا و انجام کارهای خدایی بیان شده است.

بی‌تردید در هر دوره از تاریخ، شناخت صحیح آموزه‌های اسلام، آگاهی از جایگاه احکام و دستورات دینی و عمل به آنها می‌تواند نقشی مهم در نجات و اصلاح جوامع بشری داشته باشد. نماز، که از ستون‌های دین و کلید بهشت معرفی شده است، در این میان جایگاهی ویژه دارد و می‌تواند در بازسازی معنوی انسان، به‌خصوص جوانان و دانشجویان، مؤثر واقع شود.

بنابر روایت الشیعه، در این نوشتار، نقش بازدارنده نماز در برابر گناه و فحشا، تأثیر آن در تقوا و پاکی، نقش نماز در کسب فضائل اخلاقی، احضار روح، یاد خدا، جامعیت و قداست نماز، سیمای نماز و آثار و برکات آن بررسی می‌شود.

قرآن کریم می‌فرماید:

«وَاسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ»

یعنی هنگامی که فشار نفس و مشکلات افزایش یافت، از دو اهرم صبر و نماز برای مقابله با دشواری‌ها کمک بگیرید.

قداست نماز

جایگاه نماز در فرهنگ اسلامی چنان والاست که حتی در برخی موقعیت‌های مهم، مانند ادای شهادت، انجام آن با نماز پیوند خورده است. قرآن کریم در سوره مائده، آیه ۱۰۶، درباره فردی که در سفر دچار بیماری شده و در آستانه مرگ قرار گرفته است، دستور می‌دهد دو نفر بر وصیت او گواه باشند و مراسم ادای شهادت پس از نماز انجام گیرد.

بر اساس این آیه، دو شاهد باید برای ادای شهادت پس از نماز حاضر شوند و با سوگند، آنچه را از وصیت فرد مسلمان در سفر دیده و شنیده‌اند بیان کنند. توجه به چنین دستوری، نشان‌دهنده جایگاه، قداست و عظمت نماز در نگاه قرآن است و روشن می‌کند که نماز تا چه اندازه می‌تواند در زندگی انسان و شکل‌گیری شخصیت او اهمیت داشته باشد.

جامعیت نماز

نماز را می‌توان جلوه‌ای از هنر و تدبیر الهی دانست؛ عبادتی که بسیاری از ارزش‌های انسانی و الهی در آن جمع شده است. به راستی چه کمال و ارزشی را می‌توان یافت که نشانی از آن در نماز وجود نداشته باشد؟

یاد خداوند یکی از مهم‌ترین ارزش‌ها و از عوامل آرامش قلب انسان است و نماز، سراسر یاد خداست. یاد قیامت نیز یک ارزش بزرگ و عاملی بازدارنده در برابر گناه و فساد است و نماز با یادآوری «یوم‌الدین»، انسان را متوجه سرانجام اعمال خویش می‌کند.

قرار گرفتن در مسیر انبیا، شهدا و صالحان نیز از ارزش‌های مهم انسانی و الهی است. نمازگزار در سوره حمد از خداوند می‌خواهد او را در راه کسانی قرار دهد که مشمول نعمت الهی شده‌اند:

«صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ»

و در ادامه با گفتن:

«غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلَا الضَّالِّینَ»

از راه کسانی که مورد غضب الهی قرار گرفته‌اند و نیز گمراهان اعلام برائت می‌کند.

عدالت که در شمار مهم‌ترین ارزش‌های انسانی قرار دارد، در نماز جماعت نیز مورد توجه است. امام جماعت باید واجد شرایط لازم باشد و نمازگزاران نیز به جای خودرأیی و تک‌روی، در یک صف و با نظم خاص پشت سر امام قرار می‌گیرند.

رو به قبله ایستادن نیز تنها یک جهت ظاهری نیست؛ قبله یادآور مکه، شکنجه‌گاه بلال، قربانگاه اسماعیل، زادگاه علی بن ابی‌طالب، پایگاه قیام مهدی(عج)، محل آزمایش ابراهیم(علیه‌السلام) و عبادتگاه انبیا و اولیاست.

نماز سراسر حرکت و پویایی است؛ حرکت در قیام، رکوع و سجود و حتی حرکت برای رفتن به مسجد و مصلی. از همین رو نماز به انسان می‌آموزد که ساکن، منفعل و گوشه‌گیر نباشد، بلکه در مسیر خداوند همواره تلاش و حرکت داشته باشد.

نماز همچنین فرصتی برای پاک‌سازی روح و زدودن غبارهای درونی انسان است. تکبر در سجده شکسته می‌شود؛ زیرا انسان در برابر پروردگار، بلندترین بخش بدن خود را بر خاک می‌گذارد و نهایت فروتنی و تذلل خود را نشان می‌دهد. سجده بر خاک، جلوه‌ای از همین فروتنی است. گریه از خوف خداوند نیز یک ارزش معنوی است و قرآن کریم سجده‌کنندگان همراه با گریه را ستوده است:

«سُجَّداً وَبُکِیّاً»

نماز، خطی الهی است که از تولد تا پایان زندگی انسان را همراهی می‌کند. نوزاد هنگام تولد با اذان و اقامه در گوش راست و چپ مورد استقبال قرار می‌گیرد و در پایان زندگی نیز نماز میت برای او اقامه می‌شود. در فاصله میان تولد و مرگ نیز انسان به عبادت، بندگی و اقامه نماز سفارش شده است.

نماز از سوی دیگر، ارتباط انسان با طبیعت را نیز به همراه دارد. برای شناخت زمان نمازها، به خورشید توجه می‌شود؛ برای تشخیص قبله از نشانه‌ها و جهت‌یابی بهره گرفته می‌شود و در برخی اعمال مستحبی نیز حرکات ماه مورد توجه قرار می‌گیرد. وضو و غسل با آب و سجده و تیمم با خاک انجام می‌شود. این ارتباط با طبیعت می‌تواند زمینه‌ای برای توجه انسان به آفریدگار و طراح حکیم آن باشد.

برخی دیگر از واجبات و ارزش‌های دینی نیز به نوعی در نماز حضور دارند. نمازگزار مانند کسی است که به حج می‌رود؛ کعبه و قبله محور توجه و اعمال اوست. از سوی دیگر، نمازگزار مانند مجاهدی است که در جهاد اکبر، یعنی مبارزه با نفس، قدم گذاشته است. نماز همچنین می‌تواند در مسیر امر به معروف و نهی از منکر قرار گیرد.

پاکیزگی و آراستگی نیز از ارزش‌هایی است که در نماز مورد توجه قرار گرفته است. قرآن کریم می‌فرماید:

«خُذُوا زِینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ»

یعنی هنگام حضور در مسجد، زینت و آراستگی خود را رعایت کنید.

اسلام بر پاکیزگی و نظافت تأکید دارد و سفارش می‌کند انسان با لباس پاکیزه و معطر در مسجد حاضر شود. درباره مسواک نیز بر اهمیت آن در هنگام نماز تأکید شده است و حتی سفارش شده پیش از رفتن به مسجد از خوردن سیر و پیاز خودداری شود تا بوی دهان موجب آزار دیگر نمازگزاران نشود.

وقتی مجموعه این ارزش‌ها و آموزه‌ها را در کنار یکدیگر قرار می‌دهیم، جامعیت نماز بهتر آشکار می‌شود. از همین رو اگر جوانان و دانشجویان نماز را در زندگی خود جدی بگیرند و از آن غافل نشوند، این عبادت می‌تواند در بازسازی معنوی آنان نقش مهمی داشته باشد و زمینه پرورش نسلی پاک‌سیرت، باکمال و فضیلت‌مدار را فراهم کند. نماز انسان را به سوی صراط مستقیم هدایت کرده و چراغ معنویت را در وجود او روشن می‌کند.

 نماز؛ بازدارنده از زشتی‌ها و بدی‌ها

خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:

«اتْلُ مَا أُوحِیَ إِلَیْکَ مِنَ الْکِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَىٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنکَرِ وَلَذِکْرُ اللَّهِ أَکْبَرُ وَاللَّهُ یَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ»

آنچه را از کتاب آسمانی به تو وحی شده است تلاوت کن و نماز را برپا دار؛ چراکه نماز انسان را از زشتی‌ها و منکرات بازمی‌دارد و خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است.

در این آیه، یکی از مهم‌ترین فلسفه‌های نماز بیان شده است: «إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَىٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنکَرِ»؛ نماز انسان را از فحشا و منکر دور می‌کند.

ماهیت نماز به گونه‌ای است که انسان را بارها در طول شبانه‌روز به یاد نیرومندترین عوامل بازدارنده، یعنی ایمان به مبدأ و معاد، می‌اندازد. فردی که برای نماز می‌ایستد و «الله اکبر» می‌گوید، خداوند را برتر از همه چیز می‌داند. با حمد و سپاس، نعمت‌های او را یاد می‌کند؛ رحمانیت و رحیمیت او را به زبان می‌آورد؛ روز جزا را به خاطر می‌سپارد؛ بندگی خود را اعلام می‌کند؛ از خداوند یاری می‌خواهد؛ صراط مستقیم را طلب می‌کند و از مسیر گمراهان و کسانی که مورد غضب الهی قرار گرفته‌اند، به خدا پناه می‌برد.

طبیعی است که مجموعه این معانی و مفاهیم در روح انسان حرکتی به سوی حق، پاکی و تقوا ایجاد کند.

انسان در برابر خداوند رکوع می‌کند و در برابر عظمت او سر فرود می‌آورد؛ در نتیجه خودخواهی و برتری‌طلبی او به چالش کشیده می‌شود. این مجموعه از اذکار و اعمال، موجی از معنویت در وجود انسان ایجاد می‌کند که می‌تواند همچون سدی در برابر گناه عمل کند.

نهی از فحشا و منکر نیز درجات مختلفی دارد و هر نماز به اندازه رعایت شرایط و کیفیت آن می‌تواند چنین اثری داشته باشد. «فحشا» در برخی تفسیرها به گناهان بزرگ پنهانی و «منکر» به گناهان بزرگ آشکار اشاره دارد. همچنین گفته شده است فحشا می‌تواند در اثر غلبه قوه شهویه و منکر در اثر غلبه قوه غضبیه پدید آید.

 نماز؛ وسیله پرورش فضائل اخلاقی و تکامل معنوی

نماز وسیله‌ای برای پرورش فضائل اخلاقی و رشد معنوی انسان است؛ زیرا او را از محدودیت‌های عالم ماده فراتر می‌برد و به سوی ملکوت دعوت می‌کند. انسان در نماز، بدون نیاز به واسطه، خود را در برابر خداوند می‌بیند و با او به گفت‌وگو می‌پردازد.

تکرار این ارتباط در شبانه‌روز، همراه با توجه به صفات خداوند مانند رحمانیت، رحیمیت و عظمت او و قرائت سوره‌های مختلف قرآن، می‌تواند تأثیر قابل توجهی در شکل‌گیری فضائل اخلاقی داشته باشد.

حضرت علی(علیه‌السلام) می‌فرماید:

«الصَّلَاةُ قُرْبَانُ کُلِّ تَقِیّ»

نماز وسیله تقرب هر پرهیزکاری به خداوند است.

نماز همچنین می‌تواند زندگی انسان را از نظر معنوی پاک‌سازی کند. مکان نمازگزار، لباس او، محلی که بر آن نماز می‌خواند و آبی که برای وضو و غسل به کار می‌برد، باید از غصب و تجاوز به حقوق دیگران پاک باشد.

کسی که به ظلم، تجاوز به حقوق دیگران، ربا، کم‌فروشی، رشوه‌خواری یا کسب مال حرام آلوده است، چگونه می‌تواند مقدمات نماز را به شکل شایسته فراهم کند؟ بنابراین، تکرار نماز در پنج نوبت شبانه‌روز، خود می‌تواند دعوتی مستمر به رعایت حقوق دیگران و پاکی در زندگی باشد.

نماز همچنین خودبینی و کبر را در هم می‌شکند؛ زیرا انسان خود را در برابر عظمت خداوند کوچک می‌بیند و پرده‌های غرور و خودخواهی را کنار می‌زند. خداوند ایمان را برای پاک‌سازی انسان از شرک و نماز را برای پاک‌سازی او از کبر قرار داده است.

توجه مستمر به خداوند و مداومت بر ذکر او از طریق نماز می‌تواند انسان را از معصیت دور کرده و مانع بسیاری از فسادها شود. قرآن کریم در سوره رعد می‌فرماید:

«أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»

آگاه باشید که دل‌ها با یاد خدا آرام می‌گیرند.

نماز انسان را به یاد خدا می‌اندازد، یاد خدا آرامش درونی ایجاد می‌کند و این آرامش می‌تواند انسان را به سوی بندگی و رشد معنوی سوق دهد.

نماز؛ بزرگ‌ترین عامل تربیت

نماز یک ارتباط روحی و معنوی با خداوند است و هدف آن یاد خداست. اسلام این ارتباط را در قالب مجموعه‌ای از برنامه‌های تربیتی قرار داده و برای نماز شرایط مختلفی تعیین کرده است تا نمازگزار در کنار عبادت، درس نظافت، پاکیزگی، استقلال، نظم و رعایت حقوق دیگران را نیز بیاموزد.

نماز یکی از راه‌های کنترل نفس سرکش است. انسان در طول شبانه‌روز چند بار در پیشگاه خداوند حاضر می‌شود تا غفلت از او زدوده شود و از غرق شدن در مادیات نجات پیدا کند.

نماز، ذکری است که مقدمه تفکر می‌شود و تفکر نیز می‌تواند زمینه‌ساز عمل باشد. یاد خدا در هنگام مواجهه با حلال و حرام، انسان را نسبت به انتخاب‌های خود هوشیار می‌کند. بنابراین نماز می‌تواند یکی از مهم‌ترین عوامل تربیت‌کننده انسان باشد.

 آثار و برکات نماز

در زندگی دنیا، اگر انسان با فردی بزرگ، عالم، دانشمند و قدرتمند ارتباط داشته باشد، از این ارتباط احساس افتخار می‌کند. دانشجو نیز هنگامی که به نماز می‌ایستد، با پروردگار یکتا سخن می‌گوید و از این ارتباط می‌تواند احساس عزت و افتخار کند.

از جمله آثار و برکات نماز می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱. احساس غرور و افتخار
۲. احساس عزت
۳. احساس قدرت
۴. احضار روح
۵. ولایت بر هستی

و چه افتخاری بالاتر از اینکه انسان با خالق خود سخن بگوید و خداوند کلام او را بشنود و بپذیرد؟

امام زین‌العابدین(علیه‌السلام) در مناجات خود می‌فرماید:

«إِلَهِی کَفَی بِی عِزّاً أَنْ أَکُونَ لَکَ عَبْداً»

همین افتخار مرا بس که بنده تو باشم.

اگر یک دانشجو به خداوند متصل شود، در برابر قدرت‌ها، طاغوت‌ها و مستکبران احساس قدرت خواهد کرد. واژه‌هایی مانند «الله اکبر» به انسان یادآوری می‌کنند که خداوند از همه قدرت‌ها بزرگ‌تر است و طاغوت‌ها در برابر قدرت الهی کوچک‌اند.

قرآن کریم نیز به انسان سفارش می‌کند که در سختی‌ها و مشکلات از نماز و عبادت نیرو بگیرد:

«وَاسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ»

نماز همچنین می‌تواند نشانه محبت انسان به خداوند باشد. هرکس فردی را دوست داشته باشد، تمایل دارد با او بیشتر سخن بگوید و از او فاصله نگیرد. بنابراین کسی که ادعای محبت خداوند را دارد، نمی‌تواند از گفت‌وگو و راز و نیاز با او بی‌رغبت باشد.

نماز و ارتباط با خدا

یکی از ویژگی‌های پرهیزکاران، برپا داشتن نماز است:

«یُقِیمُونَ الصَّلَاةَ»

نماز رمز ارتباط با خداوند است و مؤمنانی را که به جهان ماورای طبیعت ایمان دارند، در ارتباطی دائمی با مبدأ آفرینش قرار می‌دهد.

آنان تنها در برابر خداوند سر تعظیم فرود می‌آورند و تسلیم خالق جهان هستی هستند. از همین رو خضوع در برابر بت‌ها و تسلیم شدن در برابر جباران و ستمگران نباید در زندگی آنان جایگاهی داشته باشد.

چنین انسانی احساس می‌کند از بسیاری از مخلوقات فراتر رفته و به جایگاهی رسیده است که می‌تواند با خداوند سخن بگوید. همین ارتباط، یکی از مهم‌ترین عوامل تربیت اوست.

کسی که با خدا راز و نیاز می‌کند، اگر این ارتباط از عمق جان و با حضور قلب باشد، باید بکوشد فکر، رفتار و گفتارش نیز در مسیر خواست الهی قرار گیرد.

دانشجو هنگامی که برای نماز می‌ایستد و «الله اکبر» می‌گوید، عظمت خداوند را به یاد می‌آورد. با حضور قلب از گناه فاصله می‌گیرد، تنها از خداوند یاری می‌طلبد و در مسیر رضای او حرکت می‌کند. این توجه به خداوند می‌تواند در بازسازی معنوی و روحی او مؤثر باشد و او را از زشتی‌ها و بدی‌ها دور سازد.

تسلط بر هستی با نماز

یکی دیگر از آثار نماز، حرکت تدریجی انسان به سوی تسلط بر نفس و شناخت عمیق‌تر هستی است.

گام نخست؛ تقوا و بصیرت

قرآن کریم می‌فرماید:

«إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقَاناً»

اگر تقوای الهی پیشه کنید، خداوند برای شما قدرت تشخیص حق از باطل قرار می‌دهد.

در جای دیگری نیز می‌فرماید:

«یَجْعَلْ لَکُمْ نُوراً»

بنابراین تقوا که بندگی خدا و نماز در مسیر آن قرار دارد، می‌تواند زمینه نورانیت و بصیرت نمازگزار را فراهم کند.

گام دوم؛ افزایش هدایت

کسانی که هدایت الهی را می‌پذیرند و در مسیر حق قرار می‌گیرند، زمینه دریافت هدایت بیشتر را پیدا می‌کنند. از این رو نماز می‌تواند گامی در مسیر هدایت و بازسازی معنوی انسان باشد. نور هدایت نمازگزار متوقف نمی‌شود، بلکه در سایه تسلیم و بندگی، مسیر رشد و قرب الهی را ادامه می‌دهد.

گام سوم؛ تلاش در راه خدا

خداوند راه‌های مختلفی برای رسیدن انسان به کمال قرار داده است و می‌فرماید:

«وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا»

کسانی که در راه ما تلاش و مجاهدت کنند، آنان را به راه‌های خویش هدایت خواهیم کرد.

گام چهارم؛ خودسازی و مهار نفس

برای خودسازی و دوری از فحشا و منکر، نماز یکی از مهم‌ترین اعمال است. انسان با استمرار نماز می‌تواند بر نفس خود تسلط پیدا کند و آن را مهار کند تا گرفتار وسوسه و لغزش نشود. هنگامی که فشار نفس و وسوسه‌ها افزایش پیدا می‌کند، باز هم می‌توان از دو اهرم صبر و نماز کمک گرفت.

گام پنجم؛ حرکت به سوی کمال

انسان‌های باتقوا که وجودشان با نور الهی روشن شده است، با هر نماز می‌توانند گامی به سوی کمال بردارند.

از همین رو نماز تکرار نیست؛ معراج است.

نماز، بالا رفتن از نردبان کمال و عمیق‌تر شدن معرفت و ایمان است. نمازگزار نباید اجازه دهد عمرش به چراگاهی برای شیطان تبدیل شود و زندگی او در مسیر وسوسه‌ها و لغزش‌ها از بین برود.

سیمای نماز

نماز برنامه‌ای برای هر صبح و شام است. اگر یک دانشجو روز خود را با نام و یاد خدا آغاز کند، این ارتباط می‌تواند در روحیات و رفتار او اثرگذار باشد.

نماز در سفر و وطن، در فقر و غنا، این پیام را به انسان منتقل می‌کند که در هر شرایطی که قرار دارد، باید مطیع خداوند باشد و نه غیر او.

نماز می‌تواند به عنوان ایدئولوژی و برنامه عبادی مسلمانان، موجب استحکام ارزش‌ها و جلوگیری از فروپاشی شخصیت افراد و اعضای جامعه شود.

اذان نماز، ندای توحید و یکتاپرستی است که مسلمانان پراکنده را در یک صف و زیر یک پرچم فرا می‌خواند و آنان را پشت سر امام جماعت قرار می‌دهد.

نماز هم امر به معروف است و هم نهی از منکر.

نمازگزار هر روز در اذان و اقامه می‌شنود:

«حَیَّ عَلَى الصَّلَاةِ، حَیَّ عَلَى الْفَلَاحِ، حَیَّ عَلَى خَیْرِ الْعَمَلِ»

این دعوت به نماز، رستگاری و بهترین عمل، انسان را به سوی معنویت و کمال فرا می‌خواند.

نماز، خروج از خود و پرواز به سوی خداست.

امام خمینی(ره) هجرت از خانه دل به سوی خداوند را یکی از مصادیق هجرت دانسته و هجرت از خودپسندی، خودخواهی و خودبینی به سوی معنویات را از بزرگ‌ترین هجرت‌ها معرفی کرده است.

بر این اساس، نماز در میان عبادات جایگاهی ویژه دارد و می‌توان آن را همچون اسم اعظم الهی و در میان عبادات، همانند انسان کامل در میان انسان‌ها دانست. در نماز، عزت رب و ذلت عبد در برابر یکدیگر قرار می‌گیرد؛ دو جایگاهی که انسان را به حقیقت بندگی نزدیک می‌کند.

نماز نشانه مسلمانی است و بی‌توجهی به آن، بی‌توجهی به یکی از مهم‌ترین ارکان دین به شمار می‌رود.

انسان نمازگزار و پیوسته با خداوند می‌تواند از آثار مادی و معنوی نماز بهره‌مند شود. این نوع نگاه به نماز، روح انسان را از بخل و حسد پاک می‌کند و می‌تواند جامعه‌ای مبتنی بر تعاون و همکاری شکل دهد؛ جامعه‌ای که در آن انسان مانند خورشید، بدون انتظار پاداش، نور و خیر خود را به دیگران می‌رساند.

با اقامه نماز و توجه جدی به آن، دانشگاهیان و دیگر اقشار جامعه می‌توانند در آموزشگاه بزرگ انسانیت، برای پیشرفت انسان در مسیر کمال گام بردارند. چه بسا همین نقش معنوی نماز باشد که زمینه بازسازی انسان را فراهم می‌کند.

گفته شده است که ابوعلی سینا، دانشمند بزرگ، هرگاه نماز می‌گزارد، آرامش می‌یافت و مشکلات خود را آسان‌تر حل می‌کرد.

نماز وسیله تقرب هر پرهیزکاری به خداوند است. پس شایسته است که انسان هیچ‌گاه از نماز و ارتباط با پروردگار خویش غافل نشود.

امید است این نوشتار در تبیین جایگاه نماز و آثار و برکات آن مفید واقع شود و زمینه توجه بیشتر به این فریضه الهی را فراهم آورد. از درگاه خداوند متعال، دوام توفیق و خدمتگزاری به اسلام و احکام اسلامی را برای عالمان و همه بندگان خداوند مسئلت می‌کنیم.

پی‌نوشت‌ها:

۱. سوره بقره، آیه ۴۵.
۲. سوره اعراف، آیه ۳۱.
۳. تفسیر نمونه، ج ۱۶، ص ۲۸۳.
۴. نهج‌البلاغه، کلمات قصار، جمله ۱۳۶.
۵. نهج‌البلاغه، کلمات قصار، جمله ۲۵۲.
۶. نهج‌البلاغه، کلمات قصار، جمله ۲۵۲.
۷. وسائل‌الشیعه، ج ۳، ص ۴.
۸. بحارالانوار، ج ۸۲، ص ۲۰۰.
۹. بحارالانوار، ج ۷۷، ص ۴۰۲.
۱۰. سوره بقره، آیه ۴۵.
۱۱. تفسیر نمونه، ج ۹، ص ۲۷۶.
۱۲. سوره انفال، آیه ۲۹.
۱۳. سوره حدید، آیه ۲۸.
۱۴. سوره عنکبوت، آیه ۶۹.
۱۵. اسرار الصلوه، ص ۱۲.