امانتداری؛ جایی که تقوی، عقل و اخلاق هم‌دست می‌شوند

امانت‌داری فقط یک عمل بیرونی نیست؛ ریشه در رشد عقلی دارد. هم کسی که مالش را می‌سپارد و هم کسی که آن را می‌پذیرد، باید «رشید» باشند؛ یعنی دارای عقل و توانایی تشخیص مسئولیت باشند.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در دنیایی که اعتماد کم‌کم به کالایی نادر تبدیل شده، اسلام هزاران سال پیش، «امانت» را یک پیمان میان انسان و خدا تعریف کرد. امانت، آنچه در دست توست ولی مال تو نیست؛ آنچه اگر گم کنی، گناهش سنگین‌تر از غصب است؛ آنچه اگر نگه‌داری‌اش ناقص باشد، به غصب تبدیل می‌شود.

مراجع عظام تقلید، در فتواهای ظریف و پرمعنایشان، نه تنها چگونگی برخورد با یک جزوه گم‌شده یا یک لباس امانتی را آموزش داده‌اند، بلکه ما را به آینه‌ای از وفاداری، عقل، تقوی و احترام به حق دیگران دعوت کرده‌اند. چون در اسلام، امانت، آزمونی از انسانیت است.

برگرداندنِ حق، حتی اگر صاحبش نامعلوم باشد 

گاهی یک جزوه درسی، یک کتاب، یا حتی یک وسیله کوچک، به دست ما می‌افتد بدون اینکه بدانیم صاحبش کیست. شاید این امانت، در دانشگاه، محل کار یا خیابان گم شده باشد. اما وظیفه ما ساده نیست: فقط نگه‌داشتن آن کافی نیست!

طبق رهنمود آیت‌الله خامنه‌ای، باید با هر زحمتی سعی کنیم آن را به صاحبش بازگردانیم. و اگر واقعاً راهی برای پیدا کردن او نداشت، با اذن حاکم شرع، ارزش آن را به عنوان صدقه به فقیری بدهیم؛ نه به نام خودمان، بلکه به نام صاحب آن. این، احترام به مال دیگری است، حتی وقتی به او دسترسی نداریم!

زیرا از آیت‌الله العظمی خامنه‌ای سؤال شد که: اگر کسی در دوران دانشگاه جزوه‌ای را از دوست خود بگیرد، ولی آدرسی از او برای برگرداندن جزوه نداشته باشد، تکلیف چیست؟

پاسخ آیت‌الله خامنه‌ای این است: «لازم است به هر نحو ممکن جزوه را به صاحبش برگردانید؛ ولى اگر از پیدا کردن صاحب آن مأیوس هستید، قیمت آن را با اذن حاکم شرع از طرف صاحبش به فقیر صدقه بدهید.»

امانت به غصب کشیده نشود

امانت مثل نفسی زنده است: هر لحظه که مالک بخواهد آن را بازپس گیرد، حقِّ او است. نه روز بعد، نه فردا، همان لحظه! و اگر کسی که امانت را دارد، با وجود اینکه می‌تواند آن را برگرداند، امتناع کند، دیگر نگه‌دارنده امانت نیست، بلکه غاصب است! چرا؟ چون بدون رضایت مالک، مال او را در اختیار دارد. این نکته ظریف، نشان می‌دهد که امانت‌داری فقط یک وظیفه مالی نیست، بلکه احترام به حقِّ دیگری است، حتی در کوچک‌ترین لحظه.

آیت‌الله بهجت (ره) در این باره فرموده است: «امانت‌گذار هر وقت بخواهد می‌تواند امانت را پس بگیرد و همچنین امانتدار، هر وقت بخواهد می‌تواند امانت را به صاحبش برگرداند؛ و اگر مالک امانت را طلب کند و امانتدار با این که رد امانت برایش ممکن است امانت را ندهد، ضامن است و بعد از آن حکم غصب را پیدا می‌کند، زیرا بدون رضایت مالک نزد او می‌ماند.»

بدون توافقِ قلبی، امانت، امانت نیست! 

امانت مثل یک پیمان نامرئی است. کافی نیست فقط چیزی را به دست دیگری بدهیم و بگوییم «نگه دار». باید هر دو طرف، هم کسی که می‌دهد و هم کسی که می‌گیرد، بدانند که این کار با قصد امانت است، نه قرض، نه هدیه، نه استفاده موقت. گاهی با یک نگاه یا یک حرکت ساده، این توافق شکل می‌گیرد. اما این توافق درونی است که مسئولیتِ امانت‌داری را متولد می‌کند. بدون آن، حتی اگر وسیله‌ای دست دیگری باشد، فقها آن را امانت نمی‌شمارند.

آیت‌الله مکارم شیرازی در این باره نوشته است: «ودیعه آن است که انسان، مال خود را به دیگری به عنوان امانت و به منظور حفظ و نگهداری بسپارد. هرگاه این مطلب را با صیغه لفظی بگوید، یا بدون اینکه صیغه‌ای بخواند به شخص امانتدار بفهماند که مال را برای نگهداری به او می‌دهد و او هم به همین قصد بگیرد، باید به احکام ودیعه و امانت عمل نماید.»

کوتاهی در نگهداری امانت

امانت‌داری یعنی محافظت هوشمندانه. نه فقط نگه‌داشتن، بلکه نگه‌داشتن در جای مطمئن! اگر لباسی را به تو بسپارند و تو آن را در جایی قرار بدهی که ممکن است دزدیده شود یا آن را بپوشی (بدون اجازه!) یا از خودوری امانتی سواری کنی، این‌ها تفاوتی با غصب ندارند. به‌ویژه اگر چیزی از بین برود. در چنین حالتی، باید عین آن را یا ارزشش را به صاحبش بازگردانی. چرا؟ چون امانت، اعتماد است؛ و شکستن اعتماد باید جبران شود.

نظر آیت‌الله سیستانی این است که: «اگر امانت‌گیرنده در نگهداری امانت کوتاهی کند، مثلاً آن را در جایی بگذارد که مأمون از آن نباشد که ظالمی بفهمد و آن را ببرد، یا تعدی کند مثلاً لباس را بپوشد یا حیوان را سوار شود، چنانچه تلف شود، باید عوض آن را به صاحبش بدهد.»

امانت، نیازمند رشد عقلی است

امانت‌داری فقط یک عمل بیرونی نیست؛ ریشه در رشد عقلی دارد. هم کسی که مالش را می‌سپارد و هم کسی که آن را می‌پذیرد، باید «رشید» باشند؛ یعنی دارای عقل و توانایی تشخیص مسئولیت باشند. پس اگر کودکی یا کسی که نمی‌تواند تشخیص درست بدهد (مثل دیوانه)، مالی را دریافت کند و آن از بین برود، هیچ‌یک ضامن نیستند؛ حتی والی آن کودک! چرا؟ چون امانت، باری است که فقط شأن عاقل و مسئولیت‌پذیر را می‌داند. این، احترام به جایگاه عقل در دین ماست.

به همین دلیل است که آیت‌الله مظاهری معتقد است که: «امانتدار و کسى که مال را امانت مى‏گذارد، باید هر دو رشید باشند. پس اگر مال خود را به بچه یا دیوانه به‌طور امانت بدهد و آن مال تلف شود، بچه یا دیوانه یا ولى آنها ضامن نیست.»