مبلغ – محمد عارف معزی: همزمان با سالروز ولادت امام حسن عسکری(ع)، بررسی سیره ایشان در یکی از دشوارترین دورههای تاریخ تشیع، از شیوه مدیریت جامعه شیعه در شرایط فشار و محدودیت حکایت دارد. در دوران امامت امام حسن عسکری(ع)، نظارت شدید حکومت عباسی ارتباط مستقیم ایشان با شیعیان را محدود کرده بود، اما شبکه وکالت و نامهنگاری به ابزارهایی برای حفظ ارتباط، انتقال پیامها و ساماندهی جامعه شیعه تبدیل شد.
در این الگو، تقیه به معنای انفعال و کنار کشیدن از اهداف نبود، بلکه تغییر شیوه فعالیت برای حفظ نیروها و تداوم حرکت دینی محسوب میشد. امام(ع) در کنار حفظ انسجام جامعه شیعه، نسبت به انحرافات اعتقادی نیز مرزبندی داشتند و از تبیین آموزههای صحیح و پاسخ به شبهات غفلت نمیکردند. این سیره بر اهمیت عقلانیت، حفظ ارتباط اجتماعی، تربیت نیرو و ایجاد شبکههای پایدار در شرایط بحرانی تأکید دارد.
در همین راستا، حجت الاسلام مجید محمدی، مدیر مرکز فقهی امام علی علیهالسلام و استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در فیضیه در گفتگو با پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، به بررسی این موارد پرداخته است.
در ادامه مشروح گفتگوی حجت الاسلام محمدی با مبلغ را میخوانید؛
*** دوران امامت امام حسن عسکری(ع) در شرایطی سپری شد که حکومت عباسی نظارت و محدودیت شدیدی بر ایشان و پیروانشان اعمال میکرد. این شرایط چه ویژگیهایی داشت و چرا حکومت عباسی نسبت به امام یازدهم حساسیت ویژهای نشان میداد؟
دوران امامت امام حسن عسکری(ع) یکی از سختترین دورههای زندگی ائمه شیعه بود. وجه نامگذاری ایشان به «عسکری» نیز به همین مسئله بازمیگردد؛ چراکه ایشان بهاجبار در میان خانههای نظامیان و در محیط نظامی سامرا سکونت داده شدند.
یکی از مهمترین ویژگیهای دوران حضرت، اقامت اجباری در سامرا بود. امام حسن عسکری(ع) به دستور حکومت عباسی در سامرا تحت نظر قرار داشتند و در میان نظامیان محصور بودند.
ویژگی دوم این دوره، نظارت شدید امنیتی بود. رفتوآمدها، ملاقاتها و ارتباطات امام(ع) با شیعیان کنترل میشد و حکومت بر فعالیتهای اجتماعی و سیاسی ایشان نظارت داشت. امام(ع) برای ارتباط با پیروان خود از نمایندگان و وکلا استفاده میکردند و در مواردی نیز از طریق نامهنگاری و ارتباطات غیرمستقیم امور را پیش میبردند.
ویژگی سوم، فشار اقتصادی و اجتماعی بر شیعیان بود. حکومت عباسی تلاش میکرد شبکه پیروان امام را شناسایی و کنترل کند و ارتباط آنان با حضرت را محدود سازد. از نظر اقتصادی نیز حکومت اجازه نمیداد وجوهات بهصورت آزادانه در اختیار امام قرار گیرد. به همین دلیل، شیعیان عمدتاً وجوهات خود را به وکلای حضرت میپرداختند و در مواردی نیز با سختی و مشقت آن را به امام(ع) میرساندند.
علت حساسیت عباسیان نسبت به امام حسن عسکری(ع) نیز اعتقاد گسترده شیعیان به استمرار امامت در نسل ایشان و مسئله تولد امام مهدی(عج) بود. عباسیان از این مسئله آگاهی داشتند و به همین دلیل، امام یازدهم(ع) را بهشدت زیر نظر قرار داده بودند.
از سوی دیگر، امام حسن عسکری(ع) با وجود تمام این محدودیتها، شبکه وکالت و ارتباط سازمانیافتهای با شیعیان داشتند. بنابراین، حکومت عباسی صرفاً با یک شخصیت علمی و دینی مواجه نبود، بلکه با رهبری روبهرو بود که میتوانست پیروان خود را در نقاط مختلف سرزمین اسلامی هدایت کند.
*** امام حسن عسکری(ع) در چنین فضای امنیتی و محدودی چگونه ارتباط خود را با جامعه شیعه حفظ میکردند؟ شبکه وکالت، نامهنگاریها و ارتباط با نمایندگان امام چه نقشی در اداره و انسجام جامعه شیعه داشت؟
امام حسن عسکری(ع) در شرایطی که ارتباط مستقیم ایشان با شیعیان بهشدت محدود بود، یک شبکه ارتباطی و مدیریتی نسبتاً منسجم را فعال نگه داشتند که مهمترین بخش آن، شبکه وکالت بود. این شبکه را میتوان یکی از عوامل مهم حفظ انسجام جامعه شیعه در دوران فشار عباسی دانست.
امام(ع) در شهرها و مناطق مختلف، افرادی مورد اعتماد را بهعنوان وکیل و نماینده داشتند. شیعیان مسائل خود را از طریق این افراد به امام منتقل میکردند و پاسخ میگرفتند. این وکلا در موضوعات مختلفی نقش داشتند؛ از جمله دریافت و انتقال وجوه شرعی، پاسخگویی به پرسشهای دینی، انتقال دستورها و پیامهای امام، حل برخی مسائل اجتماعی و مالی شیعیان و برقراری ارتباط میان امام و شیعیان در مناطق مختلف.
بنابراین، اگر حکومت عباسی امکان ارتباط مستقیم امام با صدها یا هزاران نفر را از بین میبرد، شبکه وکالت این ارتباط را بهصورت غیرمستقیم حفظ میکرد و اجازه نمیداد ارتباط میان امام و جامعه شیعه بهطور کامل قطع شود.
علاوه بر شبکه وکالت، نامهنگاری نیز ارتباطی امنتر و گستردهتر بود. نامهها یکی از ابزارهای مهم ارتباط امام حسن عسکری(ع) با شیعیان بودند. امام(ع) از طریق نامه به پرسشهای اعتقادی و فقهی پاسخ میدادند و در برخی موارد، شیعیان را نسبت به مسائل مهم جامعه شیعه راهنمایی میکردند.
اهمیت نامهنگاری فقط در انتقال یک پاسخ فقهی یا اعتقادی نبود؛ بلکه این نامهها به شیعیان نشان میداد که رابطه آنان با امام همچنان برقرار است و آنها میتوانند در مسائل مختلف به رهبری دینی خود مراجعه کنند.
*** یکی از مفاهیم مهم در سیره امامان، «تقیه» است. در سیره امام حسن عسکری(ع)، تقیه صرفاً به معنای حفظ جان بود یا میتوان آن را نوعی راهبرد برای حفظ تشکیلات و تداوم حیات اجتماعی شیعه نیز دانست؟ مرز تقیه با انفعال و سکوت در برابر شرایط سیاسی چیست؟
در سیره امام حسن عسکری(ع)، تقیه فقط برای حفظ جان نبود؛ بلکه راهبردی برای حفظ امام، یاران، شبکه وکالت و تداوم حیات اجتماعی شیعه در شرایط فشار حکومت عباسی بود.
امام(ع) با محدود کردن ارتباطات آشکار و استفاده از وکلا، نامهنگاری و ارتباطات غیرمستقیم، شیوه فعالیت خود را تغییر دادند، نه اینکه فعالیت را متوقف کنند.
تفاوت تقیه با انفعال نیز دقیقاً در همینجاست. تقیه در حقیقت به معنای کاهش خطر و تغییر شیوه عمل برای حفظ اهداف است، در حالی که انفعال به معنای کنار کشیدن و رها کردن اهداف به بهانه شرایط خاص است.
بنابراین، تقیه به معنای سکوت مطلق یا تأیید شرایط سیاسی نیست؛ بلکه میتواند اقدامی حسابشده برای حفظ نیروها و استمرار حرکت دینی باشد؛ رویکردی که امام حسن عسکری(ع) آن را بهخوبی دنبال کردند.
*** با وجود محدودیتهای شدید، امام حسن عسکری(ع) تنها به حفظ جامعه شیعه اکتفا نکردند و در برابر انحرافات اعتقادی و جریانهای داخلی نیز موضع داشتند. چگونه میتوان میان «حفظ انسجام جامعه» و «مقابله با انحراف» در چنین شرایطی تعادل برقرار کرد؟
در سیره امام حسن عسکری(ع)، حفظ انسجام جامعه شیعه به معنای چشمپوشی از انحرافات نبود؛ بلکه این دو مسئله در کنار یکدیگر دنبال میشدند. در قبال اصل جامعه شیعه، تأکید بر وحدت، ارتباط با پیروان و حفظ شبکه وکالت قرار داشت.
در برابر انحرافات اعتقادی نیز امام(ع) بر تبیین آموزههای صحیح، پاسخگویی به شبهات و مرزبندی با جریانهای منحرف تأکید داشتند.
در شیوه برخورد نیز مقابله با انحراف باید بهگونهای انجام میشد که اصل جامعه و نیروهای آن در معرض فروپاشی یا سرکوب قرار نگیرند. در نهایت، حفظ انسجام همراه با مرزبندی اعتقادی، راهبرد امام حسن عسکری(ع) بود.
*** اگر تجربه امام حسن عسکری(ع) را از یک تجربه تاریخی فراتر ببریم، مهمترین درس آن برای یک جامعه دینی در شرایط فشار و محدودیت چیست؟ آیا میتوان از سیره ایشان الگویی برای حفظ هویت دینی، ارتباط اجتماعی و عقلانیت سیاسی در شرایط بحرانی استخراج کرد؟
بله؛ میتوان از سیره امام حسن عسکری(ع) با توجه به تفاوت شرایط تاریخی آن روز با امروز، چند نکته مهم را برداشت کرد.
نخست، حفظ هویت اصیل دینی بدون ماجراجویی: در شرایط فشار، حفظ اصول دینی ضروری است، اما شیوه عمل باید متناسب با شرایط و خطرها باشد و نباید به نابودی شیعیان منجر شود.
دوم، حفظ ارتباط اجتماعی: محدودیت نباید به قطع ارتباط با جامعه منتهی شود. شبکه وکالت، نامهنگاری و ارتباطات غیرمستقیم نشان میدهد که میتوان شیوه ارتباط را تغییر داد، نه اینکه اصل ارتباط را کنار گذاشت.
سوم، عقلانیت در تصمیمگیری: هر اقدامی باید هزینه، پیامد و ظرفیتهای موجود را در نظر بگیرد. شجاعت دینی با محاسبه نکردن تفاوت دارد.
چهارم، مرزبندی همراه با انسجام: حفظ وحدت جامعه نباید به معنای پذیرش انحراف باشد؛ همانگونه که مقابله با انحراف نیز نباید موجب فروپاشی جامعه شود. بنابراین، در عین حفظ انسجام، نقدهای سازنده نیز باید نسبت به مشربهای گوناگون مطرح شود تا حقیقت روشن شود.
پنجم، تربیت و سازماندهی نیروها: در شرایط بحرانی، حفظ نیروهای انسانی، اعتمادسازی و ایجاد شبکههای پایدار اهمیت ویژهای دارد.