به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، آیتاللهالعظمی جوادی آملی با نقل این خاطره، از مرتبهای ظریف از اخلاق اسلامی پرده برمیدارد؛ جایی که رعایت کرامت انسانها، حتی در جزئیترین رفتارهای روزمره، اهمیت پیدا میکند.
وقتی یک رفتار ساده میتواند دل شکستهای را بیازارد
در اخلاق اسلامی، رعایت حرمت انسانها تنها به پرهیز از توهین، آزار یا تضییع حقوق دیگران محدود نمیشود. گاهی انسان باید از رفتاری که در شرایط عادی کاملاً طبیعی به نظر میرسد، صرفنظر کند؛ زیرا ممکن است همان رفتار در موقعیتی خاص، احساس محرومیت یا اندوه را در دل دیگری زنده کند.
این توجه به عواطف انسانی، بهویژه در برخورد با یتیمان، نیازمندان و افراد داغدیده، جلوهای مهم از اخلاق اجتماعی اسلام است. انسانی که به کرامت دیگران توجه دارد، تنها به نیت خود نمیاندیشد، بلکه میکوشد پیامد رفتار خویش را نیز بر روح و روان اطرافیان در نظر بگیرد.
آیتاللهالعظمی جوادی آملی در توضیح این اصل اخلاقی میگوید:
«چرا گفتند کنار بچههای یتیم فرزندانتان را نوازش نکنید، این برای اینکه عاطفه او مجروح میشود؛ خب کنار افراد ضعیف هم انسان تظاهر به ثروت بکند همین است.»
این سخن بر حقیقتی ظریف تأکید میکند: گاهی آنچه برای یک نفر مایه شادی یا امری عادی است، ممکن است برای دیگری یادآور فقدان، محرومیت یا رنجی عمیق باشد. ازاینرو، رعایت کرامت انسانی مستلزم آن است که افراد، شرایط روحی و عاطفی دیگران را در رفتارهای روزمره خود نادیده نگیرند.
حکایت استاد حوزهای که برای حفظ دل یک پدر، فرزندش را همراه نبرد
آیتاللهالعظمی جوادی آملی در ادامه این بحث، خاطرهای از یکی از استادان خود نقل میکند که نمونهای تأملبرانگیز از رعایت حرمت انسانهاست.
به گفته وی، یکی از علمای بزرگ، پسری فاضل و سید داشت که در جوانی از دنیا رفت. یکی از استادان آیتالله جوادی آملی تصمیم گرفت برای عرض تسلیت به دیدار این پدر داغدیده برود. او با وجود اینکه خود فرزند داشت، برای این دیدار یکی از دوستانش را همراه خود کرد.
پس از پایان دیدار و بازگشت از خانه آن عالم، استاد دلیل انتخاب همراه خود را توضیح داد؛ دلیلی که نشان میداد او حتی به تأثیر حضور فرزندش بر احساسات پدری که جوان خود را از دست داده بود، فکر کرده است.
آیتاللهالعظمی جوادی آملی این بخش از خاطره را چنین نقل میکند:
«گفتند میدانید من چرا شما را به همراه بردم با اینکه پسر داشتم میتوانستم او را ببرم، برای اینکه من اگر با پسر خودم میرفتم آنجا این پیرمرد قلبش جریحهدار میشد من نخواستم قلب او جریحهدار بشود با پسر خودم نرفتم…»
اهمیت این رفتار در آن است که استاد، نه به دلیل وجود منع ظاهری، بلکه از سر توجه به وضعیت عاطفی فردی دیگر، از همراه بردن فرزندش صرفنظر کرد. او میدانست دیدن پدری که در کنار فرزندش قرار دارد، ممکن است برای مردی که بهتازگی فرزند خود را از دست داده است، یادآور جای خالی او باشد.
این تصمیم کوچک، جلوهای از همدلی عمیق و اخلاقی است که در آن، انسان پیش از هر اقدامی از خود میپرسد: آیا رفتار من ممکن است رنج دیگری را بیشتر کند؟
کرامت انسانی فقط به نیت خوب نیست
یکی از پیامهای مهم این حکایت آن است که نیت خیر، بهتنهایی برای رعایت کامل اخلاق کافی نیست. ممکن است فردی بدون هیچ قصدی برای آزار دیگران، رفتاری انجام دهد که در موقعیت خاصی موجب ناراحتی آنان شود. توجه به شرایط مخاطب و پیشبینی پیامدهای عاطفی رفتار، بخشی از مسئولیت اخلاقی انسان است.
همین اصل را میتوان در برخورد با افراد کمبرخوردار نیز مشاهده کرد. به رخ کشیدن ثروت در برابر نیازمندان، برجسته کردن برخورداریهای شخصی در حضور محرومان یا بیتوجهی به شرایط روحی یک فرد داغدیده، ممکن است احساس رنج و محرومیت را در او تشدید کند؛ حتی اگر گوینده یا انجامدهنده چنین رفتاری قصد آزار نداشته باشد.
در مقابل، کسی که کرامت انسانها را پاس میدارد، میکوشد شادی، برخورداری و موفقیت خود را به شکلی ابراز کند که به تحقیر یا رنجش دیگران نینجامد. چنین رویکردی به معنای پنهان کردن همه نعمتها نیست، بلکه نشاندهنده درک موقعیت دیگران و پرهیز از رفتارهای بیملاحظه است.
درس اخلاقی سیره علما برای زندگی امروز
حکایتی که آیتاللهالعظمی جوادی آملی در تاریخ ۱۵ آبان ۱۳۹۱ نقل کرده، یادآور این نکته است که اخلاق در جزئیات زندگی روزمره معنا پیدا میکند. گاهی یک تصمیم ساده، بیش از سخنان طولانی درباره مهربانی و همدلی، عمق توجه انسان به دیگران را نشان میدهد.
رعایت کرامت انسانی ممکن است در خودداری از یک رفتار، انتخاب کلمات مناسب، توجه به شرایط یک فرد محروم یا پرهیز از زنده کردن خاطرهای دردناک جلوه پیدا کند. این همان مرتبهای از اخلاق است که در آن، انسان نهتنها از آسیب رساندن عمدی به دیگران پرهیز میکند، بلکه برای جلوگیری از رنج ناخواسته آنان نیز میکوشد.
شاید یکی از مهمترین درسهای این حکایت همین باشد: بزرگی انسان فقط به کارهایی نیست که برای دیگران انجام میدهد؛ گاهی در کارهایی آشکار میشود که برای شکسته نشدن دل یک انسان، آگاهانه از انجام دادنشان صرفنظر میکند.
منبع:حوزه