مبلغ – سرویس معارف: یکی از پارادکسهای عمیق زیستشناختی و اجتماعی در جهان معاصر، همزیستی ارتباطات فشرده دیجیتال با تنهایی استخوانسوز انسان است. فرد در آپارتمانهای محصور شهری، پشت صفحههای شیشهای تلفن همراه و میان هزاران پیام، لایک و دنبالکننده مجازی، ناگهان در ساعات پایانی شب با خلوتی روبهرو میشود که مملو از احساس انزوا، پوچی و بیپناهی است. این تنهایی مدرن تنها به معنای دوری از دیگران نیست، بلکه ناشی از احساس بریدهشدن از مبدأ هستی و فراموششدن در غبار بیکران کائنات است. انسانی که خلوت را تهی از هرگونه معنا و ناظر هوشمند میپندارد، دچار دو آسیب روانی و اخلاقی متضاد میشود: از یک سو در تنهایی خود با بحران بیمعنایی، اضطراب و هراس از جدایی دستوپنجه نرم میکند و از سوی دیگر، به دلیل غفلت از ناظر غیبی، خویشتن را در برابر لغزشهای اخلاقی و رفتارهایی که در انظار عمومی پنهان میدارد، رها میبیند. در چنین شرایطی، بازخوانی آموزههای کلامی و قرآنی درباره نحوه حضور خداوند در خلوت انسان، نه یک بحث انتزاعی علمی، بلکه نیازی حیاتی برای بازسازی هویت روانی و اخلاقی بشر به شمار میآید.
در میان آیات متعدد قرآن کریم که به موضوع علم و احاطه الهی میپردازند، آیه چهارم سوره مبارکه حدید جایگاهی بس ممتاز و محوری دارد؛ آنجا که پروردگار متعال میفرماید: هُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِی سِتَّهِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ یَعْلَمُ مَا یَلِجُ فِی الْأَرْضِ وَمَا یَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا یَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا یَعْرُجُ فِیهَا وَهُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنْتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ. عبارت کوتاه و تکاندهنده وَهُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنْتُمْ (و او با شماست هر کجا که باشید) کانون معارف کلامی درباره معیت الهی است. برای درک درست این آیه و رهایی از برداشتهای قشری یا حلولی، باید به متون اصیل تفسیری و مکتب متکلمان و مفسران شیعه رجوع کرد. متکلمان برجسته همواره هوشیار بودهاند که عبارت معیت را به معیت مکانی یا زمانی ترجمه نکنند؛ زیرا مکان و زمان از ویژگیهای ماده و موجودات محدود است و خداوند متعال برتر از آن است که در ظرف مکان بگنجد یا زمانی بر او سپری شود.
علامه طباطبایی در تفسیر شریف المیزان، در ذیل این آیه شریفه به تبیین دقیق این معیت میپردازد و آن را معیت قیومیه مینامد. از دیدگاه علامه، همراهی خداوند با بندگان به معنای آن نیست که خدا در کنار اشیا قرار گرفتن آیه شریفه به تبیین دقیق این معیت میپردازد و آن را معیت قیومیه مینامد. از دیدگاه علامه، همراهی خداوند با بندگان به معنای آن نیست که خدا در کنار اشیا قرار گرفته یا با آنها ترکیب شده است، بلکه به این معناست که وجود همه اش تمام ذرات هستی، وابسته و قائم به وجود اوست. خداوند بر همه چیز احاطه وجودی دارد و هیچ موجودی در هیچ نقطه از عالم، حتی در پنهانترین زوایای خلوت خویش، نمیتواند لحظهای از احاطه وجودی و فیض دائم الهی مستقل بهای پنهان دل و خطورات ذهنیتان در محضر علم و حضور حتمی او قرار دارد. این معیت، همراهی خالق با مخلوق و قیوم با قائم است که هیچ حجابی توان گسستن آن را ندارد.
مرحوم شیخ طبرسی نیز در تفسیر مجمعالبیان با استناد به روایات اهل بیت علیهم السلام، مفهوم معیت را به احاطه علمی و تدبیری تفسیر میکند. او توضیح میدهد که جمله وَهُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنْتُمْ یعنی خداوند به احوال شما، نیازمندیهایتان، اعمال پنهان و آشکارتان و خطورات قلبیتان آگاه است و هیچ مکان یا زمانی شما را از سیطره علمی او بیرون نمیبرد. در واقع، خلوت برای انسان به معنای پنهان شدن از دیدرس سایر انسانهاست، اما در منطق قرآن، خلوت مطلقی در برابر خدا وجود ندارد. انسان در اتاقهای بسته، تاریکی شب، یا در اعماق ذهن خویش تنها از چشم همنوعان خود غایب است، ولی دقیقاً در همان لحظه، در آغوش حضور نامتناهی پروردگار قرار دارد.
برای ملموستر شدن این حقیقت کلامی در زیست روزمره، میتوان به رفتار انسانها در مواجهه با ناظرهای گوناگون نگریست. فرض کنید فردی در حال رانندگی در یک جاده خلوت است؛ اگر او بداند دوربینهای هوشمند یا ناظری دقیق تمام سرعت و حرکات او را ثبت میکنند، رفتاری کاملاً متفاوت از زمانی نشان میدهد که گمان کند هیچکس ندگی در یک جاده خلوت است؛ اگر او بداند دوربینهای هوشمند یا ناظری دقیق تمام سرعت و حرکات او را ثبت میکنند، رفتاری کاملاً متفاوت از زمانی نشان میدهد که گمان کند هیچکس او را نمیبیند. یا نوجوانی را تصور کنید که در خلوت اتاق خود مشغول فعالیت اسود هستند، اما نگاه خداوند نگاهی از سر لطف، تدبیر، آگاهی مطلق و پرورش است. آگاهی به این حقیقت که هُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنْتُمْ انسان را از یک سو دچار خشیت اخلاقی و حیا میکند وست. آگاهی به این حقیقت که هُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنْتُمْ انسان را از یک سو دچار خشیت اخلاقی و حیا میکند و از سوی دیگر به او آرامشی بینظیر میبخشد.
این موضوع در روایات معصومین علیهم السلام به عنوان یکی از ع حقیقت ایمان فرمودند: برترین ایمان این است که بدانی خداوند هر جا که هستی با توست. همچنین امیرالمؤمنین علیه السلام در غررالحکم بیداری قطعی انسان را در گرو درک این معیت میدانند و میفرمایند: عجیبن علیه السلام در غررالحکم بیداری قطعی انسان را در گرو درک این معیت میدانند و میفرمایند: عجیب است حال کسی که میداند خدا با اوست و او را میبیند، اما چگونه در انجام لحظات زندگی، به ویژه در لحظات خلوت و انزوا، دل خود را به این واقعیت سپارد که در محضر خداست و از حیا و احترام این حضور غفلت نورزد.
آیتالله مکارم شیرازی در تفسیر نمونه با تشریح آیه مورد بحث، به پیامدهای تربیتی و روانی علم مطلق خدا اشاره میکند. او مینویسد که اعتقاد راسخ به معیت الهی، نیرومندترین ضامن اجرای اخلاق در درون انسان است. قوانین بشری و نظارتهای ساختاری تا زمانی کارایی دارند که انسان در معرض دید جامعه باشد، اما در خلوتهایی که دست قانون از آن کوتاه است، چه چیزی مانع از طغیان شهوات، سوءاستفاده، تهمتهای پنهانی یا خیانت در امانت میشود؟ تنها باوری که میتواند در عمیقترین تاریکیها و دورافتادهترین نقطهها انسان را کنترل کند، همین یقین به حضور معیت قیومیه الهی است. وقتی انسان بداند نجواهای پنهانی او، پیامهای خصوصیش در فضای مجازی، و حتی نیتهای ناگفتهاش نزد خدا روشنتر از نور روز است، حس مسئولیتپذیری اخلاقی در روح او ملکه میشود.
با این حال، روی دیگر این سکه که بسیار اهمیت دارد و در عصر انزوای بشر باید برجسته شود، بعد آرامشبخش و امیدبخش معیت الهی است. نباید تصویر معیت الهی را تنها به یک سیستم نظارتی سختگیرانه برای جریمه کردن انسان تقلیل داد. خدا ناظری مهربان، پشتیبانی بینهایت و پناهگاهی همیشگی است. انسان معاصر گاهی در فشار مشکلات معیشتی، شکافهای عاطفی، شکستهای شغلی یا بیماریهای سخت احساس میکند هیچکس صدایش را نمیشنود و دردش را درک نمیکند. او در میان جمعیت احساس غربت میکند و در تنهایی خود دچار بحران هویت میشود. آیه هُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنْتُمْ دقیقاً پاسخی به این تنهایی وجودی است. این آیه به انسان زمزمه میکند که تو هرگز تنها نیستی؛ حتی اگر همه درها به رویت بسته شوند، حتی اگر دوستانت تو را رها کنند، و حتی اگر در تاریکترین نقطههای زمین باشی، آغوش رحمت و شنوا بودن خدا به تو نزدیکتر از رگ گردن است.
در دعای عرفه سیدالشهدا علیه السلام، این مفهوم کلامی به زیباترین نیایشهای عاشقانه تبدیل میشود. امام حسین علیه السلام با آن بیان تابناک میفرماید: خدایا کی غایب بودهای تا نیازمند دلیلی باشی که به تو دلالت کند؟ و کی دور بودهای تا آثارت ما را به تو برساند؟ کور باد چشمی که تو را بر خود رقیب و ناظر نمیبیند! این کلام نشان میدهد که برای اولیای الهی، معیت خداوند یک تئوری ذهنی نیست، بلکه یک شهود زنده است. کسی که به این شهود دست یابد، هرگز در خلوت دچار افسردگی، ابتذال، یا احساس بیکسی نمیشود. برای او خلوت، نه یک سیاهچاله غمانگیز، بلکه محرابی برای گفتوگو با پروردگار و تجربه شیرینترین لحظات ارتباط با نور مطلق است.
تطبیق این آموزه قرآنی با چالشهای انسان در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی نیز بسیار راهگشاست. امروز فضای مجازی به خلوتگاهی نوین برای انسانها تبدیل شده است. افراد در پشت نامهای مستعار، صفحههای شخصی و گپهای دوطرفه، احساس میکنند از چشم نظارتهای سنتی جامعه دور شدهاند. این احساس آزادی کاذب، گاه زمینهساز ناهنجاریهایی چون شایعهپراکنی، تهمتزنی، دیدن تصاویر نامناسب، فریبکاری و هتک حرمت افراد میشود. بازخوانی آیه هُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنْتُمْ در این عرصه به انسان یادآور میشود که جغرافیای دیوارهای خانه یا صفحههای تلفن همراه، هیچکدام نمیتوانند پردهای بر علم الهی بکشند. همان خدایی که در مساجد و اماکن مقدس حضور دارد، در میان دادههای دیجیتال و سرورهای فضای مجازی نیز با انسان است و تمام کلیکها، نوشتهها و نیتها را میبیند.
از سوی دیگر، این باور کلامی میتواند پادزهری برای سندروم اضطراب و مقایسه در فضای مجازی باشد. در دنیایی که بلاگرها و چهرههای مشهور مدام جلوههای ویترینی و خوشبختیهای نمایشی خود را به رخ میکشند و انسان معمولی در خلوت خود دچار احساس حسادت، کمبود و عقبماندگی میشود، یادآوری معیت الهی به او یاد میدهد که ارزشمندی انسان به نمایشهای بیرونی نیست. خدا در همان خلوت ساده و بیبهرگی مادی، همراه اوست، نالههای پنهان او را میشنود و تلاشهای خاموش او را قیمت میگذارد. این آگاهی روح انسان را از گدایی توجه دیگران بینیاز میسازد و عزت نفسی استوار به او میبخشد.
علاوه بر این، در متون تفسیری شیعه، به ویژه در آثار کلامی علامه طباطبایی، بر این نکته تأکید شده است که معیت الهی مراتب دارد. یک مرتبه، معیت عامه است که شامل همه موجودات، مؤمن و کافر، نیکوکار و تبهکار میشود؛ یعنی احاطه وجودی و علمی خدا بر همه چیز. اما مرتبه دیگری وجود دارد که معیت خاصه نامیده میشود. آیه شریفه إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِینَ اتَّقَوْا وَالَّذِینَ هُمْ مُحْسِنُونَ (همانا خدا با کسانی است که تقوا پیشه کردند و پرهیزکارند) به این نوع معیت اشاره دارد. معیت خاصه یعنی یاری، توفیق، حفاظت، و عنایت ویژه الهی. انسانی که در خلوتهای خود معیت عامه خدا را پاس بدارد و حیا کند، به مقام معیت خاصه دست مییابد؛ جایی که خدا در سختیها دست او را میگیرد، در حیرتها راه را به او نشان میدهد و در تاریکیها نوری در دلش میتاباند.
سیره عملی معصومین علیهم السلام و بزرگان اخلاق نیز گواه روشنی بر این حقیقت است. نقل شده است که عارفان و اولیای خدا در خلوتهای خود رفتاری چنان محترمانه و خاضعانه داشتند که گویا در برابری حاکمی بزرگ نشستهاند. آنان هرگز در خلوت پاهای خود را بیپروا دراز نمیکردند، سخنان بیهوده نمیگفتند و دچار کاهلی نمیشدند؛ چرا که حضور پروردگار را با تمام وجود حس میکردند. این نحوه زیست، خلوت آنها را به کارگاه ساختن شخصیت و تکامل روحی بدل ساخته بود. آنان از خلوت برای اندیشیدن، محاسبه نفس، و تعمیق پیوند با خالق بهره میبردند و دقیقاً به همین دلیل، وقتی وارد جامعه میشدند، کلامشان نافذ، رفتارشان آرامشبخش و وجودشان منشأ خیر و برکت برای همگان بود.
بنابراین، رسانههای دینی و پایگاههای معرفتی مانند مبلغ موظفند مفهوم حضور خدا را از یک انذار ترساننده محض به یک تجربه شیرین، امن و سازنده ارتقا دهند. اگر نسل جوان ما خدا را تنها به عنوان بازرسی سختگیر در ذهن خود تصویر کند، ممکن است در لحظات خلوت سعی در فرار ذهنی از او داشته باشد یا دچار وسواسهای فکری و عذاب وجدانهای فرساینده گردد. اما اگر تبیین شود که خدا نوری بینهایت، رفیقی شفیق و دانایی مهربان است که در خلوتهای تاریک کنار ما مینشیند تا دردهایمان را التیام دهد و ما را از لغزشگاهها بازدارد، آنگاه انسانها نه تنها از خلوت با خدا نمیگریزند، بلکه مشتاقانه به دنبال فرصتهایی برای تنهایی و نجوا با او خواهند بود.
در پایان این تحلیل کلامی، باید بر این حقیقت پای فشرد که حل بحران تنهایی انسان معاصر و اصلاح آسیبهای اخلاقی او در خلوتهای مدرن، تنها از مسیر بازگشت به اصل معیت الهی میگذرد. تا زمانی که بشر خود را موجودی رهاشده در کائنات ببیند که تنها توسط قوانین خشن مادی یا نظارتهای ناکارآمد بشری کنترل میشود، اضطراب و انحراف دست از سر او برنخواهد داشت. اما آنگاه که طنین آیه هُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنْتُمْ در زوایای جان انسان بنشیند، خلوتهای تاریک به محضر نور بینهایت بدل میشوند و انسان در مییابد که در هیچ نقطهای از زمان و مکان تنها نیست، بلکه مدام در آغوش احاطه، تدبیر و محبت پروردگاری قرار دارد که او را آفریده و لحظهای از او غافل نمیشود.