مبلغ – سرویس جامعه: اینترنت دیگر صرفاً یک ابزار ارتباطی نیست. بخش مهمی از آموزش، کار، تجارت، ارتباطات خانوادگی، مشارکت اجتماعی، دریافت اخبار و حتی بیان عقیده به فضای دیجیتال منتقل شده است. به همین دلیل، پرسش درباره «حق دسترسی به اینترنت» دیگر صرفاً پرسشی درباره فناوری نیست؛ پرسشی درباره امکان برخورداری انسان از مجموعهای از حقوق دیگر است.
در سطح بینالمللی نیز همین تحول باعث شده است حقوق بشر از فضای فیزیکی به فضای دیجیتال امتداد پیدا کند. دفتر حقوق بشر سازمان ملل تأکید میکند که حقوق بشر باید در محیط آنلاین و آفلاین به یک اندازه مورد حمایت قرار گیرد و فناوریهای دیجیتال اکنون بر طیف وسیعی از حقوق مدنی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی اثر میگذارند. شورای حقوق بشر سازمان ملل نیز در سال ۲۰۲۵ قطعنامهای درباره فناوریهای دیجیتال جدید و حقوق بشر تصویب کرد.
در ایران، این مسئله صورت ملموستری پیدا کرده است. فیلترینگ گسترده، محدودیت پلتفرمها، اختلال و قطع اینترنت و افزایش ظرفیتهای نظارت دیجیتال، بحث درباره نسبت «حق» و «حکمرانی فضای مجازی» را از سطح نظری خارج کرده است. گزارشهای سازمان ملل در سالهای اخیر نیز از محدودیت اینترنت، نظارت دیجیتال و استفاده از ابزارهای فناورانه برای محدود کردن بیان و ارتباطات در ایران سخن گفتهاند.
در چنین شرایطی، رجوع به رساله حقوق امام سجاد(ع) میتواند پرسشی متفاوت ایجاد کند: آیا متنی که برای زبان، گوش، چشم، دست و حتی نحوه استفاده انسان از این اعضا «حق» تعریف میکند، میتواند برای فهم حقوق انسان در جهانی که بخش بزرگی از زبان، گوش و چشم او در قالب داده و شبکه عمل میکنند، الهامبخش باشد؟
پاسخ این مقاله نه «بله»ی ساده است و نه «خیر» قطعی. رساله نظریهای درباره اینترنت ندارد و نمیتوان از آن مستقیماً «حق اینترنت» استخراج کرد. اما منطق آن درباره حق، تکلیف، ابزار و مسئولیت در قبال دیگری میتواند برای بازاندیشی در سه مسئله امروز بسیار مهم باشد: دسترسی به اطلاعات، آزادی بیان و حریم خصوصی.
از حق زبان و گوش تا فضای دیجیتال
رساله حقوق از همان ابتدا، حق را به معنای مطالبهای که انسان از دیگری دارد محدود نمیکند. متن میگوید خداوند حقوقی بر انسان قرار داده که همه حرکات، سکونها، اعضا و ابزارهای او را دربرمیگیرد و سپس از حق نفس و اعضای بدن سخن میگوید. در میان آنها، زبان، گوش و چشم هر کدام صاحب حقاند.
در مورد زبان، رساله میگوید انسان باید زبان خود را از سخن زشت حفظ کند، آن را به خیر عادت دهد، از سخنان بیفایده دوری کند و با مردم به نیکی سخن بگوید. درباره گوش نیز تأکید میکند که انسان نباید آن را مسیر شنیدن غیبت و آنچه شنیدنش نارواست قرار دهد.
این آموزهها در نگاه نخست هیچ ارتباطی با اینترنت ندارند. اما اگر «زبان» را صرفاً عضو فیزیکی بدن ندانیم و آن را توان ارتباط و انتقال معنا در نظر بگیریم، امکان یک خوانش معاصر پدید میآید.
انسان امروز با زبان خود فقط در اتاق یا در جمع کوچک سخن نمیگوید؛ یک پست، پیام، ویدئو یا کامنت میتواند در چند ثانیه به میلیونها نفر برسد.
در نتیجه، همانطور که رساله زبان را دارای حق و انسان را مکلف به مراقبت از آن میداند، فضای دیجیتال نیز میتواند عرصهای باشد که در آن حق بیان با تکلیف نسبت به دیگری همراه شود.
این البته با «حق آزادی بیان» دقیقاً یکسان نیست.
و همین تفاوت مهم است.
«حق زبان» را نباید مساوی آزادی بیان دانست
اگر بخواهیم بیش از اندازه خوشبینانه از رساله برای حقوق دیجیتال استفاده کنیم، ممکن است بگوییم «حق زبان در رساله همان آزادی بیان مدرن است». چنین ادعایی دقیق نیست. حق زبان در رساله اساساً از زاویه مسئولیت اخلاقی صاحب زبان تعریف شده است؛ در حالی که آزادی بیان مدرن، پیش از هر چیز حقی در برابر مداخله قدرت سیاسی است.
این دو، دو سؤال متفاوتاند.
رساله میپرسد:
با قدرت سخن گفتن خود چه میکنی؟
حقوق بشر مدرن میپرسد:
چه کسی حق دارد مانع سخن گفتن تو شود؟
اولی بر اخلاق گوینده تمرکز دارد؛ دومی بر محدودیت قدرت.
البته فضای دیجیتال به هر دو نیاز دارد.
اگر آزادی بیان را بدون هیچ مسئولیتی در برابر آبرو، حقیقت و حقوق دیگران بفهمیم، شبکه اجتماعی میتواند به ابزار افترا، آزار و نفرت تبدیل شود. در مقابل، اگر «مسئولیت اخلاقی» بهانهای برای اینکه دولت هر سخن نامطلوبی را حذف کند شود، همان مفهوم میتواند به ابزار سرکوب آزادی بیان تبدیل شود.
بنابراین، خوانش امروزی رساله باید میان خودمهاری اخلاقی و محدودسازی سیاسی تمایز بگذارد.
این شاید مهمترین نکتهای باشد که رساله میتواند به بحث حقوق دیجیتال اضافه کند: آزادی بیان فقط مسئله قدرت دولت نیست؛ اما اخلاق گفتار نیز نباید جایگزین حق آزادی بیان شود.
حق گوش؛ از دریافت صدا تا حق دریافت اطلاعات
در رساله، گوش فقط وسیلهای برای شنیدن نیست. برای آن تکلیف و حق مشخصی تعریف شده است؛ گوش باید از شنیدن غیبت و سخنان ناروا حفظ شود و در برخی نقلهای رساله، شنیدن سخن نیک که به شکلگیری خیر و خُلق نیک منجر میشود، مطلوب معرفی شده است.
اگر این منطق را به عصر دیجیتال منتقل کنیم، «گوش» را میتوان نمادی از ظرفیت دریافت اطلاعات دانست. اما اینجا نیز نباید میان دو مفهوم خلط کرد. رساله نمیگوید انسان «حق دارد هر اطلاعاتی را که میخواهد دریافت کند». بلکه درباره کیفیت اخلاقی چیزی که وارد ذهن و جان انسان میشود سخن میگوید.
حق دسترسی به اطلاعات در نظامهای حقوقی معاصر، معنای متفاوتی دارد: شهروند باید بتواند اطلاعات عمومی را از حکومت و نهادهای عمومی دریافت کند و برای مشارکت آگاهانه در جامعه امکان دسترسی به اطلاعات داشته باشد. در ایران نیز قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات، اطلاعات را شامل دادههای موجود در اسناد یا ذخیرهشده به شکل نرمافزاری میداند و برای اطلاعات شخصی نیز تعریف مشخصی ارائه کرده است.
پس میتوان میان دو سطح رابطه برقرار کرد:
رساله: انسان در برابر آنچه میشنود مسئول است.
حقوق دیجیتال: نهادهای قدرت نیز در برابر اطلاعاتی که در اختیار دارند و امکان دسترسی مردم به آن مسئولاند.
این دومی از متن رساله بهطور مستقیم به دست نمیآید؛ اما میتوان آن را در چارچوب وسیعتر «حق دیگری بر من» بازسازی کرد.
اگر زبان حق دارد، داده هم بیصاحب نیست
یکی از جدیترین مسائل عصر دیجیتال چیزی است که در زمان امام سجاد(ع) اساساً به این شکل وجود نداشت: داده شخصی.
امروز جستوجوهای اینترنتی، موقعیت مکانی، مخاطبان، خریدها، پیامها، تصاویر، علایق و حتی الگوهای رفتاری افراد ثبت و تحلیل میشوند. دفتر حقوق بشر سازمان ملل هشدار داده است که فناوریهای دادهمحور میتوانند تصویری بسیار عمیق از زندگی، روابط، افکار و ترجیحات فرد ایجاد کنند و مداخله در حریم خصوصی میتواند بر برخورداری از سایر حقوق نیز اثر بگذارد.
اینجا رساله یک پاسخ مستقیم ندارد.
هیچ بخشی از آن درباره «مالکیت داده» یا «حق فراموششدن» یا «رضایت برای پردازش اطلاعات شخصی» سخن نمیگوید.
اما منطق رساله درباره حرمت و حق دیگری میتواند یک پرسش جدی ایجاد کند:
اگر شخصیت، آبرو، زبان، بدن و روابط انسان موضوع حقاند، آیا اطلاعاتی که تصویری دقیق از همین شخصیت و زندگی او میسازند، میتوانند کاملاً خارج از حوزه حق قرار بگیرند؟
پاسخ حقوقی مدرن به این پرسش تا حد زیادی منفی است.
حتی در حقوق ایران نیز قانون جرایم رایانهای برای برخی اشکال دسترسی غیرمجاز، شنود، تحصیل یا افشای دادهها ضمانت اجرا پیشبینی کرده و اصل ۲۵ قانون اساسی نیز بازرسی و افشای مکاتبات و شنود را، جز به حکم قانون، ممنوع میداند.
پس میتوان از رساله یک اصل اخلاقی و از حقوق معاصر یک صورت حقوقی گرفت:
آنچه از حریم شخصیت انسان اطلاعات تولید میکند، نمیتواند صرفاً به دلیل دیجیتال بودن، از دایره حق و مسئولیت خارج شود.
حق چشم و مسئله نظارت دیجیتال
حق چشم در رساله نیز صرفاً به معنای «حق دیدن» نیست. متن از انسان میخواهد چشم خود را از آنچه برای او نارواست بازدارد و در نگاه کردن به پدیدهها عبرت و توجه داشته باشد.
در جهان دیجیتال، این رابطه پیچیدهتر شده است؛ زیرا امروز تنها انسان نیست که میبیند.
دوربینها میبینند، پلتفرمها ثبت میکنند، الگوریتمها تحلیل میکنند و حکومتها میتوانند دادههای رفتاری را تجمیع کنند.
در اینجا مفهوم «حق چشم» میتواند از زاویهای معکوس نیز خوانده شود: اگر انسان نسبت به نحوه استفاده از چشم خود مسئول است، آیا کسی که امکان فنی برای مشاهده زندگی دیگری دارد، نسبت به این قدرت مشاهده هیچ مسئولیتی ندارد؟
طبعاً پاسخ رساله مستقیماً درباره دوربین مداربسته یا دادههای موقعیت مکانی نیست. اما در فضای حقوق دیجیتال، مسئله اصلی دقیقاً همین است: قدرت دیدن دیگری، خود به خود مجوز دیدن نیست.
استانداردهای حقوق بشر معاصر نیز بر همین مبنا بر ضرورت قانونی بودن، تناسب، نظارت قضایی و محدود بودن مداخلات نظارتی تأکید کردهاند. این مسئله در ایران اهمیت بیشتری پیدا میکند، زیرا گزارشهای سازمان ملل از گسترش نظارت دیجیتال و استفاده از ابزارهای فناورانه برای رصد و محدود کردن مخالفان و فعالان سخن گفتهاند.
آیا اینترنت خودش «حق» است؟
اینجا باید از یک اشتباه رایج پرهیز کرد.
اینکه اینترنت برای استفاده از حقوق مختلف ضروری شده، الزاماً به این معنا نیست که «دسترسی رایگان و نامحدود به اینترنت» به صورت مستقل و مطلق یک حق بنیادین است.
در حقوق بشر معاصر، بحث دقیقتر است.
دسترسی به اینترنت بهعنوان زیرساخت، امروز برای برخورداری از آزادی بیان، آموزش، دسترسی به اطلاعات، مشارکت اجتماعی و فعالیت اقتصادی اهمیت پیدا کرده است. شورای حقوق بشر سازمان ملل در قطعنامههای مربوط به اینترنت بر حمایت از همان حقوقی که افراد در فضای فیزیکی دارند در فضای آنلاین نیز تأکید کرده است. همچنین گزارش سازمان ملل درباره خاموشیهای اینترنتی تأکید میکند که قطع اینترنت ذاتاً حقوق بشر را محدود میکند و دولتها باید از محدودیتهای خودسرانه پرهیز کنند.
بنابراین شاید صورتبندی دقیقتر این باشد:
حق دسترسی به فضای دیجیتال، در بسیاری از موارد یک «حق واسطهای» است؛ حقی که امکان برخورداری از حقوق دیگر را فراهم میکند.
برای دانشآموزی که آموزش او آنلاین شده، دسترسی به اینترنت با حق آموزش پیوند میخورد. برای روزنامهنگار، با آزادی بیان. برای پژوهشگر، با دسترسی به اطلاعات. برای کارآفرین، با حق اشتغال و فعالیت اقتصادی. و برای شهروند، با امکان مشارکت اجتماعی. به همین دلیل قطع گسترده اینترنت نمیتواند صرفاً «اختلال در یک خدمت» تلقی شود.
رساله چه چیزی را میتواند به حقوق دیجیتال ایران اضافه کند؟
اگر بخواهیم از رساله یک نظریه حقوق دیجیتال استخراج کنیم، بهتر است از ادعای «کشف حقوق دیجیتال در قرن اول هجری» فاصله بگیریم.
رساله میتواند دستکم چهار اصل را در اختیار ما بگذارد.
۱. حق همیشه با تکلیف همراه است
در رساله، حق دیگری غالباً به شکل تکلیف من بیان میشود. بنابراین اگر شهروند حق حریم خصوصی دارد، دولت و شرکت فناوری نیز تکلیف دارند که از داده او صیانت کنند. اگر فرد حق بیان دارد، او نیز در برابر حیثیت و حقوق دیگران مسئول است. اگر جامعه حق دسترسی به اطلاعات دارد، نهاد عمومی نمیتواند اطلاعات عمومی را بدون دلیل موجه پنهان کند.
۲. قدرت، مسئولیت ایجاد میکند
هرچه ابزار انسان برای اثرگذاری بر دیگری بیشتر شود، مسئولیت او نیز بیشتر میشود. این اصل در فضای دیجیتال اهمیت ویژه دارد؛ زیرا دولت و شرکتهای فناوری امروز اطلاعاتی در اختیار دارند که در گذشته حتی تصور جمعآوری آنها ممکن نبود.
۳. ابزار خنثی نیست
رساله از «آلت» و ابزار نیز در ساختار حقوق سخن میگوید. در نتیجه، فناوری را نمیتوان صرفاً امری بیطرف دانست که اخلاق بعداً به آن اضافه میشود. نوع طراحی پلتفرم، الگوریتم، شیوه جمعآوری داده و معماری شبکه، بر حقوق انسان اثر میگذارد. این اصل با ادبیات جدید حکمرانی فناوری نیز همجهت است؛ گزارشهای حقوق بشری بر ضرورت ادغام حقوق بشر در طراحی و حکمرانی فناوری تأکید دارند.
۴. حق دیگری حد آزادی من است
رساله درباره زبان، شنیدن و روابط اجتماعی، انسان را به مراقبت از تأثیر رفتار خود بر دیگری فرامیخواند. در فضای دیجیتال، این اصل میتواند پایه اخلاقی مقابله با آزار آنلاین، افشای اطلاعات خصوصی، افترا، نفرتپراکنی و انتشار عمدی اطلاعات زیانبار باشد.
اما باید یک مرز روشن حفظ شود:
حق دیگری نباید بهانهای برای حذف هر سخن ناخوشایند شود.
اگر چنین شود، اخلاق رساله به ابزار سانسور تبدیل شده است.
اینجا رساله با حقوق بشر مدرن اختلاف پیدا میکند
اتصال این دو سنت نباید ما را به این نتیجه برساند که رساله با همه مبانی حقوق دیجیتال معاصر سازگار است.
مهمترین تفاوت در مفهوم آزادی است. رساله آزادی را درون یک نظام اخلاقی و الهیاتی تعریف میکند؛ انسان در برابر خدا، نفس، اعضای بدن و دیگران مسئول است. حقوق بشر مدرن، در مقابل، برای آزادی بیان و حریم خصوصی جایگاهی بسیار قوی در برابر مداخله دولت قائل است.
این تفاوت در مورد اینترنت اهمیت زیادی دارد.
اگر «حق زبان» در رساله را صرفاً به معنای «وظیفه سخن گفتن درست» بفهمیم، ممکن است به نتیجهای برسیم که از آزادی بیان مدرن فاصله زیادی دارد: اینکه دولت یا جامعه بتواند به نام «سخن درست» دامنه گفتار مجاز را تعیین کند.
اما چنین نتیجهای تنها زمانی پدید میآید که اخلاق فردی را با اختیار سیاسی دولت یکی بگیریم.
رساله میتواند بگوید تو نباید غیبت کنی؛ اما از این گزاره به خودی خود نمیتوان نتیجه گرفت دولت حق دارد هر سخنی را که غیبت تشخیص داد، بدون تشریفات و نظارت قضایی از اینترنت حذف کند. این فاصله باید حفظ شود.
در واقع، یکی از مهمترین دستاوردهای خوانش انتقادی رساله همین است که نشان میدهد اخلاق دینی و حقوق عمومی یک چیز نیستند.
قانون اساسی ایران؛ جایی که میتوان این دو زبان را به هم رساند
جالب آنکه برای چنین پیوندی حتی لازم نیست از صفر شروع کنیم.
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در اصل ۲۳، تفتیش عقاید را ممنوع میکند؛ اصل ۲۴ آزادی مطبوعات را به رسمیت میشناسد؛ و اصل ۲۵ بازرسی و افشای مکاتبات و مکالمات و تجسس را، جز به حکم قانون، ممنوع اعلام میکند. این اصول مربوط به دهههای پیش از پیدایش شبکههای اجتماعی امروزیاند، اما منطق آنها قابلیت امتداد به فضای دیجیتال را دارد.
پیام خصوصی امروز همان نامه کاغذی نیست، اما حریم ارتباط خصوصی است. شبکه اجتماعی امروز روزنامه چاپی نیست، اما میتواند وسیله بیان عمومی باشد. داده موقعیت مکانی امروز تلگراف نیست، اما میتواند حتی اطلاعاتی خصوصیتر از محتوای یک مکالمه آشکار کند.
بنابراین یکی از مسیرهای معقول برای حقوق دیجیتال در ایران، تفسیر فناورانه حقوق موجود است، نه الزاماً ساختن یک حق کاملاً بیسابقه.
رساله حقوق میتواند در این میان نقش دیگری ایفا کند: فراهم کردن یک زبان اخلاقی برای توضیح اینکه چرا این حقوق باید جدی گرفته شوند.
نتیجه؛ رساله اینترنت را پیشبینی نکرده است، اما میتواند ما را در تفسیر قدرت دیجیتال یاری کند
رساله حقوق امام سجاد(ع) را نمیتوان سندی درباره اینترنت، آزادی بیان دیجیتال یا مالکیت داده دانست. همچنین «حق زبان» در آن همان آزادی بیان مدرن و «حق گوش» همان حق دسترسی به اطلاعات نیست.
اما این متن یک ایده عمیقتر در اختیار ما میگذارد: انسان در برابر امکاناتی که در اختیار او قرار گرفته، مسئول است؛ و حق دیگری میتواند برای من تکلیف ایجاد کند.
در جهان دیجیتال، این ایده اهمیت تازهای پیدا کرده است.
امروز قدرت سخن گفتن، دیدن، شنیدن و اثرگذاری انسان چندین برابر شده است. اما قدرت دیدن و شنیدن فقط در اختیار افراد نیست؛ دولتها و شرکتهای فناوری نیز به ابزارهایی دست یافتهاند که میتوانند زندگی انسان را در مقیاسی بیسابقه مشاهده، ذخیره و تحلیل کنند.
بنابراین اگر منطق رساله را جدی بگیریم، میتوانیم یک اصل مهم برای عصر دیجیتال از آن استخراج کنیم:
هرچه قدرت دسترسی، مشاهده، انتشار و اثرگذاری بیشتر میشود، تکلیف صاحب این قدرت در برابر حق دیگری نیز سنگینتر میشود.
این اصل میتواند هم متوجه کاربر باشد و هم دولت و شرکت فناوری.
کاربر حق ندارد با نام آزادی بیان آبروی دیگری را نابود کند؛ اما دولت نیز نمیتواند با نام حفاظت از اخلاق، آزادی بیان را بیضابطه محدود کند.
پلتفرم حق دارد برای جلوگیری از آسیب قواعدی داشته باشد؛ اما نباید داده و بیان کاربر را بدون شفافیت و سازوکار اعتراض کنترل کند.
دولت حق دارد در شرایط استثنایی و با مبنای قانونی محدودیتهایی اعمال کند؛ اما قطع ارتباط میلیونها انسان را نمیتوان صرفاً با عنوان «مدیریت فضای مجازی» از آزمون ضرورت و تناسب معاف کرد. استانداردهای حقوق بشری نیز دقیقاً بر همین محدودیتها تأکید دارند.
از این منظر، شاید مهمترین امکان رساله برای نظریه حقوق دیجیتال اسلامی نه کشف یک «حق اینترنت» در متنی متعلق به قرن نخست هجری، بلکه بازتعریف نسبت حق و تکلیف در برابر قدرتهای جدید دیجیتال باشد.
رساله از انسان میخواهد زبان، گوش، چشم و ابزار خود را در نسبت با حق دیگری تنظیم کند. مسئله امروز این است که همین منطق را چگونه میتوان به دولت، پلتفرم، الگوریتم و شبکه نیز تعمیم داد.
اگر بتوان این انتقال را با دقت نظری انجام داد، میتوان از یک سنت اخلاقی اسلامی به سوی نظریهای معاصر حرکت کرد که نه حقوق دیجیتال را صرفاً تقلیدی از مفاهیم غربی بداند و نه به بهانه تفاوت جهان جدید با جهان رساله، این متن را از گفتوگوی معاصر کنار بگذارد.
حقوق دیجیتال در نهایت مسئله فناوری نیست؛ مسئله قدرت است. و رساله حقوق، بیش از آنکه پاسخی درباره فناوری داشته باشد، ما را وادار میکند بپرسیم هر قدرتی که بر زندگی انسان اثر میگذارد، در برابر حق او چه تکلیفی بر عهده دارد.