به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، پاسخ به سؤالِ یک پرسشگر از مرکز ملی پاسخگوئی به سوالات دینی ارائه شده است:
صدقه در آموزههای اسلامی تنها به بخشیدن مال و کمک اقتصادی محدود نمیشود؛ بلکه بسیاری از کارهای خیر و رفتارهای نیک، از کمک به دیگران و آموزش علم گرفته تا لبخند زدن، اصلاح میان مردم و حتی خودداری از انجام کار نادرست، در شمار صدقه قرار گرفتهاند.
پرسش:
بر اساس روایات، چه اعمالی به عنوان صدقه شناخته شدهاند؟
پاسخ:
در نگاه اسلام، مال باید در مسیر صحیح و مورد تأیید خداوند هزینه شود و صدقه دادن یکی از ارزشمندترین شیوههای صرف مال در راه خداست. با این حال، منابع روایی نشان میدهند که مفهوم صدقه بسیار گستردهتر از کمک مالی است و طیف متنوعی از اعمال مادی و معنوی را شامل میشود.
در روایات، برای صدقه مصادیق گوناگونی بیان شده است؛ از یاری رساندن به مردم و یادگیری و آموزش علم گرفته تا سیراب کردن تشنه، گفتن سخن نیک، حرکت به سوی نماز، تلاش برای کسب روزی حلال، حفظ آبروی افراد، ایجاد صلح و آشتی میان مردم، لبخند زدن، کمک به ناشنوا، مهلت دادن به بدهکار و بخشیدن بدهی فرد ناتوان. حتی ترک بدی و خودداری از آسیب رساندن به دیگران نیز صدقه شمرده شده است.
۱. کمک به مردم
در سخنان پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله، نمونههای متعددی از کمک و خدمت به دیگران به عنوان صدقه معرفی شده است. از جمله آن حضرت فرمودند:
«إِنَّ عَلَى کُلِّ مُسْلِمٍ فِی کُلِّ یَوْمٍ صَدَقَهً قَالَ رَجُلٌ مَنْ یُطِیقُ ذَلِکَ قَالَ صلیاللهعلیهوآله إِمَاطَتُکَ الْأَذَى عَنِ الطَّرِیقِ صَدَقَهٌ وَ إِرْشَادُکَ الرَّجُلَ إِلَى الطَّرِیقِ صَدَقَهٌ وَ عِیَادَتُکَ الْمَرِیضَ صَدَقَهٌ وَ أَمْرُکَ بِالْمَعْرُوفِ [صَدَقَهٌ] وَ نَهْیُکَ عَنِ الْمُنْکَرِ صَدَقَهٌ وَ رَدُّکَ السَّلَامَ صَدَقَه؛ (1)
بر هر مسلمانى است که هرروز صدقه بدهد؛ عرض شد: چه کسى توان این کار را دارد؟ حضرت فرمود: برداشتن چیزهاى آسیبرسان از سر راه صدقه است؛ نشان دادن راه به کسى صدقه است، عیادت از بیمار صدقه است، امربهمعروف صدقه است، نهى از منکر صدقه است و سلام را جواب دادن صدقه است.»
امام صادق علیهالسلام نیز از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله نقل کردهاند:
«عَوْنُکَ الضَّعِیفَ مِنْ أَفْضَلِ الصَّدَقَهِ؛ (2)
کمک کردن تو، به شخص ناتوان، از با فضیلتترین صدقه است.»
۲. یادگیری و آموزش علم
یکی دیگر از مصادیق صدقه، انتقال دانش و یاری رساندن به دیگران از طریق علم است. پیامبر گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآله فرمودند:
«تَصَدَّقُوا عَلَى أَخِیکُمْ بِعِلْمٍ یُرْشِدُهُ وَ رَأْیٍ یُسَدِّدُهُ؛ (3)
با علمى که برادر شمارا ارشاد و نظرى که او را راهنمایى میکند، به وى صدقه دهید.»
در روایت دیگری، رسول خدا صلیاللهعلیهوآله درباره ارزش علمآموزی و آموزش آن میفرمایند:
«تَعَلَّمُوا الْعِلْمَ فَإِنَّ تَعَلُّمَهُ حَسَنَهٌ وَ مُدَارَسَتَهُ تَسْبِیحٌ وَ الْبَحْثَ عَنْهُ جِهَادٌ وَ تَعْلِیمَهُ مَنْ لَا یَعْلَمُهُ صَدَقَهٌ؛ (4)
دانش بیاموزید که یادگرفتنش حسنه و یاددادنش تسبیح و بحث از آن جهاد است و آموختن آن به کسى که نمیداند، صدقه است.»
از همین رو، یاد گرفتن دانش و سپس آموزش آن به دیگران از برترین مصادیق صدقه دانسته شده است. پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله میفرمایند:
«أَفْضَلُ الصَّدَقَهِ أَنْ یَعْلَمَ الْمَرْءُ عِلْماً ثُمَّ یُعَلِّمُهُ أَخَاه؛ (5)
بهترین صدقه این است که انسان علمى را بیاموزد و سپس آن را به برادر خود آموزش دهد.»
۳. سیراب کردن تشنه
کمک به فرد تشنه و سیراب کردن او نیز از مصادیق مهم صدقه در روایات است. امام صادق علیهالسلام فرمودند:
«أَفْضَلُ الصَّدَقَهِ إِبْرَادُ کَبِدٍ حَرَّى؛ (6)
بهترین صدقه، خنک کردن جگر داغ تشنه است.»
۴. سخن نیک و پاکیزه
در آموزههای نبوی، سخن خوب نیز ارزش صدقه دارد. پیامبر خدا صلیالله علیه و آله خطاب به اباذر فرمودند:
«یَا أَبَا ذَرٍّ الْکَلِمَهُ الطَّیِّبَهُ صَدَقَهٌ … ؛ (7)
سخن نیکو و پاکیزه صدقه است.»
۵. قدم برداشتن برای نماز
حرکت و قدم برداشتن انسان در مسیر نماز نیز از دیگر مصادیق صدقه معرفی شده است. رسول خدا صلیاللهعلیهوآله میفرمایند:
«یَا أَبَا ذَرٍّ … وَ کُلُّ خُطْوَهٍ تَخْطُوهَا إِلَى الصَّلَاهِ صَدَقَه؛ (8)
ای اباذر … هر گامى که بهسوی نماز برمیداری صدقه است.»
۶. تلاش برای کسب روزی حلال و تأمین هزینه خانواده
در روایات، تلاش برای کسب درآمد حلال با هدف تأمین هزینه زندگی خود و خانواده نیز صدقه به شمار آمده است. فردی که برای به دست آوردن روزی حلال تلاش میکند تا مخارج پدر و مادر، همسر و فرزندان خود را تأمین کند، در مسیر خداوند گام برداشته است.
امام صادق علیهالسلام فرمودند:
«کَانَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ علیهالسلام إِذَا أَصْبَحَ خَرَجَ غَادِیاً فِی طَلَبِ الرِّزْقِ فَقِیلَ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَیْنَ تَذْهَبُ فَقَالَ أَتَصَدَّقُ لِعِیَالِی قِیلَ لَهُ أَ تَتَصَدَّقُ قَالَ مَنْ طَلَبَ الْحَلَالَ فَهُوَ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ صَدَقَهٌ عَلَیْهِ؛ (9)
على بن الحسین علیهماالسلام سحرگاه در طلب روزى خارج میشد، عرض کردند: یابن رسول اللّه! کجا میروید؟ فرمود: صدقه میدهم به خانوادهام، عرض کردند: به خانوادهات صدقه میدهی! فرمود: هر کس از راه حلال جستجوى روزى نماید آنچه بهدست آورد (و براى خانواده خود خرج نماید) از طرف خدا صدقه حساب میشود براى او.»
۷. حفظ آبرو
حفظ آبروی انسانها نیز در روایات از اعمالی دانسته شده که پاداش صدقه دارد. پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله فرمودند:
«مَا وَقَى بِهِ الْمَرْءُ عِرْضَهُ کُتِبَ لَهُ بِهِ صَدَقَه؛ (10)
هر کارى که انسان به وسیله آن آبرویش را حفظ کند، براى او صدقه نوشته مى شود.»
۸. اصلاح میان مردم
از دیگر مصادیق صدقه، برطرف کردن اختلافها و ایجاد آشتی میان افراد است. امام صادق علیهالسلام میفرمایند:
«صَدَقَهٌ یُحِبُّهَا اللَّهُ إِصْلَاحٌ بَیْنَ النَّاسِ إِذَا تَفَاسَدُوا وَ تَقَارُبٌ بَیْنِهِمْ إِذَا تَبَاعَدُوا؛ (11)
صدقهای که خدا آن را دوست دارد عبارت است از: اصلاح میان مردم، هرگاه رابطهشان تیره شد و نزدیک کردن آنها به یکدیگر هرگاه از هم دور شدند.»
ایشان در روایت دیگری نیز میفرمایند:
«لَأَنْ أُصْلِحَ بَیْنَ اثْنَیْنِ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ أَنْ أَتَصَدَّقَ بِدِینَارَیْنِ؛ (12)
اگر میان دو نفر را اصلاح کنم، برایم دوستداشتنیتر است از اینکه دو اشرفى طلا صدقه دهم.»
۹. تبسم در چهره برادر دینی
یک رفتار ساده مانند لبخند زدن به روی برادر دینی نیز در روایات به عنوان صدقه معرفی شده است. پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله فرمودند:
«تَبَسُّمُکَ فی وَجهِ أخیکَ صَدَقهٌ … و إفراغُکَ مِن دَلوِکَ فی دَلوِ أخیک صَدَقهٌ؛ (13)
لبخند زدن تو به روى برادرت صدقه است و خالى کردن آب از دلو خود به دلو برادرت صدقه است.»
۱۰. فهماندن سخن به ناشنوا
کمک کردن به فرد ناشنوا برای دریافت و فهم سخن، بدون اظهار ناراحتی و خستگی، نیز در شمار صدقات قرار گرفته است. امام صادق علیهالسلام میفرمایند:
«إِسْمَاعُ الْأَصَمِ مِنْ غَیْرِ تَضَجُّرٍ صَدَقَهٌ هَنِیئَهٌ؛ (14)
فهماندن سخن به ناشنوا، بیآنکه از این کار اظهار ناراحتى کنى، صدقهای گواراست.»
۱۱. مهلت دادن به بدهکار
در صورتی که بدهکار توان پرداخت بدهی خود را نداشته باشد، مهلت دادن به او نیز پاداش صدقه دارد. امام صادق علیهالسلام از پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله نقل کردهاند:
«رسول خدا صلیاللهعلیهوآله روزی بر فراز منبر قرار گرفتند، خداوند را حمد و ثنا گفتند و بر پیامبران درود فرستادند، سپس فرمودند: أَیُّهَا النَّاسُ لِیُبَلِّغِ الشَّاهِدُ مِنْکُمُ الْغَائِبَ أَلَا وَ مَنْ أَنْظَرَ مُعْسِراً کَانَ لَهُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی کُلِّ یَوْمٍ صَدَقَهٌ بِمِثْلِ مَالِهِ حَتَّى یَسْتَوْفِیَهُ ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیهالسلام: “وَ إِنْ کانَ ذُو عُسْرَهٍ فَنَظِرَهٌ إِلى مَیْسَرَهٍ وَ أَنْ تَصَدَّقُوا خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ” (15) أَنَّهُ مُعْسِرٌ فَتَصَدَّقُوا عَلَیْهِ بِمَالِکُمْ فَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ؛ (16)
ای مردم، حاضران این سخن را به غایبان برسانند؛ آگاه باشید هرکسی تنگدستی را مهلت دهد، در هرروزی که از بدهکار مهلت میگیرد، خداوند برای او پاداش صدقهای بهاندازه اصل مالش مینویسد تا زمانی که آنرا دریافت کند. سپس آیه شریفه “اگر بدهکار در تنگدستی است، او را تا گشایشِ حالش مهلت دهید و اگر از حق خود بگذرید، برای شما بهتر است اگر بدانید” را قرائت کردند و فرمودند: اگر میدانید که او در عسرت است، از طلب خود بگذرید که این کار برای شما بهتر است.»
۱۲. بخشیدن بدهی بدهکار ناتوان
اگر بدهکار در شرایط مالی دشواری قرار داشته باشد و توان بازپرداخت بدهی خود را نداشته باشد، بخشیدن طلب نیز از مصادیق صدقه محسوب میشود.
خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید:
«و إِنْ کانَ ذُو عُسْرَهٍ فَنَظِرَهٌ إِلى مَیْسَرَهٍ وَ أَنْ تَصَدَّقُوا خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ؛ (17)
و اگر (بدهکار) قدرت پرداخت نداشته باشد، او را تا هنگام توانایی، مهلت دهید و بخشیدن آن (به هنگام تنگدستی وی) بهرسم صدقه، برای شما بهتر است اگر (منافع این کار و پاداش آن را) بدانید.»
بنابراین، آیه علاوه بر توصیه به مهلت دادن به بدهکار، بخشیدن بدهی فرد ناتوان را نیز کاری بهتر و در حکم صدقه معرفی میکند.
۱۳. خودداری از بدی
صدقه همیشه به معنای انجام یک کار مثبت و آشکار نیست؛ گاهی خودداری از یک رفتار نادرست نیز صدقه محسوب میشود. رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمودند:
«أَمْسِکْ لِسَانَکَ فَإِنَّهَا صَدَقَهٌ تَصَدَّقُ بِهَا عَلَى نَفْسِک؛ (18)
زبانت را نگهدار؛ زیرا این کار صدقهای است که برای خودت میدهی.»
در روایت دیگری از ایشان آمده است:
«تَرْکُ الشَّرِّ صَدَقَهٌ؛ (19)
خودداری از بدی صدقه است.»
همچنین در روایت دیگری میخوانیم:
«عَلَى کُلِّ مُسْلِمٍ صَدَقَهٌ قِیلَ أَ رَأَیْتَ إِنْ لَمْ یَجِدْ قَالَ یَعْمَلُ بِیَدَیْهِ فَیَنْفَعُ بِهِ نَفْسَهُ وَ یَتَصَدَّقُ قِیلَ أَ رَأَیْتَ إِنْ لَمْ یَسْتَطِعْ قَالَ یُعِینُ ذَا الْحَاجَهِ الْمَلْهُوفَ قَالَ لَهُ أَ رَأَیْتَ إِنْ لَمْ یَسْتَطِعْ قَالَ یَأْمُرُ بِالْمَعْرُوفِ أَوْ الْخَیْرِ قِیلَ أَ رَأَیْتَ إِنْ لَمْ یَفْعَلْ قَالَ یُمْسِکُ عَنِ الشَّرِّ فَإِنَّهَا صَدَقَه؛ (20)
بر هر مسلمانى لازم است که صدقه بدهد. گفتند: اگر کسى نداشت چه کند؟ فرمود: با دست خودش کارى بکند که خود بهرهمند شود و بعدازآن صدقه بدهد. گفتند: اگر نتوانست چهکار کند؟ فرمود: به نیازمندى که گرفتار است کمک کند. عرض شد: اگر نتوانست چه کند؟ فرمود: به کار شایسته و یا کار نیکى راهنمایى کند. گفتند: اگر آن کار را هم نکرد، چه کند؟ فرمود: از ضرر رساندن به دیگران خوددارى کند که این کار، خود صدقه است.»
۱۴. صدقه جاه و مقام
فردی که از آبرو، اعتبار یا جایگاه اجتماعی برخوردار است، میتواند از این ظرفیت برای گرهگشایی از مشکلات مؤمنان استفاده کند. پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله چنین شفاعتی را از مصادیق برتر صدقه دانسته و فرمودند:
«أَفْضَلُ الصَّدَقَهِ صَدَقَهُ اللِّسَانِ قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا صَدَقَهُ اللِّسَانِ قَالَ الشَّفَاعَهُ تَفُکُّ بِهَا الْأَسِیرَ وَ تَحْقِنُ بِهَا الدَّمَ وَ تَجُرُّ بِهَا الْمَعْرُوفَ إِلَى أَخِیکَ وَ تَدْفَعُ بِهَا الْکَرِیهَه؛ (21)
برترین صدقه، صدقه زبان است. سؤال شد: یا رسول اللَّه صلیاللهعلیهوآله صدقه زبان چیست؟ فرمود: شفاعت است که از این طریق میتوانی اسیر را آزاد کنى، از خونریزى جلوگیرى نمایى، به برادر مؤمنت نیکى برسانى و بدى را از او دفع کنى.»
۱۵. هر عمل نیک و مورد رضایت خداوند
آخرین نکته اینکه مفهوم صدقه در روایات آنقدر گسترده است که هر کار نیک و پسندیدهای میتواند در شمار صدقه قرار گیرد.
پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله میفرمایند:
«کُلُ مَعْرُوفٍ صَدَقَه؛ (22)
هر کار نیکى، صدقه است.»
در روایت دیگری نیز آمده است:
«کُلُ مَعْرُوفٍ صَدَقَهٌ إِلَى غَنِیٍّ أَوْ فَقِیر؛ (23)
هر احسانى، به توانگر یا به تهیدست، صدقه است.»
نتیجه
بر اساس آموزههای قرآن و روایات، صدقه مفهومی گسترده دارد و نمیتوان آن را تنها در پرداخت پول یا کمک مالی خلاصه کرد. بخشیدن مال در راه خدا یکی از مصادیق صدقه است، اما در کنار آن، کمک به مردم، آموزش علم، سیراب کردن تشنه، گفتن سخن نیک، قدم برداشتن برای نماز، تلاش برای کسب روزی حلال و تأمین خانواده، حفظ آبرو، اصلاح میان مردم، لبخند زدن، کمک به ناشنوا، مهلت دادن به بدهکار و بخشیدن بدهی فرد ناتوان نیز در شمار صدقه قرار گرفتهاند.
حتی در برخی روایات، خودداری از بدی و جلوگیری از آسیب رساندن به دیگران نیز صدقه معرفی شده است. بنابراین، فرهنگ صدقه در اسلام تنها به بخشش مالی محدود نیست و نیکیهای مادی و معنوی متنوعی را شامل میشود؛ از بخشیدن بهترین اموال و گذشت از بدهی گرفته تا علمآموزی، حفظ آبرو، اصلاح ذاتالبین و تلاش برای کسب روزی حلال و تأمین زندگی خانواده.
پینوشتها:
1. قطبالدین راوندى، سعید بن هبه الله، الدعوات (للراوندی) / سلوه الحزین، ص 98، انتشارات مدرسه امام مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشریف)، قم، چاپ اول، 1407 ق.
2. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، ج5، ص 55، دارالکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق.
3. ابنفهد حلى، احمد بن محمد، عده الداعی و نجاح الساعی، ص 72، دارالکتب الإسلامی، چاپ اول، 1407 ق.
4. ابنبابویه، محمد بن على، الخصال، ج2، ص 522، جامعه مدرسین، قم، چاپ اول، 1362 ش.
5. شهید ثانى، زینالدین بن على، منیه المرید، ص 105، مکتب الإعلام الإسلامی، قم، چاپ اول، 1409 ق.
6. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، ج4، ص 57، دارالکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق.
7. طبرسى، حسن بن فضل، مکارم الأخلاق، ص 467، الشریف الرضى، قم، چاپ چهارم، 1370 ش.
8. طبرسى، حسن بن فضل، مکارم الأخلاق، ص 467، الشریف الرضى، قم، چاپ چهارم، 1370 ش.
9. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، ج4، ص 12، دارالکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق.
10. قطبالدین راوندى، سعید بن هبه الله، الدعوات (للراوندی) / سلوه الحزین، ص 107، انتشارات مدرسه امام مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشریف)، قم، چاپ اول، 1407 ق.
11. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، ج2، ص 209، دارالکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق.
12. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، ج2، ص 209، دارالکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق.
13. پاینده، ابوالقاسم، نهج الفصاحه (مجموعه کلمات قصار حضرت رسول صلیالله علیه و آله)، ص 278، دنیاى دانش، تهران، چاپ چهارم، 1382 ش.
14. ابنبابویه، محمد بن على، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 140، دار الشریف الرضی للنشر، قم، چاپ دوم، 1406 ق.
15. سوره بقره، آیه 280.
16. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، ج4، ص 35 و 36، دارالکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق.
17. سوره بقره، آیه 280.
18. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، ج2، ص 114، دارالکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق.
19. ابن شعبه حرانى، حسن بن على، تحف العقول عن آل الرسول صلیاللهعلیهوآله، ص 57، جامعه مدرسین، قم، چاپ دوم، 1363 ق.
20. ورام بن أبی فراس، مسعود بن عیسى، تنبیه الخواطر و نزهه النواظر المعروف بمجموعه ورّام، ج1، ص 16، مکتبه فقیه، قم، چاپ اول، 1410 ق.
21. ابن فهد حلى، احمد بن محمد، عده الداعی و نجاح الساعی، ص 71، دارالکتب الإسلامی، چاپ اول، 1407 ق.
22. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، ج4، ص 26، دارالکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق.
23. طوسى، محمد بن الحسن، الأمالی (للطوسی)، ص 458، دار الثقافه، قم، چاپ اول، 1414 ق.