راز محبوبیت آیت‌الله طالقانی؛ چرا «روحانیِ متفاوت» تاریخ معاصر ایران ماندگار شد؟

از سال‌های زندان و مبارزه با پهلوی تا نخستین نماز جمعه تهران؛ زندگی آیت‌الله طالقانی روایت روحانی‌ای است که تلاش کرد میان دین، آزادی، عدالت و مردم‌سالاری پلی متفاوت بسازد.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، آیت‌الله سید محمود علایی طالقانی (۱۲۸۹–۱۳۵۸) از چهره‌های برجسته تاریخ معاصر ایران بود که طی چند دهه مبارزه با سلطنت پهلوی، تلاش کرد میان تفسیر دینی، عدالت‌خواهی و آزادی پیوند برقرار کند. او چه پیش از انقلاب و چه در ماه‌های پس از آن، از محبوبیت گسترده‌ای در میان گروه‌های مختلف جامعه برخوردار بود.

بنابر روایت مهر، آیت‌الله سید محمود علایی طالقانی از جمله روحانیانی است که نامش در تاریخ معاصر ایران با دو مفهوم مهم، یعنی «مبارزه با استبداد» و «بازخوانی اجتماعی دین»، گره خورده است.

او تنها یک روحانی منبری یا مفسر قرآن نبود؛ بلکه شخصیتی بود که ایمان دینی را با آزادی‌خواهی، عدالت اجتماعی، مشارکت سیاسی و گفت‌وگو با طیف‌های گوناگون اجتماعی درآمیخت. اهمیت طالقانی فقط به سال‌های طولانی مبارزه‌اش با حکومت پهلوی محدود نمی‌شود؛ اهمیت اصلی او در این بود که الگویی از روحانیت را نمایندگی کرد که دین را از چارچوبی صرفاً انتزاعی و مناسکی فراتر می‌برد و آن را به راهنمایی برای زندگی فردی و اجتماعی تبدیل می‌کرد.

آیت‌الله طالقانی در ۱۳ اسفند ۱۲۸۹ در روستای گِلیرد طالقان و در خانواده‌ای روحانی متولد شد و در ۱۹ شهریور ۱۳۵۸، تنها چند ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به‌طور ناگهانی درگذشت. اگرچه عمر حضور او در ساختارهای تازه‌تأسیس جمهوری اسلامی کوتاه بود، اما میراث فکری، اجتماعی و سیاسی او همچنان یکی از نمونه‌های مهم پیوند دین و مدرنیته سیاسی در ایران قرن بیستم به شمار می‌آید.

زندگی و شکل‌گیری فکری

تحصیل طالقانی در حوزه‌های تهران و قم، او را با منابع عمیق و ریشه‌دار سنت دینی آشنا کرد؛ اما آنچه مسیر فکری او را از بسیاری دیگر متمایز ساخت، نگاهش به جایگاه روحانیت بود. او از همان ابتدا، روحانیت را محدود به اداره مناسک نمی‌دید و تفسیر قرآن، آموزش دینی، مسئولیت اجتماعی و مبارزه با استبداد را اجزای یک منظومه به هم پیوسته می‌دانست.

مسجد هدایت تهران مهم‌ترین پایگاه اجتماعی و فکری او بود. این مسجد، به‌خصوص از دهه ۱۳۲۰ به بعد، دیگر تنها محل برگزاری نماز نبود؛ بلکه به فضایی برای تفسیر قرآن، سخنرانی‌های سیاسی، تربیت مذهبی نسل جدید و ارتباط میان روشنفکران دینی، دانشجویان، بازاریان و مخالفان حکومت تبدیل شد. بر اساس منابع تاریخی، مسجد هدایت تا پایان زندگی طالقانی یکی از مهم‌ترین مراکز فعالیت‌های دینی و سیاسی او باقی ماند.

آثار طالقانی نیز نشان می‌دهد که دغدغه‌های فکری او تنها به تحولات سیاسی روز محدود نمی‌شد. «پرتوی از قرآن»، مجموعه تفسیری او که بخش‌هایی از آن در دوران زندان نگاشته شد، تلاشی بود برای ارائه قرآن به‌عنوان کتابی برای هدایت فردی و اجتماعی و تبیین مفاهیمی همچون عدالت، آزادی و مسئولیت انسان.

کتاب «اسلام و مالکیت» نیز نشان‌دهنده بخش دیگری از اندیشه اوست. طالقانی در این اثر به موضوعاتی مانند اقتصاد، مالکیت، کار، منابع طبیعی و عدالت در توزیع ثروت پرداخت و در برابر تمرکز ثروت و نگاه مطلق به مالکیت خصوصی موضع گرفت. درس‌های او درباره قرآن و نهج‌البلاغه، به‌ویژه در میان مذهبی‌های تحصیل‌کرده دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰، زمینه‌ای برای شکل‌گیری نگاهی اجتماعی و سیاسی به دین فراهم کرد.

مسیر مبارزه با پهلوی

مبارزه سیاسی طالقانی را نمی‌توان به سال‌های پایانی حکومت پهلوی یا دوران انقلاب محدود کرد. این مبارزه مسیری چندده‌ساله داشت که از حدود سال ۱۳۱۸ در تهران آغاز شد و او را در مقاطع مختلف تاریخ معاصر ایران درگیر فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی کرد.

در دهه ۱۳۲۰، فعالیت‌های دینی و اجتماعی طالقانی در مسجد هدایت، این مکان را به محلی برای آموزش و گفت‌وگوهای سیاسی تبدیل کرد. او در جریان نهضت ملی نفت از دکتر محمد مصدق و ملی شدن صنعت نفت حمایت کرد و با سخنرانی و فعالیت تبلیغی تلاش داشت از افزایش اختلاف میان مصدق و آیت‌الله کاشانی جلوگیری کند.

پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ نیز طالقانی ارتباط خود را با مخالفان حکومت حفظ کرد و در سازماندهی مقاومت سیاسی نقش داشت. او در سال ۱۳۳۶ در تأسیس نهضت مقاومت ملی مشارکت کرد و همین فعالیت‌ها به بازداشت و زندانی شدنش انجامید.

در دهه ۱۳۴۰، مخالفت او با سیاست‌های حکومت، از جمله «انقلاب سفید»، ادامه یافت و همکاری‌اش با جریان‌های ملی ـ مذهبی پررنگ‌تر شد. او از مؤسسان نهضت آزادی ایران نیز شناخته می‌شود.

دهه ۱۳۵۰ برای طالقانی با بازداشت‌های متعدد، زندان و تبعید همراه بود. آخرین بازداشت مهم او در سال ۱۳۵۴ صورت گرفت و تا آبان ۱۳۵۷ در زندان ماند. او همچنین مدتی به زابل تبعید شد.

با این حال، زندان برای طالقانی صرفاً دوره‌ای برای تحمل مجازات نبود. گزارش‌های مربوط به دوران حبس او از ادامه جلسات تفسیر قرآن، گفت‌وگو و آموزش در میان زندانیان حکایت دارد. همین ویژگی باعث شد در نگاه بسیاری از مبارزان جوان و مذهبی، شخصیتی مقاوم، صمیمی و قابل اعتماد باشد.

نقش در پیروزی انقلاب

نقش طالقانی در جریان انقلاب ۱۳۵۷ را می‌توان در سه محور اصلی بررسی کرد: ایجاد پشتوانه دینی برای اعتراضات، سازماندهی اجتماعی در داخل کشور و برقراری ارتباط میان گروه‌های مختلف مخالف سلطنت.

آزادی او از زندان در ۸ آبان ۱۳۵۷، همزمان با اوج گرفتن حرکت‌های انقلابی، به یک رویداد سیاسی و نمادین تبدیل شد. استقبال گسترده مردم از طالقانی نشان داد که او برای بخش قابل توجهی از جامعه، روحانی‌ای شناخته‌شده و مورد اعتماد است که سال‌ها زندان و مبارزه را تجربه کرده است.

پس از آزادی، خانه طالقانی به محلی برای رفت‌وآمد مردم، فعالان و گروه‌های سیاسی تبدیل شد. او در بسیج عمومی مردم در محرم سال ۱۳۵۷ نیز نقش مهمی ایفا کرد. طالقانی در ۱۴ آذر همان سال، مردم را به حضور در راهپیمایی‌های تاسوعا و عاشورا دعوت کرد و خود نیز در این راهپیمایی‌ها حضور یافت.

راهپیمایی‌های گسترده تاسوعا و عاشورا از نقاط عطف انقلاب به شمار می‌آمدند؛ چرا که ابعاد گسترده مخالفت عمومی با حکومت پهلوی را به شکلی آشکار و جمعی به نمایش گذاشتند.

حضور طالقانی در داخل کشور نیز اهمیت ویژه‌ای داشت. در شرایطی که امام خمینی در تبعید به سر می‌برد، طالقانی در تهران حضور داشت و می‌توانست میان مسجد، محلات، بازار، دانشگاه، زندانیان آزادشده، روشنفکران دینی و گروه‌های سیاسی مختلف ارتباط برقرار کند.

او از چهره‌های اصلی انقلاب و عضو شورای انقلاب بود و پس از ترور مرتضی مطهری، ریاست شورای انقلاب را نیز بر عهده گرفت.

نقش طالقانی پس از پیروزی انقلاب اسلامی هم ادامه پیدا کرد. او به عضویت شورای انقلاب درآمد و سپس ریاست این شورا را بر عهده گرفت. همچنین به نمایندگی مردم تهران در مجلس خبرگان قانون اساسی انتخاب شد و نخستین امام جمعه تهران پس از انقلاب بود.

اولین نماز جمعه تهران به امامت او در پنجم مرداد ۱۳۵۸ در دانشگاه تهران برگزار شد و با حضور گسترده مردم همراه بود. طالقانی تلاش داشت نماز جمعه را تنها یک آیین عبادی نبیند، بلکه آن را به عرصه‌ای عمومی برای ایجاد وحدت، افزایش آگاهی سیاسی و طرح مسائل اجتماعی تبدیل کند.

طالقانی چرا محبوب بود؟

محبوبیت طالقانی را نمی‌توان فقط با جایگاه روحانی یا نقش او در انقلاب توضیح داد. این محبوبیت حاصل مجموعه‌ای از ویژگی‌های شخصیتی، فکری و سیاسی بود که او را از بسیاری از چهره‌های هم‌عصرش متمایز می‌کرد.

نخست، سابقه واقعی در هزینه دادن برای مبارزه: زندان، تبعید و سال‌ها مبارزه سیاسی باعث شده بود مردم او را صرفاً یک سخنران یا سیاستمدار نبینند. طالقانی در عمل هزینه مخالفت با استبداد را پرداخته بود و همین موضوع اعتماد عمومی به او را افزایش می‌داد.

دوم، دینداری اجتماعی و عدالت‌خواهانه: تفسیر طالقانی از قرآن بر مسئولیت انسان، مقابله با ظلم، حمایت از محرومان، ارزش کار و انتقاد از انباشت نابرابر ثروت تأکید داشت. چنین ادبیاتی برای کارگران، بازاریان، دانشجویان و جوانان مذهبی عدالت‌خواه جذاب و قابل فهم بود.

سوم، زبان ساده و ارتباط مستقیم با مردم: سخنرانی‌ها و جلسات او تنها برای مخاطبان حوزوی قابل استفاده نبود. طالقانی تلاش می‌کرد مفاهیم دینی را از حالت انتزاعی خارج کند و آنها را به مسائل ملموس جامعه، از جمله استبداد، فقر، وابستگی و آزادی پیوند بزند. مسجد هدایت نیز به همین دلیل به فضایی میان حوزه، دانشگاه و جامعه شهری تبدیل شده بود.

چهارم، دامنه گسترده ارتباطات سیاسی: طالقانی با گروه‌های مختلف مذهبی، ملی، ملی ـ مذهبی و بخشی از جوانان انقلابی ارتباط داشت. همراهی او با نهضت ملی نفت، نهضت مقاومت ملی، جبهه ملی دوم و نهضت آزادی، نشان‌دهنده افق سیاسی گسترده‌تر او و فاصله‌اش از مرزبندی‌های بسته جناحی بود.

پنجم، روحیه میانجی‌گر و وحدت‌طلب: طالقانی در ماه‌های نخست پس از انقلاب تلاش داشت گروه‌ها و جریان‌های مختلف را به همکاری و دوری از خشونت و تفرقه دعوت کند. این نقش میانجی‌گرانه و پدرانه، به‌ویژه در فضای پرالتهاب سال ۱۳۵۸، بر اعتبار اجتماعی او افزود.

ششم، استقلال رأی: اگرچه طالقانی با رهبری انقلاب همراه بود، اما در همه مسائل تابع مصلحت‌های جریان‌های مسلط نبود. او در ماه‌های پس از انقلاب درباره برخی مسائل با شماری از رهبران روحانی حکومت تازه‌تأسیس اختلاف نظر داشت. همین استقلال رأی برای بخشی از مردم و نیروهای سیاسی، از او چهره‌ای متفاوت ساخته بود.

جایگاه تاریخی و درگذشت

طالقانی را می‌توان نماینده نوعی از روحانیت سیاسی دانست که می‌کوشید میان اسلام، آزادی، عدالت اجتماعی، مشارکت مردم و مبارزه با استبداد پیوند برقرار کند. اهمیت او فقط به عنوان یک «روحانی انقلابی» نیست؛ بلکه او مفسری اجتماعی از قرآن و شخصیتی بود که میان سنت دینی و جامعه جدید ایران نقش واسطه ایفا کرد.

درگذشت ناگهانی طالقانی در ۱۹ شهریور ۱۳۵۸، تنها چند ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، فرصت اثرگذاری طولانی‌تر او بر ساختارها و نهادهای تازه‌تأسیس را از میان برد.

با وجود این، میراث فکری و اجتماعی او همچنان مورد توجه پژوهشگران قرار دارد. زندگی طالقانی یکی از نمونه‌های برجسته در تاریخ معاصر ایران از تلاش برای پیوند دادن تفسیر دینی با عدالت‌خواهی اجتماعی و مبارزه سیاسی به شمار می‌رود؛ شخصیتی که در روایت تاریخ ایران قرن بیستم، نامش با مبارزه با استبداد، آزادی‌خواهی و قرائتی اجتماعی از دین گره خورده است.