مبلغ – محمد عارف معزی: همزمان با سالروز وفات حضرت فاطمه معصومه(س)، بار دیگر نام قم با جایگاه تاریخی این شهر در فرهنگ و تمدن شیعی گره میخورد؛ شهری که پیش از ورود آن حضرت نیز از پایگاههای مهم تشیع به شمار میرفت، اما حضور و دفن حضرت معصومه(س) نقطه عطفی در تاریخ معنوی آن رقم زد.
حرم ایشان به تدریج به محور شکلگیری یک مرکز زیارتی و علمی تبدیل شد و در کنار سنت دیرینه حدیث و معارف شیعی، زمینهساز رشد حوزه علمیه قم شد. قم در گذر زمان از یک مرکز مذهبی منطقهای فراتر رفت و به یکی از مهمترین کانونهای تولید و انتقال معارف شیعی در جهان اسلام تبدیل شد.
در همین راستا، حجت الاسلام محمد حسین معزی، ریاست محترم موسسه علمی فرهنگی مبلغ، عصر اندیشه و استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در گفتگو با پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، به بررسی این موارد پرداخته است.
در ادامه مشروح گفتگوی حجت الاسلام معزی با مبلغ را میخوانید؛
*** پیش از ورود حضرت فاطمه معصومه(س)، قم چه جایگاهی در جغرافیای مذهبی و اجتماعی ایران داشت؟ این شهر از چه زمانی به یکی از پایگاههای مهم تشیع تبدیل شد و زمینههای تاریخی و اعتقادی این تحول چه بود؟
اگر بخواهیم درباره قم سخن بگوییم، باید از یک نکته اساسی آغاز کنیم و آن اینکه قم یکباره قم نشد. قم حاصل یک فرایند تاریخی طولانی است؛ فرایندی که در آن، جغرافیا، مهاجرت، محبت اهلبیت(ع)، علم، زیارت و فرهنگ، به تدریج در کنار یکدیگر قرار گرفتند و از این شهر، یکی از مهمترین کانونهای تشیع ساختند. به همین دلیل، تاریخ قم را نمیتوان تنها با تاریخ حوزه علمیه آن آغاز کرد و حتی نمیتوان آن را صرفاً با حرم حضرت معصومه(س) توضیح داد. اگر بخواهیم تصویر کاملتری داشته باشیم، باید چند حلقه به هم پیوسته را ببینیم: قمِ اشعریان، قمِ محدثان، قمِ حضرت معصومه(س)، قمِ حرم و زیارت، قمِ حوزه و سرانجام قمِ معاصر با تأثیرات فرامنطقهای آن. این زنجیره است که به قم معنای تاریخی داده است.
گاهی در بیانهای عمومی چنین تصور میشود که قم با ورود حضرت فاطمه معصومه(س) شیعه شد؛ در حالی که از نظر تاریخی چنین نیست. قم پیش از ورود ایشان، زمینهای بسیار جدی برای تشیع داشت و از اواخر قرن دوم هجری، به یکی از پایگاههای مهم تشیع امامی تبدیل شده بود. بخش مهمی از این تحول با مهاجرت خاندانهای عرب، بهویژه اشعریان، ارتباط دارد. این خاندانها به تدریج در قم استقرار یافتند و ارتباط آنان با امامان شیعه، نقش مهمی در شکلگیری هویت مذهبی شهر داشت.
آنچه در مورد قم جالب توجه است، فقط شیعه بودن مردم آن نیست؛ بلکه نوع رابطه قم با سنت امامت است. عالمان و خاندانهای شیعی قم با امامان ارتباط داشتند، از آنان روایت میگرفتند، وجوهات شرعی میفرستادند و در مقاطع مختلف، خود را در منظومه فکری و اعتقادی امامیه تعریف میکردند. حتی در دورههایی که جریانهای مختلف در میان شیعیان پدید میآمدند، قم ثبات بیشتری در پیروی از جریان امامی نشان داد.
بنابراین میتوان گفت پیش از آنکه حضرت معصومه(س) به قم بیایند، قم یک شهر آماده برای پذیرش یک حضور قدسی بود. این تعبیر مهم است؛ زیرا حضور حضرت معصومه(س) را زمانی بهتر میتوان فهمید که بدانیم ایشان وارد شهری شدند که پیش از آن، دل و ذهن بخش مهمی از جامعه آن با اهلبیت(ع) پیوند خورده بود. به تعبیر دیگر، قم پیش از آنکه حرم حضرت معصومه(س) را در خود جای دهد، در فرهنگ خود جایگاهی برای اهلبیت(ع) ساخته بود؛ و پس از حضور ایشان، این محبت تاریخی صاحب یک کانون عینی و ماندگار شد.
از سوی دیگر، قم در سدههای نخست اسلامی تنها یک شهر مذهبی نبود؛ بلکه یکی از مراکز مهم تولید و انتقال دانش شیعی نیز بود. عالمانی مانند سعد بن عبدالله اشعری، احمد بن محمد بن عیسی و دیگر دانشمندان قمی در تاریخ حدیث و کلام شیعه جایگاه مهمی دارند. در سدههای سوم و چهارم هجری، قم یکی از مراکز اصلی دانش حدیث امامی بود و بسیاری از عالمان بزرگ شیعه با این شهر ارتباط داشتند. این نکته نشان میدهد که قم از همان ابتدا فقط مصرفکننده معارف شیعی نبود؛ خودش در تولید، تدوین و انتقال آن معارف نقش داشت.
البته تاریخ قم در ادامه فراز و نشیبهای فراوانی پیدا کرد. در برخی دورهها، شهرهایی مانند بغداد، نجف، حله و اصفهان از نظر علمی موقعیت برجستهتری پیدا کردند. در دوره صفوی، اصفهان به یکی از مهمترین مراکز علمی و سیاسی ایران تبدیل شد و قم برای مدتی بیشتر با زیارت شناخته میشد. با این حال، سنت علمی قم هیچگاه به طور کامل از میان نرفت. قم دورههای رونق و رکود، حمله و ویرانی، توسعه و بازسازی و دورههای مختلف علمی را پشت سر گذاشت. حتی منابع تاریخی از ویرانی شدید شهر در حمله مغول در قرن هفتم هجری سخن میگویند، اما شهر و مراکز زیارتی آن دوباره بازسازی شدند. همین استمرار شاید یکی از مهمترین ویژگیهای قم باشد؛ شهرها ممکن است ویران شوند، اما اگر یک هویت عمیق در حافظه مردم شکل گرفته باشد، دوباره خود را بازسازی میکنند. قم چنین تجربهای داشته است.
*** حضور حضرت معصومه(س) در قم چه تأثیری بر هویت دینی و جایگاه مذهبی این شهر گذاشت؟ آیا میتوان ورود ایشان را نقطه عطفی در تاریخ قم دانست و این تأثیر را در چه عرصههایی مشاهده کرد؟
حضرت فاطمه معصومه(س) در مسیر حرکت به سوی خراسان و دیدار برادر بزرگوارشان، امام رضا(ع)، به قم رسیدند و پس از مدت کوتاهی در همین شهر رحلت کردند و به خاک سپرده شدند. از اینجا به بعد، تاریخ قم وارد مرحلهای متفاوت میشود. البته اگر بخواهیم دقیق سخن بگوییم، حضرت معصومه(س) آغازگر تشیع قم نبودند؛ اما حضور ایشان نقطه عطفی در تاریخ معنوی قم بود.
چرا؟ زیرا تا پیش از آن، تشیع قم بیشتر در قالب یک فرهنگ اجتماعی، خاندانهای شیعی، عالمان، محدثان و ارتباط با امامان خود را نشان میداد؛ اما با دفن حضرت معصومه(س)، این هویت شیعی صاحب یک مرکز قدسی و عاطفی شد. این اتفاق بسیار مهم است. گاهی یک شهر دارای یک اندیشه است؛ اما گاهی آن اندیشه در یک مکان، یک شخصیت یا یک نماد تاریخی تجسم پیدا میکند. حضرت معصومه(س) برای قم چنین نقشی پیدا کردند. از آن پس، قم فقط شهری شیعی نبود؛ شهری بود که یکی از فرزندان خاندان پیامبر(ص) در آن آرمیده بود. همین تفاوت، به تدریج جایگاه قم را در جغرافیای زیارت شیعه تغییر داد.
اگر بخواهیم این تحول را با زبان ساده توضیح دهیم، باید بگوییم حضرت معصومه(س) به قم هویت تازهای ندادند؛ بلکه هویت شیعی موجود در قم را عمیقتر، عاطفیتر و ماندگارتر کردند. این تأثیر فقط مذهبی نبود. زیارت، رفتوآمد مردم، شکلگیری بناهای مذهبی، حضور سادات، ارتباط عالمان و رونق مدارس و مراکز علمی، به تدریج در کنار این کانون قدسی رشد کرد. منابع تاریخی نیز نشان میدهند که محل دفن حضرت از قرن سوم هجری به بعد به تدریج به یک مجموعه زیارتی تبدیل شد و در طول قرون توسعه یافت.
بنابراین، اگر بخواهیم یک نقطه عطف برای قم تعریف کنیم، میتوانیم بگوییم قم پیش از حضرت معصومه(س) شهر ولایت بود؛ با حضور ایشان، شهر ولایت به شهر زیارت نیز تبدیل شد. این حضور را باید در یک فرایند تاریخی گستردهتر دید؛ به این معنا که ایشان آغازگر هویت شیعی قم نبودند، اما حضور و مرقد ایشان به این هویت یک کانون معنوی ماندگار بخشید و جایگاه شهر را در جغرافیای مذهبی تشیع ارتقا داد.
اگر بخواهیم نقش حضرت معصومه(س) را فقط با معیارهای مستقیم و قابل اندازهگیری تاریخی بسنجیم، ممکن است بگوییم ایشان مدت کوتاهی در قم حضور داشتند و سپس رحلت کردند؛ اما تاریخ فقط با طول زمان ساخته نمیشود. گاهی حضور یک انسان، بسیار کوتاه است اما اثر آن بسیار بلند. حضرت معصومه(س) چنین حضوری در قم دارند. ایشان نه حوزه را تأسیس کردند، نه کتابخانهای به وجود آوردند و نه مدرسهای ساختند؛ اما حضور و مرقد ایشان در طول قرنها، به قم یک مرکز معنوی داد که بعدها بسیاری از تحولات علمی و اجتماعی در فضای پیرامون آن شکل گرفت.
به تعبیر دیگر، اگر حوزه علمیه قم را «بدن علمی» این شهر بدانیم، حرم حضرت معصومه(س) را میتوان قلب معنوی آن دانست و این دو، در طول تاریخ از یکدیگر جدا نبودهاند. حتی در ماجرای احیای حوزه در دوره شیخ عبدالکریم حائری نیز، نقطه آغاز این تحول با سفر او به قم و زیارت حرم حضرت معصومه(س) گره خورده است. این همجواری تاریخی، اتفاق کوچکی نیست.
*** چگونه مزار حضرت معصومه(س) به محور شکلگیری یک مرکز زیارتی، علمی و فرهنگی تبدیل شد؟ چه نسبتی میان حرم ایشان، گسترش تشیع و شکلگیری تدریجی حوزه علمی قم وجود دارد؟
به نظرم یکی از زیباترین ویژگیهای تاریخ قم، همین پیوند میان زیارت و معرفت است. حرم حضرت معصومه(س) فقط یک مقصد زیارتی باقی نماند. در طول قرون، پیرامون این کانون معنوی، مدارس، عالمان، محدثان، فقیهان و حلقههای علمی شکل گرفتند. البته نباید تصور کنیم که حوزه علمیه قم به صورت مستقیم و یکباره از حرم پدید آمد. تاریخ حوزه قم بسیار طولانیتر و پیچیدهتر از این است.
قم در قرن سوم و چهارم هجری خود یکی از مراکز مهم حدیث شیعه بود و عالمان برجستهای از این شهر برخاستند. منابع پژوهشی حتی از نقش بسیار مهم محدثان قم در انتقال میراث حدیثی شیعه سخن گفتهاند. بنابراین، ما با یک رابطه ساده و خطی مواجه نیستیم که بگوییم حرم آمد و حوزه ایجاد شد؛ بلکه با یک تعامل تاریخی مواجهیم. زیارت، معنویت ایجاد کرد؛ معنویت، جاذبه ایجاد کرد؛ جاذبه، مهاجرت و حضور عالمان را افزایش داد؛ عالمان، دانش تولید کردند؛ دانش، جایگاه قم را تثبیت کرد و این علم دوباره بر غنای معنوی شهر افزود. این چرخه، به تدریج قم را ساخت.
به همین دلیل من معتقدم حرم حضرت معصومه(س) را باید چیزی بیش از یک زیارتگاه دانست. حرم، حافظ حافظه معنوی قم است و حوزه علمیه، در امتداد همین حافظه، تلاش کرده است آن محبت و ایمان را به زبان دانش، استدلال و تعلیم منتقل کند. اینکه امروز در قم، زیارت و درس، حرم و مدرسه، دعا و بحث علمی، در کنار یکدیگر دیده میشوند، حاصل قرنها تعامل این دو جریان است.
در دوره معاصر نیز این پیوند را میتوان به شکل روشنی مشاهده کرد. در سال ۱۳۰۱ شمسی، ورود آیتالله شیخ عبدالکریم حائری یزدی به قم نقطه عطف مهمی در تاریخ معاصر حوزه بود. جالب است که خود این واقعه نیز با حرم حضرت معصومه(س) پیوند خورده است. حائری در ابتدا با قصد زیارت به قم آمده بود، اما فضای علمی و اجتماعی قم و اصرار عالمان و مردم، زمینه ماندن ایشان و تأسیس حوزهای منسجم را فراهم کرد. از اینجا به بعد، قم وارد مرحله تازهای شد. اگر قم در قرون نخست، مرکز حدیث شیعه بود، در دوره معاصر به تدریج به مرکز جامع علوم اسلامی شیعه تبدیل شد.
این تحول فقط در فقه و اصول خلاصه نشد. فلسفه، کلام، تفسیر، اخلاق، عرفان، تاریخ اسلام، مطالعات ادیان و مسائل اجتماعی و سیاسی، هر یک به نحوی در منظومه علمی قم جای گرفتند. این تحول، قم را از یک مرکز علمی منطقهای به یک مرکز بزرگ و فراملی تبدیل کرد.
*** قم در سدههای بعد چه نقشی در حفظ، تولید و گسترش معارف شیعی ایفا کرد؟ این شهر چگونه از یک مرکز مذهبی منطقهای به یکی از مهمترین پایگاههای علمی و فکری تشیع تبدیل شد؟
اگر بخواهیم درباره میراث علمی قم سخن بگوییم، باید توجه داشته باشیم که قم از همان سدههای نخست، تنها محل حفظ معارف شیعی نبود، بلکه در تولید، تدوین و انتقال این معارف نیز نقش داشت. عالمانی مانند سعد بن عبدالله اشعری، احمد بن محمد بن عیسی و دیگر دانشمندان قمی در تاریخ حدیث و کلام شیعه جایگاه مهمی دارند. در سدههای سوم و چهارم هجری، قم یکی از مراکز اصلی دانش حدیث امامی بود و بسیاری از عالمان بزرگ شیعه با این شهر ارتباط داشتند. این سابقه نشان میدهد که سنت علمی قم بسیار پیشتر از شکلگیری حوزه معاصر در این شهر وجود داشته است.
البته این مسیر هیچگاه خطی و بدون فراز و نشیب نبوده است. در برخی دورهها، شهرهایی مانند بغداد، نجف، حله و اصفهان از نظر علمی موقعیت برجستهتری پیدا کردند. در دوره صفوی نیز اصفهان به یکی از مهمترین مراکز علمی و سیاسی ایران تبدیل شد و قم برای مدتی بیشتر با زیارت شناخته میشد. اما سنت علمی قم هیچگاه به طور کامل از میان نرفت و همین سنت توانست در دوره معاصر دوباره به یک ساختار علمی گسترده تبدیل شود.
در دوره معاصر، ورود آیتالله شیخ عبدالکریم حائری یزدی به قم در سال ۱۳۰۱ شمسی یک نقطه عطف بسیار مهم بود. حائری در ابتدا با قصد زیارت به قم آمده بود، اما فضای علمی و اجتماعی شهر و اصرار عالمان و مردم، زمینه ماندن ایشان و تأسیس حوزهای منسجم را فراهم کرد. از این مقطع، سنت علمی قم وارد مرحله تازهای شد و این شهر به تدریج از یک مرکز مهم حدیثی و مذهبی، به مرکزی جامع برای علوم اسلامی تبدیل شد.
راز ماندگاری قم را نیز باید در ترکیب چند سرمایه تاریخی جستوجو کرد. قم هم سرمایه معنوی داشت، هم سرمایه علمی، هم سرمایه اجتماعی و هم سرمایه زیارتی و در دوره معاصر، سرمایه انسانی گستردهای از عالمان و طلاب از نقاط مختلف جهان در آن شکل گرفت. این ترکیب، چیزی فراتر از یک شهر مذهبی میسازد. یک شهر مذهبی ممکن است زیارتگاه داشته باشد؛ یک شهر علمی ممکن است دانشگاه داشته باشد؛ یک شهر تاریخی ممکن است آثار باستانی داشته باشد؛ اما قم به تدریج توانست زیارت، علم، سنت و هویت مذهبی را در یک منظومه واحد قرار دهد. همین است که قم را متمایز میکند.
اگر بخواهیم همه این بحث را در یک جمله جمع کنیم، میتوان گفت تاریخ قم، تاریخ تبدیل محبت به معرفت است. محبت اهلبیت(ع) در میان مردم قم شکل گرفت؛ این محبت با حضور حضرت معصومه(س) یک مرکز قدسی پیدا کرد؛ زیارت در کنار علم قرار گرفت؛ علم به مدرسه و حوزه تبدیل شد و حوزه، معارف شیعه را به نسلهای مختلف و سپس به جهان اسلام منتقل کرد. این مسیر البته ساده و بدون فراز و نشیب نبوده است، اما استمرار آن نشان میدهد که یک هویت عمیق تاریخی توانسته خود را در دورههای مختلف بازسازی کند.
*** تأثیر قم بر جهان اسلام، فراتر از مرزهای ایران، چگونه قابل ارزیابی است؟ حوزه علمیه قم، عالمان و اندیشههای برخاسته از این شهر چه نقشی در تحولات فکری، فرهنگی و سیاسی جهان اسلام داشتهاند و در این میان، جایگاه حضرت معصومه(س) در شکلگیری این هویت تاریخی چیست؟
تأثیر قم امروز دیگر محدود به مرزهای جغرافیایی ایران نیست. حوزه علمیه قم در دوره معاصر، محل حضور طلاب و پژوهشگرانی از کشورهای مختلف بوده و آثار علمی و اندیشههای عالمان آن به زبانها و جوامع مختلف راه پیدا کرده است. این تأثیر را البته نباید فقط در عرصه سیاست جستوجو کرد. بخشی از آن در حوزه فقه و حقوق اسلامی است، بخشی در تفسیر و علوم قرآن، بخشی در فلسفه و کلام اسلامی، بخشی در اخلاق و عرفان، بخشی در گفتوگوی ادیان و مذاهب و بخشی نیز در پاسخ به پرسشهای انسان معاصر درباره دین، اخلاق، خانواده، جامعه و معنای زندگی.
این نکته برای من بسیار مهم است که تأثیر واقعی یک مرکز علمی، فقط در تعداد کسانی که از آن فارغالتحصیل میشوند نیست؛ در پرسشهایی است که در جهان ایجاد میکند و پاسخهایی است که به جهان عرضه میکند. قم در دوره معاصر، در بسیاری از این عرصهها وارد گفتوگوی بزرگتر جهان اسلام شده است. البته این تأثیر را باید تاریخی و چندلایه دید و نباید همه جریانهای فکری و سیاسی جهان اسلام را به قم نسبت داد. جهان اسلام مجموعهای بسیار متنوع است و مراکز علمی متعددی در آن نقش داشتهاند. اما نمیتوان انکار کرد که قم در سده اخیر، یکی از مهمترین مراکز تولید و انتقال اندیشه شیعی بوده است.
در این میان، جایگاه حضرت معصومه(س) را نیز باید در یک چارچوب تاریخی و تمدنی دید. اگر حوزه علمیه قم را «بدن علمی» این شهر بدانیم، حرم حضرت معصومه(س) را میتوان قلب معنوی آن دانست. حضرت معصومه(س) نه حوزه را تأسیس کردند، نه کتابخانهای به وجود آوردند و نه مدرسهای ساختند؛ اما حضور و مرقد ایشان در طول قرنها، به قم یک مرکز معنوی داد که بسیاری از تحولات علمی و اجتماعی در فضای پیرامون آن شکل گرفت. بنابراین نباید همه تاریخ قم را به یک شخصیت فروکاست؛ تاریخ قم بسیار گستردهتر از این است. اما حضور حضرت معصومه(س) یک کانون معنوی ماندگار ایجاد کرد که هویت قم را برای قرنها تحت تأثیر قرار داد.
در واقع، اگر بخواهیم مسیر تاریخی قم را در یک تصویر واحد ببینیم، میتوان گفت قم پیش از حضرت معصومه(س) خانهای برای دوستداران اهلبیت(ع) بود؛ با حضور حضرت، این خانه صاحب قبلهای معنوی شد و در گذر زمان، در کنار آن قبله معنوی، مدرسهای شکل گرفت که معارف اهلبیت(ع) را به زبان علم و استدلال به جهان عرضه کرد. از این منظر، نسبت میان حرم و حوزه، زیارت و معرفت، تنها یک همجواری جغرافیایی نیست؛ بلکه حاصل یک فرایند تاریخی طولانی است که در آن، محبت دینی به دانش و اندیشه پیوند خورده است.
در نهایت، من قم را نمیتوانم فقط یک «شهر مذهبی» بدانم. قم یک پدیده تمدنی است؛ پدیدهای که در طول بیش از هزار سال، عناصر مختلفی را در کنار هم قرار داده است: ایمان و عقل، زیارت و دانش، حوزه و حرم، سنت و پرسشهای جدید و در نهایت، ایران و جهان اسلام. در مرکز این منظومه، نام حضرت فاطمه معصومه(س) قرار دارد؛ البته نه به این معنا که همه تاریخ قم را به یک شخصیت فروبکاهیم، بلکه به این معنا که حضور ایشان، یک کانون معنوی ماندگار ایجاد کرد که هویت قم را برای قرنها تحت تأثیر قرار داد.
شاید بتوان گفت قم پیش از حضرت معصومه(س) شهر ولایت بود؛ با حضور ایشان، شهر ولایت به شهر زیارت تبدیل شد و در کنار آن، در گذر زمان، مدرسهای شکل گرفت که معارف اهلبیت(ع) را به زبان علم و استدلال به جهان عرضه کرد. امروز، وقتی از قم سخن میگوییم، در واقع از یک شهر باستانی یا حتی یک شهر مذهبی سخن نمیگوییم؛ از شهری سخن میگوییم که بخش مهمی از هویت خود را از نسبت میان حرم و حوزه، زیارت و معرفت، محبت و اندیشه گرفته است. شاید همین است که راز ماندگاری قم را توضیح میدهد: در قم، زیارت پایان راه نیست؛ آغاز معرفت است. و این شاید زیباترین تعریفی باشد که بتوان از قم ارائه کرد.