پاسخ به تشکیک در اعجاز قرآن

به‌دنبال طرح دیدگاه‌هایی از سوی حاتم قادری در مناظره‌ای با حجت‌الاسلام صادقی درباره اعجاز قرآن، دکتر حسن انصاری، پژوهشگر برجسته کلام و اندیشه‌های اسلامی، در یادداشتی که در کانال تلگرامی خود منتشر کرده است، به این تشکیک‌ها واکنش نشان داد. دکتر انصاری در این یادداشت، با رویکردی تاریخی و کلامی، به تبیین دقیق مفهوم اعجاز […]

به‌دنبال طرح دیدگاه‌هایی از سوی حاتم قادری در مناظره‌ای با حجت‌الاسلام صادقی درباره اعجاز قرآن، دکتر حسن انصاری، پژوهشگر برجسته کلام و اندیشه‌های اسلامی، در یادداشتی که در کانال تلگرامی خود منتشر کرده است، به این تشکیک‌ها واکنش نشان داد. دکتر انصاری در این یادداشت، با رویکردی تاریخی و کلامی، به تبیین دقیق مفهوم اعجاز قرآن پرداخته و برخی خلط‌های مفهومی در این بحث را مورد نقد قرار داده است.
دکتر انصاری در ابتدای یادداشت خود با خطاب قرار دادن حاتم قادری تأکید می‌کند که تشکیک در اعجاز قرآن موضوعی جدید نیست و سابقه آن دست‌کم به سده دوم قمری بازمی‌گردد. او با این حال، ریشه اختلاف را در خلط میان «زبان قرآن» و «قرآن به مثابه اعجاز پیامبر» می‌داند و یادآور می‌شود که متکلمان مسلمان از آغاز بر سر این نکته توافق نداشتند که اعجاز قرآن صرفاً در بلاغت زبانی آن خلاصه می‌شود.
وی با اشاره به دیدگاه‌های متنوع کلامی، توضیح می‌دهد که برخی متکلمان «نظم قرآن» و برخی دیگر نظریه «صرفه» را جهت اعجاز دانسته‌اند، اما در عین حال تصریح می‌کند که هیچ‌یک از متکلمان، اصل زبان قرآن را به‌عنوان دلیل اعجاز پیامبر قلمداد نکرده‌اند. به گفته او، محور اصلی اعجاز قرآن در نگاه کلامی، مفهوم «تحدی» است؛ یعنی به چالش کشیدن مخاطبان برای آوردن متنی همانند قرآن.
دکتر انصاری در ادامه یادداشت خود، با استناد به آیات متعدد قرآن کریم، روند تدریجی و تصاعدی تحدی را توضیح می‌دهد؛ از دعوت به آوردن کتابی همانند قرآن تا ده سوره و در نهایت حتی یک سوره. به باور متکلمان، ناتوانی مشرکان قریش، با وجود مهارت بالای آنان در فصاحت و بلاغت، نشانه‌ای از تأیید الهی نبوت پیامبر اسلام بوده است. او همچنین به اختلاف دیدگاه‌ها درباره علت این ناتوانی اشاره می‌کند؛ برخی آن را ناشی از فرابشری بودن کلام قرآن می‌دانند و برخی دیگر، مطابق نظریه صرفه، معتقدند خداوند مانع از معارضه موفق شده است.
این پژوهشگر کلام اسلامی با یادآوری تلاش‌های ناموفق تاریخی برای معارضه با قرآن، تأکید می‌کند که هیچ‌یک از این نمونه‌ها نتوانسته‌اند در تاریخ ادب عربی هم‌تراز سوره‌ای از قرآن تلقی شوند. او در بخش پایانی یادداشت، به آثار مهمی در زمینه اعجاز قرآن اشاره می‌کند؛ از جمله کتابی از شریف مرتضی و اثر مشهور عبدالقاهر جرجانی، و همچنین مقاله‌ای از پروفسور یوزف فان‌اِس درباره معارضه با قرآن که به‌گفته او شایسته ترجمه است.
متن کامل پاسخ دکتر حسن انصاری، بدون هیچ‌گونه دخل و تصرف، به شرح زیر است:
هم‌سخن گرامی، جناب آقای دکتر حاتم قادری، حتما مستحضرید که این قبیل تشکیکات درباره قرآن و اعجاز قرآن البته جدید نیست و سابقه ای تا سده دوم قمری دست کم دارد. منتهی گویا در سخن شما دو چیز با هم خلط شده: زبان قرآن و قرآن به مثابه اعجاز پیامبر. مستحضرید که همه متکلمان بر این توافق نداشتند که جهت اعجاز قرآن اعجاز بلاغی آن است. بلکه علاوه برخی از نظم قرآن به عنوان جهت اعجاز و برخی از نظریه “صرفه” به عنوان جهت اعجاز قرآن سخن می گفتند. هر کدام از این نظرات سه‌گانه را مبنا قرار دهیم یک چیز مسلم است و آن اینکه هیچ متکلمی اصل زبان قرآن را دلیل اعجاز پیامبر قرار نداده. آنچه متکلمین آن را اعجاز پیامبر در ارتباط با قرآن می دانند “تحدی” قرآن است. بنابر نظر آنان قرآن مشرکان قریش که در ادب و بلاغت و سخنوری مهارتی تمام داشتند و در عین حال معتقد بودند قرآن حاصل آموزش ها و القائات کسانی است که این آیات و گفتارها را به پیامبر القاء کرده اند دعوت کرد که اگر چنین است پس مانند قرآن را در معارضه با آن عرضه کنید. آیات تحدی (به معنی به چالش کشیدن) در قرآن کریم متعدد است و مانا که سیری منظم و تصاعدی داشته. در آغاز قرآن از مشرکان می خواهد اگر توانایی دارید پس مانند همین قرآن بیاورید و بعدا سخن از ده سوره و حتی سپس تر یک سوره شد. مشرکان عرب از انجام چنین کاری در هر مرحله عاجز بودند و بدین ترتیب متکلمان این آیات را بسان چالشی دانستند که خود نشان از اراده خداوند در تأیید نبوت و صدق کلام و دعوی پیامبر دارد. حال برخی می گفتند ناتوانی مشرکان عرب به دلیل این بود که خود سخن چون الهی است آوردن سخنی همانند آن از توان بشر عادی خارج است و برخی می گفتند خود سخن قرآن بنفسه معجزه و خارج از قدرت بشر نیست بلکه اینکه هیچ کس در برابر دعوت های مکرر قرآن با وجود انگیزه کافی نتوانست مانند قرآن و یا ده سوره از قرآن و یا حتی سوره ای از قرآن بیاورد این به معنای این است که خداوند هر بار جلوی آنها را گرفته و به اصطلاح آنان را به قدرت ذاتی و الهی خود منصرف کرده است (نظریه صرفه). هر چه هست این ناتوانی و یا ناتوان کردن بود که جهت اعجاز قرآن قلمداد شده.