دلایل ترک دین و پایبندی به آن؛ الگوی آمریکایی‌ها چه می‌گوید؟

در شرایطی که دین و معنویت در جامعهٔ آمریکا با تحولات نسلی و فرهنگی عمیقی روبه‌رو شده است، پژوهشی تازه از Pew Research Center تصویری دقیق و داده‌محور از الگوهای پایبندی مذهبی و ترک دین در این کشور ارائه می‌دهد.

در شرایطی که دین و معنویت در جامعهٔ آمریکا با تحولات نسلی و فرهنگی عمیقی روبه‌رو شده است، پژوهشی تازه از Pew Research Center تصویری دقیق و داده‌محور از الگوهای پایبندی مذهبی و ترک دین در این کشور ارائه می‌دهد. این گزارش، که بر پایهٔ داده‌های هزاران پاسخگو تنظیم شده است، نشان می‌دهد اگرچه بیش از یک‌سوم آمریکایی‌ها دین دوران کودکی خود را کنار گذاشته‌اند، اما همچنان اکثریت جامعه بر ایمان اولیهٔ خود باقی مانده‌اند.

یافته‌های این پژوهش حاکی از آن است که تداوم پایبندی دینی بیش از هر چیز با «باور قلبی به تعالیم دینی»، «احساس معنا در زندگی» و «پاسخ‌گویی دین به نیازهای معنوی فرد» پیوند دارد. افرادی که دین را منبع معنا، آرامش و چارچوب اخلاقی می‌دانند، احتمال بسیار بیشتری دارد که به باورهای مذهبی خود وفادار بمانند. در مقابل، کسانی که دین به‌تدریج جایگاه خود را در زندگی روزمرهٔ آنان از دست داده، یا باور به آموزه‌های دینی در ذهنشان فرسوده شده است، بیشترین سهم را در آمار ترک دین دارند.

این گزارش نشان می‌دهد که ترک دین غالباً نه به‌صورت ناگهانی، بلکه در نتیجهٔ فاصله‌گیری تدریجی و بی‌اهمیت شدن دین در تجربهٔ زیستهٔ فرد رخ می‌دهد. پژوهشگران تأکید می‌کنند که تجربه‌های کودکی و نوجوانی، نوع تربیت خانوادگی، و مواجههٔ اولیه با مفاهیم دینی نقش تعیین‌کننده‌ای در این مسیر ایفا می‌کند. بر اساس داده‌ها، حدود ۸۵ درصد تغییرات مذهبی اعم از ترک دین یا تغییر گرایش مذهبی، پیش از ۳۰ سالگی اتفاق می‌افتد؛ موضوعی که اهمیت دورهٔ جوانی را در شکل‌گیری هویت دینی برجسته می‌سازد.

عامل سن در کنار گرایش سیاسی نیز از متغیرهای اثرگذار این پژوهش معرفی شده است. جوان‌ترها و افرادی با گرایش‌های سیاسی خاص، بیش از دیگر گروه‌ها در معرض تغییر هویت دینی قرار دارند. بااین‌حال، حتی در میان این گروه‌ها نیز کسانی که دین را بخشی زنده و معنادار از زندگی خود تلقی می‌کنند، کمتر از باورهای مذهبی فاصله می‌گیرند.

از منظر دینی و فرهنگی، یافته‌های این گزارش یادآور آن است که دین زمانی پایدار می‌ماند که فراتر از یک سنت خانوادگی یا هویت اجتماعی، به تجربه‌ای درونی و معنادار تبدیل شود. آموزه‌های دینی همواره بر پیوند ایمان با معنا، اخلاق و آرامش درونی تأکید داشته‌اند و این پژوهش نشان می‌دهد که همین مؤلفه‌ها در دنیای معاصر نیز نقشی کلیدی در تداوم دینداری ایفا می‌کنند.

این تحلیل جامع، افزون بر پاسخ به پرسش «چرا برخی می‌مانند و برخی می‌روند»، تصویری روشن از بافت در حال دگرگونی هویت مذهبی در آمریکای امروز ترسیم می‌کند و می‌تواند برای پژوهشگران دین، سیاست‌گذاران فرهنگی و فعالان حوزهٔ آموزش دینی، داده‌هایی قابل تأمل و راهگشا فراهم آورد.