آیا مدت حکومت امام زمان(عج) مهم است؟
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، یکی از پرسشهای مکرر و پرچالش در ذهن مخاطبان دینپژوه، بهویژه در عصر بحرانهای جهانی و بیعدالتیهای فراگیر، این است که حکومت امام مهدی (عج) چه مدت به طول میانجامد. پرسشی که در نگاه نخست ساده به نظر میرسد، اما در لایههای عمیقتر، ما را با یک مسئله بنیادین مواجه میکند: آیا در منطق مهدویت، عدد و زمانسنجی اصل است یا معنا، کارکرد و غایت حکومت عدل جهانی؟ روایات، پاسخهای متنوعی ارائه میدهند؛ از سالهایی محدود تا دورههایی طولانی. اما این تنوع عددی، حامل پیامی مهم است که اگر درست فهم نشود، ممکن است ما را از اصل ماجرا دور کند.
این یادداشت تلاش میکند با نگاهی علمی، روایی و انسانمحور، این مسئله را بازخوانی کرده و در کنار آن، به وظایف ما در دوران انتظار و آمادگی برای آن عصر بپردازد.
بخش اول: تنوع عدد در روایات؛ تعارض یا تنوع معنا
در منابع روایی شیعه، درباره مدت حکومت امام مهدی (عج) اعداد مختلفی نقل شده است. در برخی روایات، از حکومت هفت یا نه ساله سخن به میان آمده و در برخی دیگر، اعداد بزرگتری مانند چهل سال، هفتاد سال یا حتی دورههایی طولانیتر ذکر شده است. این تنوع در نگاه ابتدایی ممکن است بهعنوان تعارض روایی تلقی شود، اما روش فهم حدیث در مکتب اهل بیت (ع) ما را به تأملی دقیقتر دعوت می در نگاه ابتدایی ممکن است بهعنوان تعارض روایی تلقی شود، اما روش فهم حدیث در مکتب اهل بیت (ع) ما را به تأملی دقیقتر دعوت میکند.
بسیاری از عالمان حدیث و مهدویتپژوهان تأکید کردهاند که این اعداد لزوماً ناظر به سالهای شمسی یا قمری متعارف نیستند. در برخی روایات تصریح شده که سالهای حکومت امام مهدی (عج) با سالهای رایج متفاوت است؛ بهگونهای که هر سال، کشش و برکت چندین سال را دارد. این نگاه، عدد را از یک شاخص صرفاً زمانی، به نمادی از عمق، گستره و تأثیر حکومت تبدیل میکند.
از سوی دیگر باید توجه داشت که در ادبیات روایی، عدد همیشه بهمعنای کمّیِ دقیق نیست. گاه عدد برای تقریب ذهن مخاطب، یا برای اشاره به یک دوره کامل و بهسامان بهکار میرود. همانگونه که در قرآن کریم نیز در مواردی عدد، بار نمادین دارد؛ مانند تعبیر «ألف شهر» در سوره قدر که بیش از آنکه بر محاسبه ریاضی تکیه داشته باشد، بر عظمت و کیفیت دلالت میکند.
در نتیجه تنوع عددی روایات نه نشانه ضعف آنها، بلکه نشانه چندلایه بودن پیام مهدویت است؛ پیامی که نمیخواهد ذهن مؤمن را درگیر تقویم و شمارش سالها کند، بلکه او را به فهم مأموریت و مسئولیت حکومت عدل جهانی فرا میخواند.
بخش دوم: آیا عدد مهم است یا معنا و کارکرد حکومت؟
اگر از زاویهای عمیقتر به مسئله بنگریم، پرسش اساسی این نیست که حکومت امام مهدی (عج) چند سال طول میکشد، بلکه این است که در آن حکومت چه اتفاقی برای انسان و جامعه بشری میافتد. روایات، تصویری روشن از کارکردهای این حکومت ارائه میدهند: گسترش عدالت، احیای کرامت انسانی، شکوفایی عقلها و بازگشت انسان به فطرت الهی.
امام باقر (ع) میفرمایند: «اذا قام قائمنا وضع یده علی رؤوس العباد فجمع بها عقولهم و کملت به أحلامهم»؛ هنگامی که قائم ما قیام کند، دست خود را بر سر بندگان میگذارد و عقلهای آنان را کامل میسازد. این روایت نشان میدهد که محور حکومت مهدوی، تحول درونی انسانهاست، نه صرفاً تغییر ساختارهای سیاسی. در چنین نگاهی، حتی اگر این حکومت در ظاهر کوتاه باشد، از نظر عمق اثرگذاری، تاریخ بشر را دگرگون میکند.
از منظر قرآن هم معیار ارزشمندی زمان، به محتوای آن وابسته است، نه به طول آن. خداوند در سوره عصر، تمام عمر انسان را در معرض خسران میداند، مگر آنکه با ایمان، عمل صالح، حقگرایی و صبر همراه شود. بر این اساس، حکومتی که این مؤلفهها را در سطح جهانی محقق کند، حتی اگر از نظر عددی محدود باشد، ارزشی بیبدیل دارد.
بنابراین تمرکز افراطی بر عدد سالها، ما را از درک پیام اصلی مهدویت دور میکند. آنچه اهمیت دارد، کیفیت حکومت، میزان تحقق عدالت، و عمق تحول اخلاقی و معرفتی انسانهاست؛ امری که با هیچ تقویمی قابل سنجش دقیق نیست.
بخش سوم: فلسفه ابهام زمانی در مهدویت
یکی از حکمتهای مهم در ارائه نشدن عدد قطعی و واحد درباره مدت حکومت امام مهدی (عج)، حفظ پویایی انتظار است. اگر زمان و مدت حکومت بهصورت دقیق و غیرقابل تغییر بیان میشد، انتظار به یک امر ایستا و محاسباتی تبدیل میگردید؛ در حالی که در منطق اهل بیت (ع)، انتظار یک وضعیت فعال، سازنده و مسئولیتآور است.
امام صادق (ع) میفرمایند: «من سرّه أن یکون من أصحاب القائم فلینتظر و لیعمل بالورع و محاسن الأخلاق»؛ هر کس دوست دارد از یاران قائم باشد، باید منتظر باشد و در حال انتظار، به تقوا و اخلاق نیکو عمل کند. این روایت بهروشنی نشان میدهد که انتظار، نه نشستن و شمردن سالها، بلکه ساختن خویشتن و جامعه است.
ابهام در عدد و زمان، انسان مؤمن را از غفلت نجات میدهد و او را در حالت آمادگی دائمی قرار میدهد. چنین انتظاری، بهجای ایجاد اضطراب یا کنجکاوی بیثمر، به مسئولیتپذیری اخلاقی و اجتماعی میانجامد. در این چارچوب، پرسش از مدت حکومت، جای خود را به این پرسش مهمتر میدهد که منِ منتظر، امروز چه نسبتی با عدالت، حقطلبی و اصلاح دارم؟
از منظر تربیتی این ابهام، مانع شکلگیری نگاه مصرفی به مهدویت میشود؛ نگاهی که در آن، ظهور صرفاً راهحلی بیرونی برای مشکلات تلقی میگردد، نه نتیجه آمادگی درونی و جمعی انسانها.
بخش چهارم: وظایف ما در قبال آن دوران
اگر بپذیریم که اصل در مهدویت، معنا و کارکرد حکومت است، آنگاه وظایف ما نیز روشنتر میشود. نخستین وظیفه، اصلاح فردی است. انسانی که قرار است در جامعه عدالتمحور زندگی کند، باید از هماکنون با ظلمستیزی، امانتداری، صداقت و رعایت حقوق دیگران انس بگیرد. انتظار، بدون خودسازی، به یک شعار تهی تبدیل میشود.
دومین وظیفه، اصلاح اجتماعی است. جامعه منتظر، جامعهای بیتفاوت نسبت به فقر، تبعیض و بیعدالتی نیست. روایات مهدوی، ما را به مسئولیت اجتماعی فرا میخوانند؛ بهگونهای که هر گام کوچک در مسیر عدالت، تمرینی برای زیستن در عصر ظهور است. در این معنا، انتظار، پیوندی عمیق با سبک زندگی دارد.
سومین وظیفه، ارتقای معرفت دینی و عقلانی است. حکومت امام مهدی (عج)، حکومت عقلها و آگاهیهاست. جامعهای که درگیر خرافه، سطحینگری و تعصبهای کور باشد، نمیتواند میزبان آن تحول بزرگ باشد. قرآن کریم بارها انسان را به تعقل و تدبر دعوت میکند و این دعوت، در عصر انتظار، معنایی دوچندان مییابد.
در نهایت باید گفت که پرسش از مدت حکومت امام زمان (عج)، اگر ما را به تعمیق ایمان، اصلاح رفتار و مسئولیتپذیری اجتماعی برساند، پرسشی مبارک است؛ اما اگر به کنجکاوی عددی و غفلت از وظیفه بینجامد، ما را از روح مهدویت دور میکند. آنچه باید در کانون توجه ما باشد، آمادگی برای زیستن در جهانی عادلانه است؛ جهانی که شاید زمانش را ندانیم، اما میتوانیم از امروز، شبیه آن زندگی کنیم.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰